تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4354019
شناسه : 4354019
تاریخ :
سه رهبر، سه تصمیم خطرناک | شباهت‌های ترامپ، نتانیاهو و پوتین در جنگ علیه ایران و اوکراین | راهی جز مذاکره وجود ندارد اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: هیچ‌یک از این رهبران نمی‌توانند این فرسایش سیاسی و نظامی را تا ابد ادامه دهند. در نهایت، تمامی این منازعات پشت میز مذاکره ختم خواهد شد

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین سه شخصیت کاملاً متفاوت هستند، اما یک ویژگی مشترک و خطرناک آن‌ها را به هم وصل می‌کند: هر سه فکر می‌کنند باهوش‌ترین فرد حاضر در هر اتاقی‌ هستند.

متأسفانه این اعتمادبه‌نفس کاذب باعث شده دست به حماقت‌بارترین کار ممکن بزنند؛ یعنی دور خود را با افراد بله‌قربان‌گو پر کنند. نتیجه؟ ورود به جنگ‌های بن‌بستی که خروج از آن‌ها تنها با پذیرش شکستی تلخ و سنگین ممکن است.

توماس فریدمن در نیویورک‌تایمز نوشت:‌ باید مراقب بود؛ هیچ‌چیز خطرناک‌تر از رهبری بی‌پروا نیست که در برابر شکست قرار گرفته، چرا که غریزه او اغلب به‌جای عقب‌نشینی، بر عقب‌نشینی‌نکردن و اصرار بر استراتژی شکست‌خورده فرمان می‌دهد.

نتانیاهو و توهم «تغییر رژیم» در تهران

برای درک خروج نخست‌وزیر اسرائیل از ریل عقلانیت، کافی است به دو تصمیم عجیب او نگاه کنیم:

  1. تصور این‌که اسرائیل می‌تواند تنها با یک ضربه هوایی سنگین حکومت تهران را سرنگون کند.

  2. این باور که اسرائیل صلاحیت و قدرت انتخاب رهبر بعدی ایران را دارد!

برای کالبدشکافی این اشتباه باید به یک اصل تاریخی اشاره کرد: از زمان تماشای ماجرای سال ۱۹۸۲ در لبنان(زمانی که شبه‌نظامیان مسیحی، سازمان موساد را متقاعد کردند که با یک تهاجم سریع می‌توان بشیر جمیل را روی کار آورد)یک قاعده طلایی درباره سرویس اطلاعاتی اسرائیل وجود دارد: اگر قصد ترور کسی را در بیروت یا تهران دارید، موساد بهترین گزینه است؛ اما اگر می‌خواهید جریانات سیاسی و اجتماعی این شهرها را تحلیل کنید، هرگز سراغ موساد نروید.

موساد در شکار و حذف دشمنان خود استاد است، اما همین جاسوسان، به‌دلیل کینه‌های شخصی یا انگیزه‌های مالی، معمولا دچار بزرگ‌نمایی شده و فروپاشی‌ها را بسیار آسان‌تر از واقعیت نشان می‌دهند.

ترامپ و نتانیاهو

اشتباه ترامپ در اعتماد به موساد

شخصی مانند ترامپ که آشنایی عمیقی با تاریخ ندارد، تصور کرد توانایی ترور موساد به معنای قدرت تحلیل پس از ترور نیز هست. وقتی در جلسه فوریه، نتانیاهو و رئیس وقت موساد ادعا کردند که با ترور رهبران ارشد ایران، حکومت سقوط کرده و نیروهای معتدل قدرت را دست می‌گیرند، ترامپ به این تحلیل خنده‌دار اعتراض نکرد. او تصور می‌کرد ایران هم مانند ونزوئلا پس از برکناری مادورو به سادگی در مشتش قرار می‌گیرد.

بر اساس گزارش «مگی هابرمن» و «جاناتان سوان» در کتاب «تغییر رژیم»، جان راتکلیف (رئیس وقت سیا) سناریوهای تغییر رژیم نتانیاهو را تنها با یک کلمه، مضحک توصیف کرده است. اما ترامپ با بی‌توجهی به ارزیابی‌های استخباراتی کشورش، وارد مسیری شد که هزینه‌های سنگینی به همراه داشت.

پوتین و روایت‌های خودساخته از اوکراین

ولادیمیر پوتین هم دقیقا در دام مشابهی افتاد. او باور کرده بود که مردم اوکراین بی‌صبرانه منتظر بازگشت به روسیه به‌عنوان سرزمین مادری هستند و حکومت کی‌یف با اولین ضربه فرو می‌ریزد.

همان‌طور که رابین لرد (تحلیل‌گر نظامی) اشاره می‌کند: بزرگ‌ترین خطای پوتین باور به روایت خودساخته‌اش بود که اوکراینی‌ها و روس‌ها را یک ملت واحد می‌دانست. این کوری ایدئولوژیک باعث شد او انتظار داشته باشد از نیروهایش به عنوان منجی استقبال شود.

سرویس اطلاعاتی روسیه مانند موساد، اطلاعات خود را از منابع همسو دریافت کرد؛ اطلاعاتی که صرفا آنچه را که مسکو تمایل به شنیدنش داشت تأیید می‌کردند، نه واقعیت‌های موجود روی زمین را.

ترامپ و پوتین

 ترامپ و بحران بی‌برنامگی در خاورمیانه

در حالی که نتانیاهو پیروزی‌های تاکتیکی علیه حماس و حزب‌الله را به یک استراتژی امنیتی پایدار تبدیل نکرده و توجه جهان را به سمت الحاق کرانه باختری و غزه جلب کرده، ترامپ هم با تصمیمات بدون پشتوانه بین‌المللی موجب تضعیف موقعیت آمریکا شده است.

ورود به تقابل با ایران بدون متحدان بین‌المللی و بدون داشتن یک برنامه جایگزین مشخص، به طرف مقابل اجازه داد تا با ابزارهای کم‌هزینه اما کارآمد، نظیر کنترل تنگه هرمز و فشار بر متحدان منطقه‌ای آمریکا هزینه‌های سنگینی را به واشنگتن تحمیل کند.

از سوی دیگر، پوتین به جای ساختن روسیه‌ای توسعه‌یافته و جذاب، کشورش را به یک دولت پلیسی متکی بر اقتصاد نفتی تبدیل کرده که در انقلاب هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین جایگاهی ندارد.

ابربحرانی به نام «طبیعت»: چالش اصلی ایران

در سوی دیگر این معادلات، حاکمیت ایران هم طی ۴۷ سال گذشته با اتخاذ سیاست‌های نامناسب داخلی و منطقه‌ای، کشور را در برابر بحران‌های زیست‌محیطی فوق‌العاده آسیب‌پذیر کرده است.

گزارش تحلیلی بولتن دانشمندان اتمی نشان می‌دهد که تهدید اصلی، نه جنگ نظامی، بلکه بحران آب و هوایی است.

 موج گرمای بی‌سابقه: رسیدن دما به ۵۰ درجه سانتی‌گراد در تابستان و تعطیلی مراکز اداری و بانکی.

کاهش ذخایر آبی: افت شدید سطح آب سدهای تأمین‌کننده پایتخت.

هشدار تخلیه: طرح احتمال تخلیه تهران در صورت عدم بازگشت منابع آبی.

ایران و آمریکا

پایانی که راهی جز مذاکره ندارد

هیچ‌یک از این رهبران نمی‌توانند این فرسایش سیاسی و نظامی را تا ابد ادامه دهند. در نهایت، تمامی این منازعات پشت میز مذاکره ختم خواهد شد؛ تنها پرسش باقی‌مانده این است که چه زمانی این سیاستمداران تصمیم می‌گیرند واقعیت‌های موجود را بپذیرند و به هزینه‌ تراشیدن برای ملت‌های خود پایان دهند.