به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، داوود آقایی عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: ممکن است در ادامه، شاهد یک جنگ گسترده مشابه جنگ 40 روزه باشیم. البته این را هم باید در نظر داشت که شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بر خلاف روزهای نخست جنگ 40 روزه، نه آمریکا و نه ایران نمیخواهند دامنه جنگ گسترش یابد و نسبت به فراهمشدن بستر مذاکره بیمیل نیستند.
داوود آقایی با اشاره به افزایش تنشها بین ایران و آمریکا و حملات به جنوب کشور، اظهار کرد: وضعیت کنونی، گواهی بر این است که آمریکاییها به دنبال افزایش فشارها بر ایران اند تا چنانچه طرفین مجددا به میز مذاکره بازگشتند، آمریکا دست برتر را داشته باشد و بتواند خواستههای خود را بر ایران تحمیل کند. در این راستا، احتمال حمله زمینی به برخی از جزایر و بنادر جنوب ایران نیز وجود دارد، زیرا آمریکا تنها زمانی میتواند به اهداف خود از جنگ دست یابد که علاوه بر حملات هوایی، در بعد زمینی نیز پیشروی کند. بنابراین، حمله زمینی خواسته و آرمان قطعی آمریکاست، اما انجام آن، ریسکهای فراوانی دارد.
وی با بیان اینکه پیادهسازی نیروی زمینی در ایران، تلفات زیادی را برای آمریکا در پی خواهد داشت، عنوان کرد: تا کنون نیز طبق آمار منتشرشده، 14 سرباز آمریکایی در جنگ با ایران کشته شدهاند. این آمار اگرچه معدود است، اما بسیاری از نمایندگان کنگره و اقشار جامعه آمریکا، شدیدا به آن انتقاد کردهاند، زیرا معتقدند این مقدار تلفات در حالی به آمریکا وارد شده که اساسا تهدیدی از جانب ایران متوجه ایالات متحده نبوده است. به علاوه، فشارهای اقتصادی وارده به جامعه آمریکا و جامعه جهانی نیز از دیگر دلایل انتقادات شدید به ترامپ است.
این تحلیلگر روابط و حقوق بینالملل با بیان اینکه ورود به جنگ زمینی با ایران، تلفات بسیار شدیدتری را به آمریکا وارد خواهد کرد، افزود: افکار عمومی آمریکا حساسیت بسیار بالایی نسبت به تلفات انسانی در جنگهای خود دارد. بنابراین، حمله زمینی به ایران، ریسک بسیار بالایی را برای آمریکا در پی خواهد داشت. ایالات متحده برای انجام چنین حملهای، ابتدا باید یک سری مقدمات را فراهم آورد و به عنوان مثال، امکان دسترسی ارتش و سپاه ایران به جزایر و بنادر جنوب را قطع کند تا با تلفات کمتری مواجه شود. حمله به پلها در جنوب کشور نیز با همین هدف انجام میشود. البته که قطعا مقامات نظامی ما تدابیر لازم را اندیشیدهاند تا در صورت وقوع حمله زمینی، بیشترین میزان تلفات را به آمریکا وارد کنند.
آقایی با اشاره به اینکه ترامپ از چند دهه پیش و زمانی که هیچ حضوری در سیاست نداشت، بحث اشغال جزیره خارک را مطرح کرده بود، گفت: لذا اکنون دور از ذهن نیست که او بخواهد حداقل با یک تصرف چند روزه یا چند ساعته، این آرزوی قدیمی خود را برآورده کند و آن را به عنوان سمبل قدرت خود جلوه دهد. تا کنون نیز مقامات آمریکایی بارها از این تمایل خود سخن گفتهاند، اما به ریسکهای آن نیز اشاره داشتهاند. اینکه آیا نهایتا ایالات متحده دست به حمله زمینی بزند یا نه، بستگی به محاسبه تصمیمگیران آمریکایی از میزان سود و زیان این کار دارد.
وی با اشاره به اینکه دامنه حملات اخیر آمریکا به کشورمان از جنوب شروع شد و بعضا به مرکز هم سرایت یافت، بیان کرد: در دور اخیر، آمریکا از تنش کم و حملات محدود آغاز کرد و هر چه بیشتر گذاشت، به دامنه این حملات افزود. ممکن است در ادامه، شاهد یک جنگ گسترده مشابه جنگ 40 روزه باشیم. البته این را هم باید در نظر داشت که شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بر خلاف روزهای نخست جنگ 40 روزه، نه آمریکا و نه ایران نمیخواهند دامنه جنگ گسترش یابد و نسبت به فراهمشدن بستر مذاکره بیمیل نیستند.
عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به برگزاری انتخابات کنگره در آبان امسال، اظهار کرد: در حال حاضر اکثریت دو مجلس در اختیار حزب جمهوریخواه قرار دارد. طبیعتا در صورت افزایش نارضایتیها و کاهش بیشتر محبوبیت ترامپ، ممکن است جمهوریخواهان این اکثریت را از دست بدهند و در این صورت، دست ترامپ برای پیشبرد اهداف خود بسته خواهد شد و دیگر آن آزادی عمل کنونی را نخواهد داشت. بنابراین، دولت ترامپ نمیخواهد دامنه تنش را تا حدی گسترش دهد که محبوبیتش بیش از پیش سقوط کند.
آقایی ادامه داد: بنابراین، ترامپ در قبال گسترش جنگ دست به عصا حرکت میکند تا انتخابات کنگره برگزار شود. پس از آن، در صورت اینکه همچنان اکثریت کنگره در اختیار جمهوریخواهان باقی بماند، دست دولت ترامپ برای هر اقدامی باز خواهد بود، اما در غیر این صورت، با موانع بسیاری رو به رو خواهد شد. بنابراین، تحلیل من این است که حداقل در این برهه زمانی، آمریکا در پی گسترش دامنه جنگ و تبدیل تنشهای کنونی به فضایی مشابه جنگ 40 روزه نیست، با این وجود، انجام اقدامات لازم برای گسترش تنش را هم دور از نظر نگذاشته است تا در صورت عدم تحقق دیپلماسی و ناچار شدن به ورود به یک جنگ گسترده دیگر، آمادگی کافی را داشته باشد.
وی با اشاره به اظهارات اخیر ونس و ابراز نارضایتی از سنگاندازیهای اسرائیل در مسیر مذاکرات و توافق با ایران، بیان کرد: انتقادات اخیر ونس از پولپاشی اسرائیل برای از بین بردن تفاهم با ایران، به این دلیل است که او میخواهد از طریق دیپلماسی مشکلات با ایران را حل کند، اما اکنون میبیند لابی اسرائیل باعث شده که هر چه او رشته بود، پنبه شود. اگرچه شخصیت ونس متعادلتر از ترامپ است، اما هنوز شاهد بروز اختلاف جدی میان این دو نیستیم. باید توجه داشت که ونس نامزد اصلی حزب جمهوریخواه در انتخابات سال 2028 ریاستجمهوری آمریکاست و اظهارات او را باید در این قالب تحلیل کنیم.
این تحلیلگر روابط و حقوق بینالملل با اشاره به کاهش شدید محبوبیت اسرائیل در فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا، عنوان کرد: در داخل آمریکا، مکررا این انتقاد وارد میشود که چرا دولت آمریکا استقلال خود را از دست داده و تحت اراده اسرائیل عمل میکند. به نظر میرسد ونس با طرح این اظهارات، در پی ایفای نقش پلیس خوب است تا نظرات را به خود جلب و حزب جمهوریخواه را از این اتهام که تحت نفوذ اسرائیل قرار دارد، مبرا کند و بتواند نشان دهد در صورت پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری 2028، مستقل از اسرائیل عمل میکند.
آقایی با تأکید بر اینکه در هیچ شرایطی نباید دیپلماسی را رها کنیم، گفت: تا کنون هیچ جنگی بدون مذاکره پایان نیافته است. نباید دیپلماسی را به معنای سازش و تسلیم بدانیم. ما همچنان که در میدان نبرد باید از تمام امکانات خود استفاده کنیم، به دیپلماسی نیز باید بها دهیم. یادداشت تفاهم امضاشده میتواند مبنای خوبی برای برقراری مجدد آتشبس و بازگشت دو طرف به میز مذاکره باشد، زیرا ما در این تفاهم، امتیازات بسیار خوبی را کسب کردیم.