چرا تشییع رهبر شهید به یک حماسه ملی تبدیل شد؟
اقتصاد ایران: استاد دانشگاه تهران دلایل تبدیل شدن مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب به یک حماسه ملی را تشریح کرد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- فاطمه کریمی: با گذشت هفتهها از تشییع پرشکوه امام شهید امت و واکنشها و ابعادملی و فراملی آن بهدلیل حضور انبوه شرکتکنندگان در آیینهای برگزار شده، این مراسمها از نگاه بسیاری از ناظران، تنها یک آیین سوگواری نبود، بلکه به رخدادی اجتماعی با ابعاد فرهنگی، دینی و ملی تبدیل شد.
به گفته کارشناسان و جامعهشناسان این حضور پرشمار، ریشههای متعددی داشت که میتوان به آن پرداخت.
غلامرضا جمشیدیها استاد دانشگاه تهران، معتقد است پاسخ به این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل از جمله سرمایه اجتماعی، سادهزیستی، پایبندی به اصول، هویت ملی، فرهنگ عاشورا و شرایط تاریخی کشور جستوجو کرد. در گفتوگو با این استاد دانشگاه برخی از این دلایل را بررسی کردیم.
عوامل حضور باشکوه مردم در تشییع رهبرشهید انقلاب
تسنیم: بسیاری معتقدند تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی به یکی از کمنظیرترین اجتماعات مردمی سالهای اخیر تبدیل شد؛ حضوری که تنها به تهران محدود نبود و بازتابی ملی و حتی فراملی پیدا کرد. از منظر جامعهشناسی، چه عواملی باعث شد مردم با چنین گستردگی در این مراسم حضور پیدا کنند؟
جمشیدیها: اگر بخواهم از منظر جامعهشناسی به این سئال پاسخ بدهم، معتقدم این حضور را نمیتوان تنها با یک عامل توضیح داد. مجموعهای از عوامل فرهنگی، دینی، ملی و تاریخی در کنار هم قرار گرفتند و چنین صحنهای را رقم زدند.
بخشی از این حضور، ریشه در فرهنگ و باورهای مردم دارد. کسانی که در این مراسم شرکت کردند، هر کدام به نوعی با منظومه فکری و فرهنگیای که رهبر شهید انقلاب اسلامی به آن پایبند بود، ارتباط برقرار میکردند. ممکن است برخی شیعه باشند، برخی اهل سنت و حتی افرادی هم باشند که نگاه مذهبی پررنگی نداشته باشند، اما مجموعهای از ارزشها را قبول دارند و نسبت به آنها احساس تعلق میکنند.
با این حال، به اعتقاد من مهمترین عامل، شخصیت و سبک زندگی خود ایشان بود.
تسنیم: چه ویژگیهایی در شخصیت ایشان موجب شکلگیری چنین سرمایه اجتماعی شد؟
جمشیدیها: در علوم اجتماعی معمولاً گفته میشود هر کس به قدرت برسد، تغییر میکند. این گزارهای شناختهشده است و نمونههای فراوانی هم برای آن وجود دارد. اما به اعتقاد من، "شهید آیتالله خامنهای" از معدود شخصیتهایی بود که این قاعده درباره او صدق نکرد. ایشان یک فرد معمولی نبود؛ از ابتدای زندگی، مجاهدت را انتخاب کرده بود. پیش از انقلاب در مسیر مبارزه قرار داشت و پس از انقلاب نیز همان مسیر را ادامه داد؛ مسئولیت ریاستجمهوری را بر عهده گرفت و سپس به جایگاه رهبری رسید.
طبیعی است که چنین جایگاهی امکانات فراوانی در اختیار یک فرد قرار میدهد و این پرسش را به وجود میآورد که سطح زندگی او چگونه خواهد بود و تا چه اندازه به آرمانها و باورهای خود وفادار میماند.
با این وجود آنچه مردم مشاهده کردند، این بود که ایشان همان شیوه زندگی ساده و زاهدانه را حفظ کرد؛ همان روشی که ائمه معصومین(ع) و امام خمینی(ره) بر آن تأکید داشتند. شاید پیش از این درباره زندگی ایشان حرفهای مختلفی مطرح میشد، اما وقتی واقعیت برای مردم آشکار شد، موضوع تفاوت پیدا کرد.
مردم دیدند با شخصیتی روبهرو هستند که به اصول اساسی اسلام پایبند است و راهی را انتخاب کرده که همان راه اهلبیت(ع) است؛ نه فقط در سخن، بلکه در عمل.
البته ممکن است برخی از کسانی که در مراسم حضور داشتند، افراد کاملاً مذهبی نبوده باشند؛ این را میپذیرم. اما نباید نقش هویت ملی را نادیده گرفت. بسیاری از مردم صرفنظر از گرایشهای مذهبی، نسبت به ایران احساس تعلق دارند.
همان تعبیری که از گذشته شنیدهایم: «حبالوطن من الایمان». بنابراین بخشی از این حضور نیز ریشه در احساس مسئولیت ملی داشت.
سرمایه اجتماعی؛ مهمترین دلیل اعتماد مردم
شرایط زمانی و نحوه شهادت ایشان را هم باید در تحلیل این حضور مردمی مؤثر اگر همین شخصیت با همین ویژگیهای اخلاقی و معنوی در شرایطی عادی از دنیا میرفت، شاید چنین صحنهای شکل نمیگرفت. بنابراین باید شرایط تاریخی را نیز در نظر گرفت. در مقطع زمانی ما، دشمنی که به هیچ اصل و قاعدهای پایبند نبود، دست به جنایت زد و ایشان را هدف قرار داد. به اعتقاد من، شهادت جایزهای الهی بود که نصیب ایشان شد.
من در جلسهای گفتم «شهدا نخبگان جهان خلقتاند»؛ شاید این تعبیر، برداشت شخصی من باشد اما ریشه در قرآن کریم دارد. خداوند درباره شهدا جایگاهی را بیان کرده که درباره هیچ گروه دیگری با این تعبیر بیان نکرده است. در سوره بقره میفرماید: «به کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مرده نگویید؛ بلکه آنان زندهاند و شما درک نمیکنید.»
در سوره آلعمران نیز آمده است: «گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند؛ بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.»
وقتی خداوند چنین جایگاهی را برای شهدا بیان میکند، میتوان گفت آنان نخبگان جهان خلقت هستند. ممکن است انسان سالها جامعهشناسی بخواند، اما این مقام تنها با ایمان، مجاهدت و شهادت به دست میآید.
تسنیم: در کنار ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید، چه عواملی در جامعه ایران زمینه این واکنش گسترده را فراهم کرد؟
جمشیدیها: به نظر من، این مسئله به روانشناسی اجتماعی ایرانیان نیز بازمیگردد. ایرانیها در طول تاریخ نشان دادند که زیر بار ظلم نمیروند. این روحیه هم ریشه در فرهنگ ملی دارد و هم در فرهنگ عاشورا و مکتب امام حسین(ع). ما از این مکتب آموختهایم که در برابر ظلم باید ایستاد.
وقتی مردم دیدند رهبر جامعه نیز همین مسیر را تا پایان ادامه داده و خود و خانوادهاش در این راه به شهادت رسیدهاند، طبیعی بود که چنین حضوری شکل بگیرد.
برخی گفتند کربلا بار دیگر تکرار شد. شاید این تعبیر برای بیان عظمت حادثه به کار میرود. در تاریخ معاصر ایران، کمتر شاهد چنین رخدادی بودهایم که یک رهبر در چنین جایگاهی، خود و خانوادهاش هزینه این مسیر را بپردازند.
از نگاه من، مجموعه این عوامل، یعنی ویژگیهای شخصیتی، ایمان، سادهزیستی، شرایط تاریخی، روحیه ظلمستیزی مردم و لطف الهی، در کنار هم موجب شکلگیری این حضور گسترده شد.
سرمایه اجتماعی؛ مهمترین دلیل اعتماد مردم
تسنیم: شما در صحبتهایتان از مفهوم «سرمایه اجتماعی» نیز نام بردید. برخی معتقدند این حضورها سرمایه اجتماعی جامعه ما را ارتقا داد. شما این موضوع را قبول دارید؟ به نظرتان مسئولان برای حفظ این سرمایه اجتماعی، چه باید کنند؟
جمشیدیها: بله، دقیقاً همینطور است. در جامعهشناسی، سرمایه اجتماعی یعنی مجموعه عواملی که باعث میشود مردم به یک مسئول یا یک نظام اعتماد کنند و او را بپذیرند. این اعتماد، یکشبه به وجود نمیآید؛ بلکه حاصل سالها رفتار، صداقت، پاکدستی و پایبندی به اصول است.
در مورد رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز همین مسئله وجود داشت. سرمایه اجتماعی ایشان بر پایه ویژگیهایی مانند پاکدستی، سادهزیستی، سلامت در رفتار، وفاداری به اعتقادات و ایستادگی بر اصول شکل گرفته بود.
در روزهای اخیر با افراد مختلفی صحبت میکردم. بسیاری از آنها میگفتند تصویری که پیش از این از زندگی ایشان در ذهن داشتند، با واقعیتی که پس از شهادت مشاهده کردند، کاملاً متفاوت بود. وقتی سادگی زندگی ایشان را دیدند، نگاهشان تغییر کرد. این همان سرمایه اجتماعی است؛ اعتمادی که از صداقت و پاکی سرچشمه میگیرد.
به اعتقاد من، آیتالله خامنهای همه ویژگیهایی را که موجب شکلگیری سرمایه اجتماعی میشود، در خود جمع کرده بود؛ پاکدستی، پایبندی به اصول، زندگی ساده و اینکه هیچگاه از باورهایش عقبنشینی نکرد. اگر این ویژگیها وجود نداشت، چنین اعتماد عمومی نیز شکل نمیگرفت.
خداوند چنین جایگاهی را به هرکسی عطا نمیکند. در قرآن کریم نیز درباره شهدا میفرماید که آنان زندهاند و شما حقیقت زندگی آنان را درک نمیکنید. این جایگاه، پاداش ایمان، مجاهدت و وفاداری به ارزشهای الهی است.
بنا بر اعتقاد علوم اجتماعی، معمولاً انسانها وقتی به قدرت میرسند، تغییر میکنند. متأسفانه نمونههای فراوانی از این مسئله را در جامعه دیدهایم؛ از رئیسجمهور گرفته تا وزیر و دیگر مسئولان. اما رهبر شهید انقلاب اسلامی نشان داد که میتوان در اوج قدرت نیز همان سبک زندگی ساده و همان وفاداری به اصول را حفظ کرد. ایشان روش تازهای ابداع نکرد؛ همان سیره ائمه معصومین(ع) را در زندگی شخصی و اجتماعی خود دنبال کرد.
اگر مسئولان میخواهند سرمایه اجتماعی نظام حفظ شود، باید همین مسیر را ادامه دهند؛ یعنی سادهزیستی، پاکدستی، وفاداری به اصول و پرهیز از دلبستگی به قدرت و امکانات. خداوند به شهدا پاداشی ویژه عطا میکند؛ آنان شاگردان ممتاز مکتب الهی هستند و ما باید تلاش کنیم از آنان درس بگیریم.