تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4351726
شناسه : 4351726
تاریخ :
جنگ ایران و «قدرت‌های هارتلندی» به روایت امیرحسین خالقی | همکاری فعلی میان ایران، کره شمالی، چین و روسیه، یک همکاری ایدئولوژیک نیست اقتصاد ایران: اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: ایران به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی‌اش می‌تواند در مرکز باشد، اعمال نفوذ کند و مزیت جغرافیایی خود را به بهره‌وری اقتصادی و امنیت ترجمه نماید. اما در حال حاضر، ماجرا در تنگه هرمز بیش از آنکه یک طرح تدبیر شده برای کسب امتیازات مشخص باشد، یک حرکت واکنشی است که با ابزارهای نظامی پیش می‌رود.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش اقتصانیوز، امیرحسین خالقی، اقتصاددان، در بخشی از گفت‌وگوی خود با اقتصادنیوز در رابطه با وضعیت تنگه هرمز گفت: ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم و از جایگاه جغرافیایی خود بهره ببریم. آنچه بنده در مورد تنگه هرمز مشاهده می‌کنم، این است که این تنگه که زمانی یک «اهرم» محسوب می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک «تعهد و بار» (Liability) است؛ یعنی چیزی که پیش‌تر یار بود، اکنون ممکن است بار به حساب بیاید.

خبر مرتبط
اماواگرها درباره عصر طلایی تنگه هرمز | خالقی: باید از شکاف بین قدرت‌ها استفاده کرده و نقش محوری خود را تثبیت کنیم | اهمیت تنگه به صفر نخواهد رسید اما ...
اماواگرها درباره عصر طلایی تنگه هرمز | خالقی: باید از شکاف بین قدرت‌ها استفاده کرده و نقش محوری خود را تثبیت کنیم | اهمیت تنگه به صفر نخواهد رسید اما ...

اقتصادنیوز: یک اقتصاددان می‌گوید: ما باید تکلیف خود را مشخص کنیم و از جایگاه جغرافیایی خود بهره ببریم. آنچه بنده در مورد تنگه هرمز مشاهده می‌کنم، این است که این تنگه که زمانی یک «اهرم» محسوب می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک «تعهد و بار» (Liability) است.

او ادامه داد: ایران به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی‌اش می‌تواند در مرکز باشد، اعمال نفوذ کند و مزیت جغرافیایی خود را به بهره‌وری اقتصادی و امنیت ترجمه نماید. اما در حال حاضر، ماجرا در تنگه هرمز بیش از آنکه یک طرح تدبیر شده برای کسب امتیازات مشخص باشد، یک حرکت واکنشی است که با ابزارهای نظامی پیش می‌رود.

خالقی گفت: بنده تصور نمی‌کنم که با ناامن کردن کانال عمان بتوانیم مزیت پایدار برای کشور ایجاد کنیم. خروج از این مخمصه کار ساده‌ای نیست و می‌توان در مورد ابعاد مختلف آن بحث کرد، اما این نوع برخورد که گویی می‌توانیم با تکیه بر جغرافیای خدادادی، مسیری چنددهه را در چند ماه طی کنیم، ناشی از نوعی «احساس‌گرایی» است که در شرایط جنگی تقویت می‌شود. نقطه شروع، تعیین تکلیف در سیاست خارجی است. استفاده از مزیت جغرافیایی امروزه نیازمند یک نگاه همکاری‌جویانه است، اما علیرغم سادگی در گفتار، هنوز مشخص نیست ایران به کدام سمت حرکت می‌کند.

او افزود: ایران با کشورهایی که دشمن مشترک دارند، مانند روسیه و چین، همکاری می‌کند؛ اما ترجمه مزیت‌های جغرافیایی به اقتصاد، نیازمند شرکایی است که بتوان آن‌ها را «دوست» تلقی کرد. در اقتصاد سیاسی بین‌الملل، مفهوم «آف‌شورینگ» (Off-shoring) جای خود را به «فرند-شورینگ» (Friend-shoring) داده است؛ یعنی شما کریدورها و همکاری‌های اقتصادی خود را با کسانی پیش می‌برید که دوست شما محسوب می‌شوند. انتخاب این دوستان یک تصمیم سیاسی است که باید بر اساس جغرافیا، ایدئولوژی و منافع ملی اتخاذ شود.

قدرت‌های هارتلندی سعی می‌کنند «خود را خاکی نکنند» و بر اساس منافع ملی خود عمل نمایند

خالقی در پاسخ به این پرسش «در شرایطی که رقابت بر سر کریدورهای منطقه‌ای شدت گرفته و ایران نیز با محدودیت‌های ناشی از تحریم و تنش‌های ژئوپلیتیکی مواجه است، همکاری با چین و روسیه تا چه اندازه می‌تواند به حفظ یا تقویت موقعیت ترانزیتی ایران کمک کند؟ این دو کشور تا چه حد حاضرند منافع خود را با حفظ جایگاه ایران در شبکه کریدورهای منطقه‌ای گره بزنند و ایران برای بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها چه راهبردی باید اتخاذ کند؟» اظهارکرد: اخیراً مقاله‌ای در نشریه «فارن افرز» (Foreign Affairs) چاپ شد که به همین موضوع تحت عنوان «هارتلند در مقابل رینلند» (Heartland vs. Rimland) می‌پردازد. این مقاله به یک مفهوم قدیمی در ژئوپولیتیک اشاره دارد که بحث تقابل قدرت‌های ارضی (بری) و قدرت‌های دریایی (بحری) را مطرح می‌کند؛ الگویی که در طول تاریخ از رایش آلمان و ناپلئون تا روسیه شوروی تکرار شده است.

او ادامه داد: نکته اصلی در پیوند با صحبت شما این است که همکاری فعلی میان ایران، کره شمالی، چین و روسیه، یک همکاری ایدئولوژیک نیست. این کشورها بیش از آنکه اشتراکات ساختاری داشته باشند، دارای «دشمن مشترک» هستند و مایلند نظم لیبرال فعلی را به چالش بکشند. مهم‌ترین بازیگر در این میان چین است که به دلیل حجم اقتصادش، قدرت بیشتری را اعمال می‌کند.

این اقتصاددان افزود: با این حال، این قدرت‌های هارتلندی که توسط متحدین غرب احاطه شده‌اند، نمی‌خواهند یا نمی‌توانند بیش از حد مشخصی برای دیگر کشورها هزینه بپردازند. برای مثال در مورد مادورو، ما دیدیم که آن‌ها به یک واکنش سیاسی و محکومیت اکتفا کردند. در مورد ایران نیز حمایت‌هایی وجود داشته است، اما این قدرت‌ها اساساً سعی می‌کنند «خود را خاکی نکنند» و بر اساس منافع ملی خود عمل نمایند. یعنی قرار نیست شما با یک حمایت تمام‌قد در همه عرصه‌ها روبه‌رو باشید؛ حمایت وجود دارد، اما آن‌ها در وهله اول از دید منافع ملی خود به ماجرا می‌نگرند.

خالقی ادامه داد: کشوری در موقعیت ایران باید بتواند از این رقابت در شطرنج جهانی استفاده کند. دشمنی صرف با یک طرف - چه غرب باشد و چه روسیه و چین - باعث می‌شود منافع ملی ما تأمین نشود و مجبور شویم استقلال خود را به حراج بگذاریم. کانسپتی که به کمک ما می‌آید، «ایجاد توازن» است تا اینکه بخواهیم همه چیز کشور را در اختیار یک طرف قرار دهیم. وقتی شما با یک سمت در حالت تخاصم ایدئولوژیک قرار می‌گیرید، طبیعتاً حفظ استقلال و دنبال کردن منافع ملی محقق نخواهد شد.