دلتنگیهای ناتمام برای آقایِکشوردوست/ لبخند تو آرامش و امنیت ما بود
اقتصاد ایران: مردم عزادار همزمان با شب شهادت امام محمدباقر(ع) در جوار محل شهادت رهبر شهید انقلاب حضور یافتند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، خیابان کشوردوست، امروز دیگر نامی آشنا برای همه ایرانیان که نه شاید برای همه دنیاست. خیابانی که بعد از 9 اسفندماه 1404 و حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، تاریخ دیگری از خود را به نظاره نشسته است و حالا دیگر نه به عنوان محل دیدار مردم با رهبرشان که به عنوان میعادگاه عزاداران و عاشقان رهبر شهیدانقلاب شناخته میشود.
عاشقانی که این شبها به بهانههای مختلف خود را به خیابان جمهوری اسلامی و معبر کشوردوست میرسانند تا دلتنگی خود برای آیتاللهِ کشوردوست را با تنفس در حوالی حسینیه امامخمینی(ره) و شنیدن روضهای از اباعبدالله (ع) کمی تسلی دهند.

شب گذشته و همزمان با هشتاد و دومین شب از جنگ رمضان و سالگرد شهادت امام محمدباقر (ع) جمعی از عزاداران اهل بیت و رهبر شهید انقلاب با حضور در جوار محل شهادت امام شهید، ضمن عزاداری برای اهل بیت با امام شهید خود تجدید بیعت کردند و بخشی از این مراسم که با سخنرانی حجتالاسلام سرلک با موضوع مقایسه دوران فعلی با دوران امامت امام علی (ع) در کوفه همراه بود، سخنران جلسه، ملت ایران را در جایگاهی بسیار برتر و بالاتر از امت رسول اکرم(ص) در دوران اوایل اسلام دانست.
پس از آن مرتضی طاهری از مداحان کشور نیز با قرائت دعای توسل و ذکر مصیبت آلالله (ع) مردم را با خود همراه کرد.
در فواصل این مراسم با حضور در کنار برخی از شرکتکنندگان در مراسم، دلیل حضور امشبشان در خیابان کشوردوست را جویا شدم.

جامعهای متکثر اما بلوغ یافته با تربیت قائد شهید
سارا 18 ساله دانشجوی سال اول رشته حقوق گفت چندبار به اینجا آمده است. برخی روزها شبجمعه و برخی اوقات وسط هفته با همراهی مادرش در این مکان حضور یافته است.
این دختر جوان که شاید از نظر ظاهر در طیف افراد مذهبی نمیگنجید (برخلاف مادرش) با بیان شیوای خود در ادامه این سوال گفت: ما 40 شب زیر بمباران تهران را ترک نکردیم و گاهیوقتها هم بیرون و در خیابان بودیم. شاید ظاهرم با شما متفاوت باشد اما بعد از حمله امریکا و شهادت آقای خامنهای خیلی چیزها برایم روشن شد. اینکه دوست و دشمن و دلسوز واقعی کیست. وقتی اینجا میآیم و افرادی مثل خود را میبینم از درست بودن مسیر و تفکرم اطمینان پیدا میکنم و با دلگرمی به این مسیر ادامه میدهم.
بعد از این سراغ خانمی جوان با ظاهری متفاوتتر رفتم. این خانم که گویا هنوز با غم از دست دادن رهبر شهیدمان کنار نیامده بود با حرکات دست طوری به من فهماند که تمایلی به مصاحبه ندارند و تصمیم گرفتم مزاحم حال خوشاش نشوم.

در این حین کودکی با سربندی خاص و عکسی در دست در صف اول جایگاه، نظرم را جلب کرد. به نظر با خانواده و برادر بزرگترش به اینجا آمده و بار اولی نیست که اینجا حضور یافته است. چون دعای توسل حاج مرتضی طاهری در حال برگزاری و مادرش مشغول خواندن دعاست، خیلی مزاحم خانواده او نشدم و با گرفتن چند عکس و لبخندی دوستانه به این کودک، از کنارشان عبور کردم.
در کنار ورودی این جایگاه چند خانواده کنار هم ایستادند. به سراغ یکی از آقایان این جمع میروم و دلیل حضورش در این محل را میپرسم.
او که شاید نزدیک به 40 سال دارد به من گفت پس از درست شدن این فضا در معبر کشوردوست و بعد از چهلم رهبر شهید چند بار به اینجا آمدهایم. همانطور که آقای سرلک گفتند آمدهایم شهادت دهیم که رهبرشهیدمان برای ما و ایران ذرهای کم نگذاشت. اینکه در مسیر اسلام و انقلاب با خانواده برای ما جانفدایی کرد و با این حال از کمکاری های امثال ما گلایهای نداشت.

کوچهنشین محبت یار
خانمی دیگری از این جمع که انگار دوست داشت به این سوال پاسخ دهد آخرین سخنرانی آقا درباره شهدای حوادث دیماه را یادآور شد و گفت مرام آقا بخشیدن بود. منظورش سخنرانی 28 بهمنماه سال گذشته آقای شهید، در جمع مردم آذربایجان بود.
به گفته این خانم، آقا ما را طوری تربیت کرد که برای ادامه این مسیر هیچ شک و شبههای نداشته باشیم و با یقین و باور راسخ به مسیر خود ادامه دهیم.

در کنار موکبهای مخصوص کودکان، بازی کودکانهای نظرم را جلب کرد. اینکه کودکان بر اساس احساسات خود از جام بلوری کنار پوستر رنگی برگهلوله شدهای هم رنگ با احساس خود را بر میدارند و از قرآن جوابی را دریافت میکنند. بازی جذابی برای دانشآموزان سالهای آخر دبستان و راهنمایی است و کودکان برای شرکت در این بازی به صف شدند که نجوای مادری با دخترش را که دستانش را محکم گرفته و از خیابان جمهوری قصد ورود به جایگاه را دارد میشنوم که میگوید اینجا نزدیکترین جا به خانهای است که آقا و فرزندانش در آن زندگی میکردند و موشک خورد و...
دیگر باید بروم. حالا جمعیت اطراف خیابان و پرچم به دست زیادتر شده است. مداح شروع به نوحهخوانی کرده و پرچمها متناسب با لحن و نوایش در هوا میچرخند.
باید به آن طرف خیابان جمهوری و سمت اتوبوسها بروم به سمت خیابان فلسطین. فکرم مشغول تیتر و میانتیتر و فیلم و عکسهاست که در این میان یک لحظه این فکر در سرم پیچید که یعنی آقا و فرزندان شهیدش هم از این خیابان عبور میکردند. صبح محشر 9 اسفند این خیابان چگونه بود و در آن لحظه چه اتفاقی افتاد؟ و این محشر چه غم بزرگی بر دلهای ما گذاشت اما به یاد سخنان حجتالاسلام سرلک میافتم. اینکه رهبر شهید عزیزمان در مصیبت حاج قاسم و شهید رئیسی به ما یاد داد که این اندوهها را به حماسه تبدیل کنیم و با حماسهای میلیونی آنها را بدرقه کردیم.
هر چند به گفته یکی از ذاکران جلسه به رهبر شهیدمان اشکهای زیادی بدهکاریم اما در روزهای جنگی فعلی که با سکوت نظامی همراه است باید پای این پرچم ماند و حماسه آفرید. کاری که ملت مبعوث شده و تربیت شده ایران به دست رهبرعزیز شهیدمان، 82 روز است در سراسر کشور انجام میدهند.