پایان عادلانه در جاده مخصوص!
اقتصاد ایران: عصر خودرو- در دو دهه اخیر دو عادل در سپهر سیاسی، اجتماعی ایران ظهور کردند یکی در جامجم در ابعاد ملی و دیگری در جاده مخصوص در اندازه خودرویی ها و صد البته این کجا و آن کجا!
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
عادل معروف ایران گام به گام با جادوی کلام و سوادش به اوج محبوبیت رسید و در انتها مثل تعدادی از سرآمدان همکیشش، قربانی شهرت و محبوبیت اجتماعیاش شد و عادل دوم با لابیگری در هر دو حاکمیت شرکتی دولتی و خصوصی مسئولیت گرفت و در هر دو مرحله خیلی سریع به بن بست رسید!
واکاوی دو سرنوشت متضاد دو عادل، چراغ راه بسیاری در راه توسعه فردی و سازمانی خواهد بود. عادل فردوسی پور یکی از الگوهای اثرگذار اجتماعی ایران طی چند دهه اخیر ایران است که با استعداد بینظیرش و تحصیلات موثرش باعث شد خیلی زود به شهرتی غیر قابل انکار دست یابد و هم اکنون نیز با حذف سرمایه خودساختهاش در قاب تلوزیون ،همچنان با فاصله بسیار، قدرتمندترین مرد صحنه رسانه ای محبوبترین ورزش جهان در ایران است. عادل فردوسی پور ماند چون جنس سرمایه اش مالی و ارتباطی نبود بلکه شکل گیری پله پله جایگاه اجتماعی به او وزنی بی پایان در صحنه پیچیده سیاسی و اجتماعی ایران بخشید اما عادل دوم با پیدا کردن خلاهای قدرت سیاسی در صحنه رقابتهای صنعت خودرو به جایگاه رفیعی رسید که هر دو بار با تکرار یک اشتباه فاحش کلاسیک از سوی خود، خلع شد؛ واقعیت پرتکراری که همه چیز در دنیا از نازکی پاره می شود جز انسان!
عادل جاده مخصوص در حاکمیت دولتی ایرانخودرو عنوان دومین فرد اجرایی بزرگترین بنگاه خودروساز خاورمیانه را با لابی ذینفعان اصلی این صنعت در ساپکو به دست آورد که خیلی زود هم از دستش داد و دومین بار نه با لابی همانها بلکه با تکیه بر همان سرمایه ارتباطی غیر سازمانی این بار با حاکمیت بخش خصوصی ولی به نمایندگی و دخالت دولت و امضای بخش خصوصی بر مسند مدیریت سیاسیترین بنگاه صنعتی ایران نشست. او از نخستین روز با اسلحه ویرانگر سایه های درونش در جستجوی قدرت افسانهای و بیحد و مرز پیشینیان دولتی این مسئولیت بود و سرانجام در پایان سیزدهمین ماه صدارتش و با همین سلاح مجبور به خودکشی شد! رفتارهای قهرآمیز متعدد و متکثر او در در دوران کوتاه رسیدن به بزرگترین آرزوی زندگی اش ، با بسته نگه داشتن حلقه مشاورانش، تلاش بیوقفه برای یارکشی سیال در درون و بیرون سازمان، جهت بسط قدرت محدودشده او در اتمسفر جدید اداره ایرانخودرو باعث شد او سرگردان از تعریف جایگاهش به سرعت به سوی لبه پرتگاه عمیقی حرکت کند! حیرانی عادل جاده مخصوص ناشی از عدم اعتماد به نفس کسب چنین مسولیتی باعث شد او نتواند تعادل فکری و اجرایی لازم برای تداوم حفظ صندلیاش را فراهم کند! چرخش مداوم او در دوری و نزدیکی به بقیه همکارانش و تلاش برای ایجاد اتحادهای دوگانه در راستای اهدافش در تضاد با برنامه های کلان سهامداران بخش خصوصی باعث شد بزرگترین فرصت تاریخی او برای رکوردشکنی زمان مدیریت در ایران خودرو از بین برود! انعطاف بیش از حد سهامداران بخش خصوصی در دوران گذار، در مدت طولانی بیش از یک سال بر توهم قدرت او افزوده بود و تکیه بیش از حد او به ارتباطات سیاسی عاریهای هم بر این فریب درونی وی کمک شایانی کرد.
داد و ستد سیاسی او پیش از کسب قدرت اول صنعت خودرو ایران، او را چنان مسحور کرد که وی گمان برد دوران جدید مدیریت صنعت خودرو را همچنان میتواند بر مدار دولتی گذشته سوار کند. استفاده از معدود فرصت های انتصاب درون گروه بزرگ ایرانخودرو در حلقه تنگ قدرت، برای یارکشیهای سیاسی جهت حفظ و بسط نفوذ در راستای سایه درونی اش،رخنه کرده و شان وی را تا انتصاب مدیر روابط عمومی شرکت های رده دوم و سوم گروه هم تنزل داد! دور کردن عقلا و خردمندان در راستای شنیدن افکار و دیدگاههای مخالف، همگی ناشی از اندازه نبودن این لباس برای شخصیت درونی وی بود! رفتار قهری را سیاستورزی و امتیاز گیری معنا کرد و گمانش بر این بود مخالفتهای متعدد او در زمین تغییر کرده ایران خودرو، حداقل در دوره دو ساله اول هیاتمدیره به سرنگونی وی منجر نخواهد شد! عادل پیرمحمدی یکی از تاریخی ترین فرصت های مدیریتی چهار دهه اخیر ایران را به دلیل نداشتن دیدگاه های محکم و مستدل مدیریتی و گارد سنتی مدیریتی دهه شصتی آمیخته و با سعی و خطاهای بسیار از دست داد. برایش باور کردنی نبود که مرجع سیاسی درگیر در انتصابش به دلیل جنگ و تغییرات راس اداره کشور حمایتی از وی به عمل نیاورد و سرنوشت صنعت، مملکت و خواسته های قانونی بر ماندن او ترجیح داده شود! شاید شرایط مبهم و استثنایی تنها حامی سیاسی خاکستری اش در یک ماه پایانی صدارتش در چنین سرنوشت دردناکی موثر بود!!
عادل جاده مخصوص بر خلاف هم نام مشهورش باهوش نبود و فقط بر پایه خلاهای ساده حاکمیت و دولت و سهامدار بر این کرسی نشست و خیلی زود خودش صندلیاش را چپه کرد! هیچ کس کاری به او نداشت اگر درک میکرد او همچون اسلافش نمی تواند رفتار کند و روند غلط مدیریت دولتی را تکرار کند! کاش ذرهای مثل همنام معروف تلوزیونیاش پرنسیپال بود که همین یک ذره حداقل او را تا پایان دوره دو ساله هیات مدیره فعلی بر سر صندلی اش نگه میداشت!
اصغر خسروی مردخه ، جاده مخصوص!