تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : فرهنگی
لینک : econews.ir/5x4321572
شناسه : 4321572
تاریخ :
پیام تسلیت مدیران فرهنگی در پی درگذشت «اصغر دادبه» اقتصاد ایران: اصغر دادبه نویسنده، پژوهشگر و استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی پس از یک دوره بیماری چشم از جهان فروبست.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش خبرنگار مهر، «اصغر دادبه»، مدیر بخش ادبیات و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، در هشتاد سالگی در منزل دختر خود در رشت دار فانی را وداع گفت و صبح امروز به خاک سپرده شد. به‌همین‌مناسبت پیام‌های تسلیتی از سوی مسئولان فرهنگی کشور صادر شده است.

در پیام تسلیت رئیس مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی آمده است:

«فقدان استاد ارجمند، جناب آقای دکتر اصغر دادبه در نخستین روزهای بهار، اندوهی جانکاه است.

ایشان همواره به دلبستگی خود به فرهنگ ایران و زبان فارسی سرافراز و سربلند بود و همۀ همّت خود را بی‌دریغ بر سر این راه نهاد. دکتر دادبه واپسین‌بار، هنگامی‌که بیماری هنوز بر وجود او چنگ نیفکنده بود، در مراسم جشن تولد دکتر فتح‌الله مجتبائی در آذر سال گذشته در مرکز ما، هم‌چنان از ایران و زبان فارسی سخن گفت.

استاد دادبه از ابتدای تابستان ١٣٧٨ تا امروز، مدیریّت بخش ادبیّات این مرکز را برعهده داشت و عضو شورای عالی علمی بود و کارنامه‌ای درخشان از فعّالیّت‌های علمی و تحقیقی از خود به یادگار نهاد.

اینجانب سوگ آن دانشمند فرزانه و محقّق گران‌مایه را به خانواده محترم و شاگردان، دوستان و دوستداران ایشان و جامعۀ علمی و ادبی ایران تسلیت می‌گویم و از درگاه باری‌تعالی برای آن دوست عزیز علوّ درجات مسئلت می‌کنم.»

اکبر ایرانی، مدیر موسسه میراث مکتوب نیز در سوگنامه‌ای برای دادبه نوشت: 

دادبه، ادیبی فرزانه و نستوه

شنیدن خبر تلخ درگذشت دکتر اصغر دادبه در این ایّام شُوم جنگ متجاوزان به خاک وطن، داغی بر داغ‌ها افزود. فقدان این دانشمند دردمند، ادیب کم‌نظیر و دغدغه‌مند زبان فارسی و هویت ملی را به خانوادۀ داغدار و دوستان و دوستدارانش تسلیت می‌گویم. دکتر دادبه از جهاتی مثل و مانند نداشت. در جشن‌نامه‌ای که انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برایش منتشر کرد نوشتم: « دکتر دادبه، ادیب است مؤدَّب، فرزانه‌ای است فروتن و بی‌ادّعا، خوش‌خُلق و خوش‌پوش و خوش‌روست. در سخنوری کم‌مانند و در جذب مخاطب و تأثیرگذاری، بیانی سحرانگیز دارد. اهل دردِ وطن است و لفظ و مفهوم ایران و هویت ملی با جانش عجین است و در خطابه‌هایش موج می‌زند. زبان فارسی را حلقۀ پیوندۀ همۀ اقوام ایرانی می‌داند و بر قوم‌گرایانی که زبان را اسباب تفرقه و تجزیه قرار می‌دهند، می‌تازد و همواره کشورهای نوظهوری که با سرقت فرهنگی قصد جعل هویت برای خود دارند را نکوهش می‌کند.»

دکتر دادبه فلسفه و ادبیات عرفانی و کلام را خوب فراگرفته و مقالات متعددی در این زمینه‌ها نوشته بود. قریب سی‌سال سعادت آشنایی و دیدار و ارتباط با او، وی را رادمردی می‌دانستم که جز به عشق به ایران و زبان فارسی نمی‌اندیشد. بی‌پروا سخن حق را بیان می‌کرد هرچند می‌دانست برایش سخت تمام می‌شود.

سال‌ها مدیر گروه ادبیات دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی بود و مقالات ادبی بسیاری را با دقتی خاص از نظر می‌گذراند. او بسان برخی بزرگان اهل فضیلت، بیش از آنکه اهل عُزلت‌گزینی و تألیف کتب باشد، در میان مردم بود. امکان نداشت جایی سخنرانی کند و از ایران، هویت ملی و زبان فارسی داد سخن ندهد. او شاگردپروری را به مریدپروری ترجیح می‌داد و از روی و ریا بی‌زار بود. از گفتنِ سخن حق پرهیز نداشت و حرف دل مردم بود. می‌رنجید اما دم‌فرو نمی‌بست. از مفاخر بنام یزد بود و دل در گرو این خاک پاک داشت. در همایش‌ها و نشست‌های متعددی که در یزد و تهران برگزار کردیم، گل سرسبد سخنرانان بود. در جشن سی‌سالگی میراث مکتوب بنده‌نوازی‌ها کرد و بر ضرورت احیای میراث مکتوب تأکید داشت.  

از میان محققان و مصححان بنام، به زنده‌یاد امیرحسن یزدگردی مصحح «نَفثَةُ‌المَصدور» ارادت داشت و کار ناتمام تصحیح دیوان ظهیر فاریابی و کتاب حواصل و بوتیمار دو اثری که پیشتر از وی ویرایش و چاپ شده بود را بازنگری و منتشر نمود.  کتاب تاریخ کشیک‌خانۀ همایون اثری تاریخی – ادبی به نظم و نثر را که نورالدین محمد شریف کاشانی متخلّص به نجیب، شاعر و ملک الشعرای شاه سلیمان و شاه سلطان حسین صفوی تألیف کرده بود و نیز کلیات اشعار نجیب کاشانی را با همکاری مهدی صدری تحقیق و تصحیح و میراث مکتوب توفیق انتشار آنها را داشت. 

به یاد دارم در آیین بزرگداشت «یعقوب لَیث صفّاری و آغاز رستاخیز زبان پارسی» که در خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، گفت: «نه علی(ع) را شناساندیم و نه رستم را. یعنی با وجود شعاری که همۀ بزرگان ما به ما یاد داده‌اند، از جمله آن سخن مولوی که « شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» یعنی نگاه به هر دو سوی فرهنگ ایران و غفلت کردن از هر سو، امروز می‌بینیم کار به اینجا رسیده که متأسفانه همه بی‌خبرند. نا امید نیستم چراکه همیشه در ایران بارِ سنگین فرهنگ را عدۀ معدودی به دوش کشیده‌اند و برده‌اند...»

دکتر دادبه بحق یکی از سرمایه‌ها و ذخائر فرهنگی کشور بود و فقدان ایشان خسرانی است جبران ناپذیر تا دگر مادر گیتی چون او فرزند بزاید.

در یکسال اخیر درگیر درمان بیماری تومور مغزی بود، با این‌که رنجی در سر و گزندی در درون داشت، در آیین افتتاح کتابخانۀ دکتر سید حسین میرمجلسی در رشت شرکت کرد و گفت وظیفۀ من است که از کار ارزشمند این پزشک فرهنگ‌دوست با حضور خود قدردانی کنم. 

یاد دکتر دادبه به عنوانی ادیبی خطیب، سخنوری دردآشنا و دانشمندی که درد ایران در تمام سخنانش موج می‌زد، در دلهای ایران‌دوستان همواره زنده است. اگرچه او از میان ما رفت، اما برای دوستانش، تمام حرکات و سَکنات دست و زبان و صورتش که مالامال حب‌الوطن و درد زبان فارسی بود، خاطراتی خواهند بود نویدبخش امید به زندگی و تلاش برای ایران. یادش گرامی و اندیشه‌هایش در ذهن و فکر ایرانی پویا و مستدام.