تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4301795
شناسه : 4301795
تاریخ :
یک کارشناس رسانه: نبود سیاست‌گذاری به‌روز، رسانه را از جامعه جوان دور کرده است اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس رسانه با انتقاد از نبود سیاست‌گذاری روزآمد در حوزه رسانه، تأکید کرد: ناتوانی در شناخت ذائقه نسل جوان و ضعف در تولید محتوای متناسب با زیست امروز، موجب فاصله گرفتن رسانه رسمی از جامعه جوان شده و این شکاف می‌تواند پیامدهای اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

محسن همتی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: در حال حاضر نمی‌توان از وجود یک سیاست رسمی، شفاف و کارآمد در حوزه رسانه سخن گفت، چراکه سیاست‌گذاری‌های موجود یا مربوط به سال‌ها قبل است یا پاسخگوی نیازهای امروز جامعه رسانه‌ای نیست.

 وی با بیان اینکه تنها در ظاهر، قوانین و سیاست‌هایی برای رسانه‌ها وجود دارد، افزود: واقعیت این است که نه سیاست‌گذاری به‌روزی در این حوزه انجام شده و نه حتی به‌درستی می‌دانیم چه سیاست‌هایی در حال اجرا است. سیاست‌های فعلی عمدتاً برای رسانه‌های دیداری و شنیداری چند دهه قبل طراحی شده‌اند و نسبت به رسانه‌های نوین و بسترهای جدید انتشار، دچار عقب‌ماندگی جدی هستند.

 این کارشناس رسانه با تأکید بر ضرورت توجه به مؤلفه‌های متنوع رسانه‌ای، اظهار کرد: در سیاست‌گذاری رسانه باید به تکثر رسانه‌ها، انواع رسانه، بسترهای انتشار و محتوای منتشرشده توجه شود. در حالی که در حوزه رسانه‌های نوین، یا سیاست‌گذاری وجود ندارد، یا بسیار ضعیف است و یا عملاً قابلیت اجرا ندارد، چراکه سرعت پیشرفت فناوری به ‌مراتب بیشتر از سرعت تدوین قوانین و مقررات است. برای رسیدن به سیاست‌گذاری مؤثر در رسانه‌های مکتوب، دیداری شنیداری و مجازی، لازم است بخشی از سیاست‌ها به ‌صورت کلان تعریف شود و در کنار آن، فصل‌های کوتاه، اجرایی و منعطف طراحی شود. این سیاست‌گذاری باید هم به حوزه تولید و توزیع محتوا و هم به جریان‌های قدرت در رسانه توجه کند.

 همتی در توضیح مفهوم «جریان قدرت» و «قدرت جریان»، افزود: جریان قدرت به دستورالعمل‌هایی اشاره دارد که از بالا به پایین به رسانه‌ها ابلاغ می‌شود و جهت‌گیری محتوایی را تعیین می‌کند، اما قدرت جریان به موضوعاتی مربوط است که به دلیل جذابیت ذاتی، خودبه‌خود در جامعه منتشر می‌شوند و تولید و توزیع محتوا حول آن‌ها شکل می‌گیرد، حوزه‌ای که ما در آن عقب‌مانده‌ایم.

 فاصله رسانه رسمی با جوانان نتیجه ضعف در شناخت مخاطب است

وی با انتقاد از نبود ذائقه‌سنجی در میان مخاطبان، به‌ویژه جوانان و نوجوانان، افزود: ما ذائقه مخاطب را نمی‌شناسیم، چون همچنان از موضع بالا به پایین با نسل جوان مواجه می‌شویم و از دید آن‌ها به زندگی نگاه نمی‌کنیم که بدانیم چه می‌خواهند، چگونه زیست می‌کنند و چه آینده‌ای برای خود متصور هستند. وقتی این شناخت وجود نداشته باشد، سیاست‌گذاری رسانه‌ای نیز بر پایه‌ای نادرست شکل می‌گیرد و نتیجه آن بی‌اعتمادی یا حتی بی‌توجهی مخاطب است. در چنین شرایطی، مخاطب نه‌تنها پیام را نمی‌شنود، بلکه اساساً تمایلی به دیدن و شنیدن ندارد و این مسئله به قطع کامل کانال ارتباطی منجر می‌شود. با از بین رفتن ارتباط و گفت‌وگو، امکان درک متقابل نیز از دست می‌رود و در نهایت، جامعه جوان که اصلی‌ترین مخاطب رسانه‌ها است، عملاً از چرخه ارتباطی خارج می‌شود.

 این کارشناس رسانه با تأکید بر اینکه نباید رسانه‌های اجتماعی را صرفاً به‌عنوان یک «رسانه محدود» در نظر گرفت، افزود: آنچه در رسانه‌های اجتماعی اهمیت دارد، کانال ارتباطی میان فرستنده و گیرنده پیام و امکان دریافت بازخورد است. این چرخه ارتباطی به ما نشان می‌دهد که پیام تا چه اندازه بر مخاطب اثر گذاشته و این اثرگذاری را می‌توان از رفتار مخاطب مشاهده کرد.

 همتی ادامه داد: اگر مخاطب پیام را نبیند یا نشنود، به این معنا است که کانال ارتباطی ناقص بوده و در نتیجه، بخشی از جامعه به‌ویژه جوانان، اساساً دیده نمی‌شوند. در چنین شرایطی باید بررسی کرد که اشکال در خود پیام است، در بستر ارتباطی است یا در شیوه دریافت مخاطب، اما متأسفانه ما در هر سه بخش دچار ضعف هستیم.

وی با انتقاد از رویکرد سیاست‌گذاران نسبت به رسانه‌های اجتماعی، اظهار کرد: ما به جای تمرکز بر تولید محتوا و شناخت جامعه هدف، صرفاً به کانال ارتباطی بسنده کرده‌ایم، در حالی که کانال فقط نقش انتقال‌دهنده دارد. این مسئله نشان می‌دهد، که سیاست‌گذار اساساً نمی‌داند برای چه قشری تولید محتوا می‌کند و فعالیت‌ها در نوعی خلأ انجام می‌شود. اگر پیام‌ها در طول سال‌های گذشته اثرگذار بود، باید بازتاب آن را به‌ وضوح در رفتار اجتماعی جوانان می‌دیدیم. این موضوع نشان می‌دهد که در این بخش دچار اشکال جدی هستیم و به جای حل مسئله، صورت مسئله را تغییر می‌دهیم.

نشنیدن صدای جوانان می‌تواند به بحران اجتماعی منجر شود

این کارشناس رسانه تاکید کرد: برای جبران این ضعف، تولید محتوا به جوانانی سپرده می‌شود که شور و انگیزه دارند، اما فاقد تجربه، تخصص و ریشه‌های معرفتی لازم هستند. نتیجه این رویکرد، تولید محتوای شعاری و سطحی است، که نه‌تنها اثرگذار نیست، بلکه در مواردی آسیب‌زا نیز هست. چنین محتوایی منجر به تربیت نسلی دوگانه می‌شود، نسلی که در فضای مجازی یک نوع رفتار و گفتار دارد و در مواجهه حضوری، رفتاری متفاوت از خود نشان می‌دهد. این دوگانگی، جوانان را دچار سردرگمی، لکنت در بیان و در نهایت سرخوردگی می‌کند.

 همتی ادامه داد: وقتی جوانان احساس می‌کنند که صدایشان از کانال‌های رسمی و قانونی شنیده نمی‌شود، به سکوت، انزوا و ناامیدی سوق داده می‌شوند. این سرخوردگی در صورت انباشت، می‌تواند به بحران‌های اجتماعی تبدیل شود که کنترل آن هزینه‌های بسیار بیشتری به جامعه تحمیل می‌کند. اگر در مراحل اولیه، گفت‌وگو، درک متقابل و ارتباط مؤثر با جوانان شکل بگیرد، بسیاری از این آسیب‌ها قابل پیشگیری است، اما نادیده گرفتن این روندها می‌تواند پیامدهای جدی و جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

 وی با اشاره به فاصله ایجادشده میان رسانه رسمی و نسل جدید، خاطرنشان کرد: اساساً این فاصله نباید وجود می‌داشت و اگر امروز از آن صحبت می‌کنیم، به دلیل اختلال جدی در کانال‌های ارتباطی است، جایی که دیگر امکان دیدن و شنیدن متقابل میان رسانه و جوانان وجود ندارد. زمانی که کانال ارتباطی دچار ضعف می‌شود، این ضعف به ‌تدریج به یک حفره عمیق تبدیل شده و آسیب‌های سنگینی به همراه دارد. در چنین شرایطی، نوجوان و جوان احساس می‌کند، دیده نمی‌شود و ناچار است برای بیان حرف خود به فضاها و بسترهای دیگری پناه ببرد.

 این کارشناس رسانه با اشاره به تجربه‌های گذشته در حوزه تولید برنامه‌های کودک و نوجوان، تصریح کرد: پیش از گسترش فضای مجازی، برنامه‌هایی وجود داشت که تعامل واقعی با مخاطب برقرار می‌کرد، اما امروز با وجود تعدد شبکه‌ها و تولید انیمیشن‌ها و برنامه‌های مختلف، میزان اثرگذاری در جامعه بسیار پایین است. بسیاری از این تولیدات شعاری هستند و ارتباطی با زیست واقعی نوجوانان و جوانان ندارند.  اگر ادعای ۷۰ درصد مخاطب برای برخی برنامه‌ها مطرح می‌شود، این میزان باید در رفتار اجتماعی جامعه قابل مشاهده باشد، در حالی که چنین اثری دیده نمی‌شود. حتی در برخی موارد، چند شبکه محدود ماهواره‌ای با ساعات پخش کمتر، اثرگذاری بیشتری نسبت به مجموعه گسترده رسانه‌های دیداری و شنیداری رسمی دارند.

 مرجعیت رسانه رسمی در گرو سرعت، اقناع و کنار مردم ایستادن است

همتی با انتقاد از رویکرد مدیریت رسانه‌ای، اظهار کرد: مشکل اصلی این است که صرف تولید برنامه یا صرف هزینه‌های کلان، به‌تنهایی منجر به اثرگذاری نمی‌شود. رسانه باید برای همه اقشار جامعه، از کودک و نوجوان تا بزرگسال، برنامه داشته باشد و مهم‌تر از آن، این برنامه‌ها باید تعاملی و اثرگذار باشند، نه صرفاً پرشمار. در علم مدیریت، تولید بدون دریافت بازخورد مؤثر، به خطای راهبردی منجر می‌شود. وقتی بازخورد به ‌درستی تحلیل نشود، این تصور شکل می‌گیرد که مخاطب گسترده‌ای وجود دارد، در حالی که خروجی اجتماعی آن قابل مشاهده نیست.

 وی افزود: رسانه زمانی می‌تواند اثرگذار باشد، که محتوای آن هم غنی و هم اقناع‌کننده باشد. در این صورت، باورپذیری افزایش یافته و محتوا مسیر طبیعی خود را برای انتشار پیدا می‌کند، همان چیزی که از آن به «قدرت جریان» یاد می‌شود. اگر جوانان بتوانند محتوای قوی و ریشه‌دار تولید کنند، این محتوا خودبه‌خود دیده می‌شود، اما نباید فراموش کرد که تربیت نسل جوان و نوجوان مسئولیتی است که مستقیماً متوجه سیاست‌گذاران و مدیران رسانه‌ای است و غفلت از آن، به از دست رفتن نسل آینده منجر می‌شود.

 انتهای پیام