«کُلوغ اندازون» و «اسفندی»؛ آیینهای کهن اردکان در استقبال از بهار و رمضان
اقتصاد ایران: ایسنا/یزد در آستانه ماه پایانی سال و نزدیک شدن به نوروز باستانی و ماه مبارک رمضان، نام دو آیین فراموش شده اما پر رمز و راز در کوچه پس کوچههای اردکان زنده میشود؛ «اسفندی» و «کُلوغ» یا «کلوخ اندازون»، رسومی که ریشه در باورهای کهن ایرانی و اسلامی این خطه کویری داشته و نشاندهنده پیوند عمیق مردم با طبیعت، معنویت و شادیهای جمعی است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
در روزگاری که زندگی مدرن بسیاری از آیینهای اصیل را به حاشیه رانده، یاد و خاطره این رسوم همچنان در ذهن پیشکسوتان و ریشسفیدان دیار باقی مانده است؛ آیینهایی که هر یک روایتگر بخشی از هویت فرهنگی این منطقه از کویر مرکزی ایران هستند.
کلوخ اندازون؛ وداع با شعبان و پیشواز از رمضان
یکی از آیینهای کهن و تقریباً منسوخ شده در اردکان، مراسم «کلوخ اندازون» (کُلوغ اَندازون) است. مردم این دیار در گذشته، آخرین روز ماه شعبان را به شادی و پایکوبی در دل طبیعت میگذراندند تا با روحیهای پاک و شاد، وارد ماه میهمانی خدا شوند.
درباره نامگذاری این روز، روایتهای مختلفی وجود دارد به نحوی که برخی پژوهشگران معتقدند مردم در این روز به اطراف شهر میرفتند و با پرتاب کلوخ، قدرت خود را محک میزدند و این حرکت برای کودکان و نوجوانان به بازی و خاطرهای ماندگار تبدیل میشد. البته روایت دیگر نیز این است که خانوادهها با خوردن و آشامیدن در تفریحگاهها، خود را برای یک ماه امساک آماده میکردند.
سید حسین پایدار اردکانی پژوهشگر فرهنگ عامه و نویسنده اردکانی در این باره به ایسنا میگوید: هرچند درباره ریشه و نام کلوخ اندازون اتفاق نظری در تاریخ وجود ندارد اما آنچه از پیشینیان به ما رسیده، نشان میدهد که این روز برای آمادگی عبادت پروردگار در ماه رمضان از دیرباز ارزشگذاری میشده است.
به گفته وی، شادی و با هم بودن، فلسفه اصلی این روز بوده تا ایرانیان پس از پذیرش اسلام، ترکیبی از زندگی پیشینیان و ورود به ماه عبادت را جشن بگیرند و شاید نام کلوخ اندازون به بازی یا زورآزمایی برمیگشته اما در واقع، بنیان این عنوان سند مشخصی ندارد و هرچه بوده، ایرانیان به هر بهانهای شادی را برپا میکردند.
نادر پیری اردکانی، محقق، تاریخ نگار و نویسنده اردکانی نیز در این باره به خبرنگار ایسنا میگوید: در اصطلاح محلی، واژه کلوخ اندازون تغییراتی پیدا کرده و به «کلوغ» تبدیل شده و برخی معتقدند «کلوغ انداختن» کنایه از سیر خوردن است و در واقع نشان از واژه «کلون» و بستن دارد؛ به این معنا که یک روز به ماه رمضان مانده، از بسته شدن دهان نشان دارد و در مقابل، عید فطر نشان باز کردن است.
این محقق اردکانی در این رابطه به نوشتهای از فرهنگنامه دهخدا اشاره میکند که کلوغ در آن به معنای همان «کلون» و بستن بیشتر نزدیک است تا کلوخ.
وی میافزاید: در این آیین که ریشه در جهانبینی ایرانیان بر مدار شادی دارد، مردم اردکان یک روز مانده به رمضان، به دشت و دمن میرفتند و با پختن غذاهای محلی مانند انواع آش، نان و لَتیرُک (نوعی نان روغنجوش)، این روز را گرامی میداشتند و خود را برای یک ماه عبادت و بندگی آماده میکردند.
اگرچه امروزه اثری از این آیینها در شهر دیده نمیشود و تنها نامی از آنها در خاطرات باقی مانده اما به باور کارشناسان، نسل جدید اردکان به دنبال بازگشت به این آیینهای کهن و شادیبخش هستند.
اسفندی؛ جشن پنجه و پیشواز نوروز
یکی دیگر از این آیینهای دیرینه، «اسفندی» نام دارد که در ماه اسفند برگزار میشده و پیوندی عمیق با جشنهای پایان سال و آمادگی برای نوروز داشته است.
به گفتهی سید حسین پایدار اردکانی پژوهشگر فرهنگ عامه و نویسنده اردکانی، رسم اسفندی در این شهرستان بازماندهای از شادیهای ایرانیان پیشین است که به «جشن پنجه» یا همان پنج روز آخر سال برمیگردد.
وی تصریح میکند: در باور کهن ایرانیان، پنجه آخر سال زمانی برای آماده شدن جهت پذیرش روان درگذشتگان در آستانه سال نو بوده است و مردم در این روزها با خرید نوروزی، تمیزی منزل و شادی، خود را برای تحویل سال آماده میکردند که این آیین در اردکان با نام اسفندی شناخته شده و جایگاه ویژهای یافته است.
پایدار اردکانی اضافه میکند: در زمانهایی نه چندان دور، مردم از اطراف اردکان به شهر میآمدند و دید و بازدیدهایی با عنوان «بنیان خانواده» انجام میدادند، خرید شیرینیهایی مانند زولبیا، گوشفیل و پشمک نیز نمادی از شیرینکامی بود تا مردم تلخیها را برای سال جدید از خود دور کنند و با کام شیرین قدم به نوروز بگذارند.

اسفندی؛ هدیهای برای نو عروسها
اما اسفندی در اردکان تنها به خرید نوروزی خلاصه نمیشده بلکه رسمی دیگر نیز با همین نام برای تبرک و شادباش تازه عروسها در آخرین ماه زمستان برگزار میشده است.
«علی سپهری» تاریخنگار اردکانی در این باره به خبرنگار ایسنا میگوید: در اردکان، خانواده داماد برای عروس خود که هنوز در خانه پدری بود، هدایایی میبردند و این هدایا که «اسفندی» نام داشت، بسته به توان مالی خانواده شامل انواع شیرینیهای محلی مانند زولبیا، پشمک، حلوا ارده و حاجی بادوم، پارچه اعم از چادرشبهای قرمز چهارخانه یا گلدار به نامهای «چادیشو کج» و «خانم شکر» و گاهی نیز کفش و حتی طلا بوده است.
سپهری قدمت این رسم را افزون بر ۱۵۰ سال تخمین میزند و اضافه میکند: این رسم، نمادی از مهربانی و پیوند عمیق میان دو خانواده و تبرکی برای زندگی مشترک آنان بوده است.
البته هنوز هم که پای صحبت پدربزرگها و مادربزرگهای اردکانی مینشینید، خوشترین خاطراتشان مربوط به «اسفندی» و آیینهای زیبایی است که برای تازه عروسها برگزار میکردند.
زندهنگهداشت سنت در دل خانوادههای اصیل
حسین فتاحی معروف به حسین محمدرضا از کهنسالان اردکانی در این رابطه بیان میکند: سالهاست که دیگر چون گذشته نه اسفندی و نه کلوخ اندازون همانند گذشته برگزار میشود اما خاطراتش بعد از ۱۰۰ سال زندگی هنوز هم برای من زنده است.
وی میگوید: آن روزها را با همین دورهمیهایی که مثلاً در ماه رمضان برگزار میشد، میتوان زنده نگه داشت و شاید بازگوی آنها در رسانهها بتواند به بازآفرینی این آیینها کمک کند.
به گزارش ایسنا، شاید زنده کردن این سنتها و بازآفرینی آنها با توجه به فراموشی بسیاری از مراسم محلی کار سادهای نباشد اما هنوز هم در برخی خانوادههای قدیمی اردکان شاهد برگزاری مراسم کلوخ اندازون و هم آیین سنتی اسفندی هستیم و در واقع همین خانوادهها به عنوان میراثداران فرهنگ اصیل دیار کوشیدهاند که این آیینها را نسل به نسل منتقل کنند و جلوهای هرچند کوچک اما پرمعنا از رسوم نیاکان خود را حفظ نمایند.
شاید احیای فراگیر این آیینها که نماد همبستگی، شادی و پیوندهای اجتماعی هستند، بتواند روح تازهای به کالبد شهر تاریخی اردکان بدمد و هویت فرهنگی آن را برای نسلهای آینده نیز زنده نگه دارد. قطعاً ثبت و مستندسازی این رسوم و روایت آنها توسط پیشکسوتان، نخستین گام برای بازگرداندن این میراث گرانبها به زندگی روزمره مردم اردکان است.
انتهای پیام