۵ درصد بودجه دفاعی تا ۲۰۳۵؛ آیا اروپا از سایه واشنگتن خارج میشود؟
اقتصاد ایران: کشورهای اروپایی در حالی از «استقلال استراتژیک» سخن میگویند و هدف ۵ درصدی دفاعی تا ۲۰۳۵ را ترسیم کردهاند که وابستگی عمیق به آمریکا و شکافهای صنعتی، این مسیر را پرابهام کرده است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل، حسن شکوهی نسب: در حالی که این روزها رهبران اروپایی با قاطعیت از «استقلال استراتژیک» سخن میگویند و متعهد شدهاند تا سال ۲۰۳۵ بودجه دفاعی خود را به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسانند، واقعیتهای میدانی داستان دیگری روایت میکنند. صنعت دفاعی پراکنده، وابستگی عمیق به تسلیحات آمریکایی و نبود اراده جمعی واقعی، تصویری متناقض از قارهای ترسیم میکند که میداند باید اما نمیداند چگونه تغییر کند.
تهدید ماه گذشته ترامپ برای فروش اجباری گرینلند، نقطه عطفی در روابط ترانسآتلانتیک بود. اگرچه او عقبنشینی کرد اما زخمی عمیق بر پیکره اعتماد اروپایی به آمریکا زد. این اتفاق تداوم روندی است که از دوره اول ترامپ آغاز شده و اکنون با شدت بیشتری ادامه دارد.
اروپا بیش از هفت دهه به چتر امنیتی آمریکا متکی بوده اما با بازگشت ترامپ و رویکرد «اول آمریکا» این تکیهگاه دیگر قابل اطمینان نیست. او حتی ماده ۵ ناتو را زیر سوال برده و گفته اگر کشورها بودجه کافی نپردازند، آمریکا از آنها دفاع نخواهد کرد.
چرا استقلال نظامی از آرزو به ضرورت تبدیل شد؟
تا پیش از حمله روسیه به اوکراین، اکثر کشورهای اروپایی حتی هزینه ۲ درصد تولید ناخالص داخلی برای دفاع را نمیپرداختند؛ آلمان با اقتصادی چهار برابر روسیه، تنها ۴۵ میلیارد یورو برای دفاع خرج میکرد اما با آغاز این جنگ در فوریه ۲۰۲۲ همه چیز تغییر کرد. اولاف شولتز صدراعظم قبلی آلمان این لحظه را «تغییر عصر» نامید و برلین برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، بودجه اضطراری ۱۰۰ میلیارد یورویی تصویب کرد.
اما چیزی که واقعا اروپا را تکان داد، بازگشت ترامپ بود. امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه ماه گذشته در داووس گفت: «برای اینکه از ما بترسند، باید قدرتمند باشیم.» او در اظهاراتی بیسابقه حتی پدافند هوایی متحرک SAMP/T که بهطور مشترک توسط فرانسه و ایتالیا توسعه یافته را مؤثرتر از پاتریوت آمریکایی خواند. مارک روته دبیرکل ناتو نیز نیز اعلام کرد بدون فشار ترامپ، هشت اقتصاد بزرگ اروپایی هرگز در سال ۲۰۲۵ به هدف ۲ درصدی نمیرسیدند.

نتیجه این فشارها پیشتر در ژوئن ۲۰۲۵ طی نشست ناتو در لاهه به چشم میخورد؛ تعهد به رساندن بودجه دفاعی به ۵ درصد تا سال ۲۰۳۵ که اگر محقق شود، یک تریلیون دلار سالانه به منابع دفاعی ناتو اضافه میکند.
تا قبل از ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید، کشورهای اروپایی از زیر بار تعهد مالی ناتو شانه خالی میکردند و حتی کشورهای دیگر جهان که در ناتو عضویت نداشتند نیز هزینه برای بودجه دفاعی را اولویت نمیدانستند به عنوان نمونه در سال ۲۰۲۳ تنها 9 بازیگر در جهان شامل الجزایر، ارمنستان، رژیم صهیونیستی، روسیه، عربستان بیش از ۵ درصد برای دفاع خرج کردند؛ بازیگرانی که اکثرا یا دولتهای نفتی یا در جنگ بودند.
زنجیرهای وابستگی: موانع ساختاری و چالشهای صنعتی-سیاسی
از نگاه ناظران، حتی با بودجه کافی، مشکل اصلی در جای دیگری است. بین ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، حدود ۶۴ درصد از خریدهای تسلیحاتی کشورهای اروپایی ناتو از آمریکا بوده است. آلمان در ۲۰۲۲ تصمیم گرفت ۳۵ فروند F35 آمریکایی بخرد که ضربهای جدی به پروژه مشترک «نبرد هوایی آینده» موسوم به «افکاس» (FCAS) فرانسوی-آلمانی-اسپانیایی تلقی میشد.

مشکل دیگر، پراکندگی صنعت دفاعی است؛ اروپا دارای ۱۲ سیستم تانک مختلف است (در مقابل یک سیستم در آمریکا)، ۲۵ نوع ناوشکن (در مقابل دو نوع در آمریکا)، و ۱۴ نوع جنگنده (مقابل پنج نوع در آمریکا). یک مطالعه در ۱۹۹۹ تخمین زد که استانداردسازی میتواند تا ۵۰ درصد در هزینهها صرفهجویی کند اما به جای استانداردسازی از سال ۲۰۱۴ میزان پراکندگی ۱۰ درصد افزایش یافته است.
دلیل این پراکندگی، حفاظت از منافع ملی و صنایع داخلی است. فرانسه در ۲۰۲۳ بیش از ۸۰ درصد پرداختها را به شرکتهای داخلی اختصاص داد. آلمان برنامه خرید ۸۳ میلیارد دلاری ۲۰۲۵-۲۰۲۶ خود را طوری تنظیم کرده که تنها ۸ درصد آن صرف سیستمهای آمریکایی شود اما در مقابل، کشورهایی که صنایع دفاعی قوی ندارند، به کره جنوبی و رژیم صهیونیستی روی آوردهاند که سریعتر تحویل میدهند و این باعث تضعیف بیشتر صنایع اروپایی میشود.
برنامههای مشترک سیستم اصلی رزم زمینی (MGCS) و سیستم رزم هوایی (FCAS) که قرار بود نماد همکاری اروپایی باشند، بارها به دلیل اختلاف بر سر تقسیم کار و مالکیت فکری به تأخیر افتادهاند. هزینه تخمینی این دو پروژه بیش از ۱۲ میلیارد یورو است و زمان عملیاتی MGCS از ۲۰۳۵ به ۲۰۴۰ موکول شده. علاوه بر این، تنها پنج شرکت اروپایی جزو ۲۰ شرکت برتر دفاعی جهان قرار دارند. بیایئی سیستمز (BAE Systems) بریتانیا با ۲۷ میلیارد دلار درآمد، نصف اندازه لاکهید مارتین (Lockheed Martin) آمریکا است.

افزون بر موارد ذکر شده، مشکل تولید نیز حاد است. از ۲۰۱۹، تقاضای دفاعی آلمان دو برابر شده اما تولید تنها یک چهارم رشد کرده است. اروپا قول داد تا مارس ۲۰۲۴ یک میلیون گلوله توپخانه به اوکراین بدهد اما نتوانست. تخمین زده میشود تنها در سال ۲۰۲۶ اروپا قادر خواهد بود گلوله کافی تولید کند. شکافهای قابلیتی همچون فقدان جنگنده نسل پنجم بومی، سیستمهای هشدار اولیه جامع، قابلیتهای ضربه بلندبرد و ظرفیت کافی مهمات هم نیز عمیق است.
مسیر دشوار خودکفایی: ظرفیتها، طرحهای در دست اجرا و چشمانداز
با همه موانع، اروپا در حال تقلا است و هزینههای دفاعی هستهای اروپا از ۲۰۱۹ دو برابر شده و به ۵۸۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۵ رسیدهاست. بودجه آلمان از ۵۰ میلیارد یورو در ۲۰۲۲ به ۱۰۸ میلیارد در ۲۰۲۶ افزایش یافته است. فرانسه قصد دارد بین تا سال ۲۰۳۰ مبلغ ۴۱۳ میلیارد یورو هزینه کند. با معیار ۳.۵ درصدی ناتو، هزینههای اروپا میتواند تا ۲۰۳۰ به ۸۰۰ میلیارد یورو برسد.

اتحادیه اروپا نیز اقدامات مهمی انجام داده است؛ صندوق دفاعی اروپا ۸ میلیارد یورو برای تحقیق و توسعه، همکاری ساختار دفاعی دائمی اروپا (PESCO) با ۷۵ پروژه مشترک، و برنامه «اقدام امنیتی اروپا» (SAFE) با ۱۵۰ میلیارد یورو وام برای خرید مشترک از جمله این اقدامات است. کمیسیون اروپا برای اولین بار کمیسر دفاع منصوب کرده و آندریوس کوبیلیوس کمیسر دفاعی اتحادیه اروپا خواستار دستیابی به هدف پوشش شکافهای قابلیتی تا سال ۲۰۳۰ شده است.
اما سوال اساسی اینجاست که آیا اروپا واقعا میتواند خود را بدون آمریکا دفاع کند؟ برخلاف برخی از مقامات اتحادیه اروپا و تحلیلگران سیاسی که به استقلال نظامی اروپا از آمریکا باور دارند اما مارک روته در ژانویه ۲۰۲۶ با صراحت گفت: «اگر فکر میکنید اروپا میتواند بدون آمریکا از خود دفاع کند، به خواب ادامه دهید. نمیتوانید.» او افزود: اگر اروپا بخواهد به تنهایی حرکت کند، باید ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی خرج کند و توانایی هستهای خود را بسازد که میلیاردها یورو هزینه دارد.
سخن پایانی
استقلال نظامی اروپا از نگاه صاحبنظران سیاسی و نظامی یک طیف از امکانات است. در سناریوی محتملترین، اروپا در دهه آینده تواناییهای دفاعی خود را به طور قابل توجهی افزایش میدهد اما همچنان به حضور نظامی آمریکا هرچند کمتر متکی خواهد بود. استقلال کامل حداقل تا دهه ۲۰۳۰ بعید به نظر میرسد زیرا موانع سیاسی و صنعتی عمیقتر از بودجه است. تا زمانی که کشورهای اروپایی عضو ناتو به صنایع ملی اولویت دهند، فرانسه و آلمان بر سر رهبری رقابت کنند و اراده سیاسی برای فداکاری واقعی نباشد، استقلال کامل دست یافتنی نیست.
از طرفی، استقلال نظامی اروپا نه امکان تکنیکی بلکه یک انتخاب سیاسی است. اروپا اگر حتی توانایی اقتصادی، فناوری و انسانی برای دفاع از خود را داشته باشد اما آیا اراده سیاسی لازم برای انجام فداکاریها، کنار گذاشتن منافع ملی کوتاهمدت برای امنیت جمعی بلندمدت و در نهایت تبدیل شدن به عنوان یک قدرت ژئوپلیتیکی واقعی را دارد یا خیر؟ پرسشی مهم و کلیدی که پاسخ آن طی سالهای آتی و حداکثر تا یک دهه آینده مشخص خواهد شد.