آغوش خالی عروسکهای بومی از مِهر بچهها
اقتصاد ایران: ایسنا/آذربایجان شرقی فلسفه پشت عروسکبازی هر چه که بود، یکی از بهترین راهها برای یاد گرفتن مهارتهای ارتباطی، همدلی، بیان احساسات و افزایش دامنه لغات به شمار میآمد، اما ظهور فناوریهای جدید از یک طرف و تهاجم فرهنگی و عروسکهای ترند از طرف دیگر، ریشه به تیشهی بازی با عروسکها زد و کم کم آغوش عروسکها به خصوص عروسکهای بومی، خالی از مهر بچههایی شد که اولین تجربه دوستی و مادری را با عروسکها میآموختند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
پیشینه عروسکسازی نشان میدهد، ساخت وسیلهای شبیه به انسان از متریالهای مختلف مثل چوب، گل و پارچه و الیاف از ۴۰۰۰ سال قبل رایج بوده و از یونان باستان تا مصر و روم عروسکها، البته؛ شاید با نامی دیگر، برای آموختن نقشهای اجتماعی متعدد یا به عنوان نمادی از عناصر مختلف استفاده میشدند و شاید هیچ عروسک بومی شبیه دیگری نبود و هر کدام معنایی متفاوت داشتند.
قبل از تولد عروسکهای صنعتی در قرن بیستم میلادی، عروسکهای بومی و محلی که اغلب چوبی، پارچهای یا ترکیبی از هر دو بودند، با اصالت تمام و مفاهیمی از طبیعت، در دست و آغوش بچهها جا گرفته بودند، اما اگر سیر تحول عروسکها را روی تند قرار دهیم، به قسمتی میرسیم که عروسکهای بومی متناسب با سلیقه مخاطب امروزی، به روزرسانی نشد و کم کم عروسکهای پلاستیکی و پس از آن گوشیهای هوشمند و بازیهایی که اغلب جز مشکلات تمرکز و خشونت، بار آموزشی دیگری ندارند، جایگزین عروسکهایی شدند که از دل طبیعت و دستساز بودند و در ادامه فیگورهای سیلیکونی پشمالو از لبوبو تا ... در دستان کودکان جا گرفتند.

زینب علمدار، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به اینکه تا کنون چند نوع عروسک بومی در کانون شناسایی یا مستندسازی شده است، میگوید: در استان آذربایجان شرقی عروسک "قیچا گلین" و عروسک "گلین بالا" که مربوط به منطقه شمال غرب کشور است، شناسایی شدهاند که در مورد عروسک قیچا گلین، صحبتهای اولیه جهت رسیدن به تولید با کمک میراث فرهنگی استان، طی برگزاری جلساتی، انجام شده، ولی به نتیجه نهایی نرسیده است.
وی با اشاره به تعداد کارگاه یا مرکز کانون درگیر اجرای این طرح، میافزاید: مرکز میانه و خانم فاطمه محمودی، عروسک قیچا گلین را به ثبت ملی رسانده و در این مورد فعال هستند و خانم گیسو فکوری از میراث فرهنگی استان در این زمینه تحقیقاتی دارند و موزه سیار «عروسک سخنگو» را به ثبت رسانده و نمایشگاههایی برپا کردهاند که نمونهای از آن در نمایشگاه اسباب بازی سال گذشته در محل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران در خیابان حجاب برپا شد.
مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان آذربایجان شرقی در پاسخ به اینکه سهم این استان در تولیدات عروسک یا محصولات فرهنگی کانون چند درصد است؟، اظهار میکند:کانون استان آذربایجان شرقی هیچ تولیدی ندارد و کلا تولید در ستاد تهران متمرکز است. در استانمان، کارگاه آموزش عروسکسازی برای مربیها و مربی مسئولان کلیه مراکز استان برگزارشد و هر مربی برای خودش یک عروسک ساخت و یا تولید کرد ، یا به عبارتی خلق کرد که تمامی عروسکها شخصیتهای متنوع و متفاوتی داشتند.

با این وجود، تلاشهای عروسکسازها در طول سالهای گذشته برای احیای عروسکهای بومی قابل تقدیر است. خانم فاطمه محمودی، قصهگو و احیاگر عروسک بومی و نویسنده کودک که یکی از تلاشگران این عرصه است، در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این سوال که برای آشتی دادن نسل جدید با عروسکها باید چکار کنیم، میگوید: باید تا جایی که میتوانیم به اصل و ریشه خودمان مراجعه کنیم. اگر یک سرگرمی، کودک را به طبیعت، درخت و خاک گره بزند، سبب کنجکاوی و خلاق شدن او خواهد شد. همچنین عروسک چوبی به کودک حس آرامش میدهد که در بازی با عروسکهای پلاستیکی چنین چیزی نداریم.
او، فلسفه پشت عروسکهای بومی را مورد اشاره قرار داده و میافزاید: وقتی یک سرگرمی را برای بچه تهیه میکنیم، باید در نظر بگیریم این سرگرمی چه چیزی به کودک من ارائه میدهد؛ در حالیکه کودک من وقتش را صرف آن میکند. باید سوال کنیم آیا این عروسک یا وسیله سرگرمی قادر است بچه را به طبیعت و خودش نزدیکتر و به زندگی او کمک کند؟ اگر نه؛ پس سازنده نخواهد بود.
او معتقد است که عروسکهای بومی، نیازمند انجام تحقیقات میدانی هستند و میگوید: گاهی که عروسکهای بومی، فراموش شدهاند و یک نمونه که درست میکنی، بقیه اذعان میکنند که مثلا مادرم برای من هم درست میکرد و آن را بعد دیدن به یاد میآورند. مواردی هم هستند که از مثلها و داستانها بر سر زبان افتاده و به عروسک تبدیل شدهاند، البته نقش سالمندان و مادربزرگها هم در پیدایش عروسکهای بومی و احیای آنها بسیار مهم است.
محمودی میگوید: عروسکهای بومی، نیازمند انجام تحقیقات میدانی و پژوهش جامع شفاهی و کتبی با فیلم و اسناد و مدارک در مناطقی مثل عشایر هستند. هر عروسک، داستان و فلسفهای با خود حمل میکند. مثلا؛ در گذشته در هر آئین یک عروسک خاص مثل تاختا گلین (گلین: ترکی عروسک) استفاده میشده است. این عروسکها در قدیم تولید میشدند، اما امروزه؛ سرگرمیهای قدیمی و فراموش شده به شمار میآیند.
او، چالش پیش رو در این زمینه را مورد اشاره قرار داده و میگوید: وقتی اسم عروسک بومی را میشنوند، عقب عقب برمیگردند؛ اما وقتی دیده شده و در معرض دید عموم قرار میگیرد، مورد پسند واقع میشود و مردم خوششان میآید. تا به حال حمایتی از من نشده است و تا اینجا با افتخار برای هر کاری که انجام دادهام از جیبم هزینه کردهام؛ چرا که هنر، فرهنگ و اصالت، دغدغه من است.
او در پاسخ به اینکه چه خطراتی عروسک بومی را تهدید میکند، میگوید: فراموش شدن عروسکهای بومی یکی از بزرگترین خطرات است. وقتی سبد هنر بومی را با داشتههای خودمان پر نکنیم؛ نباید کسی را که تولیدات خارجی خود را آورده و آن را پر میکند، سرزنش کنیم. اگر اجازه دهیم، تولیداتی بدون ربط داشتن به فرهنگ و تربیت جامعهمان و غیر مفید، وارد سبد فرهنگیمان خواهد شد.
محمودی میافزاید: نسل جدید از این عروسکها بسیار استقبال میکنند. شاید یکی از دلایل آن، جذابیت کار و اثر و دلیل دیگر آن، گرانی قیمت عروسکهای دیگر باشد. هر فرصتی به من دست دهد، به بچهها ساخت عروسکها را آموزش میدهم و البته کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم تولید عروسکهای بومی به همراه قصه دو کتابشان را شروع کرده است.
او خاطرنشان میکند: اگر از گذشته درس نگیریم، محکوم به تکرار در عرصه فرهنگ خواهیم بود؛ بنابراین باید به دردخورها را احیا و جلوی چشم و در طاقچه فرهنگی ما قرار دهیم تا هم هویت فرهنگی جامعه تقویت شده و هم به نسل نو کمک کنیم.
این احیاگر عروسک بومی و نویسنده کودک که به تازگی در جشنواره عروسکهای سرزمین من در بخش بومی و عروسکهای محلی رتبه اول را به خودش اختصاص داده است در این مورد میگوید: عروسک قیچا گلین، مختص میانه را به در فهرست آثار ناملموس به ثبت رساندم و در کنار آن همین عروسک را به سبک بومی متناسب با ذائقه مخاطب امروزی از چوب و در سایز کوچک برش دادم و رنگ لباس به تناسب ذائقه کودک امروز طراحی و در کنار کار اصلی ارسال و حائز رتبه اول شد.
او در پاسخ به اینکه چگونه مخاطب و سلیقه مخاطب امروزی را شناختید، میگوید: مخاطب امروزی، چوبهای کج و کوله و دفرمه را نمیپسندد. ماتریال، رنگ و طرح لباس، به عنوان اساس تحقیقاتم در این مورد انتخاب شدند؛ به عنوان مثال مخاطبان و بچههای امروزی لباسهای ریز گل را بیشتر از درشت گل میپسندند و همچنین در سیمای عروسک نیز به این مورد توجه شده است.
او در مورد طراحی عروسک قیچا گلین بیان میکند: در ساخت این عروسک که از سرشاخه درخت، استفاده میشود، سر شاخه را در سایز کوچک به شکل تیر و کمان و به شکل هلال درآوردم تا هم به عنوان تیر و کمان قابل استفاده باشد، هم بدن عروسک؛ به طوری که آناتومی بدن عروسک را نشان دهد. به اندازهای به اندازهای به اصالت پایبندم که اصالت در اولویتم است و در پوشش و زیبایی اثر خلاقیت به خرج دادهام تا به ذائقه نسل جدید، نزدیکتر باشد؛ مثلا وقتی عروسکم دست ندارد، من هرگز برای او دست طراحی نمیکنم و اسکلت اثر با دستگاه CNC تمیز با دو کاربرد تیر کمان و عروسک و استفاده از چوب واقعی، نه MDF، برش داده میشود.
انتهای پیام