اسماعیل شریعتی ، فعال صنفی حوزه پرستاری طی یادداشتی به سلامت نیوز نوشت : پرستاران کشور سالهاست که با چالشهای عمیق در زمینه حقوق و ارزشگذاری خدمات خود دست و پنجه نرم میکنند. دریافتیهای پایین، اجرای ناقص قانون خدمات پرستاری و نبود عدالت در پرداختها، موجب شده است که پرستاران احساس کنند نقش و تلاشهای آنها در نظام سلامت نادیده گرفته میشود. این موضوع نه تنها باعث کاهش انگیزه و رضایت شغلی شده، بلکه اعتماد حرفهای و اجتماعی پرستاران به نهادهای متولی را به شدت کاهش داده است.
بارها و بارها این مسائل به گوش مسئولین پرستاری کشور و وزارت بهداشت رسیده است، اما متأسفانه هیچ عزم واقعی برای اصلاح اساسی ساختار درآمدی و تعرفهگذاری خدمات پرستاری مشاهده نشده است. در چنین شرایطی، دستورالعمل جدید بازتوزیع تعرفه خدمات که به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ شده، تنها چرخشی صوری در منابع مالی ایجاد میکند. منابع از یک بخش به بخش دیگر منتقل شدهاند، اما صندوق درآمدی پرستاری همچنان کوچک و ناکافی باقی مانده است و پرستاران احساس میکنند که این اقدامات تنها ظاهری و نمایشی هستند، نه راهکاری واقعی برای حل مشکل.
پرستاران امروز به وضوح میبینند که چرا ارزش واقعی خدماتشان در سیستم تعرفهگذاری دیده نمیشود و چرا گروههایی دیگر از کارانه و امتیازاتی بهرهمند میشوند که در واقع محصول تلاش مستقیم پرستاران است. این بیعدالتی ساختاری نه تنها انگیزه پرستاران را کاهش داده، بلکه موجب شده است که بار کاری و فشار روانی آنها افزایش یابد. بسیاری از پرستاران امروز به دنبال پاسخی روشن هستند: چرا تلاشهای حرفهای آنها با کمترین ارزشگذاری مواجه میشود و چرا اصلاحات صوری به جای تغییرات واقعی اعمال میشود؟
این وضعیت نشاندهنده ضعف عملکرد نهادهای مسئول است، به ویژه معاونت پرستاری و سازمان نظام پرستاری که تاکنون نتوانستهاند اقدامات بنیادی برای اصلاح ساختار پرداخت و بهبود ارزشگذاری خدمات را اجرایی کنند. پیامد این ناکارآمدی، کاهش اعتماد پرستاران به سازمان نظام پرستاری و احساس بیثباتی در مسیر حرفهای آنهاست. در نتیجه، پرستاران نه تنها احساس میکنند حقوقشان رعایت نمیشود، بلکه امید خود به آینده حرفهای و جایگاه اجتماعی خود را نیز از دست دادهاند.
پرستاری کشور امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عدالت واقعی، اصلاحات ساختاری و توسعه صندوق درآمدی است. بازتوزیعهای صوری منابع هیچ دردی از پرستاران دوا نمیکند و مشکلات بنیادی، از جمله کمارزش بودن خدمات، بیتوجهی به فشار کاری و شکافهای درآمدی، همچنان پابرجاست. تا زمانی که پرستاران ارزش واقعی خدمات خود را دریافت نکنند و شکافهای موجود در نظام پرداخت اصلاح نشود، بازتوزیعها تنها نمایش صوری مدیریت خواهند بود، نه اصلاح واقعی حوزه پرستاری.
پرستاری امروز نه دستورالعملهای صوری، بلکه اقدامات واقعی و بنیادی، اصلاح سیاستها و ایجاد عدالت درآمدی را میطلبد. تنها در چنین شرایطی است که حرفه پرستاری میتواند جایگاه واقعی خود را در نظام سلامت و جامعه پیدا کند، اعتماد از دست رفته بازگردد و انگیزه و روحیه پرستاران برای خدمت به مردم تقویت شود.