تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4290424
شناسه : 4290424
تاریخ :
شخصیت‌های محوری با نقش‌هایی بی‌بدیل در انقلاب اسلامی اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از تحولات بنیادین قرن بیستم، محصول همفکری و همکاری جمعی از شخصیت‌های اثرگذار بود که هر یک با پیشینه فکری و سوابق مبارزاتی متفاوت، در شکل‌گیری و تثبیت نظام جمهوری اسلامی نقش آفریدند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

بررسی اندیشه‌های این چهره‌ها نشان می‌دهد که پیروزی انقلاب علاوه بر رهبری کاریزماتیک امام خمینی(ره)، حاصل هماهنگی و گاه مکملی بین دیدگاه‌های نظری و عملی مجموعه‌ای از رهبران بود؛ افرادی با اندیشه‌های متفاوت، که در کانون تفکرات آن‌ها، مباحثی عمیق حول مفاهیمی مانند «جمهوری»، «مردم‌سالاری دینی» و حدود اختیارات ولی فقیه قرار داشت اما با وجود اختلاف نظرها، در نهایت ذیل یک چارچوب کلانِ انقلابی و اسلامی جمع شدند و در ایجاد نظامی یکپارچه نقش‌آفرین شدند.

این گزارش به معرفی این شخصیت‌ها، تبیین نقش آنان و واکاوی نقاط اشتراک و افتراق فکری‌شان می‌پردازد.

۱. سید روح‌الله خمینی(ره)؛ بنیان‌گذار و مرجع نهایی

او بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی، متولد ۱۲۸۱ در خمین و از مراجع تقلید شیعه و مدرس فلسفه و عرفان در قم بود. در سال ۱۳۴۲ به دلیل مخالفت با نظام شاهنشاهی پهلوی دستگیر و تبعید شد و نهایتاً انقلاب را از تبعیدگاهش در نجف و پاریس هدایت کرد و رهبری کشور را پس از پیروزی انقلاب تا زمان رحلت در سال ۱۳۶۸ بر عهده داشت. اندیشه او تأثیر عمیقی بر نظریه‌پردازی‌های انقلاب در سطح جهانی گذاشت.

امام خمینی بر مفهوم بنیادین «ولایت فقیه» به عنوان ستون نظام تاکید داشت. جمهوری اسلامی شکل نوینی از حکومت اسلامی بود که جمهوریت (رأی مردم) در چارچوب احکام اسلام و تحت نظارت فقیه عادل قرار می‌گرفت. 

در نظر امام، جمهوریت در قالب سازوکارهایی مانند انتخابات ابزاری برای تحقق حکومت اسلام بود. شکل جمهوری در خدمت محتوای اسلامی قرار می‌گرفت و توسط فقیه نظارت می‌شد تا از انحراف مصون بماند. مردم با رأی خود، به نظام مشروعیت عملی و کارآمدی می‌بخشند و مسئولان را برمی‌گزینند، اما حاکمیت مطلق از آنِ خداست و فقیه به عنوان ولی امر، ولایت و هدایت کلی نظام را بر عهده دارد.

هدف غایی امام از انقلاب، ایجاد یک حکومت قدرتمند و مستقل اسلامی بود که بتواند احکام اسلام را اجرا و از امت اسلامی دفاع کند. بقا و استمرار «نظام» به خودی خود یک ارزش و «اهمیت نظام از صدها امام هم بیشتر است».

۲. شهید سیدمحمد حسینی بهشتی؛ طراح نظری و معمار نهادی

شهید بهشتی متولد ۱۳۰۷ در اصفهان بود و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی (دکترای فلسفه) داشت. از مؤسسان «حسینیه ارشاد» و از چهره‌های روشنفکر و اهل گفت‌وگو با طیف‌های فکری مختلف به شمار می‌رفت، از اعضای مؤثر «شورای انقلاب» و بنیانگذار «حزب جمهوری اسلامی» بود، نقش کلیدی در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب‌رئیس مجلس خبرگان داشت و به عنوان ایدئولوگ انقلاب و رئیس دیوان عالی کشور فعالیت کرد. او در هفتم تیر ۱۳۶۰ به همراه ۷۲ نفر از یارانش در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید.

بهشتی بر ساختارمند کردن، قانونی کردن و عملیاتی ساختن نظام بر پایه اصول اسلامی تاکید داشت. اسلام و جمهوریت را تلفیق و بر تعامل عمیق بین این دو مؤلفه تاکید داشت. معتقد بود اسلام شکل خاصی از حکومت را تحمیل نکرده و ما می‌توانیم در چارچوب کلیات اسلامی، بهترین شکل اداره جامعه یعنی جمهوری را طراحی کنیم.

لذا صراحتاً بر حق مردم در تعیین سرنوشت و اداره امور عمومی تأکید می‌کرد و معتقد بود حکومت بدون مشارکت مردم، نه مشروعیت کامل دارد و نه کارآمد خواهد بود. او حتی برای مقبول‌سازی ولایت فقیه استدلال می‌کرد که این رهبری باید «شناخته‌شده، پذیرفته‌شده و گزینش‌شده» باشد.

بهشتی هدف از انقلاب را ایجاد یک جامعه اسلامی نمونه، کارآمد، عادلانه و مشارکتی می‌دانست. تأکید ویژه‌ای بر شایسته‌سالاری، تخصص و نظام تنظیم‌شده‌ای از نظارت و تعادل بین قوا داشت تا نظام از درون فاسد نشود.

۳. مرتضی مطهری؛ معمار فکری انقلاب اسلامی

شهید مطهری متولد ۱۲۹۸ در فریمان، از شاگردان برجسته امام خمینی و علامه طباطبایی، نویسنده و سخنرانی پرکار در تبیین اندیشه اسلامی است، جزو مؤسسان «حسینیه ارشاد» و از معماران فکری انقلاب اسلامی بود و نقش اصلی در اسلامی‌کردن محتوای نهضت و مبارزه با انحرافات فکری داشت. او پس از انقلاب، رئیس «شورای انقلاب» و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی شد. شهید مطهری در اردیبهشت ۱۳۵۸ توسط گروه فرقان ترور شد. تلاش او معطوف به ارائه تفسیری ایدئولوژیک و فلسفی از اسلام بود که بتواند مبنای نظام جدید قرار گیرد و با اندیشه‌های مارکسیستی و لیبرالی رقابت کند.

۴. سید علی خامنه‌ای؛ پرچم‌دار انقلاب اسلامی

آیت‌الله خامنه‌ای متولد ۱۳۱۸ در مشهد و تحصیلات حوزوی را در مشهد و قم گذرانده اند، از مبارزان پیش از انقلاب که بارها زندانی و تبعید شد، از یاران نزدیک امام خمینی و از اعضای «شورای انقلاب» هستند و پس از انقلاب، مسئولیت‌هایی چون امامت جمعه تهران و ریاست‌جمهوری را بر عهده گرفتند. 

پس از رحلت امام خمینی در سال ۱۳۶۸، ایشان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند. به عنوان شاگرد و ادامه‌دهنده راه امام خمینی، بر تلفیقی از هر دو نقش مرجعیت دینی و نظارت کلی بر نظام تاکید دارند و مانند بهشتی، بسیار بر جزئیات چگونگی ایجاد حکومت، پیشرفت کشور و مقابله با تهدیدات خارجی تاکید می‌کنند.

۵. سید محمود طالقانی؛ نماد وحدت و مبارزه ضداستبدادی

طالقانی متولد ۱۲۸۹ در گلیرد طالقان، از روحانیون مبارز و زندانی‌شده در دوره پهلوی بود. ترجمه و تفسیر قرآن او «پرتوی از قرآن» از معروف‌ترین کتب اسلامی است. طالقانی به دلیل سابقه مبارزه، از احترام عمومی فراوانی در بین گروه‌های مختلف انقلابی برخوردار بود و پس از انقلاب، اولین امام جمعه تهران و سمت رئیس «شورای انقلاب» و رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی را عهده‌دار شد.

طالقانی نماد مبارزه ضداستبدادی و عدالت‌خواهی بود و بر مشارکت و آزادی‌های مردمی در چهارچوب اسلام تأکید زیادی داشت. تفسیر او از اسلام تکیه بر عدالت اجتماعی و آزادی‌های مردمی دارد.

۶. اکبر هاشمی رفسنجانی؛ مدیر و سیاست‌مدار عمل‌گرا

رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ در بهرمان رفسنجان بود. او تحصیلات حوزوی را در قم گذراند و از فعالان سیاسی علیه رژیم پهلوی بود، از اعضای مؤثر «شورای انقلاب» و «حزب جمهوری اسلامی» به شمار می‌رود و نقش کلیدی در مدیریت دوران جنگ و بازسازی کشور داشت. هاشمی پس از انقلاب، به ترتیب رئیس مجلس، رئیس جمهور و رئیس «مجمع تشخیص مصلحت نظام» شد.

او بیشتر یک مدیر و سیاست‌مدار عمل‌گرا بود که بر کارآمدی، بازسازی و مدیریت اجرایی نظام در دوره‌های حساس (جنگ و سازندگی) متمرکز شد.

۷. مصطفی چمران؛ مهندس نظامی انقلابی

متولد ۱۳۱۱ در تهران و در رشته الکترومکانیک دانش‌آموخته شده بود. چمران نقش یک فعال چندبعدی را داشت؛ او پیش از انقلاب از همراهان سید موسی صدر در لبنان و از پایه‌گذاران جنبش امل بود، پس از انقلاب، در ایران به عنوان سومین وزیر دفاع ملی در دولت موقت، نماینده مجلس در دوره نخست و بنیان‌گذار و فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم در جنگ ایران و عراق خدمت کرد و سرانجام در جبهه به شهادت رسید.

چمران فردی عمل‌گرا، فنی و میدانی بود. تمرکز اصلی او بر مقاومت مسلحانه و بسیج مردمی در برابر دشمنان داخلی (ضد انقلاب) و خارجی (رژیم بعث عراق) قرار داشت. دیدگاه او در تقابل مستقیم با کسانی مانند بنی‌صدر بود که معتقد به مذاکره و کنار آمدن با دشمن بودند. تجربیات او در لبنان و کردستان، رویکردش را مبتنی بر جنگ‌های نامنظم و چریکی شکل داده بود.

چمران در مقایسه با بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، بیشتر یک فرمانده و مهندس نظامی انقلابی بود تا یک سیاستمدار حرفه‌ای. روحیه عرفانی و ایثارگرانه او در میدان نبرد زبانزد بود.

۸. محمدعلی رجایی؛ معلمی در بالاترین مناصب سیاسی

رجایی متولد ۱۳۱۲ در قزوین بود. پس از انقلاب، ابتدا به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت موقت فعالیت کرد. سپس نماینده مجلس، نخست‌وزیر در دوره ریاست‌جمهوری بنی‌صدر، و پس از عزل او، به عنوان دومین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شد. او تنها ۲۸ روز پس از دریافت حکم ریاست‌جمهوری، در حادثه انفجار دفتر نخست‌وزیری به شهادت رسید.

رجایی فردی قانون‌گرا، متعهد به آرمان‌های اولیه انقلاب و ساده‌زیست بود. از اصول اساسی مورد تأکید او می‌توان به ولایت فقیه به عنوان عالی‌ترین دستاورد انقلاب، صدور انقلاب و خط «نه شرقی، نه غربی» اشاره کرد. او منفعت جمهوری اسلامی را در صدور انقلاب به دنیا می‌دانست و ولایت فقیه را عالی‌ترین دستاورد انقلاب خواند. 

رجایی برخلاف چمران که بیشتر در میدان نظامی فعالیت می‌کرد، یک مدیر و سیاست‌مدار انقلابی در نهادهای اجرایی و تقنینی بود. ساده‌زیستی و مردمداری او به یکی از ویژگی‌های شاخصش تبدیل شده بود.

۹. محمدجواد باهنر؛ ایجادکننده نظام آموزشی اسلامی

باهنر متولد ۱۳۱۲ در کرمان بود و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی (دکترای علوم تربیتی) داشت. از نویسندگان کتب درسی دینی جدید بود و از اعضای «شورای انقلاب» و از چهره‌های مؤثر در پیوند بین حوزه و دانشگاه به شمار می‌رفت.

پس از انقلاب، ابتدا وزیر آموزش و پرورش و سپس نخست‌وزیر شد. در هشتم شهریور ۱۳۶۰ به همراه محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور وقت، ترور شد. شهید محمدجواد باهنر بر اسلامی‌سازی نظام آموزشی و فرهنگی به عنوان پایه‌گذاری نسل آینده نظام تأکید می‌ورزید.

۱۰. احمد خمینی؛ «حلقه ارتباط» امام با نیروهای داخلی و دنیای خارج

او متولد ۱۳۲۴ در قم، فرزند امام خمینی بود. از نزدیک‌ترین افراد به امام و همراه ایشان بخشی از زندگی را در تبعید به سر برد.

نقش «حلقه ارتباط» امام با نیروهای داخلی و دنیای خارج را در دوره تبعید و پس از آن ایفا کرد. پس از انقلاب، اگرچه پست اجرایی بلندپایه‌ای نداشت، اما به عنوان مشاور و مورد اعتماد امام، از نفوذ سیاسی قابل توجهی برخوردار بود.

۱۱. سید موسی صدر؛ زمینه‌ساز صدور انقلاب

صدر متولد ۱۳۰۷ در قم، از روحانیون مؤثر و رهبر شیعیان لبنان و بنیانگذار «جنبش امل» بود که ارتباط خانوادگی با امام خمینی داشت و با ایجاد پایگاه در لبنان، آنجا را به کانونی برای تجمع نیروهای انقلابی ایرانی و تحصیل‌کرده تبدیل کرد. 

در سال‌های منتهی به انقلاب، در معرفی امام خمینی به جهان عرب و جامعه بین‌الملل کوشید و در مقاله‌ای در روزنامه «لوموند» او را رهبر انقلاب معرفی کرد. در شهریور ۱۳۵۷ و در آستانه پیروزی انقلاب، در لیبی به طور مرموزی ناپدید شد.

۱۲. محمد یزدی؛ عضو شورای نگهبان، خبرگان و قضا

یزدی متولد ۱۳۱۰ در اصفهان، از شاگردان نزدیک امام خمینی و از اعضای موثر «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» بود. او به دلیل فعالیت‌های انقلابی بارها تبعید شد و از مبلغان مرجعیت امام خمینی در دوره تبعید ایشان به شمار می‌رود. یزدی پس از انقلاب، از اعضای مؤثر «شورای نگهبان» و «مجلس خبرگان رهبری» بود و مدتی ریاست قوه قضائیه را نیز بر عهده داشت.

به گزارش ایسنا، به این ترتیب انقلاب اسلامی ایران محصول همکاری شخصیت‌هایی با پیشینه‌های فکری متفاوت بود؛ در یک سوی این طیف، امام خمینی با تأکید بر ولایت فقیه، خطوط کلی نظام را ترسیم کرد و در سوی دیگر، افرادی مانند شهید بهشتی با تأکید بر جمهوریت و نقش مردم، به تدوین سازوکارهای عملی و قانونی این نظام همت گماشتند. اما این تفاوت‌ها که گاه در موارد اجرایی خود را نشان می‌داد در فضای گفت‌وگو و تحت رهبری واحد حل و فصل می‌شد. 

به نظر می‌رسد آنچه تفاوت‌ها را در مسیری سازنده هدایت کرد، اشتراک در آرمان‌های کلانِ استقلال، آزادی از استبداد و حاکمیت اسلام بود. تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که وحدت در عین کثرت، زمانی پایدار و ثمربخش است که حول محور اصولی مشترک و پذیرفته‌شده توسط تمام اجزا شکل گیرد. این همان رمز پایداری و پیچیدگی انقلاب اسلامی است.

منبع:
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پایگاه اطلاع‌رسانی موسسه فرهنگی صالح
خبرگزاری کتاب ایران
پایگاه اطلاع‌رسانی شورای نگهبان

انتهای پیام