چالشهای پژوهش، سلامت و آینده شغلی جوانان در مسیر علم
اقتصاد ایران: ایسنا/اصفهان جوانان پژوهشگر در حوزه علوم سلامت، در کنار نقشآفرینی در تولید دانش و ارتقای سلامت جامعه، با چالشهایی همچون فاصله دانشگاه و جامعه، آینده شغلی نامطمئن، فشارهای اقتصادی و تغییر سبک زندگی مواجهاند؛ مسائلی که مدیریت آنها نقشی تعیینکننده در امید اجتماعی و آینده نسل جوان کشور دارد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
در سالهای اخیر، مسئله «جوانان، پژوهش و سلامت» به یکی از محورهای مهم گفتوگو در فضای علمی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. تغییر سبک زندگی، فشارهای اقتصادی، تحولات نظام آموزشی و فاصله میان دانشگاه و جامعه، باعث شده مسیر رشد علمی و حرفهای نسل جوان با چالشها و پیچیدگیهای بیشتری همراه شود. در چنین شرایطی، پژوهش نهتنها یک فعالیت دانشگاهی، بلکه ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه و ایجاد امید اجتماعی تلقی میشود.
جوانان تحصیلکرده، بهویژه در حوزه علوم پزشکی و علوم سلامت در نقطه تلاقی دانش تخصصی و مسائل عینی جامعه قرار دارند. از یکسو، انتظار میرود نقش مؤثری در ارتقای سلامت عمومی، اصلاح سبک زندگی و تولید دانش کاربردی ایفا کنند و از سوی دیگر، خود با دغدغههایی مانند آینده شغلی، امنیت اقتصادی، فشارهای روانی و فرسودگی مسیر تحصیلی مواجهاند. این دوگانگی، ضرورت بازنگری در شیوه حمایت از پژوهشگران جوان و تعریف دوباره نقش دانشگاهها را بیش از پیش آشکار میکند.
در کنار این مسائل، گسترش اطلاعات در فضای مجازی و دسترسی آسان به دادههای علمی و شبهعلمی، موجب شده آگاهی عمومی افزایش یابد، اما این افزایش آگاهی لزوماً به تغییر رفتار منجر نشده است. چالشهایی مانند اضافه وزن، الگوهای نادرست تغذیهای، مصرف خودسرانه مکملها و کاهش تحرک بدنی، نشان میدهد فاصله معناداری میان دانستن و عمل کردن وجود دارد؛ فاصلهای که پر کردن آن نیازمند آموزش هدفمند، سیاستگذاری هوشمندانه و نقشآفرینی مؤثر متخصصان جوان است.
از سوی دیگر، دیده شدن پژوهشگران جوان و بهکارگیری واقعی توان علمی آنها، نهتنها میتواند به ارتقای کیفیت پژوهش و حل مسائل کشور کمک کند، بلکه نقشی تعیینکننده در افزایش امید، انگیزه و احساس تعلق نسل جوان به آینده دارد. سرمایهگذاری بر سلامت جسم و روان، مهارتآموزی و ایجاد مسیرهای روشن شغلی برای این نسل، در نهایت به تربیت جامعهای توانمندتر و پایدارتر منجر خواهد شد؛ جامعهای که آینده خود را بر پایه علم، سلامت و امید بنا میکند.

سرمایهگذاری روی جوانان، سرمایهگذاری برای آینده کشور است
مهسا شیرانی، دکتری تخصصی تغذیه و پژوهشگر برتر کشوری به ایسنا با اشاره به مسیر پژوهشی در مقاطع تحصیلات تکمیلی میگوید: معمولاً مسیر پژوهش بهصورت جدی از مقطع کارشناسی ارشد و دکتری آغاز میشود و تقریباً همه دانشجویانی که در علوم پزشکی یا حتی رشتههای غیرپزشکی تا این مقاطع ادامه تحصیل میدهند، بهنوعی درگیر پژوهش میشوند. این مسئله بخشی از مسیر تحصیلی است و برای هر دانشجویی که وارد این مسیر میشود، بهطور طبیعی اتفاق میافتد.
وی میافزاید: در کنار این مسیر تحصیلی، فعالیتهای اجرایی و جانبی هم میتواند نقش مهمی در رشد پژوهشی داشته باشد. من از سال دوم دوره دکتری، دبیر کمیته تحقیقات پژوهشی دانشکده بودم و این موضوع کمک کرد هم در این مسیر جا بیفتم و هم ارتباط پژوهشی گستردهتری با دانشجویان داشته باشم. بعد از آن نیز دبیر کمیته تحقیقات دانشگاه شدم و عضویت همزمان در کمیته دانشکده و کمیته پژوهشی دانشگاه، تأثیر قابل توجهی در پیشرفت من در مسیر پژوهش داشت.
این پژوهشگر برتر کشوری با اشاره به نقش حمایتهای دانشگاهی بیانمیکند: به نظر من اگر دانشجو خودش انگیزه و زمینه لازم را داشته باشد، حداقل در دانشگاههای علوم پزشکی این فضا وجود دارد که از او حمایت شود. خوشبختانه تیم معاونت پژوهشی دانشگاه نیز حمایت خوبی از دانشجویان دارد و اگر فردی تلاش کند، این حمایتها بهصورت طبیعی شکل میگیرد.
شیرانی ادامه میدهد: نقش اساتید در این مسیر بسیار پررنگ است. من از حضور استادانی بهعنوان استاد مشاور بهرهمند بودم که واقعاً در این زمینه فعال بودند و کمک زیادی به من کردند، همچنین شرکت در کنگرههای پژوهشی، بهویژه در دو تا سه سال اخیر دوره دکتری، چه در دانشگاه خودمان و چه در دانشگاههای همکار و کلانمنطقهای، تأثیر زیادی در رشد پژوهشی من داشت. مجموعه این عوامل باعث شد فعالیتهای پژوهشی من در این حوزه شکوفا شود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره بزرگترین چالش خود بهعنوان یک پژوهشگر جوان میگوید: در حال حاضر که بهتازگی فارغالتحصیل شدهام، بزرگترین چالش من بیشتر جنبه کاری دارد. در دوره دانشجویی، حمایتهایی که باید انجام میشد تا حد زیادی صورت گرفته بود، اما دغدغه مشترک بسیاری از دانشجویان دکتری، چه دختر و چه پسر، مسیر شغلی پس از فارغالتحصیلی است.
این دکتری تخصصی تغذیه میافزاید: در دوران تحصیل هم چالشهایی وجود دارد؛ مثلاً رد شدن مقالات از سوی برخی مجلات یا سختگیری ژورنالهای با ایمپکت بالا که گاهی فرایند انتشار را دشوار میکند، اما اگر این موارد را کنار بگذاریم، دغدغه مالی و چالش اشتغال پس از فارغالتحصیلی مسئلهای است که تقریباً همه دانشجویان دکتری، بهویژه آنهایی که تازه فارغالتحصیل شدهاند، با آن مواجه هستند.
شیرانی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره سبک زندگی و تغذیه جوانان اضافه میکند: وقتی ما بهعنوان متخصص تغذیه توصیهای ارائه میدهیم، طبیعی است که ابتدا خودمان به آن پایبند باشیم. کسی نمیتواند چیزی را که به آن باور ندارد یا در زندگی خودش اجرا نمیکند، به دیگران توصیه کند. من بیش از ۱۲ سال در این رشته تحصیل کردهام و بهنوعی با مباحث آن عجین شدهام و تا حد زیادی این اصول را در زندگی شخصیام رعایت میکنم.
وی تأکید میکند: در توصیههای تغذیهای باید نگاه فردمحور داشت. علایق فرد، وضعیت اقتصادی، بیماریهای زمینهای و شرایط سنی باید در نظر گرفته شود. تغذیه نسخه واحدی برای همه ندارد. هرچند توصیههای کلی برای گروههای سنی مختلف وجود دارد، اما زمانی که وارد کار درمان یا آموزش مؤثر میشویم، توصیهها باید متناسب با شرایط هر فرد تنظیم شود.
این پژوهشگر با اشاره به مهمترین دغدغه سلامت جوانان میگوید: در حال حاضر چاقی و اضافه وزن شایعترین مشکلی است که با آن مواجه هستیم. هرچند لاغری و سوءتغذیه هم وجود دارد، اما سوءتغذیه بیشتر در کودکان دیده میشود. در گروه سنی جوان، بهویژه در خانمها، بیشترین علت مراجعه معمولاً مسئله تناسب اندام است. سبک زندگی کمتحرک، استرسهای روزمره و شرایط فعلی جامعه نقش مهمی در این موضوع دارند.
شیرانی درباره چرایی گرایش جوانان به الگوهای ناسالم تغذیهای با وجود آگاهی اظهار میکند: دانستن یک موضوع لزوماً به معنای عمل کردن به آن نیست. در آموزش، مرحله اول آگاهی است، اما مرحله بعد نگرش است؛ یعنی فرد باید آنقدر به موضوع باور داشته باشد که آن را در سبک زندگی خود اجرا کند. بسیاری از افراد میدانند نوشابه یا برخی غذاها مضر هستند، اما این آگاهی هنوز به تغییر نگرش و رفتار منجر نشده است.
وی میافزاید: این مسئله بهویژه در نوجوانان و جوانان بیشتر دیده میشود. معمولاً زمانی که سن بالاتر میرود و فرد با عوارضی مثل کمردرد، زانودرد یا کبد چرب مواجه میشود، تازه زنگ خطر به صدا درمیآید و متوجه اهمیت تغذیه سالم میشود. علاوه بر این، عواملی مانند استرس و شرایط اقتصادی نیز در انتخابهای غذایی نقش دارند. بسیاری از دانشجویان خوابگاهی ناچار به مصرف غذای سلف هستند و دسترسی محدودی به گروههای غذایی سالم مانند میوه، سبزی، لبنیات و پروتئین دارند.
این دکتری تخصصی تغذیه در پاسخ به این پرسش که مهمترین سرمایه جوانان چیست، میگوید: سلامت جسم و روان مهمترین سرمایه جوانان است. در شرایط فعلی، سلامت روان اهمیت ویژهای دارد، زیرا استرسهای محیطی بر همه جنبههای زندگی تأثیر میگذارند. پس از آن، دانش و مهارت قرار میگیرد. اگر فرد سلامت جسمی و روانی نداشته باشد، حتی با داشتن دانش بالا هم نمیتواند استفاده مؤثری از آن داشته باشد.
شیرانی تأکید میکند: بسیاری از جوانان علوم پزشکی استعداد بالایی دارند، اما استفاده درست از این توانمندیها اهمیت بیشتری دارد. قرار گرفتن در مسیر درست و بهکارگیری مهارتهای آموختهشده، نقش تعیینکنندهای در موفقیت دارد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره توصیه به جوانانی که میان سلامت، موفقیت شغلی و فشارهای زندگی سردرگم هستند، ادامه میدهد: شاید توصیهای که کلیشهای به نظر برسد، اما از دل تجربه میآید، «استمرار» است. ناامید نشدن، ادامه دادن مسیر، حتی پس از شکستها، و گاهی توکل به خدا، میتواند کمککننده باشد. خیلی وقتها کسانی که پشتکار بیشتری دارند، حتی اگر استعداد کمتری داشته باشند، موفقتر از افرادی میشوند که استعداد دارند اما زود متوقف میشوند.
این پژوهشگر برتر کشوری در پایان درباره تأثیر دیده شدن پژوهشگران جوان بر امید اجتماعی میگوید: این موضوع تأثیر بسیار پررنگی بر نسل جوان دارد. جوانان امروز، والدین نسل آینده هستند. اگر از نظر تحصیلی، شغلی و روانی حمایت نشوند، نهتنها انگیزهای برای پیشرفت ندارند، بلکه حتی ممکن است به تشکیل خانواده یا فرزندآوری هم فکر نکنند. سرمایهگذاری روی جوانان، در واقع سرمایهگذاری برای تربیت نسل آینده و آینده کشور است؛ نسلی که اگر امروز به آن توجه نشود، پیامدهای آن در سالهای بعد نمایان خواهد شد.

پژوهش زمانی ارزشمند است که به نیاز واقعی کشور پاسخ دهد
حسین بیگانه، رزیدنت تخصصی فارماکوگنوزی و پژوهشگر برتر کشوری به ایسنا با اشاره به مسیر علمی و پژوهشی خود اظهار میکند: من هیچوقت موفقیت را به معنای خاص و برجسته آن دنبال نکردم. از ابتدا بیشتر درگیر این سؤال بودم که چه مسئلهای وجود دارد و چگونه میتوان آن را حل کرد. این روحیه کنجکاوی از دوران دانشجویی و حتی دوره عمومی در من شکل گرفت؛ همیشه برایم مهم بود بدانم در حوزههای مختلف چگونه میشود کار کرد و چگونه میتوان از چارچوبهای روتین فاصله گرفت.
وی با انتقاد از محدودیتهای ساختاری در نظام آموزشی کشور، بهویژه در رشتههایی مانند داروسازی میافزاید: متأسفانه در بسیاری از موارد، دانشجویان خیلی زود برای خودشان سقف کوتاهی تعریف میکنند و تصور میکنند مسیر شغلیشان صرفاً به کار در داروخانه ختم میشود. همین موضوع باعث شد از همان ابتدای ورود به دانشگاه، به دنبال فضاهایی خارج از این چارچوب باشم و به همین دلیل ارتباطم را با کمیته تحقیقات دانشکده برقرار کردم.
این پژوهشگر برتر کشوری ادامه میدهد: از صفر شروع کردیم؛ با کارگاههای پایه دانشگاهی، دورههای آنلاین، محتوای آموزشی یوتیوب و دورههایی که در پلتفرمهایی مثل کورسرا برگزار میشد. بهتدریج وارد فعالیتهای عمیقتر پژوهشی شدم، مسئولیتهایی در کمیته تحقیقات دانشجویی پذیرفتم و این مسیر در دوره رزیدنتی به نوعی به بلوغ رسید. در این دوره، هم بهعنوان مدرس کارگاه فعالیت داشتم و هم در داوری مجلات و کنگرههای علمی مشارکت کردم.
بیگانه با اشاره به مفهوم «جوان بودن در فضای پژوهش ایران» تصریح میکند: این موضوع قطعاً یک فرصت است، اما فرصتی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به چالش تبدیل شود. نقش استاد راهنما و منتور در این مسیر بسیار حیاتی است. ما دانشجویان و رزیدنتهای علاقهمند زیادی داریم که انرژی و انگیزه بالایی دارند، اما این انرژی نیاز به جهتدهی دارد.
وی میافزاید: ساختار منتورشیپ به این معنا که چند دانشجو زیر نظر فردی با تجربهتر فعالیت کنند و آن فرد نیز با اساتید ارشد در ارتباط باشد، اگر بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند انگیزه جوانی را ساماندهی کند و به نتایج مؤثر منجر شود.
رزیدنت فارماکوگنوزی در توضیح رشته تخصصی خود میگوید: فارماکوگنوزی از دو واژه یونانی «فارماکون» به معنای دارو و «گنوزیس» به معنای شناخت تشکیل شده است. این رشته بهطور سنتی به مطالعه داروهای با منشأ طبیعی میپردازد؛ داروهایی که عمدتاً گیاهی هستند اما میتوانند منشأ جانوری، میکروبی یا معدنی هم داشته باشند. فارماکوگنوزی پلی است میان ترکیبات طبیعی، علوم زیستی و کاربردهای بالینی.
بیگانه با اشاره به گستردگی زیرشاخههای این رشته میافزاید: از شناسایی و طبقهبندی گیاهان دارویی و فیتوشیمی گرفته تا فارماکولوژی، سمشناسی، اتنوفارماکولوژی، طب سنتی، کنترل کیفیت، استانداردسازی ترکیبات طبیعی، بیوتکنولوژی و حتی سیتوتراپی و کارآزماییهای بالینی، همگی در حوزه کاری فارماکوگنوزی قرار میگیرند.
وی با اشاره به نقش این رشته در سلامت جامعه و سبک زندگی جوانان میگوید: یکی از چالشهای جدی ما فاصله میان فضای دانشگاهی و نیازهای واقعی جامعه است. بسیاری از پژوهشها ریشهای و بنیادی هستند و کاربرد مستقیم آنها برای جامعه بهخوبی تبیین نمیشود. در حالی که یکی از کارکردهای اصلی ما، منطقیسازی استفادههای سنتی از گیاهان دارویی، شناسایی ترکیبات مؤثر، جداسازی آنها و در نهایت تبدیلشان به داروهای ایمن و مؤثر است.
این رزیدنت تخصصی درباره گرایش روزافزون جوانان به مصرف داروها و مکملهای گیاهی هشدار میدهد و اضافه میکند: مهمترین نکته این است که مصرف هر نوع مکمل یا فرآورده طبیعی باید تحت نظر پزشک یا داروساز و براساس آزمایشها و یافتههای بالینی انجام شود. این تصور عمومی که ترکیبات طبیعی بیضرر هستند، کاملاً نادرست است. همانطور که داروهای شیمیایی میتوانند سمی باشند، ترکیبات گیاهی نیز در صورت مصرف نادرست عوارض جدی دارند.
بیگانه میافزاید: یکی از چالشهای مهم در حوزه ترکیبات طبیعی، تفاوت ترکیب شیمیایی گیاهان در مناطق مختلف است. به همین دلیل استانداردسازی فرآوردههای گیاهی اهمیت زیادی دارد و توصیه میشود افراد فقط از محصولاتی استفاده کنند که دارای مجوز و تأییدیه رسمی سازمان غذا و دارو باشند.
وی در پاسخ به این سؤال که خود تا چه حد از یافتههای علمی رشتهاش در زندگی روزمره استفاده میکند، میگوید: شخصاً سعی میکنم تا حد امکان به سراغ دارو و مکمل نروم و بیشتر از میوهها و سبزیجات استفاده کنم. شناختی که داروسازی به من داده این است که بسیاری از داروها اصلاً ضرورتی برای مصرف ندارند، مگر در شرایط خاص.
این پژوهشگر برتر با تأکید بر اهمیت دیده شدن پژوهشگران جوان اظهار میکند: دیده شدن نباید صرفاً به معنای معرفی باشد، بلکه باید به کار گرفته شدن، جهتدهی درست و دریافت بازخورد مؤثر منجر شود. بسیاری از جوانان باانگیزه در کشور ما وجود دارند که اگر فضای مناسب برایشان فراهم شود، میتوانند اثرگذار باشند.
بیگانه با انتقاد از شاخصهای ارزیابی پژوهشی در کشور میگوید: متأسفانه تمرکز بیش از حد بر تعداد مقالات و ایمپکت فاکتور باعث شده ارتباط واقعی میان دانشگاه، صنعت و جامعه شکل نگیرد. اگر معیار ارزیابی اساتید و پژوهشگران براساس حل مسائل واقعی کشور باشد، هم انگیزه دانشجویان افزایش مییابد و هم پژوهشها کاربردیتر میشوند.
وی با یادآوری تجربه مشارکت در یک پروژه چندمرکزی درباره داروی فاویپیراویر در دوران کرونا ادامه میدهد: شیرینی آن پروژه هنوز زیر زبان من است، چون احساس کردیم کاری انجام دادهایم که واقعاً به یک سؤال مهم پاسخ داده است؛ فارغ از اینکه در چه مجلهای چاپ شد. صداقت علمی و جهتدهی درست استاد راهنما، نقش تعیینکنندهای در آن تجربه داشت.
این رزیدنت تخصصی در پایان توصیه میکند: دانشجویان علوم دارویی باید در ابتدا حوزههای مختلف را تجربه کنند، با اساتیدی کار کنند که ارتباط خوبی با آنها دارند، از پایین شروع کنند و با «یادگیری از طریق انجام دادن» پیش بروند. شرکت در کارگاهها، تقویت مهارتهای ارتباطی، کار تیمی و استفاده از بسترهای آنلاین پژوهشی میتواند مسیر رشد آنها را هموارتر کند.

به گزارش ایسنا، آنچه از گفتوگو با پژوهشگران جوان حوزه علوم سلامت برمیآید، تصویری چندلایه از وضعیت علم، پژوهش و سبک زندگی نسل جوان در کشور است؛ نسلی که در عین برخورداری از انگیزه، دانش و توان علمی، با مجموعهای از چالشهای ساختاری و معیشتی روبهروست. مسیر پژوهش برای بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی بهطور طبیعی شکل میگیرد، اما تداوم آن نیازمند حمایتهای هدفمند، هدایت علمی و فراهم شدن افقهای روشن شغلی است.
از سوی دیگر، فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی جامعه همچنان یکی از دغدغههای اصلی در حوزه پژوهش به شمار میرود. تولید علم زمانی میتواند اثرگذار باشد که به حل مسائل ملموس کشور منجر شود و این امر مستلزم بازنگری در سیاستگذاریهای پژوهشی، تعریف شاخصهای کاربردمحور و تقویت ارتباط میان دانشگاه، صنعت و جامعه است. در این میان، نقش منتورشیپ، مشارکت فعال دانشجویان در فعالیتهای پژوهشی و تجربه عملی در کنار آموزش نظری، بیش از پیش اهمیت پیدا میکند.
در حوزه سلامت و سبک زندگی نیز، اگرچه سطح آگاهی عمومی افزایش یافته، اما چالشهای مهمی همچون چاقی، الگوهای نادرست تغذیهای، کمتحرکی و فشارهای روانی همچنان پابرجاست. این وضعیت نشان میدهد صرف انتقال دانش کافی نیست و تغییر نگرش و رفتار، نیازمند سیاستهای حمایتی، آموزشهای متناسب با شرایط واقعی زندگی جوانان و توجه به عوامل اجتماعی و اقتصادی است.
در نهایت، دیده شدن و بهکارگیری واقعی پژوهشگران جوان، نهتنها میتواند به ارتقای کیفیت علم و سلامت عمومی کمک کند، بلکه عاملی مهم در افزایش امید اجتماعی و احساس تعلق نسل جوان به آینده کشور است. سرمایهگذاری بر سلامت جسم و روان، مهارتآموزی و ایجاد مسیرهای پایدار شغلی، میتواند زمینهساز پرورش نسلی توانمند و مسئولیتپذیر باشد؛ نسلی که نقش کلیدی در شکلدهی آینده علمی و اجتماعی کشور ایفا خواهد کرد.
انتهای پیام