بحران خاموش نسلها و پایان دهه طلایی
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی بحران خاموش نسلها نامی است که این روزها بر فراز جامعهای در حال تغییر طنینانداز شده است؛ یک هشدار زیرپوستی که نتایج آن به آرامی اما با قطعیت در کالبد ساختارهای اجتماعی و اقتصادی نمایان میشود.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
این بحران، نه یک فوران ناگهانی، بلکه زوال تدریجی میل به تداوم نسل است که با عبور نرخ باروری کل از «سطح جایگزینی» ۲.۱، آغاز شده و اکنون با سرعت گرفتن شیب نزولی، ما را به آستانه یک تغییر پارادایم جمعیتی رسانده است. پایان «دهه طلایی» جمعیت به معنای از دست رفتن آخرین فرصتها برای حفظ تعادل بین جمعیت مولد و جمعیت وابسته است.
آمارهای جدید نشان میدهند که خط سیر حرکت از نرخ باروری نسبتاً مناسب سالهای گذشته، به نقطهای رسیده که در آن، هر زن به طور متوسط کمتر از یک فرزند به دنیا میآورد. این آمار که در برخی کانونهای جمعیتی به شدت تنزل یافته، نشان از ورود به دوره رشد منفی جمعیتی است؛ وضعیتی که در آن تعداد فوتها از تعداد تولدها پیشی میگیرد و جمعیت کشور به طور واقعی کوچک میشود.
هزینههای اقتصادی و اجتماعی بحران خاموش نسلها
این «خاموشی» در زاد و ولد، از آن جهت «خاموش» نامیده میشود که سروصدای جنگ یا فاجعه طبیعی ندارد؛ بلکه محصول تغییرات عمیق فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است.
یک پژوهشگر جمعیت، با اشاره به وضعیت نگران کننده نرخ باروری در خراسان رضوی، تأکید کرد: جامعه در حال ورود به دورهای است که پیامدهای آن فراتر از صرفاً آمارهای جمعیتی خواهد بود و نیازمند بازنگری فوری در سیاستگذاریها است.
اعظم حسنزاده، در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه بحران خاموش نسلها محصول تغییرات عمیق در سبک زندگی و فشارهای اقتصادی است، بیان کرد: نسلهای جوان امروز درگیر دغدغههایی نظیر سنگینی هزینههای زندگی، ناامنیهای اقتصادی و اولویتدهی به فردگرایی هستند. این عوامل باعث شدهاند که ایده تشکیل خانواده متوسط یا بزرگ، دیگر در دایره آرزوهای دستیافتنی قرار نگیرد و به یک دغدغه ثانویه تبدیل شود.
وی با برجسته کردن مفهوم «پایان دهه طلایی»، زنگ خطر را در مورد ساختار جمعیتی آینده به صدا درآورد و افزود: در خصوص پیامدهای کوتاهمدت ما با انباشت جمعیتی در سنین سالمندی مواجه خواهیم شد.
این پژوهشگر جمعیت، افزود: این جمعیت سالمندی نیازمند مراقبتهای بهداشتی، مالی و اجتماعی گستردهای است. بار این مراقبتها بر دوش نسلی میافتد که خودشان نیز کم فرزندتر هستند. این یعنی بحران نسلها؛ نسلی که باید پاسخگوی نیازهای جمعیت فزاینده سالمند باشد، در حالی که تعداد همسن و سالان او برای تقسیم این مسئولیت، به شدت کاهش یافته است.

حسنزاده همچنین به تهدید بلندمدت اشاره کرد و گفت: تهدید اصلی در درازمدت، متوجه تضعیف نیروی کار و رکود اقتصادی است. یک اقتصاد پویا، همواره نیازمند تزریق مداوم نیروی جوان و خلاق است. با کاهش محسوس تعداد متولدین، شاهد کاهش سرمایهگذاری در زیرساختها و کندی بازار مصرف خواهیم بود و این چرخه معیوب، انگیزه زوجها برای فرزندآوری را باز هم تضعیف میکند.
آنچه در حال از دست رفتن است، تنها یک شاخص عددی نیست، بلکه روح جمعی و پویایی فرهنگی است که از تعاملات بیننسلی تغذیه میکند.
وی خاطرنشان کرد: جامعه باید از نگاههای سنتی فاصله بگیرد و به ریشههای این عدم تمایل به تداوم نسل بپردازد؛ از تأمین مسکن و امنیت شغلی گرفته تا ایجاد یک گفتمان ملی جدید که در آن، فرزندآوری به جای یک هزینه شخصی، به عنوان یک سرمایهگذاری حیاتی برای آینده کشور تلقی شود. نادیده گرفتن این بحران خاموش، پاسخگویی در آینده را بسیار دشوار خواهد ساخت.
جامعه در آستانه یک تحول ساختاری غیرقابل بازگشت
جامعه در آستانه یک تحول ساختاری غیرقابل بازگشت قرار دارد؛ تحولی که زنگ خطر آن نه با انفجار یک رویداد، بلکه با سکوت تدریجی گهوارهها به صدا درآمده است. ما در میانه گذار از یک مزیت جمعیتی تاریخی به یک معضل حاد پیری جمعیت هستیم، گذاری که سرعت آن، تمامی پیشبینیهای سنتی را به چالش کشیده است.
مدیر مرکز بهداشت کاشمر، از کاهش نگران کننده نرخ باروری و پیامدهای جدی آن برای آینده جمعیت این شهرستان خبر داد و گفت: این روند اگر به همین شکل ادامه یابد، میتواند ساختار جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی منطقه را به شکل چشمگیری دگرگون کند.
مجتبی قائمی در گفت و گو با ایسنا بیان کرد: کاهش میل به فرزندآوری در سالهای اخیر نه تنها به دغدغهای ملی، بلکه به بحرانی محلی در شهرستان کاشمر تبدیل شده که نیازمند اقدام فوری و همکاری میان نهادهای مختلف است.
قائمی اظهار کرد: نرخ باروری کلی که نشان دهنده میانگین تعداد فرزندانی است که هر زن در سن باروری به دنیا میآورد، در کاشمر از رقم ۱.۷۲ در سال ۱۴۰۲ به ۱.۵۱ در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته و در ۶ماهه نخست امسال نیز به سطح نگران کننده ۰.۶۴ رسیده است.
وی افزود: این رقم نه تنها پایینتر از نرخ جایگزینی جمعیت (۲.۱ فرزند برای هر زن) است، بلکه از میانگین کشوری نیز کمتر بوده و بیانگر سرعت بالای افت جمعیت در منطقه است.

وی کاهش چشمگیر تولدها را نشانهای از تغییرات عمیق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه دانست و گفت: در دهه گذشته، هر سال به طور متوسط بیش از ۳۵۰۰ تولد در کاشمر ثبت میشد، اما اکنون این عدد به ۱۷۹۵ تولد در سال ۱۴۰۳ رسیده است، یعنی بیش از ۵۰ درصد کاهش در کمتر از دو دهه.
در مقایسه میان سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ حدود ۲۵۰ تولد کمتر ثبت شده است و این کاهش مستمر نشان میدهد که با وجود اطلاعرسانیها و برنامههای تشویقی، هنوز مسیر مؤثری برای تغییر نگرش جامعه در زمینه فرزندآوری پیدا نکردهایم.
مدیر مرکز بهداشت کاشمر با تأکید بر اینکه پدیده سالمندی زودرس جمعیت یکی از نتایج مستقیم این روند است، افزود: در حال حاضر ۱۰.۵ درصد جمعیت شهرستان، یعنی حدود ۱۸ هزار و ۳۴۹ نفر، در گروه سنی سالمندان قرار دارند. این نسبت در یک دهه آینده میتواند به بیش از ۲۰ درصد برسد؛ وضعیتی که هزینههای نظام سلامت، خدمات اجتماعی و خانوادهها را به شدت افزایش میدهد.
وی با اشاره به اینکه مسئله کاهش زاد و ولد تنها به عوامل اقتصادی محدود نمیشود، تصریح کرد: نگاه فرهنگی به فرزند کمتر به عنوان زندگی راحتتر، تغییر الگوهای ازدواج، افزایش سن ازدواج و اولویت یافتن مسائل شغلی و تحصیلی نسبت به تشکیل خانواده از مهمترین دلایل افت نرخ باروری است. در کنار اینها، نگرانی از آینده فرزندان و فشار روانی ناشی از هزینههای زندگی باعث شده تا بسیاری از خانوادههای جوان حتی از داشتن فرزند اول نیز صرفنظر کنند.
قائمی یادآور شد: در دهه ۱۳۸۰، نرخ باروری کاشمر حدود ۲.۵ فرزند به ازای هر زن بود؛ اما امروز این رقم به زیر ۱.۸ رسیده است. این تغییر قابل ملاحظه، هشداری برای ورود شهرستان به مرحله رشد منفی جمعیت است
اگر نرخ مرگومیر سالانه با توجه به جمعیت رو به سالمندی افزایش یابد و نرخ تولد همچنان پایین بماند، کاشمر عملاً وارد فاز کاهش جمعیت فعال خواهد شد. در چنین شرایطی، نه تنها نیروی کار و تولید اقتصادی آسیب میبیند، بلکه تعادل ساختار سنی جمعیت نیز به هم میخورد و بار مراقبتی بر دوش خانوادهها و نظام سلامت سنگینتر خواهد شد.
مدیر مرکز بهداشت کاشمر بر لزوم اتخاذ راهبردهای چند لایه و هماهنگ برای مقابله با این بحران تأکید و اظهار کرد: نمیتوان تنها با ارائه بستههای مالی یا شعارهای تبلیغاتی انتظار بازگشت روند تولدها را داشت. این موضوع باید از طریق گفتوگوی اجتماعی، آموزش فرهنگ خانواده، حمایتهای شغلی و مسکن و ارتقای احساس امنیت روانی در میان زوجهای جوان دنبال شود.
وی افزود: در بسیاری موارد، نبود احساس ثبات شغلی یا درآمد کافی باعث تأخیر در ازدواج یا فرزندآوری میشود. در کنار این عامل اقتصادی، کاهش تمایل جوانان به تشکیل خانواده به دلیل تغییر ارزشهای اجتماعی، نیازمند کار فرهنگی عمیق و مداوم است. باید باور عمومی را نسبت به ارزش خانواده و اهمیت تداوم نسل تقویت کنیم.
قائمی با یادآوری تأثیرات اجتماعی و روانی تکفرزندی گفت: وقتی خانوادهها به یک یا حتی بدون فرزند گرایش پیدا میکنند، در آینده روابط میاننسلی ضعیفتر میشود. در چنین وضعیتی، بار مراقبت از والدین سالمند تنها بر دوش یک فرزند میافتد که نه تنها از نظر روانی فرساینده است بلکه تأثیرات اقتصادی و اجتماعی گستردهای دارد.
تغییر ساختار جمعیتی در بلندمدت نهتنها هزینههای بازنشستگی و درمانی را افزایش میدهد، بلکه پویایی و خلاقیت اجتماعی را نیز کاهش خواهد داد.
وی تأکید کرد: آموزشهای بهداشت باروری باید در اولویت قرار گیرد، اما این آموزشها باید شامل ترویج اهمیت داشتن فرزند کافی برای حفظ ساختار جمعیتی و سلامت روانی جامعه باشند.
قائمی با اشاره به آمارهای نگران کننده سقط جنینهای ناخواسته و غیرقانونی که سلامت عمومی جامعه را در کشور تهدید میکند، بیان کرد: کاهش تمایل به فرزندآوری اغلب منجر به رفتارهای پرخطر میشود. ارتقاء سطح آگاهی خانوادهها در زمینه تنظیم خانواده، مشاوره پیش از ازدواج و همچنین حمایت از مادران باردار، میتواند در درازمدت به افزایش تولدهای سالم و کنترل جمعیت در سطح مطلوب کمک کند.
به گزارش ایسنا، مقابله با این چالش نیازمند تدوین یک سند جامع جمعیتی در سطح شهرستان است که فراتر از وظایف صرفاً بهداشتی باشد. باید دستگاههای فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و مسکن با یکدیگر همسو شوند تا کاشمر بتواند پایداری جمعیتی نسل آینده خود را تضمین کند. اگر امروز اقدامی نکنیم، نسلهای آینده با جامعهای پیر، با کمبود نیروی کار و فشار مضاعف خدماتی روبهرو خواهند بود که هزینهاش بسیار سنگینتر از سرمایهگذاریهای کنونی است.
انتهای پیام