یک تحلیلگر مسائل بینالملل: امام بر واقعبینی و عمل به قواعد مقررات بینالمللی تاکید داشت
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی نماینده اسبق ایران در سازمان همکاریهای اسلامی گفت: امام با تأکید بر واقعبینی و عملگرایی، همواره مسئولان دولت را به رعایت اصول عقلانی و مقررات بینالمللی دعوت میکردند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
صباح زنگنه در گفتوگو با ایسنا در تحلیل مبانی فکری و عملکرد امام خمینی(ره) در عرصه سیاست خارجی اظهار کرد: مبنای تفکر امام، ایدئولوژیک بود اما نه به شکل غیرمنعطف؛ بهگونهای که ایشان همواره مقتضیات زمان و مکان و شرایط بینالمللی را در تصمیمگیریها لحاظ میکردند.
وی افزود: این واقعگرایی در تصمیمات امام، خصوصا در برهههای حساس تاریخ ایران همچون پذیرش قطعنامه پایان جنگ تحمیلی، به خوبی نمایان شد. امام خمینی(ره) با درک شرایط داخلی و خارجی، تصمیمی عقلانی اتخاذ کردند که نهتنها منجر به پایان عملی جنگ شد، بلکه راه را برای بازسازی روابط ایران با کشورهای منطقه از جمله عراق هموار کرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل اضافه کرد: امام با تأکید بر واقعبینی و عملگرایی، همواره مسئولان دولت را به رعایت اصول عقلانی و مقررات بینالمللی دعوت میکردند. در عین حال، تفکر امام خمینی بر استقلال سیاسی و اقتصادی کشور استوار بود. ایشان تلاش کردند ایران را از وابستگی مطلق به قدرتهای غربی و شرقی خارج و در روابط بینالمللی، موضع مستقل جمهوری اسلامی را تثبیت کنند.
زنگنه ادامه داد: با این وجود، امام تعامل اقتصادی و سیاسی با تمامی کشورهای جهان بهجز رژیم صهیونیستی را مجاز و مطلوب میدانستند. این رویکرد واقعگرایانه و در عین حال اصولگرای امام خمینی موجب شد جمهوری اسلامی ایران از یک وضعیت انزوای جهانی در سالهای نخست پیروزی انقلاب، به یک کنشگر مستقل و تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شود.
وی با بیان اینکه اصول سیاست خارجی مبتنی بر استقلال، عزت و تعامل منطقی که امام بنیان نهادند، در دورههای بعد از ایشان نیز تداوم پیدا کرد، گفت: هرچند در مقاطع مختلف، متناسب با شرایط بینالمللی و فشارهای خارجی، جمهوری اسلامی در نحوه اجرای این اصول دچار تغییراتی تاکتیکی شد.
نماینده اسبق ایران در سازمان همکاریهای اسلامی با بیان اینکه در واقع این اندیشهها، شعار بنیادین جمهوری اسلامی و دولتهای پس از امام بود، بیان کرد: اما در مواقعی که فشار از سوی قدرتهای غربی افزایش مییافت، طبیعتا جمهوری اسلامی نیز موضع مقاومت اتخاذ میکرد. در مقابل، هر زمان که کشورهای غربی نشانههایی از نرمش و همکاری از خود نشان میدادند، ایران نیز در پاسخ رفتاری متعادلتر و مبتنی بر گفتوگو نشان میداد. این الگوی رفتاری، شکل پویایی از همان سیاست «نه شرقی، نه غربی» بود که بر اساس واقعگرایی و حفظ منافع ملی تفسیر و بازتعریف میشد.
زنگنه با اشاره به حوادث دهه نخست انقلاب، بیان کرد: نمونه روشنی از این واقعگرایی را میتوان در موضع ایران نسبت به اشغال افغانستان توسط شوروی مشاهده کرد. در حالی که شوروی نماد بلوک شرق محسوب میشد، جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت در برابر آن ایستاد و خواستار خروج نیروهای نظامی شوروی از افغانستان شد. این اقدام بیانگر آن بود که ایران هیچ وابستگی سیاسی و ایدئولوژیک نسبت به شرق یا غرب ندارد و ملاک تصمیمگیری آن تنها منافع و امنیت ملی کشور است.
وی اضافه کرد: چنین رویکردی پیامدهای عمیقی برای جایگاه جمهوری اسلامی در نظام بینالملل داشت. اساساً شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، یک تحول بدیع و بیسابقه در نظم جهانی محسوب میشد؛ به عبارتی، ایران طرحی نو درانداخت و مدلی متفاوت از حکمرانی دینی و مستقل را معرفی کرد. به همین دلیل، در سالهای نخست، بسیاری از کشورهای جهان با احتیاط، تحفظ و حتی سوءظن به این نظام جدید مینگریستند و مواضعشان عموماً مبتنی بر مخالفت یا فاصلهگیری بود. اما با گذر زمان و تثبیت موقعیت ایران، واقعگرایی در روابط بینالمللی جمهوری اسلامی تقویت شد و تعاملات کشور نیز بر مبنای رفتار متقابل و منافع مشترک صورت گرفت.
نماینده اسبق ایران در سازمان همکاریهای اسلامی به مقایسه سیاست خارجی امام خمینی با رهبران انقلابی همچون جمال عبدالناصر و مهاتما گاندی پرداخت و گفت: تفاوت بنیادین اندیشه امام با عبدالناصر در این بود که ناصر بر پایه ناسیونالیسم عرب و یک نگاه منطقهای حرکت میکرد، در حالیکه امام خمینی بر مبنای اسلام و دیدگاه جهانی اسلام نسبت به انسانیت سخن میگفت؛ دیدگاهی که فراتر از مرزها و نژادها بود و پیامش برای همه ملتها معنا داشت.
زنگنه ادامه داد: گاندی نیز به عنوان رهبر مبارزه استقلال هند، آرمانهایش عمدتاً در چارچوب داخلی هند تعریف میشد و بر مساوات میان قومیتها، ادیان و مذاهب تمرکز داشت. در مقابل، انقلاب اسلامی ایران نهتنها برای جامعه داخلی بلکه برای جهان اسلام نیز پیام و هدف داشت. همین نگاه جهانگرایانه باعث شد بسیاری از ملتهای مسلمان جذب شعارهای انقلاب شوند، اما دولتهایشان این شعارها را مغایر با حاکمیت ملی خود دانستند و در سالهای نخست نسبت به جمهوری اسلامی موضع انتقادی یا احتیاطآمیز اتخاذ کردند.
وی تاکید کرد: سیاست خارجی امام خمینی با وجود ریشههای ایدئولوژیک، در عمل بر عقلانیت و واقعگرایی استوار بود و همین رویکرد موجب شد جمهوری اسلامی ایران طی دهههای بعد، از یک انقلاب نوپا به قدرتی مستقل و تأثیرگذار در جهان اسلام و نظام بینالملل تبدیل شود؛ قدرتی که رفتار آن همواره متناسب با شرایط بینالمللی و منافع ملی کشور تنظیم شده است.
انتهای پیام