نمدمالی؛ میراثی که زیر کوبش ماشینآلات از نفس افتاد
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی صنعت سنتی نمدمالی در خراسان رضوی، هنری که قرنهاست با پشم گوسفند و ضرب آهنگ دستان هنرمندان عجین شده، با سرعتی نگران کننده در حال فرسایش است. این هنر اصیل که نماد مقاومت در برابر سرما و نماد هویت فرهنگی منطقه به شمار میرود، امروز نه تنها با چالشهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، بلکه با بیتوجهی ساختاری نیز دست به گریبان است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
این هنر کهن که ریشه در هویت فرهنگی و اقتصادی خراسان رضوی دارد، اکنون در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. این صنعت که زمانی نه تنها به عنوان یک شغل، بلکه به مثابه یک سبک زندگی، نقش مهمی در تأمین معیشت هزاران خانواده ایفا میکرد، به دلیل مجموعهای از عوامل ساختاری، اقتصادی و اجتماعی، دچار افول بیسابقهای شده است.
یک پژوهشگر فرهنگ بومی با بیان اینکه سالهاست زنگ خطر نه تنها برای نابودی یک هنر، بلکه برای زوال بخشی از حافظه جمعی منطقه به صدا درآمده است، گفت: نمدمالی، فرایندی است که زیبایی و استحکام نمد را از الیاف خام پشم به دست میآورد؛ فرآیندی که نیازمند دانش انباشته و نیروی جسمانی فراوان است.
علیاکبر خلیلی، در گفت و گو با ایسنا با بیان اینکه این هنر سنتی، برخلاف بسیاری از صنایع ماشینی، وابستگی مطلق به مهارت دست و شناخت دقیق طبیعت پشم دارد، در تشریح مراحل تولید، بر اهمیت دقیق هر گام تأکید کرد و افزود: داستان نمدسازی با شستشو آغاز میشود؛ مرحلهای حیاتی که در آن پشم خام باید از آلودگیها و لانولین اضافی پاک شود. این پاکسازی نه تنها کیفیت ظاهری، بلکه قابلیت نمد را برای قفل شدن الیاف(نمد شدن) تعیین میکند. اگر این مرحله به درستی انجام نپذیرد، محصول نهایی فاقد انسجام لازم خواهد بود.
وی بیان کرد: پس از شستشو، مرحله «حلاجی» فرا میرسد. حلاجی فرآیندی است که طی آن الیاف پشم باز شده و برای اختلاط آماده میشوند. حلاجها با استفاده از ابزارهای سنتی، پشم را از حالت فشرده خارج کرده و حالتی کرکی و یکنواخت به آن میدهند. این مرحله نیازمند ظرافت خاصی است تا الیاف آسیب نبینند و تواناییشان برای درگیر شدن در فرآیند بعدی حفظ شود.

خلیلی با بیان اینکه کاهش تعداد حلاجهای ماهر، خود عاملی جدی در تضعیف زنجیره تولید است، زیرا این مهارت به سختی قابل انتقال به نسل جدید است، ادامه داد: مهمترین بخش فرآیند نمدمالی، مرحله «کوبش» یا همان «لگد کردن» است. نمدمال، پشم حلاجی شده را بر روی سطحی پهن کرده و با استفاده از آب گرم و نیروی مداوم دستها و پاها، فرآیند درهمتنیدگی الیاف سلولزی را آغاز میکند.
وی گفت: این مرحله که شاید پر زحمتترین بخش باشد، نیازمند تحمل ساعات طولانی کار فیزیکی سنگین است. در این مرحله، پشم به تدریج از حالت توده سست خارج شده و به یک ساختار فشرده و متراکم تبدیل میشود که ویژگی اصلی نمد مرغوب است.
این پژوهشگر فرهنگ بومی با اشاره به این سختی فیزیکی، ریشه اصلی مشکل را در جذب نیروی جوان دانست و افزود: کسی حاضر نیست عمری را صرف کاری کند که پایان آن درآمدی اندک و جسمی فرسوده است.
نسل جدید به دنبال کارهای با بازدهی سریع و کمزحمتتر است
بحران نمدمالی خراسان، معلول یک علت واحد نیست، بلکه تلاقی چند عامل مخرب اقتصادی و اجتماعی است که طی دو دهه اخیر تشدید شده است. مهمترین دلیل، افول اقتصادی است. نمد تولیدی خراسان، به ویژه نمد کفپوش (که در قدیم برای منازل روستایی و چادر عشایر حیاتی بود)، دیگر تقاضای سابق را ندارد. با ورود مصالح مدرن مانند موکت و فرش ماشینی ارزانقیمت، بازار سنتی این محصول تقریباً از بین رفته است. قیمت تمامشده نمد مرغوب به دلیل وابستگی به پشم با کیفیت و ساعات کار طولانی، به شدت بالا میرود، در حالی که قدرت خرید مصرف کننده نهایی برای کالایی لوکس یا حتی مصرفی با قیمت بالا کاهش یافته است.
خلیلی اظهار کرد: عامل دوم بحران نمدمالی خراسان، سختی کار و شکاف نسلی است. نمدمالی یک شغل پردردسر است. کارکردن در محیطهای مرطوب، وزن بالای پشم در مرحله کوبش و نیاز به ایستادن یا نشستن طولانیمدت، این شغل را از جذابیت انداخته است.
وی تصریح کرد: نسل جدید به دنبال کارهای با بازدهی سریع و کمزحمتتر است. آنها نمیخواهند میراثدار شغلی باشند که درآمدش برای گذران یک ماه زندگی شهری کافی نیست. این شکاف نسلی به معنای واقعی کلمه، انتقال دانش را مختل کرده است. نمدمالی یک حرفه مبتنی بر مشاهده و تکرار است؛ وقتی استادان قدیمی بدون جایگزین بازنشسته یا فوت میشوند، دانش آنها نیز به گور برده میشود.

افزون بر این، فقدان حمایت ساختاری و سیاستگذاری منسجم از سوی نهادهای دولتی و فرهنگی، وضعیت را وخیمتر کرده است. نمدمالان اغلب فاقد تشکلهای صنفی قدرتمند هستند و حمایتهای مقطعی، بیشتر جنبه نمایشی داشته تا زیرساختی. نبود بیمه مناسب، عدم دسترسی به تسهیلات بانکی با بهره کم برای خرید مواد اولیه(پشم) و نبود مکانیزمهای مشخص برای فروش صادراتی، آنها را در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر ساخته است.
وی در خصوص مسیرهایی برای احیای این صنعت که بر پایه نوآوری در عین حفظ اصالت استوار است، گفت: نخستین راهکار، «گردشگری تجربه محور» است. نمدمالی قابلیت تبدیل شدن به یک جاذبه گردشگری منحصر به فرد را در خراسان رضوی دارد.
کارگاههای سنتی به موزههای فعال تبدیل شوند
خلیلی پیشنهاد کرد: کارگاههای سنتی به موزههای فعال تبدیل شوند که گردشگران، به ویژه گردشگران خارجی علاقهمند به صنایع دستی، بتوانند مراحل شستشو، حلاجی و حتی کوبش را از نزدیک مشاهده کنند و خود نیز برای چند ساعت در فرآیند تولید مشارکت داشته باشند. این تجربه، نه تنها درآمد جدیدی برای نمدمالان فراهم میکند، بلکه ارزش محصول نهایی را در ذهن خریدار ارتقا میبخشد.
وی بیان کرد: دومین محور کلیدی، توسعه محصول فراتر از کاربردهای سنتی است. نمد سنتی بیشتر برای کفپوش یا کلاه کاربرد داشت. امروز، نیاز به ورود به بازارهای مدرن احساس میشود. این شامل تولید محصولات با کاربری روزمره مانند کیفهای دستی با طراحی مینیمال، لوازم دکوراتیو داخلی، پوشاک سبک(مانند جلیقهها) و حتی بستهبندیهای لوکس برای محصولات دیگر است. این تغییر نیازمند همکاری با طراحان صنعتی و مد است تا اصالت پشم حفظ شود اما فرم و کارکرد محصول برای مصرف کننده امروزی جذاب باشد.
این پژوهشگر فرهنگ بومی بیان کرد: راهکار سوم برندسازی و هویتبخشی است. نمد خراسان باید دارای یک برند جغرافیایی حفاظت شده (نشان جغرافیایی) باشد که تضمین کننده کیفیت و اصالت آن است. این برند باید بتواند داستانگویی از پشم مرغوب، دستان هنرمند و تاریخ چند صدساله منطقه کند. این برندسازی، امکان ورود به بازارهای جهانی صنایع دستی را فراهم میآورد و میتواند قیمتگذاری را بر پایه ارزش فرهنگی محصول توجیه کند، نه صرفاً هزینه تولید.

تحقق این تحولات مستلزم حمایت ساختاری دولت و بخش خصوصی است. این حمایتها باید شامل ایجاد خوشههای صنعتی نمدمالی در مناطقی که هنوز فعالیت دارند، ارائه آموزشهای کسبوکار و بازاریابی دیجیتال به نمدمالان و مهمتر از همه، تضمین خرید حمایتی اولیه از سوی نهادهای دولتی برای پروژههایی که ارزش فرهنگی بالایی دارند باشد. همچنین، باید تسهیلاتی برای ورود فناوریهای کمک کننده (نه جایگزین) برای کاهش سختی فیزیکی مرحله کوبش، بدون خدشهدار کردن ماهیت کار دستی، فراهم شود.
بحران نمدمالی، بحران یک صنعت نیست، بلکه بحران فراموشی ارزشهای زیسته است. اگر امروز اقدامی اساسی صورت نگیرد، نه تنها ابزارهای تولید نمد در گوشه انبارها از بین خواهد رفت، بلکه صدای لگد کوبیدن بر پشم که موسیقی زندگی بسیاری از خانوادههای خراسان بود، برای همیشه خاموش خواهد شد. بقای این هنر، نیازمند پیوند مهارتهای فراموش شده با نبض نیازهای روز جامعه است؛ پیوندی که اگر محقق نشود، میراثی ارزشمند در سکوت به تاریخ خواهد پیوست.
اکنون صنعت نمدمالی خراسان رضوی در یک تقاطع تاریخی ایستاده است. یا باید با حمایت هدفمند و درک ارزش فرهنگی و اقتصادی آن، به عنوان یک میراث استراتژیک حفظ شود، یا با ادامه روند فعلی، به تاریخ سپرده شود و تنها خاطرهای از آن در موزهها باقی بماند.
انتهای پیام