تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4285585
شناسه : 4285585
تاریخ :
از کلاس درس تا خط مقدم زندگی/ اضطرابِ نسلی در آستانه جهش بزرگ اقتصاد ایران: ایسنا/اصفهان دانشجویی در نسل امروز، دیگر فقط عبور از آزمون‌ها و کسب نمرات بالا نیست، بلکه نبردی برای یافتن معنا در میان داده‌های تئوریک و نیازهای روزمره است. در حالی‌که ساختمان دانشکده‌ها بر مبانی نظری استوار شده‌اند، بازار کار بیرون با زبان مهارت‌های عملی سخن می‌گوید. این فاصله عمیق، نسل نوینی را در تنگنایی سهمگین گرفتار کرده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

نسل کنونی دانشجو، ورودی به عصر تغییرات شتابان و پیچیدگی‌های ساختاری است. برخلاف تصور رایج، چالش اصلی این دوره فقط گذراندن واحدهای درسی نیست؛ بلکه مدیریت تعارض بنیادینی است که میان محیط آموزشی و واقعیت‌های محیط پیرامونی شکل گرفته است. دانشگاه به‌مثابه نهادی که باید سکوی پرتاب باشد، گاه به محلی برای انباشت دانش‌هایی تبدیل می‌شود که پیوند ناگسستنی با نیازهای حیاتی بازار کار ندارند. این شکاف مهارتی و بی‌کفایتی آموزش‌های کاربردی، دانشجو را با این پرسش بغرنج روبه‌رو می‌سازد؛ مدرکی که در دست دارم، تا چه حد توان بقا و رشد در دنیای رقابتی بیرون از دیوارهای دانشگاه را تضمین می‌کند.

ترس از بیکاری ساختاری، جایی که عرضه فارغ‌التحصیل از برخی رشته‌ها از تقاضای موجود پیشی گرفته، به یک دغدغه فراگیر بدل شده است و بسیاری از انرژی ذهنی جوانان را صرف دلهره‌ای برای آینده‌ای نامعلوم می‌کند. این نگرانی، بُعد اقتصادی انکارناپذیری دارد. فشار تأمین هزینه‌های جاری زندگی، به‌ویژه برای دانشجویانی که بار شهریه و معیشت بر دوش دارند، تمرکز را از اهداف عالی علمی به دغدغه‌های معیشتی تقلیل داده است؛ دغدغه‌هایی که از خرید یک کتاب تخصصی تا حتی تأمین حداقل‌های زندگی را در بر می‌گیرد. این شرایط، امید به اثرگذاری و رشد را که تعاریف نوین موفقیت برای این نسل هستند، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. وقتی مسیر حرکت به سمت تلاش و نتیجه مطلوب مسدود به‌نظر می‌رسد، خطر سقوط در چرخه باطل دویدن بدون مقصد افزایش می‌یابد و احساس ناامیدی، انرژی لازم برای مشارکت فعال اجتماعی و فرهنگی را تحلیل می‌برد.

افزون بر این‌ها، سنگینی بار انتظارات خانوادگی و رقابت شدید تحصیلی، سلامت روان دانشجویان را هدف قرار داده است. استرس مزمن، اضطراب و فرسودگی ذهنی، دیگر مفاهیمی حاشیه‌ای نیستند، بلکه بخش جدایی‌ناپذیر تجربه روزمره دانشجویی‌اند. این فشارها نه‌تنها بازده آموزشی را کاهش می‌دهند، بلکه چشم‌انداز جوانان را به‌سوی نگرشی انفعالی‌تر سوق می‌دهند. به‌طور خاص در حوزه‌هایی مانند علوم انسانی، که نیاز به کارورزی‌های هدفمند و تعامل نزدیک با فضای بالینی و حرفه‌ای دارند، ضعف ساختاری دانشگاه در ارائه مسیرهای توانمندساز، این دانشجویان را در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار می‌دهد. در نهایت، نسل امروز در تقاطع آرزوی خدمت به جامعه، نیاز به امنیت اقتصادی و ضرورت حفظ سلامت روان ایستاده است؛ چالشی که حل آن نیازمند یک بازنگری ساختاری عمیق، نه فقط در سرفصل‌های درسی، بلکه در رویکرد کلی اجتماع نسبت به نقش‌آفرینی و ارزش‌گذاری بر سرمایه‌های انسانی جوان کشور است.

از کلاس درس تا خط مقدم زندگی/  اضطرابِ نسلی در آستانه جهش بزرگ

رویای خدمت با علم در سایه دغدغه‌های معیشتی 

نرجس آقائی، دانشجوی ترم ششم روان‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی(خوراسگان) در مورد توازن تلاش و نتیجه آن به ایسنا می‌گوید: تلاش و نتیجه با هم رابطه عمیقی دارند، اما عوامل مختلف ازجمله وضع موجود باعث می‌شود که این نتیجه برای دانشجو مطلوب نباشد اگر ناامیدانه نگاه کنم باید بگویم در یک چرخه باطل قرار گرفته‌ایم که دائما می‌دویم و مقصد آن نیست که خواهانش هستیم. نمی‌خواهم در حق کسانی که در این شرایط سخت به‌سختی به مقصد می‌رسند اجحاف کنم، اما واقعا در شرایطی قرار داریم که اگر دست کسی حامی نشود دسترسی به آرزوها و خواسته‌ها حتی با ایمان کامل، محال است.

وی می‌افزاید: موفقیت به نظر من در رشد و اثرگذاری است. من در جایی احساس موفقیت می‌کنم که از راکد بودن و مصرف شدن به دور باشم و موفقیت را در گروی جایگاه‌های مختلف و متعدد مالی یا شغلی نبینم. برای من مهم است در جایی ایستاده باشم که قلمم، زبانم و فکرم در جهت رشد و تاثیرگذاری برای خودم و کمک به دیگران خرج بشود، نه مصرف بشود یا مصرف کننده باشم. البته که در گذشته نظرم در رابطه با موفقیت متفاوت‌تر از امروز بود، اما فکر می‌کنم این روزها موفقیت نمی‌تواند بدون دغدغه باشد.

این دانشجو ادامه می‌دهد: دانشگاه‌های ما امروز در توانمند کردن نیروهای انسانی در حوزه رشته‌های انسانی همچنان ضعیف عمل می‌کنند و در بیشتر مواقع عمده توان و سرمایه خود بر رشته‌های فنی مهندسی یا رشته‌هایی که بیشتر نامشان را شنیده‌ایم می‌گذارند، نمی‌گویم علوم انسانی را فراموش کردند، گاهی کارگاه، کارورزی یا نشست می‌گذارند، اما تا به حال ندیده‌ام به‌صورت جدی آسیب‌شناسی شود و تصمیمی اساسی گرفته شود. به‌طور مثال یک دانشجوی روانشناسی برای اینکه به مقطع دکترا برسد و بتواند فعالیت مؤثر و درمانی داشته باشد، نیازمند این است که با فضای درمان یا در رشته‌های مختلف از نزدیک حضور پیدا کند. تمام این موارد برای توانمندسازی دانشجو لازم است. اگر همه این‌ها تقصیر دانشگاه نباشد، اما سهم عمده‌ای در آن دارد.

آقائی در پایان می‌گوید: بار فشار اقتصادی برای ما که دانشجوی دانشگاه آزاد هستیم کمی بیشتر از دیگر دانشجویان احساس می‌شود و به تمام هزینه‌های دانشجویی، شهریه‌ای را که نرخ آن ترم به ترم تغییر می‌کند، باید اضافه کنید. فشار اقتصاد ما را از دغدغه علم، اجتماع و فرهنگ به دغدغه نان رسانده است و متأسفانه برخی را وادار به ترک‌تحصیل یا تحصیلی نیمه کاره کرده است. من نیز مستثنی از مردم نیستم و گاهی فکر می‌کنم توان خرید دانشجو حتی در حد یک جلد کتاب تخصصی هم نیست. در جایگاه فراتر از دانشگاه بعضی از الویت‌های ابتدایی زندگی به یک آرزو بدل می‌شود و گمان می‌کنم مدتی دیگر، ازدواج هم برای نسل جوان یک انتخاب لاکچری برای خانواده‌های دارا باشد، نه سنت پیغمبر نه حتی یه نیاز فطری که از ابتدای خلقت تا انتهای خلقت بوده است.

دانشجو در تنگنای آموزش تئوری و معیشت دشوار

نرگس ابوطالبیان، دانشجوی ۱۹ساله روان‌شناسی از دانشگاه‌ معارف، قرآن و عترت نیز به ایسنا می‌گوید: مدل دروس ارائه شده در دانشگاه خیلی متفاوت تر از دوران مدرسه است و انتظار می‌رود که سطح تخصصی‌تری نسبت به‌ رشته کار شود، اما متأسفانه هرچقدر هم تلاش می‌کنیم به‌خاطر موانعی که وجود دارد، نتیجه دلخواه را نمی‌بینیم.

وی می‌افزاید: تلاش می‌کنم به‌جایگاهی برسم که با علم خود بتوانم به کشور و جامعه خدمت کنم و به درجات عالی علم برسم تا به‌عنوان یک فرد متخصص در حوزه کاری خود فعالیت کنم.

این دانشجو در مورد توان بالقوه دانشگاه برای ورود دانشجویان به عرصه کار ادامه می‌دهد: نه فقط دانشگاه ما بلکه بقیه دانشگاه‌ها هم از نظر آمادگی برای ورود ما به عرصه کار خیلی ضعیف عمل می‌کنند و این باعث می‌شود ما با داشتن مدرک تحصیلی از مهارت کافی برخوردار نباشیم.

ابوطالبیان می‌گوید: وضعیت اقتصادی خانواده به مقدار زیاد در معیشت دانشجو تأثیرگزار است؛ بیشتر امکانات زندگی هزینه دار است و نبود وضعیت مطلوب اقتصادی باعث آسیب به همه زندگی می‌شود و انسان‌ها تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرند.

از کلاس درس تا خط مقدم زندگی/  اضطرابِ نسلی در آستانه جهش بزرگ

سلامت روان و پیامدهای فشار تحصیلی

محمدرضا ایروانی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی(خمینی‌شهر) درباره دغدغه دانشجویان به ایسنا می‌گوید: مهم‌ترین دغدغه کنونی جامعه دانشجویی، نگرانی عمیق از آینده شغلی و احساس آمادگی نداشتن برای ورود به بازار کار است. این نگرانی ماهیتی چندوجهی دارد که ابعاد اصلی آن شامل نبود اطمینان شغلی(وجود ترس فراگیر از بیکاری پس از فارغ‌التحصیلی یا اشتغال در حوزه‌ای نامرتبط با تحصیلات)، شکاف مهارتی(احساس غالب مبنی‌بر این‌که آموزش‌های آکادمیک ارائه شده به‌میزان کافی نیازهای روزآمد بازار کار به‌ویژه در حوزه مهارت‌های عملی و کاربردی را تأمین نمی‌کند)، فشار اقتصادی(دغدغه‌مندی دانشجویان پیرامون تأمین هزینه‌های جاری زندگی و مدیریت بدهی‌های احتمالی وام‌های تحصیلی) و سلامت روان(تحلیل رفتن انرژی ذهنی به واسطه فشارهای تحصیلی مستمر و تعاملات اجتماعی متغیر) است.

وی می‌افزاید: به‌طور کلی، دانشگاه‌ها در زمینه پرورش مهارت‌های نرم و آماده‌سازی دانشجویان برای ورود به بازار کار با چالش‌های ساختاری جدی مواجه بوده و عملکرد کنونی آن‌ها در این بخش‌ها ناکافی تلقی می‌شود. ضعف ساختاری نظام آموزشی، تمرکز بیش از حد بر مباحث تئوری و محتوای قابل حفظ کردن است که مانع از پرورش خلاقیت، مهارت حل مسئله و توانایی کار گروهی می‌شود. ارتباط محدود و ناکافی با بخش‌های مختلف اقتصادی، مانع از انتقال سریع نیازهای شغلی واقعی به برنامه‌های درسی مصوب شده است. خوشبختانه، امیدوارم با تأکید صورت گرفته در برنامه هفتم توسعه مبنی‌بر اختصاص حداقل ۳۰ درصد از واحدهای مقطع کارشناسی به دروس مهارتی، تحولی در این زمینه حاصل شود که موفقیت نهایی منوط به اجرای دقیق و مؤثر این سیاست خواهد بود.

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی(خمینی‌شهر) ادامه می‌دهد: دانشجویان با این نگرانی‌های محوری در مسیر شغلی خود روبه‌رو هستند؛ نگرانی اصلی مربوط به بیکاری ساختاری و نبود تعادل بین تعداد فارغ‌التحصیلان در برخی رشته‌ها و کمبود فرصت‌های شغلی متناظر است. علاوه‌ بر این کمبود مهارت‌های رقابتی وجود دارد، به این معنا که احساس می‌شود اتکا به سوابق تحصیلی(مدرک و نمره) در محیط رقابتی بازار کار جذابیت کمی دارد؛ چرا که دسترسی به مهارت‌های عملی، تجربه کاری مرتبط و شبکه‌سازی حرفه‌ای محدود است. بخش قابل توجهی از دانشجویان فاقد تصویر روشنی از مسیرهای شغلی بالقوه مرتبط با رشته تحصیلی خود هستند. 

ایروانی تصریح می‌کند: جهت برون‌رفت از این وضعیت، انجام این اقدامات ضروری است؛ از سوی دانشگاه، لزوم بازنگری پیوسته و به‌روزرسانی مستمر سرفصل‌های درسی، اجباری ساختن دوره‌های کارآموزی هدفمند و مؤثر، برگزاری کارگاه‌های مهارت‌افزایی با مشارکت فعالان اقتصادی و تأسیس مراکز تخصصی راهنمایی شغلی پیشنهاد می‌شود. از سوی جامعه(دولت و بخش خصوصی) مشوق‌های مالیاتی برای شرکت‌هایی که دانشجویان را جذب می‌کنند باید تعریف شود و تسهیل مسیرهای کسب‌وکار دانشجویی و شفاف‌سازی آمار مربوط به نیازهای آتی بازار کار مورد توجه قرار گیرد.

وی‌ می‌افزاید: در خصوص سلامت روان، فشارهای تحصیلی می‌توانند پیامدهای عمیق و گسترده‌ای داشته باشند. این فشارها منجر به بروز علائم روانی نظیر استرس و اضطراب مداوم، احساس فرسودگی و خستگی مفرط، بی‌میلی نسبت به امور، اختلال در الگوهای خواب و تمرکز و در موارد حاد، ظهور علائم افسردگی می‌شود. این وضعیت ممکن است به شکل علائم جسمانی همچون سردردهای مکرر، مشکلات گوارشی یا تضعیف سیستم ایمنی بدن تظاهر یابد.
 
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی(خمینی شهر) تأکید می‌کند: استرس بیش از حد به طور مستقیم بازده آموزشی را کاهش داده و یک چرخه معیوب از نگرانی و افت عملکرد تحصیلی ایجاد می‌کند؛ این وضعیت با انتظارات بالای تحمیلی از سوی خانواده و جامعه، رقابت شدید برای کسب نمرات برتر و مقاطع بالاتر و فقدان آموزش روش‌های مؤثر مقابله با استرس تشدید می‌شود.

ایروانی خاطرنشان می‌کند: به‌نظر می‌رسد سطح مشارکت فعال نسبت به دهه‌های گذشته کمرنگ‌تر شده و بیشتر تمایل به فعالیت‌های گذرا و سطحی تا مشارکت‌های پایدار و اثرگذار وجود دارد، زیرا انرژی دانشجویان در حال حاضر بیشتر معطوف به مسائل فردی و معیشتی شده است. عوامل کاهنده مشارکت شامل اولویت یافتن مسائل فردی(مانند اشتغال و تحصیل) شکل‌گیری احساس بی‌تأثیری یا ناامیدی نسبت به پتانسیل ایجاد تغییر و محدودیت‌های ساختاری در فضای فعالیت‌های جمعی هستند.

وی در پایان می‌گوید: افزایش مشارکت مستلزم ایجاد یک فضای گفت‌وگو و اقدام امن، پیوند دادن فعالیت‌های جمعی به مسائل ملموس و روزمره زندگی دانشجویی(نظیر محیط زیست، حقوق دانشجویی و اشتغال) و فراهم آوردن زمینه‌های عملی برای اثرگذاری گروه‌های مستقل دانشجویی از طریق پشتیبانی نهادهای دانشگاهی خواهد بود.

به گزارش ایسنا، بحران اصلی نسل دانشجو در منطبق نبودن میان آموزش‌های دانشگاهی(تئوری) و نیازهای عملی بازار کار ریشه دارد که به‌شدت با فشار اقتصادی و فرسایش سلامت روان گره خورده است. برای حل این وضعیت، ضروری است که ساختار آموزشی به سمت تقویت مهارت‌های کاربردی سوق یابد و حمایت‌های معیشتی هدفمند، زمینه را برای تمرکز این نسل بر تأثیرگذاری و رشد فردی فراهم سازد.

انتهای پیام