یک جامعهشناس: برچسبزنی منفی به نسل جدید روابط بیننسلی را دچار چالش کرده است
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی یک استادیار دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به این که برچسبزنی منفی به نسل جدید روابط بیننسلی را دچار چالش کرده است، گفت: نسلهای پیشین معمولاً با یک نگاه داورانه و از موضع ارزشها و هنجارهای خود، نسل جدید را ارزیابی میکنند. از آنجا که شناخت دقیقی از ویژگیهای این نسل وجود ندارد، این تفاوتها اغلب با برچسبهای منفی تفسیر میشود و همین مسئله، مشکلات ارتباطی بیننسلی را تشدید کرده است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
حسین اکبری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به تحولات اجتماعی دو دهه اخیر، اظهار کرد: در سالهای گذشته با ظهور نسلهایی مواجه هستیم که در ادبیات علمی از آنها با عنوان نسلهای جدید از جمله نسل زد و نسل بتا یاد میشود. این نسلها بهواسطه شرایط اجتماعی، فرهنگی و فناورانهای که در آن رشد کردهاند، تفاوتهای معناداری با نسلهای پیشین دارند و همین تفاوتها، زمینهساز شکلگیری شکاف نسلی شده است.
وی افزود: تحولات اجتماعی شدید، تغییر در منابع اجتماعی و بهویژه گسترش شبکههای اجتماعی باعث شده نظام ارزشی و هنجاری نسلهای جدید با نسلهای گذشته تفاوت پیدا کند. این تفاوتها در ادبیات جامعهشناسی ذیل مفهوم «شکاف نسلی» مطرح میشود، اما مسئله اصلی آنجاست که این تفاوتها اغلب بهدرستی شناخته و درک نمیشوند.
این استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نحوه قضاوت نسلهای گذشته درباره نسل جدید، تصریح کرد: نسلهای پیشین معمولاً با یک نگاه داورانه و از موضع ارزشها و هنجارهای خود، نسل جدید را ارزیابی میکنند. از آنجا که شناخت دقیقی از ویژگیهای این نسل وجود ندارد، این تفاوتها اغلب با برچسبهای منفی تفسیر میشود و همین مسئله، مشکلات ارتباطی بیننسلی را تشدید کرده است.
اکبری ادامه داد: این قضاوتهای منفی نهتنها در سطح خانواده، بلکه در نظام آموزشی رسمی و حتی در سطوح بالاتر در رابطه میان نسل جدید و نظام حکمرانی نیز قابل مشاهده است. در نتیجه، شاهد نوعی اختلال ارتباطی هستیم که ریشه آن در نادیدهگرفتن تفاوتهای نسلی و عدم بهرسمیتشناختن آنهاست.
وی با تأکید بر پیامدهای بلندمدت این وضعیت خاطرنشان کرد: اگر شناخت عمیق و درستی از ویژگیهای نسل جدید شکل نگیرد، بهطور طبیعی امکان گفتوگو و مفاهمه بین نسلها کاهش پیدا میکند. وقتی ما اقتضائات فکری، ارزشی و رفتاری یک نسل را نشناسیم، نمیدانیم چگونه باید با آنها تعامل کنیم و این ناتوانی، زمینهساز بروز انواع آسیبها و مشکلات اجتماعی خواهد شد.
این جامعهشناس افزود: در حال حاضر، تعارضهای میان والدین و فرزندان در بسیاری از خانوادهها قابل مشاهده است. نتایج برخی مطالعات نشان میدهد بعضی خانوادهها درگیر تضادهای بیننسلی معنادار هستند؛ تضادهایی که گاهی از سطح اختلافنظر فراتر میرود و به تعارضهای عمیق و پایدار تبدیل میشود.
اکبری تصریح کرد: حل این مسئله مستلزم آن است که هم نسل والدین شناخت درستی از ویژگیهای نسل جدید پیدا کنند و هم نسل جدید بتواند درکی واقعبینانه از شرایط، ارزشها و محدودیتهای نسلهای پیشین و نظام اجتماعی داشته باشد. بدون این شناخت دوطرفه، زمینهای برای گفتوگوی مؤثر شکل نخواهد گرفت.
زیست در جهان دیجیتال، اقتضای زندگی امروز است نه یک ناهنجاری
وی با اشاره به تأثیر جهان دیجیتال بر نسل جدید گفت: زندگی در فضای دیجیتال و شبکههای اجتماعی را نباید بهعنوان یک ضعف یا پدیده منفی ذاتی تلقی کرد. زیست دیجیتال، اقتضای زندگی در دوره کنونی است و نهتنها نسل جدید، بلکه بخش قابلتوجهی از والدین نیز درگیر این فضا هستند.
این استادیار دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تفاوت اصلی آنجاست که نسل جدید با این فضا بزرگ شده است، عنوان کرد: بسیاری از امور روزمره، یادگیریها، تعاملات اجتماعی و حتی شکلگیری نگرشها و ارزشهای این نسل، در بستر فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رخ میدهد. بنابراین، این فضا بخش جداییناپذیر از زیست اجتماعی آنهاست.
اکبری خاطرنشان کرد: نمیتوان انتظار داشت برای برقراری تعامل با نسل جدید، تأثیر فضای مجازی را حذف یا نادیده بگیریم. این فضا قواعد خاص خود را دارد و در بسیاری از کشورها تلاش شده است با تنظیمگری هوشمندانه، از ظرفیتهای آن استفاده و آسیبهای احتمالی آن مدیریت شود.
وی با اشاره به رابطه نسل جدید و نظام حکمرانی اظهار کرد: در سالهای اخیر، نوعی شکاف و اختلال رابطهای میان حاکمیت و نسل جدید قابل مشاهده است. بخشی از این مسئله ناشی از آن است که نسل جدید نیازها، آرزوها و افقهای متفاوتی دارد و جهان پیرامون خود را با جهانهای دیگر مقایسه میکند.
این جامعهشناس با اشاره به اینکه حاکمیت نمیتواند با همان عینک و چارچوبی که مربوط به چند دهه قبل است، جامعهای را مدیریت کند که بخش بزرگی از آن را نسلهای جدید تشکیل میدهند، خاطرنشان کرد: بسیاری از ارزشها و آرمانهایی که برای نظام حکمرانی اهمیت داشته و ستونهای ارزشی آن را شکل دادهاند، لزوماً به همان شکل برای نسل جدید معنادار نیستند.
اکبری اضافه کرد: این به معنای بیاهمیتبودن ارزشها نیست، بلکه نشان میدهد که این ارزشها باید با زبان، روش و ابزار متناسب با ویژگیهای نسل جدید منتقل شوند. استفاده از روشهای سنتی و عدم شناخت کافی از شیوههای ارتباطی این نسل، باعث شده این انتقال بهدرستی صورت نگیرد.
وی با اشاره به اینکه مسئله نسل جدید را نباید صرفاً بهعنوان یک بحران یا معضل اجتماعی دید، بلکه باید آن را نتیجه تحولات ساختاری جامعه دانست، بیان کرد: نسل جدید در جهانی متفاوت رشد کرده و طبیعی است که شیوه فکر کردن، کنشگری اجتماعی و نگاه او به سیاست و جامعه متفاوت باشد.
این استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد تأکید کرد: اگر شناخت دقیقتری از ویژگیهای این نسل شکل بگیرد و زبان ارتباطی متناسب با آنها تغییر کند، امکان ترمیم گفتوگوی بیننسلی و کاهش تنشها وجود دارد. در غیر این صورت، تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای جدی برای انسجام اجتماعی در پی داشته باشد.
انتهای پیام