تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4284071
شناسه : 4284071
تاریخ :
فلرینگ از پروژه‌های پراکنده به اولویت راهبردی نفت رسید اقتصاد ایران: دولت چهاردهم جمع‌آوری گازهای همراه را از طرح‌های مقطعی خارج کرده و به‌عنوان راهکاری اقتصادی برای کاهش ناترازی گاز در دستور کار قرار داده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش خبرنگار مهر، گازهای همراه نفت، برخلاف تصور رایج، نه یک مسئله حاشیه‌ای بلکه یکی از نمادهای ناکارآمدی ساختاری در مدیریت انرژی کشور است. بر اساس داده‌های رسمی شرکت ملی نفت ایران و گزارش «ردیاب جهانی فلرینگ» بانک جهانی، ایران سالانه بین ۱۵ تا ۱۸ میلیارد مترمکعب گاز همراه را در مشعل‌ها می‌سوزاند. این حجم معادل مصرف سالانه گاز چند استان پرجمعیت کشور یا حدود ۱۰ درصد کل تولید گاز طبیعی ایران است؛ رقمی که در شرایط ناترازی مزمن گاز، به‌ویژه در فصول سرد، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

ایران در کنار روسیه و عراق، همواره در میان سه کشور نخست جهان از نظر میزان فلرینگ قرار داشته است. بانک جهانی اعلام کرده که در سال های اخیر، حدود ۱۴۴ میلیارد مترمکعب گاز در جهان سوزانده شده که سهم ایران از این رقم، حدود ۱۷.۵ میلیارد مترمکعب بوده است. اگر ارزش اقتصادی این گاز حتی با فرض قیمت‌های محافظه‌کارانه ۲۰ تا ۳۰ سنت به ازای هر مترمکعب محاسبه شود، سالانه بین ۳ تا ۵ میلیارد دلار ثروت بالقوه در مشعل‌ها از بین می‌رود.

اما مسئله تنها اتلاف اقتصادی نیست. سوزاندن گازهای همراه، سالانه میلیون‌ها تن CO₂ و آلاینده‌های محلی تولید می‌کند که آثار آن در استان‌های نفت‌خیز مانند خوزستان، بوشهر و ایلام، به‌صورت افزایش بیماری‌های تنفسی و نارضایتی‌های اجتماعی نمایان شده است. با این حال، تا همین چند سال قبل، فلرینگ بیشتر به‌عنوان یک «موضوع زیست‌محیطی» دیده می‌شد، نه یک بحران اقتصادی و انرژی.

این نگاه محدود باعث شد که جمع‌آوری گازهای همراه، در حاشیه برنامه‌های توسعه‌ای صنعت نفت باقی بماند؛ پروژه‌هایی که اغلب در زمان وفور منابع مالی آغاز می‌شدند و با اولین شوک بودجه‌ای یا تغییر اولویت‌ها، متوقف یا نیمه‌تمام رها می‌شدند.

پروژه‌های پراکنده؛ چرا تلاش‌های گذشته به نتیجه نرسید؟

نگاهی به تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که ناکامی در کاهش پایدار فلرینگ، بیش از آنکه فنی باشد، ریشه در مدل تصمیم‌گیری و اقتصاد پروژه‌ها داشته است. در این دوره، جمع‌آوری گازهای همراه عمدتاً در قالب پروژه‌های مستقل، میدان‌محور و بدون اتصال روشن به زنجیره مصرف تعریف می‌شد.

بسیاری از این پروژه‌ها، صرفاً با هدف خاموش‌کردن یک یا چند فلر طراحی شده بودند، بدون آنکه مصرف نهایی گاز، تضمین خرید یا مدل درآمدی پایدار برای سرمایه‌گذار مشخص باشد. نتیجه آن شد که برخی واحدهای NGL یا تأسیسات جمع‌آوری، پس از راه‌اندازی اولیه، به دلیل نبود مشتری یا مشکلات بهره‌برداری، با ظرفیت پایین یا حتی تعطیل شدند.

از سوی دیگر، قیمت‌گذاری دستوری گاز در داخل کشور، عملاً انگیزه اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در این حوزه را تضعیف می‌کرد. در شرایطی که نرخ بازگشت سرمایه پروژه‌های جمع‌آوری گاز همراه، در بهترین حالت بین ۸ تا ۱۰ درصد برآورد می‌شد، سرمایه‌گذار ترجیح می‌داد منابع خود را به بخش‌های کم‌ریسک‌تر منتقل کند.

نبود یک راهبرد یکپارچه در سطح شرکت ملی نفت نیز به این مشکل دامن زد. هر یک از شرکت‌های تابعه از مناطق نفت‌خیز جنوب گرفته تا نفت فلات قاره و نفت مناطق مرکزی پروژه‌های خود را با منطق و اولویت‌های متفاوت پیش می‌بردند. فلرینگ، نه یک شاخص کلیدی عملکرد برای مدیران بود و نه کاهش آن، پاداش یا الزام مدیریتی ایجاد می‌کرد.

به گفته مسئولان صنعت نفت در سالهای گذشته تا زمانی که برای گازهای همراه مصرف اقتصادی تعریف نشود، هیچ پروژه‌ای با بهترین فناوری دوام نخواهد آورد.

این اعتراف، به‌خوبی نشان می‌دهد که مسئله فلرینگ، بیش از آنکه فنی باشد، یک مسئله حکمرانی انرژی است.

دولت چهاردهم و تغییر پارادایم؛ فلرینگ به‌عنوان مسئله امنیت انرژی

با آغاز به کار دولت چهاردهم، نشانه‌های روشنی از تغییر نگاه به گازهای همراه دیده می‌شود. در اظهارات رسمی وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، فلرینگ دیگر صرفاً یک تعهد زیست‌محیطی یا پروژه جانبی نیست، بلکه به‌عنوان بخشی از راه‌حل ناترازی گاز و افزایش تاب‌آوری انرژی کشور تعریف شده است.

شرکت ملی نفت ایران در گزارش‌های منتشرشده در نیمه دوم ۱۴۰۳ اعلام کرده که برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده برای کاهش فلرینگ تا افق ۱۴۰۶ و ۱۴۰۸ تدوین شده است. بر اساس این برنامه، هدف‌گذاری شده که تا پایان ۱۴۰۶، بیش از ۷۰ درصد گازهای همراه سوزانده‌شده فعلی، یا جمع‌آوری شوند یا به‌صورت اقتصادی مدیریت شوند.

حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در یکی از نشست‌های تخصصی خود تصریح کرده است:جمع‌آوری گازهای همراه، سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین مسیر افزایش عرضه گاز در کشور است؛ بدون آنکه نیاز به توسعه میدان جدید داشته باشیم.

این جمله، به‌خوبی منطق راهبرد جدید را توضیح می‌دهد. توسعه یک میدان گازی جدید، سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه نیاز دارد؛ در حالی که بخش قابل‌توجهی از گاز موردنیاز کشور، هم‌اکنون در مشعل‌ها می‌سوزد.در این چارچوب، فلرینگ مستقیماً به مسئله امنیت انرژی، پایداری شبکه گاز در زمستان و حتی کاهش فشار بر صادرات گاز و فرآورده‌ها گره خورده است. به بیان دیگر، هر مترمکعب گاز همراهی که بازیابی می‌شود، می‌تواند جایگزین واردات سوخت مایع، کاهش مصرف مازوت یا جلوگیری از قطع گاز صنایع باشد.

اتصال فلرها به زنجیره ارزش؛ از تزریق تا پتروشیمی

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های رویکرد جدید با گذشته، تأکید بر اتصال پروژه‌های جمع‌آوری گاز همراه به زنجیره ارزش است. در برنامه‌های جدید، هیچ پروژه‌ای بدون تعیین مصرف نهایی تعریف نمی‌شود؛ مصرفی که باید توجیه اقتصادی و امکان استمرار داشته باشد.

در این چارچوب، تزریق گاز به میادین نفتی به‌عنوان یکی از اولویت‌ها مطرح شده است. طبق آمار رسمی، ضریب بازیافت میادین نفتی ایران به‌طور متوسط کمتر از ۲۵ درصد است؛ در حالی که میانگین جهانی در بسیاری از میادین بالای ۳۵ درصد است. تزریق گاز همراه، به‌ویژه در میادین جنوب و جنوب‌غرب، می‌تواند هم افت تولید را جبران کند و هم ارزش افزوده بالاتری نسبت به سوزاندن گاز ایجاد کند.

مسیر دوم، استفاده از گازهای همراه به‌عنوان خوراک پتروشیمی و واحدهای NGL است. پروژه‌هایی مانند NGL 3100، 3200 و 900 که سال‌ها به‌دلیل مشکلات مالی و قراردادی با تأخیر مواجه بودند، در دولت چهاردهم دوباره در اولویت قرار گرفته‌اند؛ اما این‌بار با تأکید بر تکمیل زنجیره پایین‌دستی و تضمین بازار فروش.

فریدون برکشلی، کارشناس ارشد انرژی در گفت‌وگویی تحلیلی تأکید کرده است:اگر گازهای همراه به خوراک پایدار پتروشیمی تبدیل شوند، ارزش افزوده آن چند برابر فروش خام گاز خواهد بود و همین موضوع می‌تواند اقتصاد پروژه‌های فلرینگ را متحول کند.

مسیرهای دیگر شامل تولید برق محلی، واحدهای CHP و حتی LNG کوچک‌مقیاس برای فلرهای دورافتاده است؛ گزینه‌هایی که پیش‌تر به‌دلیل نبود چارچوب اقتصادی روشن، جدی گرفته نمی‌شدند.

اصلاح قراردادها و جمع‌بندی؛ آیا این‌بار فلرینگ مهار می‌شود؟

آخرین حلقه این راهبرد، اصلاح مدل‌های قراردادی است؛ نقطه‌ای که بسیاری از پروژه‌های قبلی در آن شکست خوردند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، مدل‌های جدید بر قراردادهای بلندمدت ۱۵ تا ۲۰ ساله، تضمین خرید گاز یا فرآورده و امکان تهاتر انرژی متمرکز شده‌اند. این اصلاحات، به‌ویژه برای جذب سرمایه بخش خصوصی و هلدینگ‌های پتروشیمی، حیاتی است.

مهدی حسینی، رئیس پیشین کمیته بازنگری قراردادهای نفتی، در این‌باره گفته است:بدون قرارداد پایدار و قابل پیش‌بینی، هیچ سرمایه‌گذاری وارد پروژه‌های فلرینگ نمی‌شود؛ حتی اگر فناوری آن آماده باشد.

در مجموع، گذار جمع‌آوری گازهای همراه از پروژه‌های پراکنده به اولویت راهبردی، یکی از معدود اصلاحات ساختاری صنعت نفت است که هم‌زمان منافع اقتصادی، انرژی و زیست‌محیطی را پوشش می‌دهد. موفقیت این مسیر اما، بیش از هر چیز، به ثبات سیاستی، شفافیت قراردادها و پرهیز از تصمیمات مقطعی بستگی دارد.

اگر این شروط محقق شود، فلرهایی که سال‌ها نماد اتلاف و ناکارآمدی بودند، می‌توانند به یکی از سریع‌ترین ابزارهای جبران ناترازی انرژی کشور تبدیل شوند؛ ابزاری که هزینه آن، نه در آینده، بلکه همین حالا در مشعل‌ها در حال سوختن است.