هشدار داووس ۲۰۲۶؛ عقبماندن از هوش مصنوعی به معنای از دست دادن قدرت
اقتصاد ایران: اظهارات و نشستهای برگزار شده در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک فناوری نوظهور محسوب نمیشود، بلکه به عنوان یک زیرساخت حیاتی مطرح است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرنگار مهر؛ این تحول نگرش نه تنها در محافل اقتصادی، بلکه در عرصه ژئوپلیتیک نیز تأثیرات عمیقی داشته و کشورها را به بازتعریف استراتژیهای توسعه ملی خود وادار کرده است.
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که هوش مصنوعی از مرحله آزمایش و پایلوت به سوی یکپارچگی در ساختار عملیاتی سازمانها و نهادهای دولتی حرکت کرده است. این انتقال الگو مستلزم بازطراحی فرآیندها، ساختار حکمرانی و مسئولیتهای اجرایی است. تجربیات بینالمللی حاکی از آن است که سازمانهایی که هوش مصنوعی را به عنوان لایه عملیاتی اصلی خود میپذیرند و نه ابزاری جانبی، از مزیت رقابتی قابل توجهی برخوردار میشوند.
از همین روی، میتوان نتیجه گرفت که این تحول برای کشورهای در حال توسعه همچون ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا شکاف بین کشورهایی که این زیرساخت را توسعه میدهند و آنهایی که این فرصت را از دست میدهند به صورت روزافزون گسترش مییابد. توسعه هوش مصنوعی در مقیاس ملی نیازمند رویکردی فراتر از پروژههای پراکنده و منفرد بوده و مستلزم تصویب سیاستهای جامع، ایجاد زیرساختهای محاسباتی و تربیت نیروی انسانی متخصص است.
ظهور سیستمهای خودمختار و تأثیر بر نیروی کار
بر اساس مباحث شاخص مطرح شده در داووس ۲۰۲۶، یکی از تحولات کلیدی در حوزه هوش مصنوعی، توسعه سیستمهای هوش مصنوعی عاملمحور (Agentic AI) است که قابلیت برنامهریزی، تصمیمگیری و اجرای مستقل وظایف را دارند. این سیستمها فراتر از ارائه پاسخ به سؤالات، میتوانند فرآیندهای کاری کاملی را مدیریت و اجرا کنند. به عقیده بسیاری از کارشناسان و رهبران جهانی چنین تحولی مدلهای سنتی نرمافزارهای خدماتی را دستخوش تغییرات بنیادینی کرده و سازمانها را به سوی پلتفرمهای بومی هوش مصنوعی هدایت میکند.
تأثیر این سیستمها بر ساختار نیروی کار کشورها غیرقابل انکار است. تجربیات کشورهای پیشرو نشان میدهد که مشاغل سطح مبتدی و متکی بر تحلیل روتین، گزارشنویسی و هماهنگی، در معرض جایگزینی قرار دارند. این واقعیت مستلزم توسعه برنامههای بازآموزی ساختاریافته و ایجاد مسیرهای شغلی جدید است که با هوش مصنوعی همافزایی داشته باشند.
حکمرانی سرعت در عصر هوش مصنوعی
متخصصان حاضر در داووس، معتقدند که یکی از چالشهای اساسی کشورهای در حال توسعه هوش مصنوعی، تعادل بین سرعت پیادهسازی و مدیریت ریسکهای حقوقی، اجتماعی و امنیتی است. رویکرد نوین حکمرانی هوش مصنوعی بر مفهوم «سرعت کنترلشده» متمرکز است؛ مؤلفهای که تکرار سریع را با مکانیزمهای نظارت و اصلاح بلادرنگ ترکیب میکند.
این رویکرد مستلزم تعبیه حکمرانی مستقیم در فرآیندهای کاری از طریق قابلیتهای ممیزی، کنترل دادهها، آزمونهای امنیتی، نقاط بازرسی انسانی و تعیین مالکیت واضح برای نتایج هوش مصنوعی است. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که دولتهایی که قادر به ایجاد این تعادل هستند، میتوانند از مزایای استراتژیک هوش مصنوعی بهرهمند شوند و همزمان ریسکهای اجتماعی و امنیتی آن را مدیریت کنند.
اتخاذ این رویکرد برای ایران، اهمیت دوچندان دارد، زیرا کشورهای منطقه در حال سرمایهگذاری گسترده در این حوزه هستند. در چنین شرایطی، توسعه چارچوب حکمرانی مناسب که هم سرعت نوآوری را حفظ کند و هم با ارزشهای فرهنگی و اجتماعی کشور هماهنگ باشد، از ضروریات توسعه پایدار هوش مصنوعی محسوب میشود.
هوش مصنوعی حاکمیتی و معادلات ژئوپلیتیک
تحلیلگران برجسته اقتصادی همچون ری دالیو طی اظهارات خود در مجمع جهانی اقتصاد تأکید میکردند که پیروزی در رقابت فناورانه تعیینکننده موفقیت در عرصه ژئوپلیتیک خواهد بود. این ادراک موجب شده که کشورها به سوی ابتکارات هوش مصنوعی حاکمیتی حرکت کنند و در مراکز داده داخلی، آموزش مدلهای محلی و کنترل دقیقتر بر زیرساختهای حیاتی این حوزه سرمایهگذاری کنند.
هدف از این رویکرد انزوا نیست، بلکه ایجاد تابآوری ملی و تعادل بین قابلیتهای داخلی و تعاملات بینالمللی است. کشورهایی که در این زمینه عقب بمانند، در معرض وابستگی استراتژیک و از دست دادن حاکمیت فناورانه قرار خواهند گرفت. این واقعیت برای کشورهایی همچون ایران که تحت تحریمهای فناورانه غرب قرار دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هشدارهای مطرح شده از سوی مقامات ارشد شرکتهای فناوری مطرح جهان مبنی بر خطر ایجاد خلاء قدرت در حوزه هوش مصنوعی، بیانگر ماهیت حیاتی این فناوری در تعیین ساختار قدرت آینده جهان است. به عبارت دیگر، کشورهایی که در این رقابت عقب بمانند، نه تنها از مزایای اقتصادی محروم خواهند شد، بلکه قدرت تأثیرگذاری خود در عرصه بینالمللی را نیز از دست میدهند.
تنوع رویکردهای منطقهای و درسهای آن برای ایران
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که رویکردهای متفاوتی برای توسعه هوش مصنوعی وجود دارد. بر همین اساس، اروپا با تمرکز بر تنظیمگری، در حال تشکیل استانداردهای جهانی است، اما نگرانیهایی در خصوص قدرت رهبری تجاری آن مطرح شده است. در مقابل، ایالات متحده و برخی کشورهای خاورمیانه از طریق هماهنگی سیاستگذاری، سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای بزرگ مقیاس، به صورت تهاجمی در این عرصه پیش میروند.
این تجربیات همچنین نشان میدهند کشورهایی که در زیرساخت و پیادهسازی سریعتر فناوری مذکور حرکت کنند، احتمالاً تنظیمات فنی، نظارتی و تجاری را تعیین خواهند کرد که سایر کشورها مجبور به پذیرش آن خواهند بود. از همین روی، این یافته اهمیت استراتژیک بالایی برای بازیگرانی چون جمهوری اسلامی ایران دارد، زیرا تأخیر در این حوزه میتواند منجر به وابستگی طولانیمدت به استانداردها و فناوریهای توسعه یافته در مناطق دیگر شود.
هوش مصنوعی تخصصی و فرصتهای بخشی
بر اساس برآوردهای صورت گرفته، در کنار توسعه مدلهای عمومی، هوش مصنوعی تخصصی در حوزههای مشخص از اهمیت ویژهای برخوردار شده است. بخشهایی همچون بهداشت و درمان، بیوتکنولوژی، انرژی و کشاورزی به عنوان حوزههایی شناخته شدهاند که هوش مصنوعی میتواند ارزش قابل توجهی در آنها ایجاد کند، هرچند با ریسکهای در حال افزایش نیز همراه است.
کارشناسان بر این باور هستند که موفقیت در این حوزهها مستلزم همکاری عمیق بین مهندسان، متخصصان حوزه مورد نظر و تنظیمگران است. شفافیت، قابلیت تأیید و پاسخگویی به صورت مکرر به عنوان پیشنیازهای سیستمهای هوش مصنوعی مرتبط با ایمنی عمومی، زیرساختهای حیاتی و اعتماد اجتماعی، مطرح شدهاند.
بر همین مبنا و با توجه به ظرفیتهای موجود در حوزههایی مانند پتروشیمی، کشاورزی و پزشکی در ایران، توسعه هوش مصنوعی تخصصی میتواند مزیت رقابتی قابل توجهی ایجاد کند. این رویکرد علاوه بر کاهش وابستگی به فناوریهای خارجی، امکان صدور دانش فنی و خدمات تخصصی به کشورهای منطقه را فراهم میسازد.
محوریت انسان در عصر هوش مصنوعی
یکی از نکات قابل توجه در بحثهای متخصصان در اجلاس داووس ۲۰۲۶، تأکید بر نقش انسان در راهبری و هدایت هوش مصنوعی است. رویکرد انسانمحور در توسعه و پیادهسازی این فناوری نه تنها از منظر اخلاقی، بلکه از جنبه کارایی و پذیرش اجتماعی نیز حائز اهمیت بسیار است. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که سیستمهای هوش مصنوعی مبتنی بر مشارکت انسان، نتایج بهتر و پایدارتری ارائه میدهند.
بیشک اتخاذ رویکرد انسان محور برای توسعه هوش مصنوعی در کشورهایی مثل ایران که دارای سرمایه انسانی قوی در حوزه فنی هستند، فرصت مناسبی برای توسعه مدلهایی از هوش مصنوعی است که با ارزشهای فرهنگی و اجتماعی جامعه هماهنگ باشد. در همین راستا، سرمایهگذاری در آموزش و توسعه نیروی انسانی متخصص، نه تنها برای پیادهسازی فناوری، بلکه برای حکمرانی مؤثر بر آن نیز ضروری است.
در نهایت، مرور دیدگاههای متخصصان و تحلیل روندهای جهانی نشان میدهد که هوش مصنوعی به مرحله زیرساختی رسیده و کشورهایی که در این حوزه موفق میشوند، نه از طریق توسعه پیشرفتهترین مدلها، بلکه به واسطه قابلیت حکمرانی مؤثر، یکپارچهسازی در فرآیندهای کاری، بازآموزی نیروی انسانی و مدیریت ریسکهای حاکمیتی و وابستگی، برتری خود را حفظ میکنند.
در چنین شرایطی، توسعه هوش مصنوعی در مقیاس ملی برای کشورمان نه تنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ جایگاه در نظم نوین جهانی است. این هدف مستلزم تدوین استراتژی جامع ملی، سرمایهگذاری در زیرساختهای محاسباتی و داده محور، توسعه نیروی انسانی متخصص، ایجاد چارچوب حکمرانی مناسب و تقویت همکاریهای بینبخشی است. تأخیر در این مسیر نه تنها فرصتهای اقتصادی را از بین خواهد برد، بلکه موجب تضعیف جایگاه استراتژیک کشور در عرصه بینالمللی میشود.