کسی که در پیشرفت تردید دارد، مدافع آن نمیشود
اقتصاد ایران: دبیرجایزه روایت پیشرفت گفت: باور نخبگان، عامل تعیینکننده شتاب پیشرفت است. زمانی که تردید در میان مسئولان و لایههای تصمیمساز وجود دارد، این تردید به جامعه نیز منتقل میشود.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در سالهای اخیر، روایت پیشرفت به واسطه تأکیدات راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای از یک دغدغه فرهنگی به کانون اصلی راهحلهای انقلاب اسلامی تبدیل شده است. با این حال، کمرنگ بودن این روایت در زیستبوم عمومی و فرهنگی کشور بهخصوص در روایت پیشرفت، خود حکایت از چالشهای ساختاری و باورپذیری دارد. دومین جایزه ملی روایت پیشرفت، روایتهایی را مورد توجه قرار میدهد که با تمرکز بر «انسان ایرانی»، «تلاش برای حل مسئله»، «جامعه بالنده»، «تجربه و مسیر پیشرفت»، «امید به آینده» و «الگوها و مسیرها»، تصویری واقعی، امیدآفرین و قابل اتکا از حرکت رو به جلوی کشور ارائه میدهند. به همین بهانه با زهرا ابوالحسنی دبیر جایزه ملی روایت پیشرفت به گفتگو پرداختیم.
در ابتدا لطفا درباره پیشینه «جایزه ملی روایت پیشرفت» توضیح دهید. نخستین دوره این جایزه در چه سالی و به چه شکل برگزار شد؟
جایزه کتاب روایت پیشرفت و جایزه ملی روایت پیشرفت تفاوتهایی با یکدیگر دارند، اما در نقطهای این دو به یکدیگر گره میخورند. جایزه کتاب روایت پیشرفت از سال ۱۳۹۷ و توسط جمعی کوچک شکل گرفت که درباره این موضوع فعالیت میکردند یا به نحوی با آن مرتبط بودند. در آن زمان، اصطلاح روایت پیشرفت هنوز رایج نشده بود و بیشتر از تعبیرهایی مانند تجربههای بومی پیشرفت یا تاریخ شفاهی پیشرفت استفاده میشد.
این جمع که متشکل از حدود هفت تا ده نفر بود، اهمیت روایت پیشرفت را درک میکرد، زیرا در فضای فرهنگی کشور توجه چندانی به این موضوع نمیشد. آنها نام مجموعه خود را «انجمن روایت پیشرفت گذاشتند» و تصمیم گرفتند کاری انجام دهند تا تجربههای موفق پیشرفت ایرانی معرفی شود؛ تجربههایی که میتوانستند در زمینه امیدآفرینی و تقویت اعتماد به نفس ملی مؤثر باشند. هدف آنان این بود که فضای فرهنگی کشور در جهت این نگاه تحول یابد. از آنجا که انجمن نه بودجهای داشت و نه زیرمجموعه رسمی نهادی بود، تصمیم گرفت با هزینهای اندک اما به صورت اثرگذار کار کند. به همین دلیل، ایده «جایزه کتاب روایت پیشرفت» شکل گرفت. از آغاز نیز هدف این بود که همه آثار روایت پیشرفت بررسی و برترینها انتخاب شوند، اما بهدلیل محدودیتها، تصمیم گرفته شد موقتا فقط از کتاب شروع کنند؛ زیرا کتاب پایه دیگر قالبهای فرهنگی محسوب میشود.
انتخاب قالب جایزه نیز به این دلیل بود که معرفی برترینها میتواند مانند نشان دادن قلهها انگیزه ایجاد کند، جهتدهی فرهنگی به وجود آورد، شاخصها را معرفی کند، هویتبخشی کند و در نهایت موجب رصد آثار، ارتباطگیری و شبکهسازی شود. به همین سبب، انجمن احساس میکرد برگزاری جایزه میتواند اثرات فرهنگی جدی داشته باشد و بر همین اساس به سمت برگزاری جایزه کتاب روایت پیشرفت رفت.
اولین دوره جایزه در حال برگزاری بود که با همهگیری کرونا مواجه شد و اجرای آن به تعویق افتاد، زیرا برگزاری تجمعات محدود شده بود. در نهایت، با وجود برنامهریزی برای سال ۱۳۹۹، اختتامیه نخستین دوره در سال ۱۴۰۰ در فضایی محدود و با حضور تعداد کمی از افراد در حوزه هنری برگزار شد. سه دوره از جایزه کتاب برگزار شد که سومین دوره آن در آبان ۱۴۰2 انجام شد.
در ادامه، در جلسهای در سطح مدیران دولتی در بهمن ۱۴۰۲، با توجه به تأکید دولت شهید ابراهیم رئیسی بر اهمیت روایت پیشرفت، پیشنهاد شکلگیری جایزه ملی روایت پیشرفت مطرح شد. در ابتدا، تصمیم بر آن بود که این جایزه در چارچوب دولت برگزار شود، اما محمدمهدی دادمان، مدیر حوزه هنری پیشنهاد کردند که رویداد خارج از ساختار دولت برگزار شود تا از تغییر و تأثیر دولتها مصون بماند. در نهایت، این طرح به حوزه هنری واگذار شد و مدیر حوزه هنری تصمیم گرفت، به دلیل سابقه موفق جایزه کتاب روایت پیشرفت، مسئولیت آن را به همان گروه مردمی، یعنی انجمن روایت پیشرفت بسپارد. بدین ترتیب، در اوایل بهمن ۱۴۰۲ تصویب شد که این کار انجام شود و در دهه فجر همان سال، نخستین رویداد «جایزه ملی روایت پیشرفت» برگزار شود.
بخشی از امور اجرایی کلان در اختیار ستاد ملی روایت پیشرفت بود، اما فعالیتهای مربوط به رصد آثار، انتخاب و داوری آنها، و تعیین منتخبها کاملاً توسط اعضای انجمن روایت پیشرفت انجام شد. از آن زمان تاکنون، جایزه ملی روایت پیشرفت بهصورت رسمی ذیل حوزه هنری قرار دارد، اما در عمل جایزهای مستقل است و میتوان آن را محصول همکاری و تلاش یک گروه مردمی دانست.
«جایزه ملی روایت پیشرفت» چه رویکرد و هدفی را دنبال میکند؟
برگزاری جایزه کتاب روایت پیشرفت، فرصتی را فراهم میکرد تا به طور مداوم صحنه و آثار مرتبط را رصد کنیم. همچنین بتوانیم شاخصهای روایت پیشرفت برتر را استخراج کرده و آن را به یک گفتمان رایج میان فعالان این حوزه تبدیل کنیم. آثار برتر را نیز به تدریج رواج دهیم تا این آثار به عنوان قلهها و الگوهای این عرصه مطرح شوند. در واقع، خود رویداد چنین کارکردهای جدی را دنبال میکرد. علاوهبراین، ما معتقد بودیم که این جایزه بهانهای است تا بتوانیم زیستبوم روایت پیشرفت را شکل داده و آن را ارتقا دهیم. این امر مستلزم داشتن یک دبیرخانه دائمی در طول سال است؛ زیرا برای برگزاری یک رویداد، نیاز است که در تمام طول سال با کنشگران ارتباط مستمر برقرار کرده و آنها را شناسایی کنیم.
از سوی دیگر، چون هدف ما ارتقای نگاهها نسبت به روایت پیشرفت است، پس باید ارتباطاتی در سطح ارتقای گفتمانی و گفتمانسازی در این زمینه برقرار شود. این کار باید به شکلهای مختلفی صورت پذیرد تا بتوانیم گفتمان مطلوب نسبت به پیشرفت و سازوکارهای آن را با روشهای گوناگون پیش ببریم. این سازوکارها کمک میکنند تا فعالان روایت پیشرفت که بعضاً از یکدیگر بیخبرند یا از هم دور هستند، به نوعی با هم آشنا و شبکهسازی شوند؛ این نیز یکی دیگر از کارکردهای اصلی ما بود.
یکی دیگر از اهداف ما، هویت دادن به این فعالان بود؛ زیرا ما اغلب با فقدان برچسب «روایت پیشرفت» مواجه بودیم. اگرچه اکنون اصطلاح کتاب روایت پیشرفت کمی جا افتاده است، اما تا چند سال پیش، ما گونه مشخصی به نام روایت پیشرفت نداشتیم و حتی امروز نیز شناسایی آثار کتاب روایت پیشرفتی دشوار است، چه برسد به سایر حوزهها نظیر میکرورسانههای پیشرفت، برنامههای تلویزیونی، سریالهای پیشرفتی یا فیلمهای سینمایی پیشرفت. بنابراین، کمکم باید این مفهوم به یک برچسب شناختهشده تبدیل شود که کارکرد هویتبخشی داشته باشد. هویتبخشی به این معناست که افرادی که در این زمینه کار میکنند، خودشان را با این نام بشناسند و دیگران نیز آگاه باشند که چنین گونهای از کار، مأموریت و نگاهی وجود دارد و این افراد خود را بشناسند. بنابراین، هدف ما ارائه یک هویت مشخص به این فعالیتها بود.
آیا دبیرخانه «جایزه ملی روایت پیشرفت»، ارزیابی و آسیبشناسی آثار روایت پیشرفتی را در دستور کار قرار دارد؟
همانطور که گفته شد یکی از کارکردهای دبیرخانه جایزه ملی روایت پیشرفت، گفتمانسازی و ارتقای گفتمان پیشرفتی است. منظور از ارتقای گفتمان پیشرفت این است که ما به طور مداوم در حال رصد روایت پیشرفت موجود و آگاه بودن از آسیبهای آن هستیم. باید با فعالان این عرصه ارتباط بگیریم و به آنها مفهومی را منتقل کنیم که روایت پیشرفت، علاوه بر تقویت امید، باید عزمآفرین و حرکتآفرین نیز باشد. باید در خواننده کتاب، نوعی احساس دعوت، عزم و حرکت به وجود آورد.
یکی از مهمترین وظایف دبیرخانه دقیقاً همین است که ارزیابی نسبت به زیستبوم و دیدگاههای فعالان روایت پیشرفت داشته باشد؛ یعنی ببیند آنها پیشرفت را چگونه تعریف و دنبال میکنند و ناظر به آسیبها و کاستیها، در جهت تقویت ارتباطات، قویتر شدن آنها، رفع خلأها و تکمیل محتوای گفتمانی کمک کند. این کار قطعاً یکی از کارکردهای اصلی دبیرخانه است.
در نتیجه، دبیرخانه به بهانه جایزه، میتواند در چند حوزه اصلی فعالیت کند، ایجاد موضوع گفتگو و ارتباط با فعالان روایت پیشرفت و همچنین با غیرفعالان؛ یعنی کسانی که نوعی مسئولیت در حوزه روایت پیشرفت در چارچوب انقلاب اسلامی دارند، اما شاید هنوز اهمیت اولویتدار بودن این موضوع را درک نکرده باشند. هدف این است که بتوانیم آنها را بیشتر درگیر کرده و گفتمان روایت پیشرفت را به آنها منتقل کنیم.
با توجه به جایگاه محوری و راهبردی روایت پیشرفت که توسط رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای تعیین شده است، «جایزه ملی روایت پیشرفت» چه تأثیر ساختاری میتواند بر نهادینهسازی این گفتمان در میان فعالان و همچنین جریان نشر و ترویج آثار مرتبط بگذارد؟
بسیاری از افراد هنوز به درستی متوجه نشدهاند که روایت پیشرفت در شرایط کنونی انقلاب اسلامی تا چه حد کلیدی است. اما نگاه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی ۱۳ رجب، در اوج اغتشاشات و شرایط بسیار حاد امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور، کاملاً متفاوت بود. ایشان فرمودند: ما از هیچ چیز نگران نیستیم، الا جنگ روانی که میخواهد در مسیری که مردم رفتهاند تردید ایجاد کند. برای من به عنوان یک فعال روایت پیشرفت، بسیار جذاب بود که در میانه چنین چالشی، تنها تهدید جدی از نظر حضرت آقا، ندیدن پیشرفتها تعریف میشود. این بدان معناست که روایت پیشرفت دیگر در حاشیه نیست؛ در حالی که ما کارهای مهم دیگری داریم، رهبری محورترین تهدید در آن شرایط را به این موضوع مرتبط ساختند.
ایشان توضیح دادند که چالش عمده، ایجاد تردید در مسیری است که ما در آن قرار داریم؛ راه ما راه خودکفایی و استقلال است و راه دیگر، تسلیم شدن است. حال اینها چگونه میخواهند مردم را به سمت تسلیم شدن سوق دهند؟ با این کار که مانع دیدن پیشرفتهای ایران شوند. این نشان میدهد که روایت پیشرفت به کانون محوریترین راهحلهای انقلاب اسلامی برای محوریترین مسئله کشور تبدیل شده است. این نگاه بسیار متفاوت است.
این نگاه باید ابتدا در خود فعالان و نهادهای متولی روایت پیشرفت نهادینه شود؛ اینکه چقدر خود ما، محوریت این اتفاقات را درک کردهایم؟ و سپس، سایر مسئولین در حوزههای رسانهای، فرهنگی، اقتصادی و غیره، چقدر متوجه هستند که پیشرفت اکنون یک جزء حاشیهای نیست، بلکه یک نقطه کلیدی است. حضرت آقا، در واقع یک افق جدید و جایگاه بسیار متفاوتی برای پیشرفت مطرح میکنند که حتی بسیاری از خود فعالان روایت پیشرفت قبلاً چنین جایگاهی برای خود قائل نبودند. فعالان ابتدا باید این جایگاه را درک کنند و سپس متناسب با آن عمل کنند؛ زیرا اگر رهبری این تعریف را ارائه میدهند، این یک تعریف صرف نیست و ما باید متناسب با نقشی که ایشان برای ما ترسیم کردهاند، ایفای نقش کنیم.
حال پرسش این است که من چگونه میخواهم در مسیری که مردم حرکت میکنند، آن یقین و اطمینان را در آنها ایجاد کنم تا دچار تردید نشوند و به سمت تسلیم گرایش پیدا نکنند؟ باید به مردم فهماند که اگر توسعه و رفع مشکل میخواهیم، راهش خودکفایی و استقلال است. من باید پیشرفتها را طوری روایت کنم که مردم با خواندن آنها درک کنند هر جا پیشرفت کردهایم، مسیر درونزایی و خوداتکایی را پیمودهایم. برعکس، من به عنوان فعال روایت پیشرفت باید عدم پیشرفتها را نیز روایت کنم و جوری بیان کنم که مشخص شود هر جا با مشکل مواجه شدهایم، به این دلیل بوده که مسیر خوداتکایی را به درستی نرفتیهایم و در مواردی ظرفیتهای درون را نادیده گرفته و به سمت خارج گرایش پیدا کردهایم. باید توجه داشت که این صرفاً یک بحث نظری یا ایدئولوژیک نیست که من مدام بگویم استقلال و خودکفایی کشور را حفظ کن، چیزی که مردم باید بر اساس تجربه پیشرفتها و روایت آن را درک کنند، این است که هر جا بر اساس خودکفایی پیش رفتیم، به توسعه دست یافتیم.
نکته مهمتر که اغلب از آن غفلت شده، این است که این موضوع فقط در ایران و جمهوری اسلامی صادق نیست؛ بلکه در تمام کشورهای جهان نیز همینطور بوده است. این برخلاف روایتی است که تلاش میشود القا شود که کشورهای توسعه افته صرفاً با کنار گذاشتن استقلال و خودکفایی به توسعه رسیدهاند. این ادعا، حرفی غیرعلمی و فاقد انطباق با تجربه پیشرفت کشورهاست. کره، ژاپن، آلمان و حتی آمریکا اگر توسعه یافتند، به این دلیل بود که عزم کردند صنعت و اقتصاد درونزای خود را داشته باشند. این در حالی است که روایت غالب تلاش میکند بگوید کشورهایی مثل کره و ژاپن تنها به دلیل ارتباط با آمریکا، یعنی با نوعی تسلیم، فناوری و سرمایهگذاری خارجی جذب کردهاند. این روایت بر اساس منابع علمی خارجی، یک روایت دروغین است و ما باید با استناد به تجربه پیشرفتها، نادرست بودن این روایت و صحت استقلالمحوریِ همه کشورها را نشان دهیم.
علت اصلی کمتوجهی و کمرنگ دیده شدن روایت پیشرفت چیست؟ و «دبیرخانه جایزه ملی روایت پیشرفت» تا چه حد میتواند در نهادینه کردن و تقویت حرکت رو به جلوی این گفتمان مؤثر واقع شود؟
با فرمایشات و تاکیدات حضرت آقا، در نیمه دوم دهه 90 توجه به اهمیت روایت پیشرفت به تدریج جلب شد و ذهن برخی به این سمت رفت که دستاوردهای پیشرفت کشور را بیشتر مشاهده کنند، و مفاهیمی نظیر اردوهای راهیان پیشرفت شکل گرفت. دلیل این امر آن است که در گذشته، این گونه گفتمان به شکل فعلی وجود نداشت و ما پیشینه خاصی در این زمینه نداشتیم.
نکته کلیدی دوم، باور نخبگان است. متأسفانه، در دورههایی، تردید به پیشرفت در میان لایههای نخبگان و مسئولین وجود داشته است. این تردیدها گاهی به تودههای مردم نیز سرایت میکند. بدیهی است کسی که خود به پیشرفت تردید دارد، چگونه میتواند مدافع روایت پیشرفت باشد؟ به همین دلیل است که پس از روی کار آمدن دولتهایی نظیر دولت شهید رئیسی، که باور عمیقتری به این مقوله دارند، کارها شتاب بیشتری میگیرد؛ بنابراین، باور نخبگان و مسئولین عاملی حیاتی است.
سوم اینکه، زیستبوم و عرصه فعالیت روایت پیشرفت نیازمند تلاش بسیار بیشتری بوده است. البته تلاشهای زیادی صورت گرفته و نمیخواهم زحمات صورت گرفته را نادیده بگیرم، زیرا منابع مالی نیز محدود بوده است. با این حال، با توجه به وظیفهای که بر عهده این حوزه بوده، شاید میبایست برای اهمیتبخشی روایت پیشرفت در میان مسئولین، نخبگان و تودههای مردم، تلاش بیشتری صورت میگرفت. این عرصه، عرصهای نوپا است و معمولاً دولتها در چنین حوزههایی باید سرمایهگذاری کنند، نه اینکه انتظار سرمایهگذاری سنگین از بخش خصوصی با منابع محدود را داشت؛ زیرا تولید محتوا و اثرات فرهنگی هزینهبر است. وظیفه دبیرخانه دائمی دقیقاً همین است که این خلأ را پر کند؛ یعنی موضوع را به تودههای مردم معرفی کند و اهمیت آن را در میان مسئولین و مجموعههای مختلف، بیش از پیش نهادینه سازد.
اما به نظر میرسد با صحبتهای اخیر حضرت آقا که جایگاه ویژهای به روایت پیشرفت دادهاند، اگر فعالان این حوزه بتوانند این جایگاه را به درستی درک کرده و آن را اخذ کنند، میتوانند کاملاً از حاشیه خارج شده و در محور حل مسائل کشور قرار گیرند. این امر باعث میشود که کنشگران حزباللهی نیز دغدغهشان بیشتر شود و انگیزه بیشتری برای فعالیت در این عرصه پیدا کنند. همچنین، مسئولین فرهنگی نیز احساس خواهند کرد که بر روی یک موضوع محوری سرمایهگذاری میکنند و نه یک موضوع فرعی. این تغییر حس نسبت به اهمیت و کارکرد روایت پیشرفت، برای قرار گرفتن آن در کانون توجه مسئولین و کنشگران جریان انقلابی بسیار حائز اهمیت است.
دبیرخانه «جایزه ملی روایت پیشرفت» در جایگاه اصلی خود، مستقیماً به امر تولید محتوا نمیپردازد، مگر در مواردی که بتواند به ارتقای کلی گفتمان یاری رساند. همچنین، در حوزههایی که فعالان این عرصه هنوز وارد نشدهاند، دبیرخانه به تنهایی قادر به نمونهسازی و تولید یک اثر مستقل نیست. جایگاه ما در این مرحله، نه متصدی مستقیم تولید، بلکه ایفای نقشی حمایتی و تسهیلگرانه است. وظیفه اصلی ما کمک به فعالان این حوزه است تا خودشان بتوانند بهتر دیده شوند، عمیقتر بجوشند و کارآمدتر عمل کنند.
دومین دوره «جایزه ملی روایت پیشرفت» از چه بخشهایی تشکیل شده است؟
دومین دوره «جایزه ملی روایت پیشرفت» در ۱۰ بخش برگزار میشود: کتاب: شامل زندگینامه، خاطره، ادبیات مستند، رمان و داستان. شعر، آهنگ و نماهنگ: شامل شعر، ترانه، تصنیف، سرود و نماهنگ. هنرهای تجسمی: شامل نقاشی، گرافیک، تصویرسازی، عکس و کاریکاتور.
سینما و تلویزیون: شامل فیلمهای داستانی و مستند، سریالها، برنامههای تلویزیونی و پویانماییها. صنایع فرهنگی و خلاق: شامل بازیهای گروهی، اسباببازیها، بازیهای رایانهای و آنلاین و سایر محصولات خلاق فرهنگی. تبلیغ دینی و هیأت: شامل محتواها و فعالیتهای خلاقانه تبلیغی و هیأتها.
رسانههای نوین: شامل صفحات شبکههای اجتماعی و کانالهای پیامرسان. خبر، گزارش و مطبوعات: شامل آثار رسانهای خبری، گزارشی و تحلیلی. آموزش و پژوهش: شامل طرحهای آموزشی، کارگاهها، متون درسی و مقالات پژوهشی. رویدادهای فرهنگی و اجتماعی: شامل اردوها، نمایشگاهها، نشستها و همایشها.
نحوه اجرای این رویداد به این صورت است که علاوه بر انتشار فراخوان توسط دبیرخانه، رویکردی فعالانه در رصد و شناسایی آثار و کنشگران نیز اتخاذ شده است. بدین معنا که صرفاً به فراخوان اکتفا نشده، بلکه دبیرخانه با تکیه بر بازوهایی متشکل از فعالان اصلی حوزه روایت که شناخت و ارتباط عمیقتری با زیستبوم دارند، به صورت فعال به رصد این حوزه پرداخته است. بدین ترتیب، با ارتباط با مجموعهای از این افراد یا گروهها، مسئولیت و مدیریت هر بخش به آنها سپرده میشود. این مدیران و مسئولان بخش مربوطه، مثلاً بخش کتاب یا موسیقی را رصد کرده و پس از انجام ارزیابی اولیه، کمیته داوران برای هر بخش شکل میگیرد.
مهلت ارسال آثار برای این دوره، هفت روز تعیین شده و تاریخ پایان آن، روز شنبه ۱۸ بهمن ماه خواهد بود.

پیش از برگزاری اختتامیه نهایی، قرار است چند مرحله پیشرویداد برای بخشهای مختلف جایزه برگزار شود. ضرورت برگزاری این پیشرویدادها چه بوده است و این مراحل پیشرویداد برای کدام بخشها در نظر گرفته شده است؟
هدف از برگزاری این پیشرویدادها این بود که از تبدیل شدن مراسم اختتامیه اصلی به یک رویداد صرفاً منفعلانه جلوگیری شود. با توجه به اینکه جایزه شامل ۱۰ بخش است و هر بخش دارای طیف گستردهای از فعالان با پراکندگی و تنوع زیادی است، ما نمیخواستیم رویداد اختتامیه صرفاً محلی برای حضور مخاطبان باشد که در آن افراد فقط بنشینند، شاهد مراسم باشند و سپس محل را ترک کنند.
هدف اصلی دبیرخانه، کمک به ارتقای زیست و فعالیت کنشگران است و محوریت اصلی باید خود این افراد باشند. ما دریافتیم که در رویداد اختتامیه، به دلیل محدودیت زمانی امکان تعاملی کردن برنامه و فراهم آوردن فرصت شبکهسازی و دیده شدن مؤثر برای کنشگران وجود ندارد. برای جبران این خلاء، تصمیم گرفتیم در شش یا هفت حوزهای که امکان برگزاری پیشرویداد وجود داشت، این مراسمها را برگزار کنیم. هدف اصلی این پیشرویدادها، فراهم آوردن فضایی برای همنشینی، گفتگو و شکلگیری ارتباطات میان افراد بود. همچنین، این جلسات فرصتی بود تا شرکتکنندگان درباره دغدغههای خود در فضای روایت پیشرفت صحبت کرده و عزم و ارادهشان برای حرکت در مسیر پیشرفت تقویت شود. در واقع، اهدافی که دوست داشتیم در قبال کنشگران محقق شود، به دلیل محدودیت ظرفیت در رویداد اصلی، در قالب همین چند پیشرویداد در همان بازه زمانی مشخص پیگیری و اجرا شد.