«من خود تو را برگزیدم» منتشر شد/ فردی که هشیاری اسرائیل را مقهور کرد
اقتصاد ایران: زندگینامه فرمانده شهید احمدعلی شعیب در کتاب «من خود تو را برگزیدم» به قلم نجوی محمدرعد با ترجمه هادی نظریمنظم از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «من خود تو را برگزیدم»، فرازهایی از زندگینامه فرمانده شهید احمدعلی شعیب از لبنان است. این فرمانده که در میدان جهاد با نام «ابوعلی حیدر» شناخته میشد در منطقه عِلمان و در عملیاتی ضدصهیونیستی به شهادت رسید.
در معرفی این شهید آمده است: «امت اسلام به لحاظ فردی و گروهی نیاز به قدرتی داشت تا شجاعت و اراده خود را نو کند و از آن وضعیت نومیدی که کار آمریکا و استعمار بود، بهدرآید. بسیاری از مردم، مقاومت در منطقه، در لبنان و حتی در جنوب لبنان را باور نداشتند. عدهای از دوستان ما هم به این کار اعتقاد نداشتند و حتی برخی از ایشان شاید اعتراض هم میکردند؛ اما با اصرار و پافشاری احمد و برادرانش و ایثار خونها و جانفشانیهای بزرگ در بازداشتگاهها و صبر بزرگ رزمندگان، مردم بهتدریج باورهای خود را تغییر دادند و نسبت به رزمندگان بخشندهتر و دستودلبازتر شدند و ایشان را در آغوش کشیدند.
احمد و برادرانش و دیگر کسانی از تشکیلات حزبالله و مقاومت که حامی ایشان بودند و نیز دیگر گروههای موجود و فعال از برادران جنش اَمل و برخی تشکلهای کوچک، بایستی هشیاری اسرائیل را مقهور خود میکردند. ازاینرو، با عملیات شهادتطلبانه، نارنجکها، کمینها و شیوههای مختلفی که در مقطع نخست مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل (۱۹۸۲ تا ۱۹۸۵، ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ ش) به کار بستند، دستبهکار شدند. بعدها پس از عقبنشستن اشغالگران صهیونیستی تا نوار اشغالی، با همان عملیاتی که تشکیلات گستردهای داشت، ارتش مزدوران (ارتش لحد) را از معادله بیرون کرد و دشمن صهیونیستی را ناگزیر از ورود مستقیم به میدان کرد.
احمد شعیب در ۱۸ آوریل ۱۹۸۷ (۲۹ فروردین ۱۳۶۶) در «عملیات علمان شومریه» به همراه گروهی از عاشقان امام حسین علیهالسلام شهید شدند؛ همان کسانی که در راه فلسطین و قدس عَلم مبارزه برافراشتند.»
در بخشی از متن این کتاب میخوانیم:
همه وسایل را زیر صندلی راننده گذاشت؛ سپس خودش رانندگی ماشین را به عهده گرفت. او تنها بود و به تنهایی عادت داشت و آن را خوب بلد بود. در بیان راه باید از ایست بازرسی «حاروف» که مزدورانی از ارتش انطوان لحد مسئول آن بودند، میگذشت؛ اما این ایست بازرسی در آن روز پذیرای تعدادی از سربازان اسرائیلی بود تا آنان تسلط مزدوران خود در کار پستی و مزدوری را زیرنظر بگیرند.
ایست بازرسی حاروف پر از ماشینها شده بود؛ لذا احمد با خودروی قرمز مرسدس ۱۹۰ خویش بهکندی حرکت میکرد. هربار میخواست با جابهجایی خودروها کمی حرکت کند، پدال گاز صدایی خندهدار میداد که توجه سرباز اسرائیلی ایستاده کنار ایست بازرسی را جلب میکرد و او هم با هر حرکت خودرو خنده سرمیداد.
نوبت به احمد رسید. او به ایست بازرسی نزدیک شد. سرباز از احمد پرسید: با خودت «انفشار» داری؟
احمد پاسخ داد: بگو «انفجار»!
- انفشار
- نه، انفجار!
سرباز این عبارت را چندبار تکرار کرد بیآنکه بتواند آن را درست تلفظ کند. همه به خنده افتادند. احمد هم با خنده خود آنان را مسخره میکرد و مطمئن بود مواد منفجرهای را که رویش نشسته، به جای مدنظر خواهد رساند.
انتشارات سوره مهر، کتاب «من خود تو را برگزیدم» به قلم نجوی محمد رعد با ترجمه هادی نظریمنظم را در ۳۷۶ صفحه و بهای ۴۸۰ هزار تومان منتشر کرده است.