تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصادی
لینک : econews.ir/5x4280114
شناسه : 4280114
تاریخ :
درس‌های فراموش‌شده از جهش‌های قیمتی اقتصاد ایران: تجربه بازارهای مختلف در سال‌های گذشته نشان می‌دهد هر بار که اقتصاد ایران وارد فضای التهاب و نااطمینانی می‌شود، موجی از خریدهای هیجانی شکل می‌گیرد.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش خبرنگار مهر،در اقتصاد ایران، واژه «هیجان» فقط یک مفهوم روان‌شناختی نیست؛ بلکه به متغیری تعیین‌کننده در رفتار بازارها تبدیل شده است. از ارز و سکه گرفته تا مسکن، خودرو و حتی بورس، تجربه‌های متعددی نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از تقاضای مردم نه بر پایه تحلیل اقتصادی، بلکه در واکنش به اخبار، شایعات و فضای نااطمینانی شکل می‌گیرد. این رفتار هیجانی معمولاً در نقطه‌ای اتفاق می‌افتد که قیمت‌ها بخش عمده جهش خود را تجربه کرده‌اند و درست در همین نقطه است که ریسک زیان برای خریداران خرد به حداکثر می‌رسد.

مرور موج‌های قیمتی سال‌های گذشته نشان می‌دهد یک الگوی تقریباً ثابت در اقتصاد ایران وجود دارد: ابتدا یک شوک سیاسی، ارزی یا انتظاری رخ می‌دهد؛ سپس قیمت‌ها با شتاب افزایش می‌یابد؛ رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از «عقب نماندن» می‌گویند؛ مردم برای حفظ ارزش دارایی خود وارد بازار می‌شوند و در نهایت، با فروکش‌کردن تنش یا مداخله سیاست‌گذار، قیمت‌ها اصلاح می‌شود. در این چرخه، بازنده اصلی کسانی هستند که در فاز هیجانی وارد شده‌اند.

جهش‌های ارزی؛ حافظه کوتاه بازار و تکرار یک خطا

بازار ارز شاید شفاف‌ترین نمونه از زیان‌دیدن مردم در موج‌های هیجانی باشد. در سال‌های مختلف، به‌ویژه در دوره‌های تشدید تحریم یا تنش‌های سیاسی، نرخ ارز با سرعت بالا رفته و صف‌های خرید در صرافی‌ها و حتی بازارهای غیررسمی شکل گرفته است. در این مقاطع، انگیزه غالب مردم نه سوداگری حرفه‌ای، بلکه ترس از کاهش ارزش پول ملی بوده است.

اما تجربه نشان می‌دهد پس از فروکش‌کردن شوک اولیه، یا با تغییر فضای سیاسی و یا با دخالت سیاست‌گذار پولی، نرخ ارز معمولاً بخشی از مسیر صعودی خود را اصلاح کرده است. خریدارانی که در اوج قیمت و تحت تأثیر اخبار منفی وارد بازار شده‌اند، ناگهان با بازاری مواجه شده‌اند که دیگر کشش رشد ندارد. در چنین شرایطی، یا باید زیان را بپذیرند یا سرمایه خود را برای مدت طولانی بلوکه کنند.
نکته مهم اینجاست که این تجربه بارها تکرار شده، اما حافظه بازار کوتاه است.

هر موج جدید، انگار اولین موج است و هر شوک، به‌عنوان «وضعیتی بی‌سابقه» تلقی می‌شود. در حالی که مرور داده‌های تاریخی نشان می‌دهد حتی شدیدترین جهش‌های ارزی نیز پس از مدتی وارد فاز آرامش نسبی یا اصلاح شده‌اند. زیان مردم نه از اصل خرید دارایی، بلکه از زمان‌بندی نادرست و ورود هیجانی ناشی می‌شود.

از سکه تا مسکن؛ وقتی ترس جای تحلیل را می‌گیرد

الگوی رفتاری مشابهی را می‌توان در بازار سکه، طلا و حتی مسکن مشاهده کرد. در مقاطعی که انتظارات تورمی تشدید شده، قیمت سکه و طلا با سرعت بالا رفته و تقاضای عمومی افزایش یافته است. بسیاری از خریداران خرد، بدون توجه به حباب قیمتی یا فاصله نرخ‌ها از ارزش ذاتی، صرفاً برای ثبات دارایی ها وارد بازار شده‌اند.

نتیجه چه بوده است؟ در بسیاری از دوره‌ها، پس از کاهش التهاب ارزی یا افت قیمت‌های جهانی، بازار طلا وارد فاز اصلاح شده و خریداران هیجانی با زیان مواجه شده‌اند. در بازار مسکن نیز، اگرچه روند بلندمدت قیمت‌ها صعودی بوده، اما خرید در اوج‌های قیمتی ناشی از شوک‌های کوتاه‌مدت، باعث شده برخی خانوارها سال‌ها زیر بار بدهی یا دارایی کم‌نقدشونده بمانند.

در این میان، یک خطای شناختی مشترک وجود دارد: تعمیم روند کوتاه‌مدت به آینده بلندمدت. مردم افزایش سریع قیمت را نشانه‌ای از «همیشگی بودن رشد» تلقی می‌کنند، در حالی که اقتصاد پرنوسان ایران مملو از دوره‌های توقف، اصلاح و حتی افت نسبی قیمت‌ها بوده است. نبود تحلیل، جای خود را به ترس می‌دهد و ترس، بدترین مشاور مالی است.

بورس و سایر دارایی‌ها؛ هزینه اجتماعی هیجان جمعی

شاید هیچ بازاری به اندازه بورس، هزینه هیجان جمعی را به‌طور عریان نشان نداده باشد. در دوره‌هایی که شاخص‌ها با شتاب بالا رفتند، موج گسترده‌ای از ورود سرمایه‌گذاران تازه‌وارد شکل گرفت؛ افرادی که بدون شناخت صورت‌های مالی، ارزش‌گذاری یا ریسک بازار سهام، صرفاً بر اساس بازدهی گذشته تصمیم گرفتند.

با تغییر شرایط و اصلاح بازار، بخش بزرگی از این سرمایه‌گذاران متضرر شدند و اعتماد عمومی به بازار سرمایه آسیب دید. این تجربه فقط یک زیان فردی نبود؛ بلکه هزینه‌ای اجتماعی ایجاد کرد که اثر آن تا مدت‌ها باقی ماند. سرمایه‌ای که می‌توانست در مسیر مولد به کار گرفته شود، به‌دلیل ورود هیجانی و خروج ناامیدانه، از چرخه اقتصاد خارج شد.

تحلیل این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مشکل اصلی، ذات بازارها نیست؛ بلکه نحوه مواجهه مردم با نوسان است. در اقتصادی که نااطمینانی بالاست، طبیعی است که مردم به‌دنبال حفظ ارزش دارایی خود باشند، اما تفاوت میان تصمیم آگاهانه و واکنش هیجانی، مرز میان حفظ ارزش و زیان سنگین را مشخص می‌کند.

چرا تاریخ تکرار می‌شود؟

مرور موج‌های هیجانی در بازارهای مختلف ایران یک پیام روشن دارد: هیجان، دشمن تصمیم‌گیری اقتصادی است. خریداران موجی معمولاً زمانی وارد بازار می‌شوند که بخش بزرگی از رشد اتفاق افتاده و نسبت ریسک به بازده به‌شدت نامطلوب شده است. در مقابل، بازیگران حرفه‌ای یا زودتر وارد شده‌اند یا در اوج هیجان، فروشنده‌اند.

تا زمانی که آموزش مالی عمومی، شفافیت سیاست‌گذاری و ثبات نسبی در اقتصاد تقویت نشود، این چرخه احتمالاً ادامه خواهد داشت. اما حتی در همین شرایط نیز، تجربه‌های گذشته می‌تواند چراغ راه باشد. بازارها همیشه پس از شوک، به تعادل بازمی‌گردند و کسانی که اسیر موج‌های هیجانی می‌شوند، معمولاً بهای این بازگشت به تعادل را می‌پردازند.
شاید مهم‌ترین درس این باشد: در اقتصادی پرنوسان، صبر و تحلیل، ارزشمندتر از سرعت و هیجان است؛ در غیر این صورت، تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد و باز هم بازندگان اصلی، همان خریداران موجی خواهند بود.