همەچیز از خانوادە شروع میشود!/ والد ناامن؛ ریشه پنهان شخصیت تخریبگر
اقتصاد ایران: ایسنا/کردستان همه ما بارها و بارها افرادی را دیدهایم که بهراحتی درباره زندگی دیگران قضاوت میکنند، از مسائل شخصی اطرافیان حرف میزنند یا موضوعی را که به آنها مربوط نیست در جمعها و مهمانیها بازگو میکنند؛ گاهی اوقات این رفتارها آنقدر عادی میشود که حتی خودمان هم متوجه نیستیم چه زمانی و چگونه پایمان به حریم خصوصی دیگران باز شده و ناخواسته به آبروی کسی لطمه زدهایم.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
در نگاه اول، چنین رفتارهایی ممکن است صرفاً یک عادت اجتماعی، شوخی یا حرف زدن معمولی تلقی شود؛ اما وقتی کمی دقیقتر نگاه میکنیم، میبینیم این قضاوتها و بازگو کردن مسائل شخصی، آثار عمیقی بر روابط انسانی میگذارد؛ از بین رفتن اعتماد، ایجاد احساس شرم و ناامنی روانی و فاصله گرفتن افراد از یکدیگر، تنها بخشی از پیامدهای این رفتارهاست، پیامدهایی که اغلب نادیده گرفته میشوند.
نکته مهم اینجاست که تمایل به آبروبردن دیگران یا دخالت در زندگی آنها، معمولاً یک رفتار ناگهانی و بدون پیشزمینه نیست، این الگوها اغلب از سالهای اولیه زندگی و در محیط خانواده شکل میگیرند؛ جایی که کودک برای نخستینبار یاد میگیرد آیا حرفهایش امن است، آیا ضعفها و اشتباهاتش حفظ میشود و آیا حریم خصوصی معنایی دارد یا نه؟
وقتی کودکان و نوجوانان بارها تجربه میکنند که مسائل شخصیشان در جمعهای خانوادگی یا در تماس با آشنایان بازگو میشود، بهتدریج این پیام را دریافت میکنند که مرزهای شخصی چندان اهمیتی ندارد، همین تجربهها میتواند در آینده به شکل قضاوت، کنجکاوی افراطی نسبت به زندگی دیگران و حتی تخریب شخصیت اطرافیان بروز پیدا کند.
از همینرو، بررسی ریشههای روانشناختی این رفتار و توجه به نقش خانواده و تربیت در شکلگیری آن، میتواند گامی مهم در پیشگیری از بازتولید این الگوها در جامعه باشد؛ موضوعی که در ادامه، از منظر روانشناسی کودک و نوجوان به آن پرداخته میشود.
در این راستا مختار ویسانی روانشناس کودک و نوجوان در گفتوگو با ایسنا میگوید: مسئله آبروبردن و تمایل برخی افراد به قضاوت، سرک کشیدن در زندگی دیگران و تحریف واقعیتها، پدیدهای صرفاً اخلاقی یا رفتاریِ سطحی نیست؛ بلکه ریشههای عمیق روانشناختی دارد که بخش مهمی از آن به دوران کودکی و فضای خانواده بازمیگردد کە اگر بخواهیم این موضوع را بهدرستی بررسی کنیم، لازم است آن را دستکم به دو بخش اساسی تقسیم کنیم؛ نخست، ریشههای رشدی و تربیتی در کودکی و دوم عوامل شخصیتی و اجتماعی در بزرگسالی.
فاز اول: شکلگیری تمایل به آبروبردن و تخریب دیگران در بستر خانواده
ویسانی اظهار کرد: نخستین بذرهای این مشکل اخلاقی و رفتاری در محیط خانواده کاشته میشود؛ جایی که کودک برای اولینبار مفهوم حریم خصوصی، امنیت روانی و آبرو را تجربه میکند،
وی افزود: بسیاری از کودکان و نوجوانانی که به ما مراجعه میکنند، شکایتهای مشترکی دارند؛ برای مثال نوجوانی که میگوید نمره پایینی گرفته و پدر یا مادرش بدون رضایت او از کارنامهاش عکس گرفته و آن را در مهمانیها یا جمعهای خانوادگی به عمو، دایی یا خالهها نشان داده است؛ یا نوجوانی که مسئلهای کاملاً شخصی را با والدینش در میان گذاشته، اما بعداً همان موضوع را در جمع میشنود و با تعجب متوجه میشود که مادر یا پدرش آن را برای دیگران بازگو کردهاند.
ویسانی ادامە میدهد: در نگاه یک بزرگسال این رفتارها ممکن است عادی، روزمره یا حتی از سر دلسوزی تلقی شود؛ اما در نگاه یک کودک یا نوجوان، این اتفاقها بهتدریج به یک معضل اساسی تبدیل میشود کە نتیجه آن چیزی جز احساس ناامنی، شرم، خشم و در نهایت فاصله گرفتن عاطفی از والدین نیست؛ نوجوانی که دیگر پدر و مادر را جای امن برای صحبتکردن نمیداند، مسائلش را با آنها در میان نمیگذارد و ترجیح میدهد سکوت کند یا به منابع بیرونی و گاه ناسالم پناه ببرد.
وی اضافە کرد: بسیاری از نوجوانان تأکید میکنند که انتظار ندارند والدینشان بینقص باشند، اما از آنها میخواهند ضعفها، اشتباهات و مشکلاتشان به سوژه فامیل یا بحثهای پشت تلفن با آشنایان تبدیل نشود و مسئلهای که میان مادر و فرزند یا پدر و فرزند رخ میدهد، باید در همان حریم باقی بماند.
اهمیت حریم خصوصی میان والدین و فرزندان
بە گفتە این روانشناس، وجود فضای شخصی و حفظ حریم خصوصی میان پدر و مادر و همچنین میان والدین و فرزندان، نقش حیاتی در سلامت روان خانواده دارد. متأسفانه در برخی خانوادهها، والدین اختلافات و مسائل شخصی خود را به کودک منتقل میکنند؛ جملاتی مانند «پدرت اینجوری است» یا «مادرت آنطور رفتار میکند» نمونهای از بازیکردن با آبروی والد دیگر در ذهن کودک است، این رفتار نهتنها کودک را وارد تعارضهای بزرگسالانه میکند، بلکه الگوی نادرستی از روابط انسانی و احترام متقابل به او میآموزد.
ویسانی تصریح کرد: زمانی که کودک در خانواده یاد میگیرد حریمها محترم شمرده نمیشوند، رازها حفظ نمیشوند و آبروی افراد بهراحتی در جمع به بازی گرفته میشود، در آینده نیز احتمال بیشتری دارد که خودش به فردی فضول، قضاوتگر یا متمایل به آبروبردن دیگران تبدیل شود؛ در مقابل اگر این اصول در خانه رعایت شود، بسیاری از ویژگیهای شخصیتی منفی شکل نمیگیرد و فرد یاد میگیرد بر زندگی، رشد و مسائل شخصی خود متمرکز بماند.
فاز دوم: آبروبردن، قضاوت و تحریف واقعیت در بزرگسالی
وی ادامه داد: بخش دوم این مسئله به افرادی مربوط میشود که در بزرگسالی بهطور مداوم در زندگی دیگران سرک میکشند، قضاوتهای افراطی دارند و گاه واقعیتها را تحریف میکنند، در اینجا چند عامل مهم قابل بررسی است؛ نخست عدم آگاهی! بسیاری از والدین و حتی بزرگسالان نمیدانند این رفتارها چه آسیب عمیقی به کودک، نوجوان یا اطرافیان وارد میکند؛ آنها تصور میکنند این رفتارها عادی، طبیعی و بخشی از روابط روزمره است، در حالی که پیامدهای روانی آن میتواند بسیار مخرب باشد.
ویسانی اضافە میکند: عامل دوم، مشکلات هویتی و شخصیتی است؛ افرادی که دچار ضعف هویت، خودپنداره منفی یا اعتمادبهنفس پایین هستند، گاه تلاش میکنند با تخریب دیگران برای خود تصویری مثبت بسازند؛ این افراد زخمها، آسیبها و تروماهای دوران کودکی خود را بهجای درمان سالم، به شکل ویروسی به دیگران منتقل میکنند؛ در واقع بهجای تحمل و پردازش دردهای درونی، آنها این درد را به دیگران انتقال میدهند و ناخواسته آن را تشدید میکنند.
وی اظهار کرد: آبروبردن برای این افراد، نوعی مکانیسم دفاعی است؛ تلاشی ناآگاهانه برای پوشاندن سردرگمی هویتی و احساس بیارزشی درونی خود.
نقش جامعه و واکنش اطرافیان
این روانشناس کودک و نوجوان گفت: واکنش جامعه نسبت به این افراد نیز بسیار تعیینکننده است، ما در فرهنگی زندگی میکنیم که رکگویی در آن کمرنگ است و رودربایستی و تعارف جای گفتوگوی صریح را گرفته است و کمتر کسی جرأت میکند، بگوید: اگر ممکن است پشت سر دیگران صحبت نکنیم؛ همین فضای مبهم و غیرشفاف، بستر مناسبی برای ادامه این رفتارها فراهم میکند؛ اما باید بدانیم فردی که امروز پشت سر دیگران صحبت میکند، فردا نیز بهراحتی پشت سر ما حرف خواهد زد.
وی بیان کرد: این مسئله، تا حد زیادی ناشی از ضعف آموزش مهارتهای ارتباطی و اخلاقی است؛ آموزشی که باید از کودکی آغاز شود، اگر به فرزندان خود بیاموزیم که احترام به حریم خصوصی، حفظ آبرو و پرهیز از قضاوت، ارزشهای اساسی زندگی اجتماعی هستند، میتوان امیدوار بود که در آینده با جامعهای سالمتر و روابط انسانی امنتری روبهرو باشیم.
ویسانی خاطرنشان کرد: در نهایت، آبروبردن دیگران نه یک عادت ساده، بلکه نشانهای از خلأهای تربیتی، روانی و اجتماعی است؛ خلأهایی که اگر بهموقع دیده و درمان نشوند، از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهند شد.
انتهای پیام