افشای سرمایهگذاریهای پنهان ستارگان ورزش آمریکا در شرکتهای فناوری صهیونیستی
اقتصاد ایران: در حالی که ستارگان ورزش آمریکا در عرصه عمومی از عدالت اجتماعی و مبارزه با تبعیض سخن میگویند، بررسیهای رسانهای نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاریهای پنهان آنها به شرکتهای فناوری رژیم صهیونیستی گره خورده است؛ شرکتهایی که ریشه در یگانهای اطلاعاتی و نظامی ارتش اسرائیل دارند و نقش مستقیمی در توسعه ابزارهای نظارتی و جنگی ایفا میکنند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش ایسنا، شبکه المیادین در گزارشی فاش کرد: گزارشهای تحقیقی حاکی از آن است که در پشت صحنه پرزرقوبرق ورزش حرفهای آمریکا، جریان عظیمی از سرمایه از سوی ستارگان لیگ بسکتبال NBA به سوی شرکتهای فناوری اسرائیلی هدایت میشود؛ شرکتهایی که توسط افسران سابق واحدهای اطلاعات سایبری ارتش اسرائیل، از جمله واحد ۸۲۰۰، واحد ۸۱ و یگان مامرام، تأسیس و اداره میشوند.
بر اساس این گزارش، ورزشکاران سرشناس دیگر صرفاً چهرههای تبلیغاتی برندهای تجاری نیستند، بلکه به «سرمایهگذاران نهادی» تبدیل شدهاند که با تزریق سرمایه و اعتبار فرهنگی، به این شرکتها امکان نفوذ در بازارهای جهانی را میدهند و بهنوعی نقش «سپر» برای فناوریهای نظامی و امنیتی ایفا میکنند.
در دهه گذشته، الگوی اقتصادی ورزشکاران حرفهای دچار تحول اساسی شده است و آنها بهجای قراردادهای تبلیغاتی سنتی، به مالکیت مستقیم در صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر روی آوردهاند. در این میان، بخش فناوری رژیم صهیونیستی بهدلیل پیوند نزدیک با سیلیکونولی به یکی از مقاصد اصلی این سرمایهها بدل شده است.
گزارشها نشان میدهد که این پیوند بهصورت هدفمند و از طریق چهرهای به نام «عمری کاسپی»، بازیکن سابق اسرائیلی NBA، شکل گرفته است. کاسپی از طریق صندوق سرمایهگذاری خود با نام Sheva VC نقش پل ارتباطی میان رختکنهای بسکتبال آمریکا و اتاقهای هیئتمدیره شرکتهای فناوری در تلآویو را ایفا کرده است.
او در رویدادهای تخصصی مانند کنفرانسهای «Cybertech»، مفهوم «بنیانگذارِ رزمنده» را ترویج میکند و مدعی است فشار خدمت نظامی در یگانهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، مزیتی رقابتی مشابه فشار مسابقات نهایی NBA ایجاد میکند؛ روایتی که به عادیسازی و مشروعیتبخشی به فناوریهای برآمده از ساختار نظامی کمک میکند.
شرکت سرمایهگذاری «Penny Jar Capital» متعلق به «استفن کری» ستاره NBA، بهعنوان یکی از نمونههای برجسته این روند معرفی شده است. بررسی سبد سرمایهگذاری این شرکت نشان میدهد تمرکز آن بر شرکتهایی است که مستقیماً از دل مجتمع اطلاعاتی–نظامی رژیم صهیونیستی برخاستهاند.
در اوایل سال ۲۰۲۴، کری رهبری یک دور بزرگ تأمین مالی برای شرکت «Zafran Security» را برعهده گرفت. ساختار مدیریتی این شرکت، بهگفته گزارش، متشکل از افسران ارشد سابق واحد ۸۲۰۰ و واحد ۸۱ است. مدیرعامل این شرکت، «ساناز یاشار» افسر پیشین واحد ۸۲۰۰، بیش از ۱۵ سال در حوزه عملیات سایبری و تحلیل تهدیدات فعالیت داشته و تجربه او، بنا بر گزارشهای رسانهای، حاصل کار در بستر سرزمینهای اشغالی فلسطین بوده است.
بر اساس شهادتهای منتشرشده از نیروهای سابق واحد ۸۲۰۰، این یگان نقش محوری در جمعآوری اطلاعات شخصی فلسطینیها، از جمله دادههای خانوادگی و مالی، با هدف فشار، کنترل و باجگیری ایفا کرده است. منتقدان میگویند فناوریهایی که امروز تحت عنوان «مدیریت ریسک سایبری» به بازار جهانی عرضه میشوند، در واقع بازتولید همان دکترین تهاجمی هستند که پیشتر در بستر اشغال آزموده شدهاند.
سرمایهگذاری کری در شرکت «Upwind Security» نیز واکنشهای گستردهای برانگیخته است. «امیرام شاحار» بنیانگذار این شرکت، از افسران سابق یگان مامرام، مرکز اصلی سامانههای دیجیتال ارتش اسرائیل، به شمار میرود؛ یگانی که مسئول مدیریت بانک اهداف و عملیات هوایی است.
این شرکت بهطور علنی از عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در غزه پس از اکتبر ۲۰۲۳ حمایت کرده و بخشی از کارکنان و مدیران آن بهعنوان نیروی ذخیره به خدمت فراخوانده شدهاند. یکی از مدیران ارشد این شرکت، فعالیت در Upwind را «ازدواج ایدهآل میان صهیونیسم و تجارت» توصیف کرده است؛ اظهاراتی که ادعای بیطرفی تجاری را بهطور کامل زیر سؤال میبرد.
این روند محدود به استیون کری نیست. گزارش یادشده به سرمایهگذاریهای مشابهی از سوی «کوین دیورانت» در شرکتهایی چون «Wiz» و «Rapyd»، «سرینا ویلیامز» در «Gong.io» و «لبران جیمز» در شرکت «Snyk» اشاره میکند؛ شرکتهایی که بنیانگذاران آنها عمدتاً از فارغالتحصیلان واحد ۸۲۰۰ هستند و فناوریهایشان ریشه در سامانههای شنود، تحلیل داده و نظارت نظامی دارد.
این گزارش با استناد به کتاب «آزمایشگاه فلسطینی» نوشته آنتونی لوونشتاین تأکید میکند که سرزمینهای اشغالی به میدان آزمایش زندهای برای فناوریهای نظارتی و امنیتی تبدیل شدهاند؛ فناوریهایی که پس از آزمایش در سرزمینهای اشغالی، با بستهبندی تجاری به بازار جهانی صادر میشوند.
سرمایهگذاری ستارگان ورزشی در این شرکتها، نوعی «سفیدشویی فناورانه» است؛ فرآیندی که در آن، شهرت و اعتبار اخلاقی ورزشکاران به مشروعیتبخشی به ابزارهای سرکوب و جنگ کمک میکند. پرسشی که در پایان مطرح میشود این است: آیا میتوان مهارت ورزشی و تصویر عمومی این ستارگان را از پیامدهای فناوریهایی که تأمین مالی میکنند، جدا دانست؟
انتهای پیام