ما قربانیان ناخواسته جهانیم
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی در عصر ارتباطات فراگیر، مرز میان «مشاهده کردن» و «تجربه کردن» تقریباً محو شده است. دیگر نیازی به حضور فیزیکی در خط مقدم بحران نیست تا آسیب ببینیم؛ کافی است گوشی هوشمند خود را برداریم. آتشسوزیهای هولناک، ناآرامیهای شهری و تصاویر دلخراش از رنج انسانها، فارغ از اینکه در کدام گوشه دنیا رخ میدهند، مستقیماً به سلولهای عصبی ما نفوذ میکنند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
این پدیده که در بطن خود یک «ترومای دیجیتال» نهفته دارد، به یکی از بزرگترین چالشهای سلامت روان در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. ما در حال تبدیل شدن به یک جامعه بیمار هستیم که به صورت مزمن توسط تصاویر استرسزا بمباران میشود، بدون آنکه سازوکار دفاعی لازم را برای این سطح از درگیری عاطفی داشته باشیم.
یک روانشناس و روانکاو با تأکید بر اینکه ما باید یاد بگیریم مصرف رسانهای خود را مانند تغذیه سالم مدیریت کنیم، گفت: نباید اجازه دهیم ذهنمان با سموم بصری مسموم شود.
رضا ابراهیمی ۱۰ بهمن در کارگاه آموزشی سواد رسانه و امنیت روانی که در منطقه ترشیز برگزار شد، گفت: مشاهده مستمر از جنگ و بحران، مغز ما را در حالت اضطرار دائمی نگه میدارد. این وضعیت منجر به ترشح مداوم هورمون استرس کورتیزول، میشود که نه تنها عملکرد شناختی ما را مختل میکند، بلکه سیستم ایمنی بدن را نیز تضعیف میسازد.
این روانشناس و روانکاو افزود: این پدیده، دقیقاً همان چیزی است که از آن به عنوان ترومای ثانویه یا مشاهدهای یاد میشود؛ وضعیتی که در آن شاهدان مجازی، علائمی مشابه قربانیان مستقیم را تجربه میکنند.
وی با بیان اینکه بزرگترین نگرانی متوجه نسلهای جوانتر است، خاطرنشان کرد: کودکان و نوجوانان، با قشر پیشپیشانی که هنوز به بلوغ کامل نرسیده است، فاقد توانایی فیلتر کردن و پردازش صحنههای خشن و آشفته هستند.
این روانشناس اظهار کرد: برای مغز یک کودک، مشاهده تصویری از یک ویرانی، تفاوتی با وقوع آن ندارد؛ مغز آن را به عنوان یک خاطره ناامن ثبت میکند و احتمال بروز اختلالات استرسی پس از سانحه را به شکل تصاعدی افزایش میدهد.
وی در تشریح وضعیت روانی فرد در مواجهه با اتفاقات ناگوار خارج از تجربه مستقیم، بیان کرد: هنگامی که فردی در شرایط عادی روزمره زندگی میکند، مغز او برای پردازش رویدادها بر اساس تجربیات قبلی تنظیم شده است؛ اما در شرایط پر استرس و وقوع حوادثی که خارج از چارچوب نرمال هستند مانند جنگ، بلایای طبیعی، یا مشاهدات عینی از آتشسوزیهای گسترده و ناآرامیهای خشونتآمیز، سیستم عصبی فرد وارد حالت دفاعی میشود.
ابراهیمی بیان کرد: نکته مهم اینجاست که این سیستم دفاعی ریشه در بقا دارد و نمیتواند به سادگی تفاوت بین خطری که دور است و خطری که بسیار نزدیک به نظر میرسد را تشخیص دهد. تماشای مداوم تصاویر واقعی از تخریب و رنج، این احساس نزدیکی را القا میکند.
وی افزود: مشاهده مکرر این محتوا، حتی اگر فرد مستقیماً درگیر آن نباشد، میتواند باعث فعالسازی ترشح مداوم کورتیزول (هورمون استرس) شده و فرد را در یک وضعیت اضطراب مزمن نگه دارد. این وضعیت نه تنها بر خواب و تمرکز فرد تأثیر میگذارد، بلکه میتواند به مرور زمان باعث فرسایش ذخایر روانی شود.
این روانکاو بیان کرد: اگر این علائم ناخوشایند تداوم یابد، فرد به تدریج به سمت مشکلات شدید روانی مانند اضطراب فراگیر، افسردگی و مهمتر از همه، اختلال استرس پس از سانحه سوق پیدا میکند. این اختلال دیگر مربوط به تجربه مستقیم نیست، بلکه ریشه در شاهد بودن دارد.
وی به ارتباط مستقیم این نوع مواجهه با فرد پرداخت و به نمونههای اخیر اشاره کرد و گفت: در ناآرامیها یا حوادثی مانند آتشسوزی بزرگ، تصاویر بسیار قوی و نمادین هستند. شعلههای آتش، تخریب یکباره یک بنا، یا صحنههای درگیری، همگی محرکهای بصری شدیدی محسوب میشوند. افرادی که این تصاویر را بارها میبینند، ممکن است دچار فلشبک شوند؛ یعنی ناگهان صحنه آتشسوزی یا آشوب در ذهنشان زنده میشود، گویی در حال تماشای فیلمی سینمایی نیستند بلکه خودشان در آن شرایط هستند. این پدیده، یکی از معیارهای اصلی تشخیص پس از مواجهه ثانویه است.
ابراهیمی افزود: برای درک بهتر مکانیسم فعالسازی پاسخ استرس، میتوان وضعیت سیستم عصبی خودمختار را در نظر گرفت. در حالت عادی، سیستم پاراسمپاتیک (آرامش) و سمپاتیک (جنگ یا گریز) تعادل دارند. مشاهده محتوای تروماتیک باعث برهم خوردن این تعادل و فعال شدن مزمن مسیرهای سمپاتیک میشود که منجر به افزایش سطح آدرنالین و کورتیزول خواهد شد. این حالت، فرد را در «آمادگی دائمی» نگه میدارد و توانایی او برای لذت بردن از لحظات عادی زندگی را سلب میکند.
آسیبپذیری ویژه کودکان در برابر تصاویر ناآرامی و آتش
وی با تأکید بر حفاظت از کودکان گفت: کودکان دارای ساختار روانی و شناختی بسیار آسیبپذیرتری هستند. آنها فاقد فیلترهای شناختی بزرگسالان برای درک تمایز بین واقعیت و خیال یا تمایز بین یک واقعه دور و نزدیک هستند؛ بنابراین، توصیه قطعی ما این است که کودکان را به طور کامل از اخبار مربوط به ناآرامیها، تصاویر آتشسوزیهای کنترل نشده و هرگونه محتوای خشونتآمیز دور نگه داریم. برای یک کودک، دیدن شعلههای آتش یا صحنه تخریب، تهدیدی بسیار واقعی تلقی میشود، حتی اگر هزاران کیلومتر دورتر باشد.
این روانشناس توضیح داد: مواجهه زودهنگام با ماهیت مرگ، ویرانی و ناامنی، میتواند پایه و اساس اعتماد کودک به دنیای امن اطرافش را متلاشی کند. این امر نه تنها در کوتاه مدت بلکه سالها بعد خود را نشان میدهد؛ منجر به اضطراب جدایی، مشکلات خواب، پرخاشگری یا حتی مشکلات جسمی مانند سردردهای تنشی خواهد شد. ذهن کودک این تصاویر را به عنوان بخشی از محیط زندگیاش کدگذاری میکند، زیرا هنوز مکانیسمهای دفاعی بالغی برای برچسب زدن آن به عنوان «اخبار دوردست» ندارد.
این متخصص در همین خصوص با اشاره به نقش کلیدی خانوادهها در مدیریت این بحران خاموش، توصیههایی برای بزرگسالان نیز ارائه داد و گفت: خانوادهها باید آگاه باشند که کنترل مصرف رسانهای دیگر صرفاً یک انتخاب نیست، بلکه یک وظیفه اخلاقی در قبال سلامت روان اعضای خانواده است. در دورههایی که اخبار به طور مداوم حول محور خشونت و ویرانی متمرکز است، توصیه میشود افراد بزرگسال نیز مصرف اخبار را محدود به یک یا دو نوبت کنترل شده در روز کنند و از تماشای لحظهای و غیرضروری که فقط هیجان استرس را افزایش میدهد، اکیداً اجتناب کنند.
وی افزود: در صورت مشاهده این علائم در خود یا اعضای خانواده مانند بیقراری، کابوسهای شبانه، اختلال خواب، یا دوری گزینی غیرمنطقی از محیطهای عمومی باید در اسرع وقت به متخصصان سلامت روان مراجعه کرد. سلامت روان پایدار ما وابسته به نحوه مدیریت ما در برابر محرکهای بصری است. ذهن ما نیازمند محافظت در برابر بمباران اطلاعاتی منفی است.
ابراهیمی خاطرنشان کرد: در عصر ارتباطات، سکوت و دوری از تصاویر آسیبزا، خود نوعی مداخله پیشگیرانه و ضروری در حفظ سلامت روانی جامعه محسوب میشود. حفاظت از ذهن در برابر ترومای مشاهدهای ناشی از تصاویر خشونت، آتش و ناآرامیها، به اندازه حفاظت فیزیکی از بدن اهمیت دارد و نیازمند توجه جدی والدین و مسئولین امر است.
وی در تشریح بیشتر مکانیسمهای دفاعی که چگونه مغز انسان، به ویژه در کودکان، سعی در ادغام تجربیات بصری دارد، افزود: وقتی یک تصویر حاوی آتشسوزی یا هرج و مرج شدید برای بارها تکرار میشود، مغز این دادهها را نه به عنوان رویدادهای خبری، بلکه به عنوان خاطرات بالقوه ثبت میکند. این امر میتواند منجر به شکلگیری ترسهای خاص شود. به عنوان مثال، فردی که مداوم تصاویر آتشسوزیهای گسترده را میبیند، ممکن است دچار فوبیای آتش شود یا حتی ترس از دست دادن کنترل کامل محیط اطرافش او را فلج کند.
این روانکاو افزود: نکتهای که اغلب نادیده گرفته میشود، اثر جمعی این تصاویر بر همبستگی اجتماعی است. وقتی بخش بزرگی از جامعه به طور همزمان با تصاویر تخریب و تضاد مواجه میشوند، سطح عمومی اضطراب جامعه بالا میرود. این اضطراب جمعی، بر روابط بین فردی، اعتماد عمومی و توانایی جامعه برای همدلی سالم تأثیر منفی میگذارد. مبارزه با تروماهای مشاهدهای، یک تلاش فردی نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی در مدیریت فضای اطلاعاتی است.
ابراهیمی تأکید کرد: فاصله گرفتن موقت از اخبار، به ویژه در ساعات اولیه صبح و ساعات نزدیک به خواب، میتواند تأثیر شگفتانگیزی در بازیابی تعادل عصبی داشته باشد. والدین موظفند مرزبانان روانی فرزندان خود باشند و اجازه ندهند تصاویر ناآرامیها، این بستر امن کودکی را ویران سازند.
انتهای پیام