ناپدید شدن کرانههای شهری و روستایی و تهدید کاربری اراضی کشاورزی
اقتصاد ایران: جاییکه مرز روشن بین کرانههای شهری و روستایی ناپدید میشود، پدیدههایی نظیر استقرار سکونتگاههای غیرقانونی، مهار تغییر کاربری زمین و بازیابی عملکردهایی با هدف پایداری محیطزیست ضروری است.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
به گزارش خبرگزاری مهر، حسین شیرزاد، تحلیلگر مسائل توسعه کشاورزی در مقالهای اختصاصی برای خبرگزاری مهر نوشت، در طول تاریخ آرکائیک بشر و برای قرنها، شهر و روستا از دیدگاه فضایی و عملکردی بهشدت قابل تمایز بودند و در عین حال بهوسیله رابطه دوگانه مولد و بههنگام «شهر به عنوان محل مصرف، روستا به عنوان محل تولید» بهم مرتبط می گشتند؛ اما آغاز روند جهانی شدن، در نیمه دوم قرن گذشته، رشد بعد شهری را از نظر جمعیتی و فضایی تحریک کرد و در قلمرو اطراف و پسکرانه ها گسترش داد. با گسترش کرانه های شهری، شکل مرزبندی های حایل بین سکونتگاه شهری و روستایی به طور فزاینده ای صورت مبهمی به خود گرفته است. بدین صورت که در نتیجه تجاوز شهرها به محیط پیرامونی، تعداد زیادی از قطعات سرزمینی و مناظر حایل، از هویت خاص قبلی خویش محروم گشته یا فاصله گرفته اند.
تاریخ قرن گذشته با روند از دست دادن «ارزش های مادی و ادراکی سرزمین ها» مرز قابل تمایزی با قرون قبلی دارد. گسترش شهری کنونی، عمیقاً قلمرو کشاورزی را تهدید کرده و رابطه یکپارچه (و در حال حاضر منسوخ شدن) شهر و روستا را بازتعریف کرده است، چنانکه بر اساس آن، شهر دیگر یک واقعیت مجرد نیست بلکه سناریوهای مادی و غیر مادی که ارائه و پیشنهاد می کند، بی شمار و متنوع هستند.
تغییر در این رابطه که بر جنبههای اجتماعی-دموگرافیک، اقتصادی، فضایی و عملکردی تأثیر گذاشته است، حتی شکل روستاها را نیز مشروط به ساختار زنجیرههای تامین، کمیت و کیفیت منابع اولیه، تدارک نیروی کار و لجستیک و از همه با اهمیت تر، کار ویژه مهمی ذیل عنصر امنیت غذایی و غذا کرده است.
در عالم انتزاع، پس از غلبه بر مرزبندی های سنتی و واضح بین دوگانه شهر -روستا، تعاریف جدیدی در ادبیات علمی برای توصیف «مناطق حایل بین شهر و روستا» ظاهر شده است که به طور فزاینده ای برای تفسیر همزیستی و آمیختگی اشکال، کاربردها و عملکردهای جدید استقرار، بسط یافته است و موضوعات مربوط به دگرگونی ها و چالش های متقابل هر دو سکونتگاه را می بیند. به عبارت دیگر، مفهوم فضایی که به عنوان «حوالی شهری» تعریف می شود، زمانی قابل تبیین می شود که در چشم انداز سرزمینی گسترده تر، ابعاد شهری و کشاورزی- روستایی در یک رابطه متقابل و مبادله قوی با هم در تماس باشند.
در حقیقت، پیرامون شهری صرفاً نباید به عنوان «فضای اطراف شهر» در نظر گرفته شود. بلکه در آن، باید بتوانیم شکلی جدید و مستقل از شهر معاصر را مشاهده کنیم. در واقع، بافتهای حومهشهری «نزدیک به پیوستار شهری متراکم » قرار دارند، جایی که شهر و روستا در تماس مستقیم بوده اما میزبان بیشترین رشد شهری هستند. لذا مفاهیمی مانند پراکندگی شهری، شهر گسترده، شهر پراکنده، کشاورزی-شهری، فضای روستایی حومه شهری یکی از ویژگی هایی است که بیشتر مناطق شهری امروزی در برخوردار بودن از این فضا مشترک هستندبافتهای حومهشهری «نزدیک به پیوستار شهری متراکم» قرار دارند، جایی که شهر و روستا در تماس مستقیم بوده اما میزبان بیشترین رشد شهری هستند. لذا مفاهیمی مانند پراکندگی شهری، شهر گسترده، شهر پراکنده، کشاورزی-شهری، فضای روستایی حومه شهری یکی از ویژگی هایی است که بیشتر مناطق شهری امروزی در برخوردار بودن از این فضا مشترک هستند.
فضایی که نه شهر است و نه حتی روستایی؛ از هویت قبلی خویش منفک شده و با هویت جدید خود مانوس نیست یا هنوز خو نگرفته، اما در آن سازماندهی مجدد و بازتوزیع بخشی از فعالیتهای تولیدی با جذابیت قوی صورت گرفته و پتانسیل ایجاد بافت مسکونی (رانت مسکن) و... در آن وجود دارد. پهنه مذکور، مکانی است برای آزمایش اشکال جدید توسعه شهری؛ همچنین مکانی است که در آن شیوههای زندگی جدید و استراتژیهای نوآورانهتر بازسازی فضا و زمان، با توجه به انتخابهای مختلف فردی، آزمون میشوند.
جایی که مرز روشن بین کرانه های شهری و روستایی ناپدید میشود، در این فضای مه آلود کارکردها، حال اگر دولت به یاری اتخاذ سیاستهای توسعه ملی، رگولاتوری و نهادسازی پیرامون این فضاها در سطح کشور به شکلی مناسب «مداخله گری» ننماید، با آشفته بازاری روبهرو خواهیم شد که اکنون با آن مواجه هستیم و جدای از توزیع رانت در بین دلالان «بورژوازی املاک و مستغلات» پدیدههای نظیر استقرار سکونتگاههای غیرقانونی، تخریب محیطزیست و منظر میتواند به آسانی در این فضاها رخ دهد و مناظری از جهتگیرهای نامربوط ایجاد کند. بنابراین، ما با سرزمین هایی روبهرو هستیم که در آنها بازی مهمی برای مهار تغییر کاربری زمین و بازیابی عملکردهایی با هدف پایداری محیط زیست و حفاظت از سرزمین در حال انجام است.
اگر مداخله گری دولتی مطلوب انجام شود، فضاهای حومه شهری به جاذبههای واقعی و نقاط مرجعی تبدیل میشوند که از طریق آنها میتوان «انرژیهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را که میتواند قلمروی جدید و حتی شهروندی جدید ایجاد کند» در میانه ردیابی و شناسایی کرد. بنابراین در تلاش برای پاسخگویی به نیازهای هویتی و کیفیت محیطی این فضاهای حایل؛ برنامه توسعه محور مجددی با حمایت نهادی شارع در نظر گرفته شده است که نه تنها از ماهیت فیزیکی-عملکردی جدید، بلکه بیشتر به سمت معرفی اشکال جدیدی از «حکمرانی تحولات کاربری اراضی» هدایت می شود تا بیش از همه، توجهات را به توسعه فعال این مناطق حاشیه شهری واجد پتانسیل کشاورزی، محیطی و چشم انداز (منظر) معطوف کند؛ در بستر چنین پیشینه ای، مباحث تئوریک و گفتگوی جهانی پیرامون تاسیس فضاهایی موسوم به «آگروپارک ها» (Agroparks (AP)) طرح و بازنمایی شد.
زنجیرهای از بازارهای کشاورزی
به نظر میرسد در بطن پارک های کشاورزی، باغ های مدرن شهری، زنجیره ای از بازارهای کشاورزی، مزارع آموزشی عمودی، جلوه هایی از کشاورزی شهری، فضاهای تفریحی و آگرو توریسم-بوم گردی متکی بر ارزش های اکولوژیک مقدر شده تا به تقاضاهای جدید برای تصاحب مجدد قلمروها، به اشتراک گذاشتن نمونه ای از نوآوری های زنجیره کشاورزی مدرن و نیاز متروپل ها به عرضه مستقیم جریان های کالایی کشاورزی به طبقه متوسط و دهک های پایین درآمدی، در کنار ایجاد مشاغل تازه، جذب سرمایه و جلوه های نو از مشارکت فضایی در تعامل سازنده و خلاقانه بین فضای شهری و روستایی پاسخ دهد. بنابراین، با تدوین بنیان های نظری، تبیین کارکردی المان ها، معماری مناسب و چیدمان استقرار دیالکتیکی فعالیتهای تولید-پردازش و توزیع در قالب یک «مستر پلان جامع» این تجربیات را می توان به عنوان پروژههایی پیکربندی کرد که قادر به کشف مجدد و بازتولید ارزش های متکثر این واقعیت ها در پسکرانه های روستایی و شهری هستند.
در مراحل اولیه این رویکردی است که از طریق فرایند ترویج و توسعه کشاورزی انجام می شود تا عنصر کشاورزی را با استفاده از معیارهای نوآورانه و تمرکز بر فعالیت چند کارکردی به پیش برده و البته برای دستیابی به چنین عملکردهایی باید چشم انداز و حفظ تنوع زیستی در اولویت قرار گیرد. مفروض ابتدایی این است که می توان بر «دوگانه سنتی شهر و روستا» با تقویت جنبه چندکارکردی عنصر کشاورزی غلبه کرد، مشروط بر اینکه از یک سو شیوه های نوآورانه تولید کشاورزی تشویق شود و از سوی دیگر سیاست های کشاورزی شهری که ادغام شهر و روستا را به عنوان اجزای اساسی در نظر می گیرد، صورت بندی شود. به عبارت دیگر، در این رویکرد، پدیده چند کارکردی کشاورزی نقش اجتماعی - زیست محیطی دارد، زیرا در راستای ارائه خدمات اکوسیستمی به جوامع و حفاظت از منابع طبیعی است. از سوی دیگر واجد عواملی است که هم برای منطقه و هم برای کشاورزان فرصتهایی را به وجود می آورد تا مردم بتوانند منابع درآمدی جدیدی را کشف کنند.
در مزارع حومه شهری، امکان انجام کارکردهایی متمایز از تولید کالا تا تولید خروجیهای غیرکالایی که اغلب ویژگیهای کالاهای عمومی را به خود میگیرند، وجود دارد بدون شک ارزشافزودهای را تشکیل میدهداین واقعیت که در مزارع حومه شهری، امکان انجام کارکردهایی متمایز از تولید کالا تا تولید خروجی های غیرکالایی که اغلب ویژگی های کالاهای عمومی (منظر، میراث فرهنگی، ایمنی غذایی، سرزمینی) را به خود می گیرند، وجود دارد بدون شک ارزشافزودهای را تشکیل می دهد. نه تنها کشاورزی، بلکه فعالیتهای مرتبط با گردشگری، اوقات فراغت و کشف مجدد ارزشهای اکولوژیکی و زیستمحیطی در منطقه که میتواند به طور کامل در پارکهای کشاورزی پیرامون شهری مورد استقبال قرار گیرد و به عنوان عناصر کاهش دهنده آلودگی و تخریب این فضاهای حایل عمل کند.
اروپا در خصوص این نگاه، پیشگام تاسیس آگروپارکها است. به عنوان مثال، بر اساس دستورالعملهای کمیته اقتصادی و اجتماعی اروپا (EESC) در نظر است تا سال ۲۰۵۰، اهداف پیشران حفظ و توسعه کشاورزی حومه شهری از طریق برنامههایی که میتوانند در سطوح بین شهری و فراشهری با شبکه سازی ذی نفعان عمومی و خصوصی در منطقه اعمال و محقق شوند، دنبال کند.
اروپا پیشگام تاسیس آگروپارک
رویکرد اروپا در آگروپارکها مطابق با آنچه در تاسیس یک پارک کشاورزی حومه شهری اتفاق میافتد به یک «سازمان مشارکت و مدیریت» سپرده شده است که قادر به انجام هماهنگی اقدامات مختلف و تحریک و تقویت ایجاد شبکههای همکاری بین ذی نفعان و ذی مدخلان مختلف است.
مشارکت و مدیریت سازماندهی شده ویژگیهایی هستند که پارکهای کشاورزی اروپایی را متمایز میکنند و فرصتی برای تقویت کشاورزی و همچنین کمک به پویایی سرزمینها در مناطق حاشیهشهری، ارائه میدهند.
در ایتالیا، بیشتر پارکهایی که بهعنوان آگروپارک طبقهبندی میشوند، بر اساس یک رویکرد از پایین به بالا (منطق توافقی با جامعه محلی) راهاندازی میشوند و «از نظر اندازه، نوع و تعداد بازیکنان درگیر و همچنین سازمان و هدف» متفاوت هستند. در حالی که پارکهایی که «به عنوان مؤسسات دولتی ارضی رسمی» تعبیر میشوند کمتر رایج هستند.
در ایتالیا، بیشتر پارکهایی که بهعنوان آگروپارک طبقهبندی میشوند، بر اساس یک رویکرد از پایین به بالا (منطق توافقی با جامعه محلی) راهاندازی میشوند و «از نظر اندازه، نوع و تعداد بازیکنان درگیر و همچنین سازمان و هدف» متفاوت هستند. در حالی که پارکهایی که «به عنوان مؤسسات دولتی ارضی رسمی» تعبیر میشوند کمتر رایج هستند
در هلند، پارک کشاورزی با ویژگیهای عملکردی چند منظوره، ادراک عملکردی جدید، شکلهای سازمانی و تولیدی نو، مکانهای ترجیحی برای مزارع چند منظوره و ابزارهای حاکمیتی برای ارتقای طیف وسیعی از فعالیتها است که کمترین آن گردشگری پیرامون شهری بوده و پارک ها به کانون رهایی از ازدحام و واقعیتهای شهری تبدیل میشوند که به آنها کارکردها و ارزشهای جدیدی میدهد، از بازآفرینی محیطی گرفته تا بازار عرضه مستقیم مواد غذایی با کیفیت، تا ایجاد فضاهای تفریحی و فراغتی. بنابراین آگروپارکها، بسته به عملکرد شناساییشده، گزینههای مدیریتی متعددی بازتولید میکنند.
در آلمان، پارک کشاورزی به مثابه ابزار حاکمیتی برای اجرای یک حکمرانی یکپارچه و پایدار در مناطق حایل شهری و روستایی است و برای تحریک فرآیندهای توسعه گردشگری به موازات ادراک کلی واقعیت های پیرامون شهری عمل می کند. در این کشور، پارک کشاورزی به عنوان مدلهایی از حکمرانی یکپارچه سرزمینی، که از فعالیتهای مرتبط با کشاورزی چندمنظوره و بسیج اجتماعی به منظور بازگشت به محیط گرایی ایجاد شده است در کنار کشاورزی چند منظوره برای توسعه مناطق پیرامون شهری در پارک ها حمایت می کند.
پارک کشاورزی به عنوان میزبان مزارع چند منظوره میتواند فعالیتهای مختلفی را ارائه دهند، توریسم را تحریک کرده، از تقویت سنتهای کشاورزی (تعطیلات مزرعه، مزارع آموزشی، فضاهای تفریحی و...) تا ایجاد یک چشمانداز «محافظتکننده» نسبت به میراث سرزمینی و منظر بنیادی عمل کنند.
در دهههای اخیر، ادبیات نوظهوری در مورد پارکهای کشاورزی (APs) شروع به توصیف و نظریهپردازی در میان کشورهای مختلفی بروز کرده است که پیرامون آن بحث و مطالعات فراوانی اجرا شدهاند. از هنگامی که این مفهوم از اوایل دهه ۱۹۹۰ با اشتیاق در میان متخصصان کشاورزی و جغرافیدان های شهری پذیرفته شده است یافته ها و جهت گیری های پژوهشی این کار به اندازه مفهوم و شیوه اجرای آن متفاوت است.
به عنوان مثال، در ایالات متحده آمریکا، پارکهای کشاورزی را با اهداف برنامه ریزی کشاورزی و اهداف تفریحی-فراغت مرتبط می کند، در حالی که در هلند، بر اساس تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه واگنینگن ( Wageningen)، پارکهای کشاورزی را بیشتر به سمت کشت و صنعت های تجاری جهت می دهند.
در یکی از اولین انتشارات در مورد APs محققان دانشگاه پلی تکنیک میلان، ابعاد تفریحی و محیطی ( Parco Agricolo) را شناسایی کردند که در نتیجه آن آگرو پارک ( Sud di Milano ) در سال ۲۰۱۱ متجلی شد. در ایتالیا، تحقیقات اخیر در دانشگاه Firenze بر بعد حکمرانی سرزمینی (APs)ها به عنوان کانون اصلی توجه تأکید کرده است.
در حالی که در اسپانیا، یک مدل یکپارچه مدیریتی از (APs)پیشنهاد شده است که ۴ جنبه کلیدی «ارائه چشم انداز استراتژیک، حکمرانی، مدیریت و برنامه ریزی در توسعه» را دنبال می کند. از منظر برنامهریزان و سیاستگذارانی که روی حفاظت از کشاورزی پیرامون شهری و حفاظت و مدیریت فضاهای باز کار میکنند، (APs)های اروپایی ناهمگن هستند و تنها تعداد کمی از آنها از منظر مدیریتی نهادینه شده اند، در حالی که اکثریت به عنوان پروژه های کم و بیش خاموش، با توافقات ابتدایی و در حد تبادل اسناد (غیر)رسمی و یا معاملات ابتر، باقی مانده اند. همه این مطالعات در مورد آنچه که یک (APs) میتواند یا باید باشد، در مقام گمانهزنی های اولیه است و بیشترشان فاقد پایههای تجربی و نظری قابل اتکا هستند، اما از نگاه جامع تر نظریه پردازی به پارک های کشاورزی دو رویکرد اصلی در این منظومه فکری قابل درک است.
رویکرد اول که به آگروپارک ها به مثابه پارکهای کشاورزی حاشیه شهری (UFAPs)، با در نظر گرفتن الگوهای چندوجهی شهرنشینی نگریسته و در آن اولویتهای تجاری و درآمدزایی از فضای پارک کمتر مشهود است و هدف آن ارائه ویژگیهای اصلی، مفاهیم و تعریف یک شکل از (APs)ها، به عنوان ابزاری مناسب برای دستیابی مشترک به بهبود محیط شهری و حفاظت فعال از فضای سبز پیرامون شهری است. در این رویکرد (APs)ها طرحی برای تقویت پایداری زمینهای کشاورزی پیرامون متروپل ها برای حفاظت از تنوع زیستی، انعطافپذیری سکونتگاهها و توسعه درونزای یکپارچه محلی است و مفاهیم و تعاریف (APs) به عنوان یک ابزار مناسب برای دستیابی مشترک به بهبود محیط زیست شهری و حفاظت فعال از فضای سبز پیرامون شهری محسوب میشود.
اما رویکرد دوم به آگرو پارک ها؛ به عنوان یک فضای تجاری اختصاص داده شده به تولیدات زنجیره ارزش کشاورزی ادراک می شود. اگرچه هر دو کم و بیش به تداوم تولید محصولات کشاورزی، چشم اندازی برای حفظ زمین های کشاورزی و فعالیت های کشاورزی در میان مدت و جنگلداری در بلند مدت، تامین غذا و دسترسی به زمین های کشاورزی تعیین شده توجه دارند، اما تفاوت های مهمی در گرایش محوری بین دو رویکرد وجود دارد. مثلا در اتحادیه اروپا «مقوله عملیاتی» پارک کشاورزی (AP) ، حداقل در برخی کشورها، نقش مشترک و عموماً پذیرفته شده ای، به عنوان یک ابزار محافظتی و فعال برای افزایش برنامه ریزی در مناطق کشاورزی-محیطی، حومه شهری، تجسم یافته است.
هدف پروژه پارک کشاورزی
پارک کشاورزی هایدلبرگ، زمینی به مساحت ۴۲۰ هکتار بوده که برای اهداف کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته است.
هدف از پروژه پارک کشاورزی که به عنوان یک فرآیند طراحی شده است، شناسایی کاربردها و تفاهم بین تضادهای شهری-روستایی مورد نظر، دالان ارتباط بین آنها و رسیدن به چشماندازی است که توسعه هر دو قطب را دربرگیرد. همچنین وجود تعداد زیادی از مالکان و کاربران به این معنی است که تغییر تنها با ایجاد یک شبکه منسجم قابل تحقق است هدف از پروژه پارک کشاورزی که به عنوان یک فرآیند طراحی شده است، شناسایی کاربردها و تفاهم بین تضادهای شهری- روستایی مورد نظر، دالان ارتباط بین آنها و رسیدن به چشم اندازی است که توسعه هر دو قطب را دربرگیرد. همچنین وجود تعداد زیادی از مالکان و کاربران به این معنی است که تغییر تنها با ایجاد یک شبکه منسجم قابل تحقق است.
برای این منظور، یک مفهوم اولیه از طریق بحث شدید و فرآیند کارگاه های مشورتی با ساکنان محلی، کشاورزان، و اعضای علاقهمند عموم مردم ابداع شد، سپس مطالعه اصولی آغاز و تکمیل شد. تا اینکه در سال ۲۰۱۹ میلادی شورای منطقه، گروهی را موظف به تهیه و ممیزی و برنامه ریزی گزارشی کرد تا ایده های مفهومی را به دستورالعمل هایی برای بحث تبدیل کند.
پارک کشاورزی نشان داد که چگونه چرخه های اقتصادی و مادی موجود را می توان بیشتر تشدید کرد. کالاهای تولید شده در اینجا به صورت عرضه مستقیم به مشتریان فروخته می شود. این پارک تخصصی کشاورزی به عنوان یک پنجره نمایش نیز در نظر گرفته شده است که در آن شما می توانید ببینید که چگونه می توان غذاها را کارآمدتر و به روشی سازگار با محیط زیست تولید کرد.
روشهای جدید کشاورزی که از ایده مدیریت بهینه پسماند، اقتصاد گردشی و تولید انرژی ایجاد شدهاند، در اینجا آزمایش و به نمایش گذاشته میشوند. فرودگاه مرکزی که زمانی توسط ارتش ایالات متحده استفاده می شد، در مرکز ایده ها گنجانده شده است و استفاده جدید آن در بافت پارک کشاورزی صورت می گیرد.
هدف کار، تضمین یک ساختار عملیاتی و تجاری پایدار است. در اینجا، دور شدن از کشاورزی صنعتی انبوه، تجسم خواهد شد و جامعه مدنی و کشاورزی متقابلا از یکدیگر حمایت خواهند کرد. دور شدن از کشاورزی صنعتی انبوه تنها در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که مردم بتوانند به کشاورزان و روش های جدید برای کشاورزی پایدار به عنوان فضایی برای فعالیت های اوقات فراغت و استراحت، جایی که کشاورزی در محدوده شهر به نمایش گذاشته می شود و می توان در آینده تجربه کرد، اعتماد کنند.
حرکت به سوی ساخت پارک علم و فناوری کشاورزی
توانایی نوآوری یک شاخص مهم برای قضاوت در مورد اثربخشی ساخت پارک ملی علم و فناوری کشاورزی است. نمونه واضح آن جمهوری خلق چین است. در کنفرانس ملی علوم و فناوری کشاورزی چین در سال ۲۰۰۱، کمیته مرکزی حزب و شورای دولتی، ساخت پارک ملی علوم و فناوری کشاورزی را به عنوان یک اقدام مهم در زمینه توسعه دانش کاربردی و فناوری در حال تجاری شدن ذکر کردند.
پس از بیش از ۱۰ سال ساخت و ساز آزمایشی و پیشرفت همه جانبه، تا پایان سال ۲۰۱۷، چین تأسیس ۲۴۶ پارک را تصویب کرد که همه استان ها، مناطق خودمختار، شهرداری های مستقیماً زیر نظر دولت مرکزی، ولی دارای برنامه های جداگانه، با نمایش قابل توجهی از علم و فناوری شکل گیرد. به گفته یکی از مقامات عالی این کشور، بال های علم و فناوری را به کشاورزی بدهید. پارک علم و فناوری کشاورزی نقش بسیار مهمی در ارتقای تعدیل ساختار کشاورزی، پرورش صنایع پیشرو، ارتقای قابلیت نوآوری فناوری بنگاه های کشاورزی و افزایش درآمد کشاورزان ایفا می کند.
منطقه جیانگشی در چین جمعیت کشاورزی زیاد و منطقه روستایی وسیعی دارد. محصولات کشاورزی آن مانند غلات، روغن و... جایگاه مهمی در کشور دارند و یک پایگاه مهم تامین محصولات کشاورزی برای دلتای رودخانه یانگ تسه و دلتای رودخانه مروارید است. استان جیانگشی به طور فعال ساخت پارک های علم و فناوری کشاورزی را در کشور ترویج می کند، به گونه ای که تا پایان سال ۲۰۱۴، استان جیانگشی ۴ پارک ملی علم و فناوری کشاورزی (NASTP) در نانچانگ، جینگ گانگشان، سینیو و شانگرائو ساخته است.
این ۴ پارک ارزش کل خروجی ۴.۲۷۷ میلیارد یوان را برای صنعت اول، دوم و سوم به دست آوردند و ۱۹۳ شرکت کشاورزی در پارک مستقر شدند و ۱۵۷۰۰۰ کشاورز محلی را به سمت یافتن شغل سوق دادند. در سال ۲۰۱۵، استان جیانگشی مجوز ۳ پارک ملی علم و فناوری کشاورزی را دریافت کرد و تاکنون مقیاس این نوع پارک ها به تدریج افزایش یافته است.
امروزه پارک ملی علم و فناوری کشاورزی به بستر مهمی برای جریانهای آوانگارد و پیشران، نوآوریهای مستقل کشاورزی و به پایگاهی مهم برای نوآوری و کارآفرینی در مناطق روستایی تبدیل شده استامروزه پارک ملی علم و فناوری کشاورزی به بستر مهمی برای جریانهای آوانگارد و پیشران، نوآوریهای مستقل کشاورزی و به پایگاهی مهم برای نوآوری و کارآفرینی در مناطق روستایی تبدیل شده است. پارکهای این کشور همچنین به مهد پرورش و تحریک اشکال و مدل های جدید کسب و کار پر مخاطره در صنعت کشاورزی مبدل شده است که موتور قدرتمندی را برای رشد اقتصادی به حرکت در می آورد.
استراتژی توسعه مبتنی بر نوآوری فعلی و استراتژی احیای روستایی الزامات و فرصت های جدیدی را برای ساخت و توسعه پارک ملی علم و فناوری کشاورزی (NASTP) ارائه کرده است. تحقیقات محققان داخلی در مورد NASTPعمدتاً بر مدل های توسعه، برنامه ریزی پارک و ساخت و ساز متمرکز است.
تحلیلهای جدید نشان میدهد که پارکهای کشاورزی میتوانند راهحلی برای چالشهای زنجیره تامین غذایی جهانی مانند اختلالات ناشی از قرنطینههای COVID-۱۹ارائه دهند. بر اساس مطالعه جدید منتشر شده توسط مرکز برنامه کشاورزی تجاری برای صاحبان کوچک و کشاورزی (CASA)، پارکهای کشاورزی و صنعتی مناطق تجاری اختصاصی هستند که بر فرآوری محصولات کشاورزی و نهادههای کشاورزی مانند کودها تمرکز دارند. سرپرست تحقیقات در CASA، میگوید که پارکهای کشاورزی و صنعتی میتوانند در گرد هم آوردن اجزای خوشه های مرتبط، در یک منطقه واحد، به واسطه حضور واحدهای کوچکتر فرآوری مواد غذایی و شرکتهای مرتبط با مزرعه و ارائه دسترسی به امکانات و خدمات مشترک ذخیرهسازی مانند زنجیره سرد بسیار مؤثر باشند.
پارکهای فناوری در هند
یکی از نمونههای این تفکر، طرح «یک محصول، یک منطقه» در کشور هند است که بر اساس آن، مناطق بر روی یک محصول غذایی واحد، تجمیع منابع و زیرساختها برای توسعه کارآمد زنجیرههای ارزش فقط یک محصول تمرکز میکنند. طرح «مگا فود پارک» در هند، سیاستی است که در سال ۲۰۰۹ برای ایجاد انگیزه در پردازش مواد غذایی و کاهش هدر رفت مواد غذایی از طریق پارک های کشاورزی و صنعتی، منجر به ایجاد ۲۲ پارک جدید شده است.
مطالعات، دلایل عدم رونق پارکهای غذایی را گران بودن اراضی پیشنهادی و فقدان انگیزههای واقعی اقتصادی برای سرمایهگذاران نشان میدهدمطالعات صورت گرفته دلایل عدم رونق پارکهای غذایی را گران بودن اراضی پیشنهادی و فقدان انگیزه های واقعی اقتصادی برای سرمایه گذاران برای مشارکت در طرح های پارک ها، نشان میدهد، چون در بیشتر موارد، مالکیت خصوصی مفهومی نداشت و زمین در پارکهای غذایی فقط بهصورت اجارهای در دسترس بود.
بسیاری از صنایع غذایی مستقر در پارکهای غذایی بزرگ هند، آن گونه که موظف بودند ارتباط خوبی با بازارهای مصرفی فراهم نمیکنند و این یکی دیگر از دلایل عملکرد ضعیف آنها است. اما پارکها تحت یک مرجع مدیریتی عمل میکنند که میتواند اثرات منفی را کاهش دهد و این نقطه قوت پارکها بشمار می رود.
تجربه پارک های فناوری کشاورزی در آفریقا
در قاره آفریقا، تجربه اتیوپی نشان داد که به دلیل عدم هماهنگی میان ادارات دولتی و رقابت بین سازمانهای مربوطه طرح پارکهای صنعتی کشاورزی یکپارچه اتیوپی نتوانست از سیستمهای بازاری و بانکی موجود برای ایجاد یکپارچگی زنجیره ارزش استفاده کند. تا اینکه تغییر دولت در سال ۲۰۱۸ منجر به تاخیر و عدم اطمینان در مورد ادامه حمایت از پارکهای کشاورزی و صنعتی شد.
با این وجود، بانک توسعه آفریقا متعهد شده است که از پارکهای یکپارچه کشاورزی و صنعتی حمایت کند تا «به کاهش فقر، رشد اقتصادی، انعطافپذیری بیشتر و انسجام اجتماعی در اتیوپی از طریق افزایش بهرهوری و تجاریسازی کشاورزی کمک کند. بانک معتقد است، این پروژه که شامل کمک به کشاورزان جوان و شرکتهای کوچک متوسط است، با ایجاد شغل در اقتصادهای روستایی به کاهش اثرات میانمدت کووید-۱۹ کمک میکند. مسئولان پارکهای کشاورزی تأخیر در بوروکراسی، هزینههای بالای وامگیری و ضربالاجلهای غیرواقعی تحمیلشده توسط سرمایهگذاران را به عنوان موانع موفقیت برجسته کردهاند.
تجربه مالزی در احداث پارکهای کشاورزی
مسئولان پارکهای کشاورزی و صنعتی مالزی معتقدند که این پارک ها «پروژههای پیچیده و بلندمدتی هستند که نیازمند تداوم استراتژیک و سیاستگذاری و همسویی و مشارکت بین سهامداران متعدد از جمله نهادهای دولتی، تأمینکنندگان مالی، بازیگران بخش خصوصی، سازمانهای جامعه مدنی و حامیان خارجی هستند.
از آنجایی که پارکهای کشاورزی و صنعتی پروژههایی سرمایهبر هستند که معمولاً ۱۰ سال طول میکشد تا به طور کامل تأسیس شوند و درآمدهای عمومی و خصوصی قابل توجهی ایجاد کنند، ممکن است نیاز باشد که بودجه عمومی در مقیاس بزرگ برای تأمین مالی پروژه و همچنین تأمین مالی مشترک از طریق دولتی و مشارکت خصوصی بسیج شود.
تجربه مالزی نشان داده که پارکهای کشاورزی-صنعتی مزیت مشخصی در توانایی «متمرکز کردن بخشهای مختلف زنجیره ارزش در یک مکان واحد، تراکم در بازیگران مختلف اقتصادی و امکان ارائه طیف وسیعتری از تولید و خدمات دارند»پارکهای کشاورزی-صنعتی مزیت مشخصی در توانایی «متمرکز کردن بخشهای مختلف زنجیره ارزش در یک مکان واحد، تراکم در بازیگران مختلف اقتصادی و امکان ارائه طیف وسیعتری از تولید و خدمات دارند». بی تردید، تقویت روابط قوی بین شرکت های فرآوری محصولات کشاورزی و کشاورزان و شناسایی قهرمانان پروژه های موفق می توانند حمایت گسترده ای ایجاد کنند، الگوهای موفق مسئله ای است که برای موفقیت پارک ها بسیار مهم است.
در آگرو پارک ها ما با نوعی از استراتژی تولید ارزش متنوع روبهرو هستیم که با تولید محصولات متنوع، عملکردی پایدار و با کیفیت بالا را ارایه می دهند. در این راهبرد، منظره حایل دشت، مردم و حیوانات بهعنوان بخشهایی از یک کل عملکردی در نظر گرفته میشوند که کارکردها، الگوها و ارتباطات میان آنها فرصت اقتصادی را از طریق کاهش هزینههای بالقوه، افزایش گزینههای درآمدی، سلامت محیطی محصول و ارزشهای چندگانه اجتماعی فراهم میکند. با دور زدن واسطه های بازار، تولید اولیه از طریق زنجیره های ارزش طولانی تر و تا حد امکان مستقیم به مصرف کنندگان نهایی فروخته می شود.
پردازش محصولات، بیشتر محلی و متکی بر دانش بومی جوامع است و پردازش محصولات برای حفظ تمرکز بر کیفیت و طبیعی بودن فراورده نهایی انجام میشود. این استراتژی نوظهوری است که متناسب با روایت کیفیت، ایمنی و تولید پایدار به موازات روندهای بزرگ مصرف در متروپل های شهری شکل میگیرد. آگرو پارک ها به شدت با استراتژی های گستردهتر ملی و اسناد بالادستی که توسط هر کشوری تدوین واتخاذ می شود، مرتبط است. آگروپارک ها ابزارهای مدیریت سرزمینی برای توسعه صنعت کشاورزی و اقتصاد دانش بنیان موسسات نوآور، سیاست های عمومی و خصوصی برای کارآفرینان مدرن کشاورزی (Agropreneur) و نیازمند ایجاد یکپارچگی عملکردی و تحقق پتانسیل ها و برنامه های تامین مالی مشخص هستند.
آگرو پارکها تجسم مجدد مناظر حایل بین شهر و روستا به عنوان سیستم های انطباقی پیچیده اجتماعی-اکولوژیکی و هم زراعی-اکولوژیکی هستند. در هسته تفکر زراعی-اکولوژیکی این مفهوم وجود دارد که هم عناصر بیوفیزیکی (خاک، اکولوژی خاک، حیوانات، پوشش گیاهی زمین، آب و عملکرد آن، اقلیم های کوچک و...) و الگوهای پوشش زمین می توانند منافع متقابل و چندگانه ای را در یک طراحی هدفمند ارائه کنند و سیستم «مدیریت شده زمین» در الگوی آگروپارک هم بر روی تغییرات طبیعی در منظر و هم بر روی ارتباط بین بیرون و درون عناصر و لکههای بالقوه برای هم افزایی شامل مراتع، محصولات زراعی، جنگلها، تالابها، لیسههای علفی بلند و... (تقابلگرایی منظر) مبتنی و تاثیرگذار است.