تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : استان‌ها
لینک : econews.ir/5x4278241
شناسه : 4278241
تاریخ :
روایت تقویم زمستانی ایرانیان اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی زمستان، نه‌تنها یک فصل، بلکه در باورهای کهن اقوام ایرانی، عرصه‌ای برای نمایش قدرت طبیعت و چالش میان سکون و رویش بوده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

در خراسان رضوی، این درک عمیق از تغییرات فصلی، در قالب یک تقویم زمستانی دقیق و منحصر به‌ فرد، سینه به سینه منتقل شده است. تقسیم‌بندی‌هایی که از چله بزرگ آغاز شده و پس از گذر از نبردهای سهمگین سرمای چارچار، به دوره‌های نمادین اَهُمَن، بَهمَن و در نهایت، آخرین نفس‌های سرما با عنوان «سرما پیرزن» ختم می‌شود.

این روایت‌ها، فراتر از یک پیش‌بینی ساده آب و هوا، بیانگر فلسفه زیست و تعامل هوشمندانه نیاکان ما با طبیعت خشن زمستان هستند؛ نظمی که به ‌دقت، زمان آماده‌سازی برای بهار و رسیدن عمو نوروز را به مردم گوشزد می‌کرد.

یک پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان رضوی، با اشاره به پیشینه و معناشناسی آیین‌های مرتبط با زمستان، به تحلیل مفصل مفهوم چله‌ها در فرهنگ بومی خراسان پرداخت و گفت: تقویم زمستانی مردم این خطه بر پایه تقسیم‌بندی دقیق روزهای سرد سال شکل گرفته؛ تقسیم‌بندی که از دی‌ماه آغاز و تا روزهای نخست اسفند ادامه دارد و ریشه در باورهای دیرینه اقوام ایرانی دارد که سرما، گرما و دگرگونی طبیعت را نه صرفاً پدیده‌ای فیزیکی، بلکه امری نمادین و آیینی می‌دانستند.

علی بهمدی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به نظم زمانی چله‌ها گفت: زمستان در فرهنگ عامه خراسان رضوی از اول دی‌ماه تا پایان اسفند به چهار بخش سنتی تقسیم می‌شود؛ نخست چله بزرگ که از اول دی تا دهم بهمن ادامه دارد، سپس چله کوچک یا چله خُرد که از دهم بهمن تا اول اسفند طول می‌کشد. بعد از آن نیز دوره‌هایی با نام‌های اهمن و بهمن و در پایان، سرما پیرزن فرا می‌رسد که هر یک در باورهای مردمی ویژگی‌هایی متفاوت و گاه افسانه‌ای دارند.

وی خاطرنشان کرد: چله بزرگ نماد سردترین روزهای سال است و مردم محلی باور دارند که چار روز آخر آن (از ۶ تا ۱۰ بهمن) همزمان با چار روز اول چله کوچک، به دوره‌ای موسوم به سرمای چارچار تعلق دارد.

تقویم زمستانی و تقسیم‌بندی سه‌گانه اسفند

این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان رضوی، توضیح داد: در این هشت روز، شدت سرمای هوا به نقطه‌ اوج خود می‌رسد و اصطلاحاً گفته می‌شود «هوا وِرشِتُ شور است»، یعنی سرمای شدید همراه با وزش باد تند که از نبرد دو چله، بزرگ و کوچک، سرچشمه می‌گیرد. در زبان محاوره‌ای مردم منطقه، از این روزها با تعبیر خاصی یاد می‌شود؛ «جنگ چله‌ها» که اشاره به تقابل چله بزرگ با چله کوچک برای نشان دادن قدرت در سرمای زمستان دارد.

وی درباره طبیعت چله کوچک یا چله خُرد افزود: چله خُرد دوره‌ای ۲۰ روزه است؛ مردم آن را چله‌ آرام‌تر می‌دانند، چون پس از آن سرمای شدید، اندکی اعتدال در هوا رخ می‌دهد، اما هنوز نشانه‌های زمستان پابرجاست. کشاورزان و دامداران منطقه از این زمان برای آماده‌سازی زمین‌ها و علوفه استفاده می‌کنند و معتقدند که پایان چله خُرد، نوید آغاز دگرگونی در فصل است.

بهمدی سپس به ادامه تقویم زمستانی و تقسیم‌بندی سه‌گانه اسفند اشاره کرد و گفت: پس از پایان چله کوچک، اسفندماه نیز به سه بخش تقسیم می‌شود. ۱۰ روز اول اسفند را اَهُمَن، ۱۰ روز دوم را بَهمَن و ۱۰ روز پایانی را سرما پیرزن می‌نامند. هر بخش نماد رفتار خاصی از طبیعت است و مردم خراسان بر اساس همین نشانه‌ها فعالیت‌های روزمره خود را تنظیم می‌کردند.

وی افزود: باور قدیمی در میان مردم این است که زمستان در دوره‌ اهمن و بهمن، آخرین تلاش خود را برای نشان دادن قدرت انجام می‌دهد و در سرما پیرزن، کهنه‌ترین بخش زمستان است و سرمایش به پیری تشبیه می‌شود.

این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان رضوی، به یک مثل و باور مشهور در این مورد اشاره کرد و گفت: در فرهنگ شفاهی خراسان رضوی، درباره اهمن و بهمن این عبارت معروف است: اهمن بهمن، آرد کن صد من – هیزم کن خرمن – هرچه چله و چله ‌بچه نکرده وِر عهده من!

بهمدی، خاطرنشان کرد: مردم با این جمله می‌خواستند بگویند که اگر چله‌های پیشین نتوانسته‌اند سرمای خود را نشان دهند، اهمن و بهمن قطعاً همه آن را به سرانجام خواهند رساند.

دوره سرما پیرزن

وی درباره دوره سرما پیرزن توضیح داد: در باور عامه، پیرزن نماد آخرین نفس‌های زمستان است. می‌گویند این پیرزن، هر سال لحاف پاره و کهنه‌ خود را تکان می‌دهد و از آن برف یا پنبه می‌بارد. مردم وقتی در اسفند شاهد بارش برف سبک یا دانه‌های سفید و پنبه‌ای هستند، می‌گویند پیرزن لحاف را تکان داده، یعنی سرمای آخر فصل به زمین بازگشته تا پیش از آمدن عمو نوروز، آخرین بار طبیعت را سفیدپوش کند.

بهمدی یادآور شد: پس از سپری شدن روزهای سرما پیرزن، نوبت به عمو نوروز می‌رسد؛ نمادی از پایان زمستان و آغاز دوره گرما و رویش دوباره طبیعت. در باورهای سنتی، عمو نوروز تجسم شادی، زندگی و آغاز سال نو است، درست در نقطه مقابل چله بزرگ که نماد خواب طبیعت و سکون زمین به شمار می‌رفت.

این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان رضوی، بیان کرد: این تسلسل نمادین از چله تا عمو نوروز، نشان‌ دهنده فلسفه زمستان در فرهنگ ایرانی است؛ فصلی که نه فقط دوره سرما، بلکه زمان آمادگی طبیعت برای تولد دوباره است.

وی تأکید کرد: این تقسیم‌بندی‌ها تنها جنبه تقویمی ندارند، بلکه هر بخش از زمستان در زندگی روزمره مردم قدیم اثر مستقیم داشته است؛ از نحوه ذخیره هیزم و آذوقه گرفته تا زمان مناسب برای کاشت و نگهداری از دام‌ها.

بهمدی گفت: در گذشته، پیش‌بینی وضعیت هوا بر اساس چله‌ها انجام می‌شد. مردم به تجربه دریافته بودند که سرمای چارچار نشانه‌ای از تغییرات جوی برای سال آینده است و اگر در زمان سرما پیرزن بارش برف زیاد بود، بهار پربار و حاصلخیز خواهد بود.

این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان رضوی، افزود: چله‌ها، اهمن و بهمن، سرما پیرزن و عمو نوروز، مجموعه‌ای از دانایی بومی هستند که نسل‌ها میان مردم خراسان منتقل شده‌اند. این دانایی نه تنها پیش‌بینی آب‌وهوا را ممکن ساخته، بلکه پیوندی عمیق بین انسان و طبیعت حفظ کرده است؛ پیوندی که امروز نیز در لایه‌های فرهنگ روستایی و گفتار روزمره مردم ما زنده است.

حفظ فرهنگ‌ها، نه یک وظیفه صرفاً نوستالژیک، بلکه یک ضرورت مهم برای بقای هویت هر جامعه است. فرهنگ‌ها، به‌ویژه دانش‌های بومی مانند همان تقویم‌های زمستانی، عصاره تجربه نسل‌های متمادی در سازگاری با محیط و طبیعت پیرامون خود هستند.

آنچه از طریق داستان‌ها، ضرب‌المثل‌ها و آیین‌ها به ما منتقل می‌شود، تنها عادات گذشته نیست؛ بلکه شامل راهکارهای اثبات‌ شده برای مدیریت منابع، پیش‌بینی‌های محیطی و ساختارهای اجتماعی مستحکم است. وقتی یک فرهنگ به فراموشی سپرده می‌شود، ما تنها یک رسم را از دست نمی‌دهیم، بلکه بخش مهمی از حافظه جمعی و کلیدهای حل مسائل پیش روی خود را نیز از دست می‌دهیم. بنابراین، حفظ این گنجینه‌های ناملموس، ضامن استقلال فکری و تداوم غنای فرهنگی ما در برابر جهانی‌ شدن یکنواخت است.

انتهای پیام