هیجانات، تابآوری و سرمایه روانشناختی؛ کلیدهای سالمندی سالم
اقتصاد ایران: ایسنا/اصفهان دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تأکید بر نقش هیجانات، تابآوری و سرمایه روانشناختی در سلامت روان سالمندان گفت: هیجانات مثبت با تقویت سیستم ایمنی، بهبود عملکرد شناختی و افزایش امید و خوشبینی میتوانند فرایند پیری را به تأخیر بیندازند، در حالی که هیجانات منفی، با تضعیف سلامت روان و جسم، زمینهساز پیری زودرس و احساس ناتوانی در دوران سالمندی میشوند.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
امرالله ابراهیمی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مفهوم هیجان از مؤلفههای مختلفی چون شناخت، احساس و هیجان تشکیل شده است و هیجانات چنان نقش مهمی دارند که میتوانند نحوه نگرش و نگاه انسان به زندگی را تغییر دهند. زمانی که فرد خلق افسرده یا غمگین دارد افکاری چون ناامیدی، یأس و احساس شکست به ذهن او هجوم میآورد و حافظه نیز تمایل مییابد که بیشتر به رویدادهای منفی زندگی رجوع کند. در نتیجه، آینده تیره و تار به نظر میرسد. چنین فردی نسبت به خود، دیگران و آینده نگرشی منفی پیدا میکند، خود را ضعیف و تحقیرشده میبیند و احساس میکند که کسی به او توجه ندارد یا از او حمایتی نمیشود.
وی افزود: در مقابل، هیجانات مثبت همچون شادی، شعف و احساس رضایت موجب میشوند فرد تفکرات مثبتتری داشته باشد، نسبت به خود و زندگی احساس رضایت کند و با نگاهی امیدوارانه به جامعه و آینده بنگرد. درمورد گذشته زندگی خود احساس رضایت کند و با نگاهی امیدوارانه به جامعه و آینده بنگرد. در گذشته تصور میشد تنها نوع تفکر است که هیجان را شکل میدهد، اما امروزه مشخص شده است که هیجان نیز میتواند بر نوع تفکر تأثیر بگذارد.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه داد: در بحث نقش هیجانات در سلامت روان و فرایند پیری باید گفت وقتی فرد هیجانات منفی مانند اضطراب، افسردگی، استرس یا تنش را تجربه میکند و احساس ناخوشی دارد، یکی از الزامات اساسی برای بهبود حال عمومی، ارتقای سطح سواد هیجانی است. به اصطلاح باید بتوانیم هیجانات خود را بشناسیم، برایشان نام بگذاریم و بهدرستی آنها را بیان کنیم. این مهارت باعث میشود بتوانیم هیجانات مثبتتری را تجربه و هیجانات منفی را بهتر مدیریت کنیم.
ابراهیمی با استناد به پژوهشهای انجامشده گفت: هیجانات مثبتی چون شادی، خوشبینی، امید و رضایت موجب میشوند سیستم ایمنی بدن عملکرد بهتری داشته باشد. مطالعات متعدد در مدلهای انسانی و حیوانی، این موضوع را تأیید کردهاند. در مقابل، هیجانات منفی مانند استرس و افسردگی موجب تضعیف سیستم ایمنی میشوند و افراد در معرض ابتلا به بیماریهایی چون دیابت، فشار خون و حتی سرماخوردگی بیشتر قرار میگیرند.
وی افزود: افرادی که دچار افسردگی یا هیجانات منفی هستند بهطور معمول از ضعف حافظه، کاهش تمرکز و کندی پردازش اطلاعات شکایت دارند، در حالی که این نشانهها بهطور قطعی به معنی ابتلا به آلزایمر نیست، بلکه ناشی از تأثیر هیجانات منفی بر عملکرد شناختی است.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان ادامه داد: هیجانات منفی با تضعیف سیستم ایمنی بهصورت مستقیم موجب تشدید فرایند پیری، اختلال شناختی(دمانس) یا آلزایمر نیست، بلکه ناشی از تأثیر هیجانات منفی بر عملکرد شناختی است.
ابراهیمی گفت: هیجانات منفی با تضعیف سیستم ایمنی بهطور غیرمستقیم از طریق کاهش تمرکز، ناتوانی در حل مسئله و کاهش بازسازی سلولها به پیری زودرس و احساس ناخوشی در فرد دامن میزنند. در مقابل، افراد خوشبین و مثبتنگر، حتی در صورت وجود زمینه ژنتیکی بیماریها دیرتر دچار آنها میشوند و سالمندی سالمتری را تجربه میکنند.
وی افزود: پژوهشها بهوضوح نشان میدهد که هیجانات منفی موجب بروز پیری زودرس میشوند و سن بیولوژیکی فرد را از سن شناسنامهای بالاتر میبرند. در مقابل، هیجانات مثبت میتوانند فرایند پیری و ناتوانی را به تأخیر اندازند، بنابراین توصیه میشود افراد با ارتقای سواد هیجانی، آموزش مهارتهای مدیریت هیجان، تمرینات ذهنی و اصلاح سبک زندگی، شرایط لازم برای تجربه سالمندی سالم و دیررس را فراهم کنند.

تابآوری؛ ستون اصلی سرمایه روانشناختی و سلامت روان
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اظهار کرد: تابآوری یکی از ابعاد مهم و مؤلفههای اصلی سرمایه روانشناختی است. در روانشناسی مثبتنگر، مفهومی به نام سرمایه روانشناختی مطرح شده که همانطور که انسان برای حیات و بقا به سرمایه مادی نیاز دارد، برای سلامت روان نیز به سرمایه روانشناختی وابسته است. هر چه این سرمایه در انسان قویتر و مستحکمتر باشد بهتبع آن سلامت روان نیز بهتر تأمین میشود.
ابراهیمی تصریح کرد: مؤلفههای سرمایه روانشناختی شامل امید، خوشبینی، احساس خودکارآمدی و تابآوری است. این مؤلفه به معنای توانایی روانی در مواجهه با مشکلات و عبور از شرایط دشوار است به گونهای که فرد احساس کند از پس مشکلات برمیآید و میتواند در برابر رویدادهای زندگی مقاومت کند.
وی با اشاره به اجزای اصلی سرمایه روانشناختی افزود: تابآوری نوعی انعطافپذیری روانشناختی است. یعنی فرد زمانی که با یک حادثه یا بحران روبهرو میشود، از جمله دوران میانسالی یا سالمندی بتواند سلامت روان و جسم خود را حفظ کند و پس از مدتی به حالت تعادل قبلی بازگردد. در صورت داشتن تابآوری بالا، شخص میتواند با استفاده از منابع روانی و شیوههای مقابله با استرس، سلامت خود را بازیابد. در مقابل، کسانی که از تابآوری کمتری برخوردارند در مواجهه با حوادث دوران سالمندی مانند شکستگی، افتادن یا بیماری ممکن است دچار افت شدید روحی یا حتی پیامدهای جسمانی جبرانناپذیر شوند، اما فردی که از ظرفیت تابآوری برخوردار است، حتی در سختترین شرایط هم میتواند روند بهبودی را طی کند و از پس چالشها برآید.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان خاطرنشان کرد: در هر مرحله از رشد، انسان با مجموعهای از چالشها و حوادث خاص مواجه میشود، بهطور مثال در دوران میانسالی و سالمندی فرد احساس میکند دیگر آن چابکی و سرعت تفکر دوران جوانی را ندارد، اما اگر تابآوری در او تقویت شده باشد، میتواند با آموزشهای روانشناختی، مطالعه یا شرکت در جلسات تراپی، سلامت روان خود را در برابر این تغییرات حفظ کند.
ابراهیمی تأکید کرد: در حقیقت، آنچه تعیین میکند ما تا چه اندازه سالمند یا به اصطلاح ضدپیر باشیم، فقط گذر زمان نیست، بلکه به میزان سرمایه روانشناختی ما برمیگردد. افرادی هستند که ممکن است حافظهشان ضعیفتر شده باشد، اما خردمندی و عقلگرایی آنها افزایش یافته است، رفتارهای تکانشی کمتری دارند و در نتیجه بهتر میتوانند سلامت خود را حفظ کنند.

تابآوری روانشناختی؛ سپر محافظ سالمندان در برابر آسیبها
وی افزود: تابآوری روانشناختی بهعنوان یکی از مؤلفههای اساسی سرمایه روانشناختی، در تمامی مراحل سالمندی میتواند نقش ضربهگیر ایفا کند و از فرد در برابر فشارها و آسیبهای این دوران محافظت نماید.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تشریح کرد: شواهد علمی نشان میدهند که وجود امید و انسجام شخصیتی و تفکر خوشبینانه، بهویژه در سالمندان تأثیرات شگرفی بر پیامدهای سلامتی دارد. بهگونهای که مشاهده شده است افراد دارای امید بالا حتی از پس بیماریهای خطرناکی چون سرطان برمیآیند.
ابراهیمی با اشاره به نتایج نگرانکننده در مورد بدبینی تصریح کرد: در مقابل، افرادی که فاقد امید و خوشبینی کافی بوده و بدبین هستند، حتی پس از انجام اعمال جراحی، نرخ بقای پایینتری دارند. بهعنوان مثال در مطالعات مربوط به پیوند کلیه، دیده شده است احتمال پسزدگی(ریجکت شدن) پیوند در افراد بدبین، بیشتر از کسانی است که پیش از عمل، سطح بالایی از امید و خوشبینی را گزارش کردهاند.
وی با اشاره به مداخلات روانشناختی گفت: تحقیقاتی روی افراد دچار افسردگی و مشکلات مزمن جسمی انجام که در آنها از مداخلات روانشناختی مبتنیبر روانشناسی مثبتنگر استفاده شد. روانشناس مثبتنگر روی هر چهار مؤلفه اصلی شامل امید، خوشبینی، خودکارآمدی و تابآوری کار میکند. نتایج نشان داد افرادی که پس از این جلسات درمانی، میزان خوشبینی و امیدشان افزایش یافته بود و به این باور رسیده بودند که حوادث ناگوار گذرا هستند و میتوانند به حالت طبیعی بازگردند، در مواجهه با بیماریها عملکرد بهتری داشتند.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تأکید کرد: این افراد نهتنها در کارآزماییهای بالینی، بلکه در مواجهه با درد و احساس ناتوانی نیز وضعیت بهتری داشتند. این تجربیات ثابت کرده است که تقویت خوشبینی و امید، بهویژه در دوران سالمندی، سلامت فرد را به شکل چشمگیری حفظ میکند تا جایی که حتی در عملکرد سیستم ایمنی نیز تفاوت معناداری میان افراد خوشبین و بدبین دیده شده است. از این رو، با توجه به اینکه این توضیحات برای عموم ارائه میشود، لازم است بر اهمیت این جنبههای روانشناختی تأکید شود.
ابراهیمی اضافه کرد: فقط مسائل روانشناختی در رویارویی با بیماریها تعیینکننده نیستند و عوامل دیگری نیز نقش محوری دارند. باید توجه داشت که در دوران سالمندی و مواجهه با بیماریها تفاوتهای فردی نیز عاملی حیاتی در این فرایند محسوب میشوند. تفاوتهای ژنتیکی، ساختار بدنی اولیه و حتی خلقوخوی ذاتی افراد، در این میان نقشآفرین است. این عوامل هم از منظر بیولوژیکی و هم در نحوه شکلگیری سبک زندگی تأثیرگذارند.
وی گفت: سبک زندگی هر فرد که درصدهای متفاوتی در افراد مشاهده میشود، بخش عمدهای از مقابله با بیماریها و دردهای دوران سالمندی را شکل میدهد. یک سبک زندگی سالم شامل عادتهای بدنی مناسب، تغذیه کافی و صحیح، برنامههای کاهش استرس از طریق تفریح و استراحت و ابعاد معنوی و عبادت است. تمامی این موارد عاملی برای تابآوری در برابر چالشهای جسمانی محسوب میشوند.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان افزود: نکته مهم این است که سبک زندگی باید متناسب با وضعیت بدنی، سن، و جنسیت افراد باشد و قابلیت انعطاف و اصلاحپذیری داشته باشد، همچنین تفویض برخی مسئولیتها به دیگران در این دوران ضروری است، زیرا فرد ممکن است نتواند همان انتظاراتی را که از خود در دوران جوانی داشته در مدیریت روزمره و زندگی خود اعمال کند.
ابراهیمی اضافه کرد: در نهایت مجموعهای از عوامل دست به دست هم میدهند تا ما به سمت سالمندی سالم حرکت کنیم یا در معرض سالمندی همراه با بیماری و ناتوانی قرار گیریم. این عوامل شامل مسائل روانشناختی مانند تابآوری، خوشبینی و شیوههای مقابله با استرس و تفاوتهای فردی در توانمندیهای جسمی است. این ترکیب است که مسیر کلی دوران کهولت را رقم میزند.
وی اظهارکرد: بسیاری از شیوهها و مداخلات رواندرمانیِ رایج، در صورت تعدیل و متناسبسازی با شرایط سالمندان میتوانند بسیار مؤثر باشند. این تعدیل باید با در نظر گرفتن سن، جنسیت، سطح تحصیلات و مهمتر از همه میزان کارکردهای شناختی فرد صورت گیرد.

سالمندی فعال با تقویت امید و مشارکت اجتماعی
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تمرکز بر رواندرمانی در مواجهه با چالشهای سالمندی افزود: یکی از مؤثرترین شیوههایی که میتواند به سالمندان در مقابله با مسائلی نظیر فقدان عزیزان، تنهایی، یا تغییر نقشهای اساسی پس از بازنشستگی کمک کند رواندرمانی مبتنیبر روانشناسی مثبت است. این رویکرد که به آن(Positive Psychology Capital) گفته میشود بر تقویت توانمندیها و ویژگیهای مثبت فرد تمرکز دارد.
ابراهیمی اضافه کرد: رواندرمانی مبتنیبر روانشناسی مثبت شامل تقویت امید، خوشبینی، ظرفیت بخشودگی، همچنین پرورش قدرشناسی و شکرگزاری است، علاوه بر این، تشویق به خدمت به همنوع، مشاورهدهی به نیازمندان و شرکت در فعالیتهای داوطلبانه و جمعی با برنامهریزی درست، میتواند رشد ذهنی و باروری شناختی فرد را در این دوران تضمین کند و از انزوا جلوگیری نماید.
وی ادامه داد: در کنار رواندرمانی مبتنیبر روانشناسی مثبت، درمان بر پایه پذیرش و تعهد(ACT) نیز ابزاری قدرتمند برای سازگاری با فرایند سالمندی است. این درمان به افراد میآموزد که چگونه کمبودها، ناتوانیها و تغییرات ناگزیر زندگی را بهعنوان فرایندی طبیعی از رشد انسان بپذیرند. این پذیرش به معنای تسلیم شدن در برابر بلایا نیست، بلکه به معنای پذیرش واقعیت کنونی و تمرکز بر این نکته است که در دوران سالمندی نیز چه کارهای ارزشمندی میتوان انجام داد و سختیها را با این دیدگاه متحمل شد.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیان کرد: درمانهای شناختی-رفتاری (CBT) نیز برای سالمندان تعدیل شدهاند و میتوانند در اصلاح نگرشها و برداشتهای فرد از زندگی و آینده بسیار کارساز باشند. برای مثال، اصلاح دیدگاه نسبت به استقلال فرزندان و جدایی آنها از محیط اصلی خانواده میتواند از رنجهای ذهنی افراد بکاهد و آنها را به سمت نگرشی واقعبینانهتر و در نهایت سلامت روان سوق دهد.
ابراهیمی افزود: با وجود تلاشها برای جوانسازی جمعیت، ممکن است انتظارات مورد نظر محقق نشود و ما با انبوهی از سالمندان روبهرو شویم، بنابراین باید از همین امروز تدابیری اتخاذ کنیم تا این فرایند به یک چالش مدیریتپذیر تبدیل شود تا یک بحران فراگیر. این امر مستلزم آن است که در رشتههای تخصصی دانشگاهی، دورههایی برای سبک زندگی سالمندی تعریف و آموزشهای لازم به عموم ارائه شود.

نقش زیرساختهای اجتماعی و آموزشی در سلامت روان سالمندان
وی در مورد شکلگیری زیرساختها گفت: اگر قرار است خانههای سالمندی تأسیس شود، این مراکز باید با تعامل بسیار نزدیکی با خانوادهها همراه باشند به شکلی که ارتباط روزانه حتی رفت و برگشت روزانه حفظ شود، همچنین آموزش برنامههای متنوع دیجیتالی برای این گروه سنی حیاتی است تا بتوانند روابط اجتماعی خود را با همسالان و اقوام حداقل به صورت دیجیتالی حفظ کنند.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تأکید کرد: مسائل اقتصادی و محل سکونت در دوران سالمندی باید از همین حالا مورد توجه قرار گیرد. مهمتر از آن خود این افراد باید آموزشهای روانشناختی لازم را ببینند تا آمادگی لازم برای آن دوران را کسب کنند. ما اغلب در برابر سالمندی و پیری دچار انکار میشویم و شرایط فعلی را دلیل بر نبود نیاز به برنامهریزی میدانیم در حالی که باید از اکنون آماده شویم که اگر شرایط سختی ایجاد شد بتوانیم با موفقیت از آن عبور کنیم.
ابراهیمی تشریح کرد: ما نیازمند آیندهپژوهی دقیق هستیم تا روند رشد جمعیت و پیچ سالمندی را مشاهده کنیم و قبل از رسیدن به مرحله بحرانی، آموزشهای روانشناختی و سبک زندگی را گسترش دهیم. یکی از عوامل کشنده در سالمندی تنهایی است. روانشناسی مثبت و سبک زندگی مبتنیبر آن، تکنیکهایی برای غلبه بر این احساس ارائه میدهد. یکی از مؤثرترین روشها، مقابله دینی و معنوی است. به این معنا که باید بستری فراهم شود تا افراد بتوانند حیات خود را ارزشمند بدانند و ما باید امکانات و آموزشهایی برای رشد معنوی آنها در نظر بگیریم.
وی گفت: مباحث روانشناسی، مانند هیجانات، طرز تفکر و شناختها، نمیتوانند بدون مبنای نورونی در نظر گرفته شوند. این دو حوزه به شدت با هم پیوند دارند. امروزه در مباحث آموزش، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد تمرینهای ذهنی و شناختی میتوانند موجب نوروپلاستیسیتی(Neuroplasticity) شوند. به معنی فعال شدن یا حتی به وجود آمدن نورونهای جدید. این دیدگاه سنتی که میگفت مغز پس از جوانی دیگر بازسازی نمیشود، امروزه با چالشهای جدی مواجه شده است.
دانشیار گروه روانشناسی سلامت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصریح کرد: حتی سلولهای بدنی نیز پس از طی یک دوره سخت بیماری، میتوانند دوباره به لحاظ روانشناختی سالمتر، شادابتر و امیدوارتر شوند و سیستمهای بدنی بازسازی شوند. رشتهای که امروزه در این تقاطع کار میکند، عصبشناختی روان(Neuropsychology) است که بررسی میکند مداخلات روانشناختی چگونه بر آناتومی و فیزیولوژی مغز اثر میگذارند.
ابراهیمی بیان کرد: ما نیازمند تدوین بستههای جامع برای دوران سالمندی هستیم که مؤلفههای مختلفی را در برگیرد مؤلفههای روانشناختی، توانبخشی شناختی و مولفههای اجتماعی. افراد باید در این دوره احساس کنند که نظام، دولت، سیستم بهداشت و درمان، سازمان نظام روانشناسی و سایر سیستمهای خدمترسان در پشت آنها قرار دارند و احساس حمایت اجتماعی دریافت میکنند.
وی تأکید کرد: توسعه حمایتهای اجتماعی از جمله حمایتهای فامیلی که در فرهنگ ما ریشه دارد در کنار حمایتها رسمی سیستمی میتواند به افراد کمک کند تا با افزایش احساس مثبت حمایت اجتماعی بر احساس تنهایی در دوران سالمندی غلبه کنند، همچنین باید شرایطی فراهم شود تا رشد معنوی افراد تسهیل شده و آنها ارزش حیات خود را در هر شرایطی درک کنند.
انتهای پیام