آقای شجاع خلیلزاده، قربان آن شکلت، هیس باش!
اقتصاد ایران: این فضای کنسلکالچرِ شتابزده را کمی شل کنید. همه چیز ارزش جنگیدن ندارد. خود شجاع احتمالاً تعجب کرده که چرا اینهمه توجه به او معطوف شده. فوتبال ایران پر است از آدمهای بزرگتر و تأثیرگذارتر؛ کسانی که سکوت یا حرفشان معنا دارد. یک موی محمد خاکپور میارزد به کل مدافعان همنسل شجاع.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
برترینها: دیروز تراکتور در دیداری مقابل آلومینیوم اراک، در دقایق پایانی به گل رسید و بازی را برد؛ اتفاقی کاملاً معمول در فوتبال. بعد از گل، شجاع خلیلزاده خوشحالی کرد. اما همین خوشحالی ساده کافی بود تا بخشی از فضای مجازی دوباره ملتهب شود و موجی از انتقاد به راه بیفتد.
همان روز، در مسابقهای دیگر، استقلال مقابل استقلال خوزستان به پیروزی رسید و سامان فلاح پس از گلزنی ترجیح داد خوشحالی نکند. همین رفتار او بهسرعت تبدیل شد به معیار قضاوت: یکی تحسین شد و دیگری محکوم. اما مسئله اصلی دقیقاً همینجاست؛ چرا باید از همه فوتبالیستها یک انتظار مشترک و یک واکنش واحد داشت؟
آدمها شبیه هم نیستند. شرایط خانوادگی، نوع تربیت، محیط رشد، میزان آگاهی اجتماعی و حتی تیپ شخصیتی افراد با هم فرق دارد. انتظار رفتار یکسان، آن هم در لحظهای کاملاً احساسی مثل گل زدن، اساساً غیرمنطقی است. فوتبال محل واکنشهای غریزی است، نه صحنهی نمایش آگاهانهی کنش اجتماعی یا اعلام موضع سیاسی. بازیکن در آن چند ثانیه بیشتر به نتیجه، فشار مسابقه و هیجان لحظه فکر میکند تا تحلیل وضعیت جامعه.
حالا اگر بخواهیم مشخصاً درباره شجاع خلیلزاده صحبت کنیم، باید صادق باشیم. کجای زندگی فوتبالی شجاع نسبتی جدی با مردم داشته؟ چه زمانی در گفتار یا رفتار، جلوتر از جامعه حرکت کرده یا حتی کنار آن ایستاده؟ او نه رهبر فکری بوده، نه نماد آگاهی اجتماعی و نه چهرهای الهامبخش. شجاع همیشه یک بازیکن معمولی با خلقوخوی تند، رفتارهای پرتنش و حاشیههای تکراری بوده؛ نه بیشتر، نه کمتر.
پس چرا از او توقعی دارید که حتی اطرافیانش هم از او ندارند؟ چرا باید از بازیکنی که هرگز ادعای مردمی بودن نداشته، انتظار رفتار نمادین در بزنگاههای اجتماعی داشت؟ این توقع بیشتر شبیه فرافکنی است تا مطالبهای منطقی. ما گاهی بار خشم، ناامیدی و فشار روانی جامعه را روی نزدیکترین سوژه تخلیه میکنیم، حتی اگر آن سوژه اساساً ظرفیت یا جایگاه چنین مسئولیتی را نداشته باشد.

دیروز شجاع در مصاحبهای گفت «مگر من رئیسجمهورم که بعد از گل خوشحالی نکنم؟» و ساعتی بعد همان حرفها را تکذیب کرد. همین سطح استدلال را ببینید. این دقیقاً همان میزان درک و تحلیل است که همیشه از او دیدهایم. ایران امروز اصلاً در وضعیتی نیست که مسئلهاش شجاع خلیلزاده باشد. شرایط کشور پیچیدهتر، بحرانیتر و جدیتر از آن است که با خوشحالی یا نکردن یک مدافع وسط سنجیده شود.
این فضای کنسلکالچرِ شتابزده را کمی شل کنید. همه چیز ارزش جنگیدن ندارد. خود شجاع احتمالاً تعجب کرده که چرا اینهمه توجه به او معطوف شده. فوتبال ایران پر است از آدمهای بزرگتر و تأثیرگذارتر؛ کسانی که سکوت یا حرفشان معنا دارد. یک موی محمد خاکپور میارزد به کل مدافعان همنسل شجاع.
در نهایت، مسئله نه خوشحالی بعد از گل است و نه خود شجاع خلیلزاده؛ مسئله، میل افراطی ما به معناتراشی از هر حرکت ساده است. وقتی جامعه زیر فشار است، کوچکترین رفتارها بار نمادین پیدا میکنند و فوتبال ناخواسته تبدیل به زمین تخلیه خشم میشود.
بیخیال؛ بعضیها فقط فوتبالیستاند، نه بیشتر. و شاید وقتش رسیده این مرز را با خودمان شفافتر کنیم.