تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه تهران
اقتصاد ایران: بهمن ۱۳۵۷ یکی از برهههای تاریخی، مهم و پر اتفاق است که در تاریخ ثبت شده و نقطه عطف مهمی محسوب میشود.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان - سیدمجتبی مومنی: روزهای آخر تبعید امام خمینی و بازگشت به کشور، روایتهای نفسگیری دارد. روایتهایی از جنس بیم و امید. روزهایی که بازگشت امام خمینی به کانون اصلی درگیریهای قدرت در ارکان سلطنت و دولت پهلوی تبدیل میشود. از تهدیدهای مستقیم علیه جان امام در پاریس، تا بستن فرودگاهها و لغو «پرواز انقلاب» در تهران، همهچیز حکایت از تلاشی سازمانیافته برای متوقفکردن یک بازگشت تاریخی داشت. تلاشی که پای آمریکا باز هم در میان است. اما در برابر همه این فشارها، خیابان، دانشگاه، مسجد و تحصن، به میدان کنش مردم و روحانیت تبدیل شده است.
متن پیش رو، روایتی مستند از روزهای آخر منتهی به ورود امام؛ ایستادگی، سازماندهی و تلاشی است که سرانجام حصر فرودگاه مهرآباد را شکست.
تهدید جانِ امام
در اوایل بهمن ۱۳۵۷، شاه از کشور فرار کرده و بختیار همه کاره کشور شد. با حمایتهای که با فشار هایزر و هماهنگی نیروهای ارتش انجام شد، تصمیم این بود که بختیار ماندگار شود. اما در این بین و پس از فرار شاه اعلام میشود که امام تصمیم گرفته است به کشور برگردد. طبق برنامهریزیهای انجام شده جمعه، ۶ بهمن ۱۳۵۷ زمان بازگشت امام است. اعلام این خبر تازه شروع ماجرا میشود.
علاوه بر فشارهایی که دولت بختیار در داخل به مردم میآورد، اوضاع امام در فرانسه هم تحت فشار است: «دکتر یزدی: تهدیدهای تلفنی نسبت به جان امام خمینی شدت یافته ولی این تهدیدها در برنامه بازگشت کوچکترین خللی وارد نکرده است.»[1]
برای شکست حصر
بختیار به نیروهای نظامی دستور محاصره فرودگاه را میدهد. پس از این اقدام مردم در روز ۵ بهمن به سمت فرودگاه مهرآباد حرکت میکنند: «از بامداد امروز گروه کثیری از مردم پایتخت بهدعوت کمیته هماهنگی هواپیمایی ملی و سازمانهای هواپیمایی کشوری علیرغم مکرر اعلامیه فرمانداری نظامی تهران مبنی بر جلوگیری از ورود مردم به محوطه فرودگاه مهرآباد بهسمت فرودگاه حرکت کردند. این عده که چندین هزار نفر شده بودند تا نزدیک خط محاصره نظامی فرودگاه پیش رفتند و در آنجا به انتظار ورود حضرت آیتالله طالقانی که قرار بود امروز در مراسم بازگشایی پرواز انقلاب جهت بازگشت امام خمینی به ایران سخنرانی کند، به انتظار ایستادند.»[2]
با ورود آیتالله طالقانی وضعیت تا اندازهای متفاوت میشود: «حضرت آیتالله طالقانی نیز اندکی بعد از ساعت ده صبح در این گروه که خیلی پیوست و در حالیکه مردم اطراف ایشان را گرفته بودند به سخنرانی پرداخت. بیش از ده دقیقه از سخنرانی حضرت آیتالله طالقانی گذشته بود که مأموران فرمانداری نظمی با ایجاد سر و صدا مانع سخنرانی آیتالله طالقانی شدند و ایشان برای احتراز از هرگونه دخالت مأموران انتظامی از مردم خواستند که به آرامی متفرق شوند. طبق گزارش خبرنگار ما، بیش از ۵۰ هزار نفر از مردم پایتخت نیز برای عزیمت به محل فرودگاه به میدان بزرگ تهران آمده بودند.»[3]
لغو پرواز انقلاب
در روز ششم بهمن مردم با امید به اینکه امام میآید برای استقبال راهی فرودگاه میشوند: «جمعیتی در حدود 20 هزار نفر در خیابانها جمع شدند و برای استقبال از امام خمینی، عازم فرودگاه شدند. ما با اطلاع از این که ممکن است چنین شود، ارتش را در فرودگاه مستقر کرده بودیم. نسبت به طرح حفاظت از فرودگاه اطمینان داشتیم و این آزمایش خوبی بود.»[4]
بسته شدن فرودگاهها باعث میشود که سفر روز ۶ بهمن انجام نشود، قرار بر این است که این سفر در روز هشتم انجام شود. اما این اتفاق باز هم نمیافتد.
ایرفرانس در اطلاعیه اعلام میکند با توجه به بسته بودن فرودگاههای کشور و عدم صدور مجوز برای پرواز امام این پرواز انجام نمیشود.[5]
روز بیستو هشتم صفر
مردم در روز هفتم بهمن، همزمان با ایام ۲۸ صفر دوباره وارد خیابانها شدند: «شعارهایی که مردم در راهپیمایی 28 صفر [7 بهمن 1357] و تظاهرات پراکنده دیگر مطرح میکردند از جمله شعار «وای به حالت بختیار اگر امام فردا نیاد اگر امام فردا نیاد مسلسلها بیرون میاد» و یا «وای اگر خمینی حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد»، به خوبی روحیه مردم در به مبارزه طلبیدن دشمن را نشان میداد.»[6]
این پیگیری و اعتراضات مردمی با عقبه تحصنهای مردم در شهرهای مختلف از جمله مشهد جرقه ایده جدید مبارزاتی را روشن میکند.
تحصن روحانیون
با توجه به لغو دوباره سفر امام، عدهای از روحانیون در دانشگاه تهران تحصن میکنند: «چهل تن از روحانیون تهران و شهرستانها برای اعتراض به عمل دولت در جهت ممانعت از بازگشت امام خمینی به ایران، در محل مسجد دانشگاه تهران تجمع شدند. بیست تن از متحصنین از جامعه روحانیّت مبارز تهران و بیستتن دیگر از روحانیون شهرستانها هستند که در میان روحانیون استاد مطهری هم دیده میشود.»[7]
بخشی از این روحانیون کسانی بودن که از شهرهای مختلف کشور برای استقبال از حضرت امام به تهران آمده بودند. این تحصن بعد از گذشت حدود یک ساعت به جمعیت دوبرابری رسید: «[تحصنی که] صبح امروز با حدود ۴۰ نفر آغاز شده بود در حدود ساعت ده به ۱۰۰ نفر رسید. سخنگوی این روحانیون، آقای جنتی گفت: انتظار میرود آیتالله طالقانی و آیتالله منتظری و دکتر بهشتی به جمع متحصن بهپیوندند. روحانیون که در محل مسجددانشگاه متحصن شدند، اعلام کردند که تا مراجعت حضرت امام خمینی (ره) به ایران به تحصن خود ادامه خواهند داد.»[8]

در خواست آقای جنتی به سرعت اجابت شد: «من فراموش نمیکنم آن روز با مرحوم آقای بهشتی دو نفری آمدیم و از در شرقی دانشگاه وارد شدیم... رفتیم توی مسجد دانشگاه و بنده رفتم توی آن اتاق عقب مسجد- که یک اتاق کوچکی بود، نمیدانم حالا هم هست یا نه- آنجا مستقر شدیم و از همان روز اول، نشریهی تحصن را راه انداختیم.»[9]
تحصن کنندگان با صدور اعلامیهای به شرح جزئیات در مورد تحصن خود پرداختند، در بخشی از این اعلامیه آمده است: «اینجانبان بهعنوان اعتراض به اعمال ضد انسانی دولت غیر قانونی بختیار از ساعت ٩ صبح روز یکشنبه ٨ بهمن ماه جاری تا بازگشت حضرت آیتالله العظمی امام خمینی دامظله به وطن به آغوش پر از مهر ملت در مسجد دانشگاه تهران تحصن اختیار میکنیم و از این محل مقدس در کنار برادران دانشجوی خود ندای حق طلبانه خود را بکوش جهانیان خواهیم رساند»[10]
هماهنگ در همه حوزهها
متحصنین به سرعت در همان روزها برای عملیات خود ساختار داشتند: «بعد از استقرار ما در مسجد دانشگاه تهران، سیل جمعیت از نقاط مختلف به آنجا سرازیر شد. گروهی از مدرسان حوزه علمیه قم از همان صبح روز اول آمده بودند از جمله آقایان فاضل لنکرانی، قدوسی، راستی کاشانی. در کنار مسجد یکی دو اتاق بزرگ قرار داشت که آقایان در آنجا جمع شده بودند و کمیتههایی برای اداره تحصن تشکیل داده بودند. یکی از این کمیتهها، کمیته تبلیغات بود، دیگری کمیته رسیدگی به علمای شهرستانی بود.
در این قسمت اسامی و مشخصات علمایی که از شهرستانها به متحصان میپیوستند، نوشته میشد تا برای انتشار، در اختیار خبرنگاران قرار گیرد… آقای خامنهای مسئول کمیته تبلیغات شدند و من هم در جایگاه قائممقام و معاون ایشان همکاری میکردم. یکی از دانشکدهها را به کمیته تبلیغات اختصاص دادند. […] در کمیته تبلیغات، مطالبی که باید در روزنامهها مطرح میشد، مورد بررسی و تصویب قرار میگرفت. در مجموع فعالیتهای تبلیغاتی تحصن را که در واقع از کارهای اساسی و اصلی بود، این کمیته انجام میداد.»[11]
کشتار مردم
این تحصن با حمایت مردم همراه شد: «مردم در حمایت از این تحصن به سوی دانشگاه به حرکت در آمدند و وقتی از سوی نیروهای نظامی مستقر در میدان انقلاب [24 اسفند متوقف شدند، شروع به درگیری و مقابله کردند که این کار در چند نوبت انجام شد ولی سخت ترین درگیری در بعد از ظهر اولین روز تحصن روی داد که در نتیجه آن عده زیادی شهید و مجروح شدند و مردم جنازه شهدا را به دانشگاه آوردند و در خیابانها گرداندند؛ آنها با عصبانیت شعار میدادند: «رهبران؛ ما را مسلح کنید.» در چنین شرایطی جمعیت زیادی هم در صحن و در داخل مسجد دانشگاه حضور داشتند که لازم بود آنها را هم مشغول سازیم و هم کنترل کنیم تا حوادث تلخ دیگری روی ندهد.»[12]
و بالاخره فرودگاه باز شد....
این تحصن و راهپیماییهای روزانه پیرامون آن، بالاخره نتیجه داد، روزنامه اطلاعات در این باره نوشت: «دکتر شاپور بختیار نخستوزیر اعلام کرد فرودگاه مهرآباد امروز باز خواهد شد و هیچ ممانعتی برای بازگشت حضرت آیتالله خمینی بعمل نخواهد آمد. این سخنان را صبح امروز نخستوزیر در یک مصاحبه مطبوعاتی که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برپا شده بود اظهار داشت. شاپور بختیار گفت: دولت من در مدت سههفتهای که روی کار آمده تمام آن برنامههایی را که گروههای مترقی، مذهبی، کمونیستی جبههملی و سایر گروهها میخواستند به اجرا درآورد و یا مقدامات اجرای آنها را فراهم کرده است.»[13]
[1] روزنامه کیهان، ۴ بهمن ۱۳۵۷ ، ص ۱
[2] روزنامه اطلاعات ۴بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[3] روزنامه اطلاعات ۴بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[4] ترجمه: رشیدی.ع (۱۳۶۵)ماموریت در تهران، تهران: اطلاعات، ص ۲۱۶
[5] روزنامه کیهان، ۸ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[6] بشیری، عباس(۱۳۸۳) هاشمی رفسنجانی-انقلاب و پیروزی، تهران: معارف، ص ۱۶۱
[7] روزنامه اطلاعات ۸ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[8] روزنامه اطلاعات ۸ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[9] بیانات در دیدار با وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران، 1388/11/13
[10] روزنامه آیندگان، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲
[11] احمدی، محمدرضا(1384) خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی، ج2 تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص287و284
[12] هاشمی رفسنجانی-انقلاب و پیروزی، تهران: معارف، ص ۱۶۲
[13] روزنامه اطلاعات، ۹ بهمن ۱۳۵۷، ص ۲