به گزارش سلامت نیوز به نقل از رکنا، وقتی رئیسجمهور میگوید «پذیرفته نیست کسی بیشتر کار کند اما دریافتی بیشتری نداشته باشد»، این جمله برای جامعه نه یک خبر تازه، بلکه یادآور سالها تجربه زیستهای است که دقیقاً خلاف آن را نشان میدهد؛ تجربهای که در آن بدیهیات عدالت مزدی بارها تکرار شدهاند، اما سیاستهای مؤثر برای تغییر زندگی واقعی مردم همچنان غایب ماندهاند.
امروز مسعود پزشکیان در همایش «برنامهریزی، بودجهریزی و پرداخت مبتنی بر عملکرد»، با تاکید بر ضرورت خدمترسانی به مردم و لزوم پاسخگویی در برابر آنان، اظهار کرد:" ساختار عریض و طویلی در سیستم اداری داریم اما مراجعه کنندگان اغلب از عملکردمان در دستگاههای اداری و اجرایی رضایت ندارند و ضروری است این روند را اصلاح کنیم."
وی با بیان اینکه باید به هر شکل ممکن مشکلات مردم را حل کنیم، افزود: "با روسای سازمان برنامه و بودجه و اداری و استخدامی در زمینه منطق سقف حقوق گفتوگوهایی داشتم. از نظر اعتقادی پذیرفته نیست اگر کسی کار بیشتر انجام میدهد، دریافتی بیشتر نداشته باشد."
وقتی بدیهیات تیتر میشوند؛ افول سیاستگذاری به سطح شعار
نگاه رئیس دولت به «حل مشکلات مردم» در سخنان اخیرش، بیش از آنکه نشاندهنده یک برنامه اجرایی روشن باشد، بازتاب نوعی سادهسازی مسألهای عمیق و ساختاری است. وقتی رئیسجمهور میگوید «پذیرفته نیست کسی بیشتر کار کند اما دریافتی بیشتر نداشته باشد»، در واقع بدیهی ترین اصل عدالت مزدی را در جایگاه یک کشف سیاسی مینشاند؛ گویی مشکل اصلی کشور، نادیده گرفتن یک اصل اخلاقی است!
این نوع بیان، حامل نگاهی است که میتوان آن را «نگاه چوب چراغ جادو» نامید؛ نگاهی که تصور میکند با اعلام یک گزاره درست، واقعیت نادرست اصلاح میشود.
رئیس دولت از نارضایتی مردم از دستگاه های اجرایی سخن میگوید، اما کمتر نشانی از درک ریشههای این نارضایتی در سخنانش دیده میشود. مردمی که با تورم فرساینده، کاهش قدرت خرید و خدمات عمومی کمکیفیت روبهرو هستند، مسألهشان این نیست که «جلسه زیاد برگزار میشود»؛ مسأله این است که تصمیمهای کلان اقتصادی، هزینه ناکارآمدی را مستقیماً بر دوش آنان گذاشته است. نقد جلسه محوری، اگر به نقد سیاستگذاری منتهی نشود، خود به یک کلیگویی کمهزینه تبدیل میشود.
پرداخت مبتنی بر عملکرد نیز در این چارچوب، بیشتر به یک کلید جادویی شباهت دارد تا یک ابزار اصلاح.
وقتی رئیسجمهور میگوید «پذیرفته نیست کسی بیشتر کار کند اما دریافتی بیشتری نداشته باشد»، این جمله در سطح اجتماعی بیشتر شبیه همدلی است تا سیاست. برای میلیونها کارمند، معلم، پرستار و کارگر، این «ناپذیرفتنی بودن» سالهاست به یک واقعیت روزمره تبدیل شده و دقیقاً در دورههایی رخ داده که دولتها ، از جمله دولت فعلی ، مسئول مستقیم نظام پرداخت و بودجه بودهاند. پرسش اجتماعی اینجاست که اگر این وضعیت پذیرفته نیست، چرا هنوز قاعده غالب زندگی شغلی مردم است؟
پزشکیان میگوید «ساختار عریض و طویلی در سیستم اداری داریم اما مراجعهکنندگان اغلب رضایت ندارند». این توصیف درست است، اما ناقص؛ زیرا این ساختار نه خودبهخود شکل گرفته و نه بیرون از اراده دولت ایستاده است. از نگاه اجتماعی، این جمله نوعی فاصلهگذاری با مسئولیت ایجاد میکند؛ گویی دولت صرفاً راوی یک ناکارآمدی است، نه تصمیمساز و نگهدارنده آن.
رئیسجمهور تأکید میکند «باید به هر شکل ممکن مشکلات مردم را حل کنیم». این عبارت، در تجربه زیسته جامعه، بیشتر یک وعده احساسی است تا یک تعهد اجرایی. مردم سالهاست با «هر شکل ممکن» زندگی کردهاند: اضافهکاریهای بیاثر، شغل دوم، کاهش کیفیت زندگی و فرسودگی روانی. اما آنچه تغییر نکرده، منطق تصمیمگیری اقتصادی و اولویتبندی بودجهای دولتهاست.
او همچنین میگوید «اینکه فقط جلسه برگزار کنیم مشکلی را حل نخواهد کرد». جامعه با این جمله همدل است، اما نقد اجتماعی اینجاست که جایگزین جلسهگرایی چه بوده است؟ اگر تصمیمهای واقعی گرفته نشده، اگر تورم مهار نشده و اگر نظام پرداخت اصلاح نشده، تفاوت این رویکرد با همان جلسهها در چیست؟ تغییر لحن، بدون تغییر نتیجه، از نگاه مردم تفاوت معناداری ایجاد نمیکند.
در نهایت، مجموعه این جملات تصویری از نوع نگاه رئیس دولت به حل مشکلات اجتماعی ترسیم میکند. نگاهی که بیش از آنکه بر تغییر و ساز و کارها تکیه داشته باشد، بر تصحیح گزاره ها ا متکی است. گویی اگر «درست بگوییم»، واقعیت هم اصلاح میشود. اما جامعهای که زیر فشار تورم، بیثباتی شغلی و فرسودگی اداری زندگی میکند، خوب میداند که مشکلاتش با جملات درست حل نمیشود؛ حتی اگر این جملات از زبان رئیسجمهور گفته شوند.