تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصاد سلامت
لینک : econews.ir/5x4211769
شناسه : 4211769
تاریخ :
فقر سفره‌ها را خالی کرده اقتصاد ایران: در حالی که قیمت گوشت، برنج، لبنیات و حتی نان هر روز بالا می‌رود، نیمی از مردم ایران دیگر توان خرید غذای کافی و سالم را ندارند. گزارش‌های رسمی می‌گویند میلیون‌ها نفر با سوءتغذیه دست‌وپنجه نرم می‌کنند و کودکان در استان‌های محروم بیش از همه در خطرند. بحران گرانی و کاهش شدید قدرت خرید، سفره ایرانی‌ها را کوچک‌تر از همیشه کرده است.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش سلامت نیوز به نقل از هم وطن 24 فقر غذایی در ایران به نقطه بحران رسیده است. سختی دسترسی مردم به‌ویژه در دهک‌های درآمدی پایین و متوسط به مواد غذایی مناسب قابل انکار نیست. احمد اسماعیل‌زاده مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت اعلام کرده است که «گرانی برخی اقلام خوراکی، دسترسی خانواده‌ها و بخصوص دهک‌های یک تا پنج را به مواد غذایی محدود و سخت کرده است.» او همچنین گفته است که «نیمی از جمعیت کشور چهار گروه اصلی غذا را به میزان کافی دریافت نمی‌کنند.» چنین شرایطی از فقدان یا در نگاهی خوش‌بینانه، کمرنگ شدن «امنیت غذایی» در کشور حکایت می‌کند. امنیت غذایی یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های دسترسی به زیست سالم برای مردم است. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو) در سال ۱۹۹۶ امنیت غذایی را به عنوان وضعیتی تعریف کرد که در آن «همه مردم، در همه زمان‌ها، دسترسی فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی، به غذای سالم، مغذی و کافی داشته باشند که نیازهای تغذیه‌ای و ترجیحات غذایی آن‌ها را برای یک زندگی فعال و سالم برآورده کند.» دسترسی سخت به تغذیه مناسب با نگاهی به گزارش ۱۸ دی ماه ۱۴۰۳ موضوع فقدان امنیت غذایی در کشور ملموس‌تر می‌شود. این گزارش نشان می‌داد که ۲۷ درصد ایرانی‌ها با درآمد روزانه دو دلاری زندگی می‌کنند.

با این وجود قیمت اقلام اساسی برای زیست انسان به‌ویژه اقلام خوراکی به صورت ماهانه و حتی روزانه افزایش یافته و دسترسی خانوار ایرانی به تغذیه مناسب را سخت می‌کند. تشدید فشارها بر دهک‌های درآمدی پایین جامعه را به راحتی می‌توان از گزارش مرکز آمار ایران حدس زد: «تورم نقطه‌به‌نقطه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها در ۴ماه با رشدی ۱۷درصدی از ۴۷درصد به ۶۴درصد رسیده است.» برای اثبات گزارش مرکز آمار کافی است نگاهی به قیمت اقلام خوراکی بیندازیم: «قیمت هر کیلوگرم گوشت قرمز بین ۸۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۱۲۰ هزار تومان و گوشت مرغ بین ۱۶۹ تا ۱۷۹ هزار تومان در حال عرضه و فروش در بازار کالاهای اساسی است.

با این حال برخی می‌گویند با ادامه این روند باید منتظر مرغ با قیمت کیلویی ۵۰۰ هزار تومان باشیم. برنج ایرانی به عنوان غذای اصلی ایرانیان، به صورت میانگین کیلویی ۲۷۰ هزار تومان تا ۳۷۰ تومان به فروش می‌رسد. محمد فربد سخنگوی انجمن صنایع لبنی از افزایش ۳۰ درصدی قیمت محصولات لبنی در دوماه مهر و آبان خبر داده است. حبوبات که تا پیش از این به عنوان جایگزین گوشت و تامین کننده ارزان پروتئین معرفی می‌شد حالا در کنار اقلام خوراکی گران قیمت قرار گرفته است لوبیا چیتی کیلویی ۴۰۰ تا ۴۵۰ هزار تومان، لوبیا قرمز ۲۲۰ تا ۲۵۰ هزار تومان و عدس کیلویی ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان به فروش می‌رسند.

اقلامی که تا پیش از قیمت‌هایی بسیار کمتر داشتند و گزینه‌ای مناسب برای خانوارهایی بودند که دسترسی‌شان به گوشت کم شده بود. قیمت نان هم گران شده است و دستوری شدن قیمت این ماده غذایی هم فایده نداشته است. تنها در شهر مشهد این محصول ۱۵ درصد گران شده است. قیمت میوه‌ها هم تعریفی ندارد و عملا اقشار کم‌درآمد میوه را از سبد غذایی خود حذف کرده‌اند. فروشندگان میادین میوه و تره‌بار ته‌مانده‌های خراب و پرلک بار خود را به گوشه‌ای می‌گذارند تا با قیمت کمتر به اقشار کم درآمد بفروشند آن‌ها هم که مهربان‌ترند این نوع میوه‌ها را به صورت رایگان در اختیار شهروندان کم درآمد قرار می‌دهند. در چنین شرایطی بیراه نیست که کارشناسان از کاهش ۵۰برابری قدرت خرید مردم به‌ویژه از ابتدای سال جاری می‌گویند. با این میزان تفاوت میان درآمد و ارزش ریالی قوت روزانه حالا می‌توان نبود امنیت غذایی در ایران را بهتر درک کرد. زیرا شاخص‌های تغذیه‌ای رابطه‌ای مستقیم با درآمد دارند.

در این بین سوءتغذیه یکی از مهم‌ترین نتایج فقدان امنیت غذایی در کشور است. وضعیتی که نشان‌دهنده کمبود در انرژی، پروتئین یا ویتامین‌ها و مواد معدنی ضروری است. آمار هولناک اعداد و ارقام مرتبط با سوءتغذیه هولناک است. براساس اعلام وزارت بهداشت ۶.۵ درصد ایرانی‌ها کالری مناسبی دریافت نمی‌کنند. حدود ۱۶ درصد از کودکان زیر شش سال در ایران دچار سوء‌تغذیه و ۸۰۰ هزار کودک در سنین رشد، با کمبود انرژی و مواد پروتئینی و البته کمبود ریزمغذی‌ها مواجهند. و سالانه حدود ۱۲۰ هزار ایرانی به دلیل مسائل تغذیه‌ای جان خود را از دست می‌دهند. سیدهادی موسوی نیک، مدیرکل پیشین مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، هم دوسال پیش اعلام کرده بود که ۵۷ درصد ایرانیان سو تغذیه دارند و کالری مورد نیاز را دریافت نمی‌کنند.»

در کنار همه این موارد اما به صورت خاص نسبت به امنیت غذایی ۸ استان کم‌برخوردار کشور شامل کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، ایلام هشدار داده شده است.

فائو هم در گزارش سال گذشته ۱۶۷ کشور جهان را از نظر سوء تغذیه مقایسه کرده و رتبه ۹۰ را به ایران اختصاص داد. رتبه‌ای بسیار پایین برای کشوری غنی شده از ثروت‌های طبیعی و ظرفیت بالای درآمدی که به نظر می‌رسد اراده‌ای برای استفاده از این میزان فرصت و امکانات نبوده است.

البته که قهر کردن با جهان و قرار دادن کشور در معرض انواع تحریم‌ها نمی‌تواند حاصلی بهتر از این داشته باشد. رفع فقر تکلیف حاکمیت این وضعیت ایرانیان و مواجهه آن‌ها با تورم ۶۰ درصدی سبد معیشتی در شرایطی است که قانون‌گذار اساسی در اصول متعددی از این سند راهبردی رفع فقر را به عنوان وظیفه مهم حاکمیت مورد تاکید قرار داده است. چنانکه بند ۱۲ اصل سوم قانون اساسی مقرر می‌کند «رفع فقر و ایجاد رفاه و بر طرف ساختن هر نوع محدودیت در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت یک ارمان نیست یک برنامه است». در حالیکه تامین امنیت غذایی یکی از تکالیف و مسئولیت‌های دولت‌ها در برابر شهروندان است اما شرایط فعلی نشان می‌دهد که ساختار قدرت و تصمیم‌گیرندگان کشور اهتمام خاصی نسبت به این موضوع نداشته‌اند. جان میلیون‌ها ایرانی به مدد بحران معیشتی در خطر قرار گرفته است و مشخص نیست که برنامه دولت و به صورت کلی ارکان حاکمیت برای بهبود وضعیت معاش شهروندان چیست؟