زیبایی در هنر اسلامی؛ تجلی هماهنگی میان فرم و مفهوم
اقتصاد ایران: ایسنا/خراسان رضوی یک دانشآموخته دکتری تاریخ تطبیقی هنر اسلامی، گفت: زیبایی در هنر اسلامی به معنای هماهنگی میان فرم و مفهوم است؛ برای خلق یک اثر زیبا در هنر اسلامی، لازم است که تفکر، نگرش و مفاهیم دینی، اجتماعی و فرهنگی با شکل و فرم اثر به شکلی هماهنگ و یکپارچه درآید.
ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان
مهدی صحراگرد در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: هنر اسلامی تعریف مشخص و یکسانی در جهان ندارد و در طول تاریخ و گذر زمان، تعاریف مختلفی از آن ارائه شدهاست. حتی میتوان گفت هر کس از یک منظر با آن برخورد داشتهاست. این هنر، تمام ارکان زندگی مسلمانان را در برمیگیرد و به دلیل گستردگی سرزمینهای اسلامی و تنوع فرهنگی در این مناطق، همواره از زاویههای متفاوتی مورد بررسی قرار گرفتهاست. البته هنر اسلامی تنها محدود به دین اسلام نیست بلکه باید آن را به عنوان یک پدیده فرهنگی که شامل اندیشهها، آداب و رسوم مسلمانان است، در نظر گرفت.
وی با اشاره به اینکه یکی از عامترین تعاریفی که همه تعریفهای فردی را پوشش میدهد این است که بگوییم هنر اسلامی، هنر رایج در سرزمینهای اسلامی در دوران اسلامی است، تاکید کرد: این تعریف شاید سادهترین و در عین حال جامعترین تعریف از هنر اسلامی باشد که بتواند اکثر دیدگاهها را در بر بگیرد. هنر اسلامی برخلاف مفاهیمی چون هنر مسیحی، صرفاً هنری درخدمت دین نیست بلکه هنری است که ابعاد مختلف زندگی مسلمانان و حتی غیرمسلمانان ساکن در سرزمینهای اسلامی را در بر میگیرد و در تمام زمینههای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی در مناطق مختلفی از جهان اسلام ظهور و بروز پیدا کردهاست.

تکامل فرهنگ اسلامی همجهت با ایدئولوژی اسلام
این دانشآموخته دکتری تاریخ تطبیقی هنر اسلامی، خاطرنشان کرد: به بیان ساده هنر، وجه فیزیکی و مادی فرهنگ است، حال اگر چگونگی شکلگیری فرهنگ اسلامی را درک کنیم ابعاد صوری و کاربردی هنر اسلامی هم تا حدی روشن میشود. فرهنگ اسلامی فرهنگی برگرفته از فرهنگ باستانی سرزمینهایی است که با آغاز اسلام، تحت تسلط مسلمانان درآمدند. فرهنگی شکلگرفته بر پایه تمام تجربیات آن سرزمینها اما هم جهتشده با ایدئولوژی اسلام. مسلمانان این سرزمینها، آن دسته از آداب و رسوم و اندیشههای مرتبط با هنر و معماری دوران قبل از اسلام سرزمینهایی مانند ایران، مصر و روم، هند و حتی چین را که منطبق با ایدئولوژی اسلامی بود، حفظ و مواردی که منطبق نبود را حذف کردند. این فرهنگ به مرور به یکپارچگیای درخشان رسید که ویژگیهایش به رغم تمام اختلافات مذهبی، نژادی، و منطقهای در سراسر سرزمین اسلامی شباهتی چشمگیر و بینظیر یافت.

صحراگرد ادامه داد: اگر بخواهم مثالی برای درک بهتر این موضوع بزنم باید به این اشاره کنم که از قرن پنجم به بعد، اثری که در هند تولید شده به لحاظ ویژگیهای ظاهری، شباهت زیادی به اثری که در مصر تولید شده، دارد. حتی اگر فردی اطلاعات زیادی از فرهنگ اسلامی نداشتهباشد با دیدن این دو اثر هنری میتواند تشخیص دهد که هردو به یک فرهنگ مربوط هستند. بنابراین این تصور که فکر کنیم فرهنگ اسلامی کاملا زاده تفکر، زندگی، آداب و رسوم اعراب است یا کاملا از قرآن کریم نشات میگیرد، اشتباه است. از این جهت که قرآن و حدیث صرفا ایدئولوژی و جهانبینی را ارائه میدهد و شیوههای هنری و آداب و رسوم خاصی را آموزش نمیدهد. مثلاً در هیچیک از متون قرآن و حدیث ساخت مسجد، کتابت و آرایش قرآن و امثال اینها بیان نشده است. فنون و قواعد اجرای لوازم زندگی مسلمانان از فرهنگهای قبل از اسلام گرفتهشده، در دوران اسلامی تکامل پیدا کرده و به صورت یکپارچه در سراسر جهان اسلام رواج پیدا کرده است.
هنر اسلامی به یک همگرایی فرهنگی تبدیل شده است
این دانشآموخته دکتری تاریخ تطبیقی هنر اسلامی، گفت: برای مثال، در حوزة ساخت بناهای مقدس همچون مسجد و مقبره، مسلمانان سبکها و تکنیکهای معماری پیش از اسلام، به ویژه عناصری از ایران باستان مانند ایوان،گنبد و طاق را به دوران اسلامی اقتباس کردند و به تدریج مطابق با مبانی نظری اسلام توسعه دادند. بدین ترتیب هنر اسلامی در اصل وجه مادی یک ترکیب و همگرایی فرهنگی، متشکل از فرهنگهای باستانی و ایدئولوژی بلند اسلامی است که در مجموع توانست ترکیبی هماهنگ و پویا را که بیش از 1000سال در بخش بزرگی از ربع مسکون جریان داشته باشد، ایجاد کند.

زیبایی در هنر اسلامی تنها محدود به زیبایی ظاهری یا طبیعی نیست
صحراگرد درباره مفهوم زیبایی در هنر اسلامی، خاطرنشان کرد: زیبایی در هنر اسلامی به هیچ عنوان تنها محدود به زیبایی ظاهری یا طبیعی نیست. در فرهنگ اسلامی، زیبایی بیشتر به مفاهیمی چون هماهنگی، تعادل و پیوستگی میان اجزا و عناصر اثر هنری مرتبط است. یکی از تعاریف زیبایی، تعریف کلاسیک آن است که یونانیان باستان از جمله ارسطو از لحاظ تئوری ارائه دادند اما به لحاظ روانی تمام انسانها هر چیزی را که در اوج هماهنگی باشد زیبا به حساب میآورند. زیبایی در هنر اسلامی به معنای هماهنگی میان فکر، مفهوم و شکل است. در حقیقت، زیبایی در این هنر با مفهومی عمیقتر از ظاهر پیوند دارد که بیشتر به تناسب میان معنای اثر، جایگاه آن در فرهنگ اسلامی و تجربه هنرمند از جهان پیرامون او مربوط میشود.

وی افزود: در این راستا، زیبایی در هنر اسلامی نه تنها در هماهنگی بین اجزا بلکه در هماهنگی میان اندیشه و باورهای هنرمند با قالبی که در آن اثر هنری ایجاد میشود نیز مشاهده میشود. زیبایی در فرهنگ اسلامی، به معنای زیبایی واقعگرایانه و طبیعتگرایانه نیست بلکه از مفاهیمی به دست میآید که در آن اثر منعکس شده و شکل گرفتهاست.
تفاوتهای زیباییشناسی در هنر اسلامی و غربی
این دانشآموخته دکتری تاریخ تطبیقی هنر اسلامی به مقایسه زیباییشناسی هنر اسلامی با هنر غربی پرداخت و گفت: اگر بخواهیم هنر اسلامی را با هنر غربی مقایسه کنیم، باید توجه داشتهباشیم که در جهان غرب، به ویژه از دوران رنسانس به بعد، هنر به طور عمده بر اساس نگاه انسانمحور و اومانیستی شکل گرفتهاست. بدین معنا که جهان از دید هنرمند نگریسته میشود. حال آنکه در جهانبینیهای اسلامی، دید حسیانسانی ملاک نیست بلکه دید عقلانی ملاک است. به لحاظ عقلی، اشیاء دور کوچکتر نیستند بلکه اندازه واقعی خود را دارند و این کوچکبینی به دلیل ضعف چشم انسان است. در این نگاه، همه چیز از دیدگاه انسان و تجربیات او در جهان تعریف میشود. به عنوان مثال، پیدایش پرسپکتیو در نقاشی غربی به دلیل تمایل به بازنمایی واقعیتر محیط از نگاه انسانی به وجود آمدهاست. حال آنکه در تصویرگری انسانی هیچگاه لزومی به استفاده از پرسپکتیو نبوده است زیرا صور معقله همواره اندازهای عقلانی دارند و لزومی ندارد برای نشان دادن آنها در فاصله دوردست آنها را کوچکتر تصویر کرد.

صحراگرد درباره جریان یافتن هنر اسلامی در کار هنرمندان معاصر، اظهارکرد: عموما هنرمندانی که به هنر در گذشته رجوع میکنند توجهشان بیشتر معطوف به فرم یا صورت آثار هنری اسلامی است. این موضوع یعنی الهام از فرم و بروز آن، گاه به تقلید صرف و گاه به ترکیبی نامتناسب از هنر گذشته و معاصر منجر میشود. حال آنکه برای به کارگیری هنر گذشته در هنر معاصر امروز لازم است در قدم اول جوهر هنر اسلامی یا به اصطلاح سنتی را درک کرد. اینکه هنرمند چطور در چهارچوب به ظاهر محدود بر اساس شرایط، نیاز و فنآوریهای جدید زمانه خود نوآوری کرده و مهارت را با نیازها و سلیقه روز همراه کرده است. درک این جوهر نیازمند مطالعه دقیق و فهمی عمیق از هنر اسلامی است و صرفاً با مراجعه به چند اثر و روبرداری از فرم آنها نمیتوان به آن رسید.
انتهای پیام