تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : اقتصاد سلامت
لینک : econews.ir/5x4211509
شناسه : 4211509
تاریخ :
مصائب آموزش مجازی در مناطق کم برخوردار شهر اقتصاد ایران: «کلاس‌های مجازی در نرم‌افزار شاد دوساعته است که معمولا فقط نیم‌ساعت آن واقعا درس است». «حامد» پشتیبان تحصیلی تعدادی دانش‌آموز در یکی از مناطق کم‌برخوردار جنوب شهر تهران است: «دانش‌آموزان من اگر در زمان کلاس، اینترنت، گوشی و امکان نشستن پای درس را داشته باشند، آن‌گاه باید با معضل نرم‌افزار شاد دست‌وپنجه نرم کنند».

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش سلامت نیوز به نقل از شرق، غیرحضوری‌شدن مدارس، تبدیل به یک تصمیم عادی با دلایل متفاوتی شده است؛ از انتشار انواع ویروس‌ها مثل آنفلوانزا تا ناترازی انرژی و معضل همیشگی آلودگی هوا. این بدعت را که فی‌نفسه امری منفی نیست، باید از باقی‌ماندگان دوران پساپاندمی دانست؛ دورانی که در آن برای اولین‌بار در تاریخ آموزش عمومی و عالی کشور، آموزش مجازی تبدیل به امکانی شد که به طور مرتب به کار گرفته می‌شد. اما مسئله‌ای که نظام آموزشی کشور سعی در نادیده‌گرفتن آن دارد یا تلاش‌های بی‌نتیجه، بحران دسترسی و کیفیت است؛ بحرانی چندجانبه که نه‌فقط آموزش و پرورش به‌عنوان نهادی غیرمسئول در توسعه زیرساختی، بلکه قرارگرفتن در کدام طبقه اقتصادی، ایجادکننده آن است. میزان دسترسی به آموزش مجازی، بیش از هر چیز دیگری خود را در طبقات فرودست و کم‌برخوردار نشان می‌دهد. کمبود امکانات، هزینه‌بر بودن تأمین پیش‌نیازها، نابودکردن کارکرد مدرسه و ایجاد گروه بزرگی از دانش‌آموزان بدون داشتن حداقل توانایی‌های لازم برای تداوم تحصیل، از معضلاتی است که برای کودکان خانواده‌های فرودست وجود دارد. این کودکان که به‌ دلیل نابرابری‌های موجود در آزمون کنکور، قبولی در دانشگاه را با نگاهی حسرت‌آلود و ناامید می‌بینند، تحصیل در مدرسه و دریافت حداقلی‌ترین آموزش‌ها را نیز در شرایطی سخت تجربه می‌کنند.

آموزش مجازی؛ زمینه‌ساز ترک تحصیل

«هدی اوغازی‌مقدم» مدیر یکی از مؤسسات آموزشی و حمایتی در مناطق کم‌برخوردار استان البرز است. او به تجربه مجازی‌شدن مدرسه فرزند خود در دوران کرونا اشاره می‌کند و می‌گوید مخصوصا برای کودکانی که در ابتدای دوران تحصیل هستند، همراهی خانواده در آموزش بسیار مهم است: «در دوره کرونا فرزندم دبستانی بود و برای شرکت در کلاس مجازی نیاز به همراهی و کمک در آموزش داشت، ولی من شاغل بودم. در نتیجه مجبور شدم با معلم صحبت کنم تا برخی کلاس‌ها را آفلاین شرکت کند تا بتوانم کنارش باشم. حالا شما تصور کنید در یک خانواده که پدر و مادر سواد کافی برای کمک به فرزندان‌شان ندارند، چقدر این آموزش سخت و بی‌فایده است، به‌ویژه برای کودکان مقاطع پایین‌تر تحصیلی که مثلا در حال یادگیری حروف الفبا هستند».

جز مسئله سواد در خانواده، کمبود امکانات برای حضور در کلاس مجازی نیز مشکل را عمیق‌تر می‌کند: «ما در بین بچه‌های تحت پوشش خودمان کسانی را داشتیم که کل خانواده یک گوشی داشت و قاعدتا نمی‌شد در تمام ساعات لازم هنگام مجازی‌شدن مدرسه در اختیار بچه باشد، یا بچه‌هایی بودند که همان یک گوشی‌ خانواده‌شان نیز خراب شده یا مشکل پیدا کرده و آنها کلاس‌های مجازی زیادی را از دست می‌دادند». «مقدم» به تأثیر این موضوع بر افت تحصیلی و ضعف پایه‌ای دانش‌آموزان تأکید می‌کند و می‌گوید این موضوع زمینه‌ساز ترک تحصیل زودهنگام افراد شده است: «کیفیت پایین آموزش مجازی ایجادکننده ضعف تحصیلی است. در دوران کرونا این مسئله به‌وضوح دیده شد. ضعف تحصیلی، بچه را دچار مشکل در مطالعه درس‌ها و رشد تحصیلی می‌کند و متأسفانه باعث می‌شود او در مقاطع بالاتر تحصیلات مثل راهنمایی و دبیرستان از آموزش سرخورده شود و به سمت ترک تحصیل برود». این موضوع در کنار پایین‌بودن ارزش تحصیل در خانواده‌های کم‌برخوردار و میل آنها به ورود فرزندشان به بازار کار برای کمک به وضعیت ضعیف اقتصادی خانواده، مسیر ترک تحصیل را هموارتر می‌کند: «خانواده توانایی جبران مشکلات تحصیلی فرزندش را ندارد، مدارس نیز این کار را انجام نمی‌دهند. خانواده تا یک‌ جایی تذکرات مدرسه را تحمل می‌کند و از ‌جایی به‌ بعد باور می‌کند که بچه توان درس‌خواندن ندارد و او را به ترک تحصیل سوق می‌دهد». دراین‌میان آموزش و پرورش نیز برای حل و جبران این بحران اقدامی نمی‌کند: «متأسفانه آموزش و پرورش و مدارس دولتی تعداد بالایی دانش‌آموز دارند و در نتیجه برای مدیران و کادر مدرسه که باید از خروج بچه‌ها جلوگیری کنند، ترک تحصیل زیاد مسئله مهمی نیست. به طور کل من ندیدم برای جبران ضعف آموزش مجازی در مناطق کم‌برخوردار آموزش و پرورش اقدامی جدی کند».

بی‌تفاوتی به درس و مدرسه

«کلاس‌های مجازی در نرم‌افزار شاد دوساعته است که معمولا فقط نیم‌ساعت آن واقعا درس است». «حامد» پشتیبان تحصیلی تعدادی دانش‌آموز در یکی از مناطق کم‌برخوردار جنوب شهر تهران است: «دانش‌آموزان من اگر در زمان کلاس، اینترنت، گوشی و امکان نشستن پای درس را داشته باشند، آن‌گاه باید با معضل نرم‌افزار شاد دست‌وپنجه نرم کنند».

«شاد» یک سامانه آموزش مجازی‌ است که وزارت آموزش و پرورش آن را برای روزهای مجازی‌شدن مدارس ایجاد کرده و تمام مدارس دولتی موظف هستند از آن استفاده کنند. این سامانه، در اصل یک پیام‌رسان است که باید یک کلاس مجازی را ممکن کند، اما نه کار پیام‌رسان را به‌درستی انجام می‌دهد و نه می‌تواند جایگزین کلاس مجازی شود: «در همین هفته که کلاس‌ها مجازی شد، یکی از معلمان به پدر و مادر دانش‌آموز من زنگ زده بود که فرزند شما دو روز است در کلاس شرکت نمی‌کند، پدر و مادر نیز او را تنبیه کردند، با این تصور که از موبایل برای بازی استفاده می‌کند، بعد که پیگیری کردم، مشخص شد که او در کلاس بوده و در حضور و غیاب و پاسخ به سؤالات نیز مشارکت داشته، اما به علت مشکلات «شاد» پیام‌های او به دست معلم نرسیده است».

او می‌گوید پیگیری این معلم یک استثناست و معمولا به علت حجم دانش‌آموزان و مشکلات متعدد نرم‌افزار، معلمان زیاد پیگیر تدریس و حضور دانش‌آموزان در مدرسه مجازی نمی‌شوند: «معلمان نیز از کیفیت پایین و اعصاب‌خردکن بودن آموزش مجازی خسته شده‌اند. بیشتر بچه‌ها می‌گویند در روزهای مجازی، معلم‌ها تنها به فرستادن چند عکس و صوت کوتاه بسنده می‌کنند و خبری از تدریس نیست. حتی در بیشتر اوقات دانش‌آموز فقط حضور و غیاب خود را ثبت می‌کند و خبری از محتوای درسی نیست». «حامد» می‌گوید آموزش و پرورش نیز به این موضوع بی‌تفاوت است و مشکلات شاد امری قدیمی‌ است: «شاد از همان ابتدا پر از ایرادات نرم‌افزاری بود. از سمتی تنها یک پیام‌رسان است، نه ابزار خاصی برای معلم فراهم می‌کند، نه برای دانش‌آموز امکاناتی برای یادگیری دارد. شاد باید برای دانش‌آموزان دبستانی که در سال‌های اول تحصیل هستند و همراهی ندارند که با آنها در کلاس شرکت کند، مثل بیشتر دانش‌آموزان کم‌برخوردار که پدر و مادر یا سر کار هستند یا تحصیل بچه برای‌شان کم‌اهمیت است، امکاناتی فراهم کند که معلم بتواند بیشتر آنهارا درگیر کند و مراقب آنها باشد». در این شرایط، خانواده نیز به تحصیل بیش‌ازپیش بی‌تفاوت می‌شود: «من دانش‌آموزی دارم به اسم متین که با گوشی پدرش در کلاس مجازی حاضر می‌شود. او این هفته فقط یک روز در کلاس شرکت کرد، زیرا پدرش دید که خبری از درس نیست و موبایل را گرفت و او را با خود سر کار برد».

یک تلفن همراه برای تمام خانواده

«فاطمه پوربایرام» معلم و فعال اجتماعی است. او از کسانی‌ است که در مناطق کم‌برخوردار نیز به تدریس می‌پردازد: «بعضی خانواده‌ها دغدغه تحصیل فرزندشان را ندارند، برخی که دارند نیز مشکلات نمی‌گذارد که تحصیل فرزندشان را ممکن کنند». این مشکلات طیف وسیعی را شامل می‌شود: «یک بخش خرید اینترنت و داشتن آنتن است. یک بخش استفاده از تکالیف، کلیپ‌ها و محتواهایی‌ است که برای زمان مجازی‌شدن مدارس ساخته شده و دانش‌آموزان باید آنها را ببینند و حل کنند، اما برای مثال فقط گوشی خانواده برای پدر است و او آخر شب به خانه می‌آید، زمانی که بچه دیگر توان و حوصله درس‌خواندن ندارد». «پوربایرام» از خواهر و برادرانی می‌گوید که دانش‌آموز هستند اما فقط یک تلفن همراه دارند: «من سه دانش‌آموز دارم که خواهر و برادرند و هر سه تنها به یک گوشی دسترسی دارند، در نتیجه پیش می‌آید که یکی‌شان غیبت کند و وقتی علت غیبت را می‌پرسم، بگوید خواهرم سر کلاس بود و من نتوانستم بیایم یا درسم را بخوانم». این شرایط انگیزه دانش‌آموزان را کم می‌کند: «وقتی این میزان از مشکلات هست، کودکان از تحصیل دلسرد می‌شوند». مجازی‌شدن مدرسه، کیفیت آموزش را نیز به‌شدت پایین می‌آورد: «خانه‌های این کودکان کوچک است و مثلا فضایی ندارد که در آن با تمرکز درس بخوانند، از سمت دیگر معلم نیز به علت دوری و کم‌بودن امکانات ارتباطی توان سنجش درک مطلب و مشکلات دانش‌آموز را ندارد. همین‌طور انرژی موجود در یک کلاس حضوری که انگیزه و کیفیت تحصیلی را بالا می‌برد، در آموزش مجازی جریان ندارد». «پوربایرام» به این موضوع اشاره می‌کند که دانش‌آموزان مناطق کم‌برخوردار نیز از آموزش مجازی استقبال نمی‌کنند: «برای این دانش‌آموزان مدرسه نوعی تفریح و دورهمی با دوستان‌شان است زیرا آنها در خانه تفریح یا سرگرمی خاصی مانند کودکان برخوردار ندارند. برای این کودکان مدرسه شرایطی ایجاد می‌کند که چند ساعت از مشکلات و التهابات فضای خانه دور باشند و بتوانند کمی آرامش ذهنی و روانی داشته باشند». او به شرایط سختی که مجازی‌شدن مدرسه برای معلم می‌سازد، اشاره می‌کند: «من محتوایی برای بچه‌ها می‌فرستم که پیش‌نیاز یک درس است، اما وقتی به کلاس می‌آیم می‌بینم به علت همان مشکلاتی که عنوان شد، بسیاری از دانش‌آموزان محتواها را ندیده‌اند و مجبور می‌شوم از پله اول تدریس را شروع کنم. همین‌طور من چیزی را در کلاس مجازی درس داده‌ام، اما با حضوری‌شدن مدرسه می‌بینم بیشتر بچه‌ها مطلب را درک نکرده‌اند. همه این مسائل کار معلم را سخت‌تر می‌کند».

مدرسه، جایی برای رهایی کودکان

«وقتی مجازی‌شدن مدارس به‌ دلایل مختلف به یک روند تکرارشونده تبدیل می‌شود، آسیب‌های ناشی از آن دیگر جبران‌پذیر نیست. این آسیب‌ها نیز به‌طور یکسان میان اقشار مختلف توزیع نمی‌شود و گروه‌های ضعیف‌تر و کم‌برخوردارترین بخش جامعه بیشترین فشار را تجربه می‌کنند». «افخم صباغ»، فعال اجتماعی و از بنیان‌گذاران مؤسسه مهروماه است، مؤسسه‌ای فعال در حوزه ارتقای آموزش و کیفیت زندگی کودکان. او توضیح می‌دهد: «اگر بخواهیم آسیب‌پذیرترین گروه در مواجهه با مجازی‌شدن مدارس و آلودگی هوا را شناسایی کنیم، بی‌شک کودکان محروم و حاشیه‌نشین بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. 

در شرایط آموزش مجازی، تنها راه حضور در کلاس درس، داشتن اینترنت و ابزار هوشمند مانند گوشی یا تبلت است؛ درحالی‌که واقعیت این است که بسیاری از این کودکان به چنین امکاناتی دسترسی ندارند».

او ادامه می‌دهد: «در خانواده‌های کم‌برخوردار معمولا ابزار مشارکت در کلاس‌های آنلاین وجود ندارد. این خانواده‌ها اغلب بیش از یک یا دو فرزند دارند و معمولا فقط پدر یا در شرایط بهتر، هر دو والد یک گوشی هوشمند دارند. بنابراین امکان حضور هم‌زمان چند کودک در کلاس مجازی عملا وجود ندارد». صباغ در ادامه به مسئله مهم‌تری اشاره می‌کند: «فضای فیزیکی خانه‌های این خانواده‌ها نیز یادگیری را دشوار می‌کند. خانه‌های کوچک با یک یا دو اتاق نه امکان تمرکز و فراغت برای کودک فراهم می‌کنند و نه شرایط کافی برای انجام تکالیف و حضور در کلاس.

علاوه بر این، فضای پرتنش، خشونت‌آمیز یا غیرآرام برخی از این خانه‌ها، فرایند یادگیری را بیش از پیش مختل می‌کند». او تأکید می‌کند که برای بسیاری از کودکان محروم، مدرسه تنها محیط امن در زندگی روزمره است: «مدرسه برای این کودکان فضایی امن و فرصتی برای فاصله‌گرفتن از محیط خشن یا پرتنش خانه است. حذف این فضا و جایگزینی آن با آموزش مجازی، آنها را در معرض افزایش آسیب‌های روانی و افت تحصیلی قرار می‌دهد؛ افتی که در نهایت انگیزه و رغبت آنها را برای ادامه تحصیل کاهش می‌دهد». صباغ توضیح می‌دهد که ترک تحصیل نتیجه یک روند است، نه یک تصمیم ناگهانی: «مجازی‌شدن مدارس باعث ضعف پایه‌های درسی کودک می‌شود. با استمرار این ضعف، هم خانواده و هم خود کودک به این باور می‌رسند که او توانایی ادامه تحصیل ندارد. مشاهده نابرابری‌ها، مانند نتایج کنکور و سایر نشانه‌های طبقاتی‌بودن آموزش، حس نابرابری و درماندگی را تشدید کرده و در نهایت منجر به ترک تحصیل می‌شود». به گفته او، پیامدهای ترک تحصیل محدود به حوزه آموزشی نیست: «ترک تحصیل برای این کودکان به‌ معنای ورود زودهنگام به چرخه کار است؛ چرخه‌ای که خود سرشار از انواع آسیب‌های جسمی، روانی و اجتماعی است».

سوءاستفاده از کودکان کار

«سال کرونا کلاس چهارم بود، اما چون گوشی نداشت و نمی‌توانست در کلاس‌ها و امتحانات مجازی شرکت کند، سه سال طول کشید تا کرونا تمام شود و با حضور در مدرسه بتواند کلاس چهارم را رد کند». «زهرا خداکرمی» مسئول آموزش یکی از مؤسسات فعال در حوزه حمایت از کودکان کم‌برخوردار است؛ او درباره وضعیت کلاس‌های مجازی می‌گوید: «بسیاری مواقع ما با کودکانی مواجه‌ایم که می‌گویند اینترنت نداشتیم‌ یا گوشی دست پدر یا دیگر اعضای خانواده بود و نتوانستم وارد کلاس شوم. در بسیاری از مدارس نیز فقط گروهی در شاد یا پلتفرم مجازی دیگری ایجاد می‌شود و دانش‌آموزانی که اینترنت دارند فقط حضور خود را اعلام می‌کنند، صرفا هم مدارس برای اینکه آموزش و پرورش اخطار ندهد دست به تشکیل این گروه‌ها می‌زنند و دانش‌آموزان بدون اینکه در کلاسی شرکت کنند

فقط در همین گروه پیام‌هایی می‌فرستند یا مطالبی دریافت می‌کنند». در این شرایط مؤسساتی مثل مؤسسه‌ای که او در آن مشغول است، مجبور به برگزاری کلاس‌های حضوری در روزهای تعطیل می‌شوند: «حالا که چند روز است مدارس مجازی شده، این بچه‌ها پیش ما می‌آیند تا درس‌های پایه و مهم را به‌ شکل حضوری بگذرانند». او می‌گوید این کلاس‌ها با هدف جبران ضعف بنیادین درسی دانش‌آموزان تحت تأثیر مجازی‌شدن مدرسه برگزار می‌شود: «ما دانش‌آموزانی داریم که به واسطه مجازی‌شدن دائم مدارس یا تحصیل در دوران کرونا، بسیار از نظر درسی ضعیف هستند. برای مثال پسران و دخترانی هستند که در حال تحصیل در کلاس ششم‌اند اما در حد یک دانش‌آموز کلاس دومی نیز چیزی بلد نیستند. خانواده‌های مرفه توانایی دارند که با گرفتن معلم خصوصی و ثبت‌نام در کلاس‌های تقویتی، مشکلات درسی فرزندان‌شان را رفع کنند یا حتی خود پدر و مادر باسواد باشند و به کمک کودکان بیایند. اما در این خانواده‌ها چنین امکان‌هایی نیست و بچه‌ها با ضعف تحصیلی شدید پایه‌های مختلف را می‌گذرانند».

«خداکرمی» می‌گوید آموزش و پرورش نیز به فکر حل مشکلات تحصیلی ناشی از مجازی‌شدن‌های پیاپی مدارس نیست: «من تا به‌ حال ندیدم مدارس و آموزش و پرورش اقدامی برای این مسئله کنند. نهایتا مدارس خودشان با دریافت شهریه کلاس‌های فوق‌برنامه می‌گذارند که بیشتر این خانواده‌ها توان پرداخت شهریه را ندارند و در نتیجه دانش‌آموزان در آن شرکت داده نمی‌شوند». این فعال اجتماعی به این نیز اشاره می‌کند که مجازی‌شدن مدارس، زمینه‌ای برای سر کار رفتن دانش‌آموزان است: «متأسفانه بسیاری از این کودکان با وجود محصل‌بودن سر کار می‌روند. وقتی مدرسه نیز تعطیل می‌شود، بعضی خانواده‌ها آنها را با خود به سر کار می‌برند و از روز خالی آنها استفاده می‌کنند».

«محمود امانی»، دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش، در گفت‌وگویی به تاریخ ششم مهرماه 1404 گفته بود: «مدرسه مجازی فرصتی ارزشمند برای گروه‌های خاص فراهم می‌کند؛ ازجمله دانش‌آموزانی که به دلایل مختلف در داخل کشور به مدرسه دسترسی ندارند، افراد دارای بیماری خاص یا محرومان از تحصیل، این بستر مجازی به آنها امکان می‌دهد در فضایی مبتنی بر فناوری‌های نوین با نظام آموزشی کشور مرتبط شوند و آموزش خود را ادامه دهند». این ادعا در حالی‌ است که مدرسه مجازی حتی فرصت ابتدایی آموزش را از طبقات فرودست گرفته؛ به‌ عبارتی نه‌تنها فرصتی ارزشمند ایجاد نکرده، بلکه همان فرصت‌های ابتدایی را نیز از آنها دریغ کرده است. «علی فرهادی»، سخنگوی آموزش و پرورش نیز دوم آذر 1404 به بهبود شرایط «سامانه شاد» اشاره کرد: «‌انصافا دولت هم در بستر سامانه شاد کمک کرده، خیلی کارهای خوبی انجام شده است. تلاش شده تعداد سرورها و سرعت ‌افزایش پیدا کند، ولی به‌طور کلی فاصله بین آموزش در فضای مجازی با آموزش حضوری در کلاس بسیار زیاد است و قابل پرکردن نیست». مسئولان آموزش و پرورش که برای تهیه این گزارش با ما گفت‌وگویی انجام ندادند، بی‌توجه به تصمیمات کلان که تعطیلی مدارس را ایجاب می‌کند، در این روزها دائما به «مخالفت خود با تعطیلی مدارس» تأکید دارند، اما سؤال این است: آیا حالا که مخالفت این وزارتخانه در تصمیم‌گیری نقش نداشته است و مدارس مجازی شده‌اند، برنامه‌ای برای بهبود وضعیت آموزش مجازی وجود دارد یا خیر؟

رشد سالانه ترک تحصیل کودکان مناطق محروم

در بازه زمانی سال 1401 تا پنجم آذر 1404، به‌طور تقریبی 260 تا 300 روز مدارس کشور در شهرهای مختلف مجازی شده‌اند؛ عددی که اگر یک سال تحصیلی را 242 روز در نظر بگیریم، مساوی با تعطیلی یک‌ سال تحصیلی است. در همین بازه زمانی، با تجمیع منابع مرکز آمار، وزارت آموزش و پرورش و مرکز پژوهش‌های مجلس، هر سال بر تعداد ترک‌تحصیل‌کردگان افزوده شده است؛ در سال تحصیلی 1400-1401‌ به‌ شکل تقریبی 911 هزار نفر از تحصیل بازمانده‌اند یا ترک‌ تحصیل کرده‌اند، این عدد در سال تحصیلی 1403-1404 با توجه به اینکه هنوز آمار به‌صورت کامل جمع‌آوری نشده، به‌ 950 هزار نفر و احتمالا بیشتر رسیده است. به عبارتی، در یک بازه چهارساله، نزدیک به 40 هزار نفر به تعداد ترک‌تحصیل‌کردگان و جاماندگان از تحصیل افزوده شده است. شایان توجه اینکه بسیاری از این افراد در دوره ابتدایی ‌یا سال‌های اولیه تحصیل از ادامه تحصیل دست‌ کشیده‌اند. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال 1401 نشان می‌دهد 70 درصد بازماندگان و ترک‌تحصیل‌کردگان از دهک‌های یک تا پنج درآمدی هستند و دهک دو با 22 درصد بیشترین سهم را دارد؛ عددی که تأثیر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بر ترک تحصیل را نشان می‌دهد؛ بحران‌هایی که با کاهش کیفیت تحصیل و نمرات دانش‌آموزان در مدرسه به واسطه مجازی‌شدن متعدد و دیگر عوامل کاهش‌دهنده آموزش، مسیر ترک‌تحصیل و ورود کودک به بازار کار را تسریع می‌کند.