تنظیمات
تصویر
مشخصات خبر
اندازه فونت :
چاپ خبر
شاخه : فرهنگی
لینک : econews.ir/5x3933800
شناسه : 3933800
تاریخ :
جان اشتاین بک صدای خاموش فرودستان بود اقتصاد ایران: مصطفی فعله‌گری در نشست نقد و بررسی رمان «خوشه‌های خشم» گفت: جان اشتاین بک با روایت‌ زندگی فرودستان، صدای خاموش آن‌ها را به گوش جهان رساند.

ﺑﻪ ﮔﺰارش ﺧﺒﺮﮔﺰاری اﻗﺘﺼﺎداﯾﺮان

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی رمان «خوشه‌های خشم» اثر جان اشتاین‌بک با حضور مصطفی فعله‌گری، نادر سهرابی، سمیه جمالی، ستاره محمدی، سمیه بحرکاظمی و جمعی از اهالی قلم در فروشگاه امیرکبیر شعبه خیابان فخر رازی برگزار شد.

در این نشست، جنبه‌های اجتماعی، ادبی و تاریخی این اثر کلاسیک بررسی شد.

جان اشتاین‌بک و رئالیسم انتقادی

در ابتدای این نشست، نادر سهرابی با اشاره به اهمیت ادبیات در تحلیل و شناخت واقعیت‌های اجتماعی گفت: «ادبیات چیزی فراتر از داستان‌سرایی است. ما با آثاری مواجهیم که می‌توانند مسیر فکری جوامع را تغییر دهند. اشتاین‌بک یکی از نویسندگانی است که ادبیات را به ابزاری برای روایت بحران‌های اجتماعی تبدیل کرد.»

وی افزود: «خوشه‌های خشم در بسیاری از تفاسیر، صرفاً به‌عنوان یک اثر در نقد نظام سرمایه‌داری و مبارزه طبقاتی خوانده شده است. اما این اثر نه‌تنها از نظر محتوایی، بلکه از نظر ادبی و روایی نیز یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های رئالیسم انتقادی در ادبیات آمریکاست.»

مصطفی فعله‌گری نیز در ادامه، با بررسی جایگاه اشتاین‌بک در ادبیات قرن بیستم گفت: «اشتاین‌بک در کنار نویسندگانی مانند ویلیام فاکنر و ویلیام سارویان، یکی از چهره‌های اصلی مکتب رئالیسم انتقادی در ادبیات آمریکا بود. او برخلاف بسیاری از نویسندگان، نه به دنبال نظریه‌پردازی بود؛ و نه می‌خواست فیلسوفانه به جهان نگاه کند. او زندگی مردم عادی را می‌نوشت؛ آن‌هایی که کمتر صدایشان شنیده می‌شد.»

روایتی جهانی از فقر و مهاجرت

در بخش دیگری از این نشست، سهرابی با اشاره به موفقیت چشم‌گیر «خوشه‌های خشم» در زمان انتشار گفت: این رمان در سال ۱۹۳۹ منتشر شد؛ و در همان سال، پرفروش‌ترین کتاب آمریکا شد. در عرض پنج سال، بیش از ۴۰۰ هزار نسخه از آن منتشر شد. این آمار در دورانی که بسیاری از مردم توان خرید کتاب نداشتند، حیرت‌انگیز است. با این حال، محبوبیت کتاب انتقادهای شدیدی را نیز به همراه داشت. کشاورزان کالیفرنیا به محتوای آن اعتراض کردند؛ و در برخی از ایالت‌های آمریکا، کتاب به‌عنوان اثری تحریک‌آمیز شناخته شد؛ اما چیزی که این رمان را زنده نگه داشت، قدرت ادبی و صداقت آن در روایت واقعیت‌های اجتماعی بود.

فعله‌گری نیز با اشاره به جهان‌شمول‌بودن پیام‌های این کتاب گفت: «یکی از دلایلی که «خوشه‌های خشم» هنوز خوانده می‌شود، این است که فقط درباره آمریکا و بحران اقتصادی دهه ۱۹۳۰ نیست. این داستان درباره رنج و استیصال طبقات فرودست در هر جای جهان است. شما می‌توانید داستان این خانواده را در بلوچستان، کردستان یا در حاشیه‌نشین‌های تهران ببینید.

بحران اقتصادی و نقد سرمایه‌داری

در ادامه، نادر سهرابی با اشاره به موضوع اصلی رمان، گفت: «این رمان به بحران اقتصادی ۱۹۲۹ و تأثیر آن بر زندگی کارگران و کشاورزان می‌پردازد. اما در حقیقت، نقد اشتاین‌بک به سرمایه‌داری افسارگسیخته، فراتر از یک دوره تاریخی خاص است. این روزها بار دیگر می‌بینیم که طبقه کارگر در سراسر جهان، از نابرابری اقتصادی و بی‌عدالتی رنج می‌برد. شاید به همین دلیل است که بسیاری از منتقدان، «خوشه‌های خشم» را رمان دوران ما می‌دانند.»

مصطفی فعله‌گری نیز در پاسخ به این موضوع گفت: اشتاین‌بک نمی‌خواست فقط تصویری از فقر و مشکلات اقتصادی ارائه دهد. او می‌خواست نشان دهد که چگونه سیستمی که باید از مردم حمایت کند، آن‌ها را به حال خود رها می‌کند. این مسئله فقط محدود به آمریکا نیست. امروز هم در بسیاری از نقاط جهان، انسان‌ها همچنان درگیر همین چرخه‌ی بی‌عدالتی هستند.

نقش زنان در «خوشه‌های خشم»

در بخش دیگری از این نشست، بحث به نقش زنان در این رمان کشیده شد و نادر سهرابی گفت:‌ یکی از جنبه‌های کمتر دیده‌شده در «خوشه‌های خشم»، نقش مادر در داستان است. مادر در این رمان، نماد پایداری و مقاومت است. او تنها کسی است که در برابر سختی‌ها نمی‌شکند.

فعله‌گری نیز در تکمیل این‌بحث گفت: این ویژگی فقط مختص «خوشه‌های خشم» نیست. در بسیاری از آثار بزرگ ادبیات جهان، زنان نقش مهمی در حفظ خانواده و امید دارند. اشتاین‌بک به‌خوبی نشان می‌دهد که در بحران‌ها، این زنان هستند که تکیه‌گاه اصلی خانواده باقی می‌مانند.

ادبیاتی که زنده می‌ماند

در پایان سهرابی گفت: یک اثر ادبی زمانی جاودانه می‌شود که بتواند در دوره‌های مختلف خوانده شود و همچنان معنا داشته باشد. «خوشه‌های خشم» یکی از همان رمان‌هاست. هر نسل که آن را می‌خواند، احساس می‌کند که درباره زمانه‌ی خودش نوشته شده است.

مصطفی فعله‌گری نیز در جمع‌بندی گفت: جان اشتاین‌بک فقط یک نویسنده نبود؛ او یک روایت‌گر بزرگ بود. او داستان انسان‌هایی را نوشت که در سکوت و رنج زندگی کردند. شاید به همین دلیل است که صدای او هنوز شنیده می‌شود.