به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران،حسن خسروی مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل مدیریت دولتی ایران در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری اقتصادی ایران قرار داده آورده است: واقعا مجلس چرا باید موزه داری کند؟!؟!نگه داری فلان نسخه خطی چه ربطی به مجلس شورای اسلامی دارد ؟
مجلس شورای اسلامی تشکیلاتی به نام مرکز پژوهشها دارد و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز دارای تشکیلاتی به نام پژوهشکده تحقیقات راهبردی است ؟!؟!
سوالم به عنوان یک شهروند دانشگاهی پرسشگر آن است که این پژوهشکده چه کاری میکند که مرکز پژوهشهای مجلس نمیتواند انجام دهد و بالعکس ؟!؟.
چرا مجلس ؛ موزه خود را به وزارت میراث فرهنگی واگذار نمیکند؟!؟ چرا هر سازمانی برای خود ، موزه و مرکز تحقیقات و پژوهشکده دارد ؟
چرا این همه پژوهشکده و پژوهشگاه ریز و درشت زیر نظر وزارتخانه ها و سازمانها داریم و این همه موازی کاری و موازی کاری و موازی کاری صورت میگیرد ؟!؟ مثلا ما چیزی به نام پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی داریم . همچنین موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه را داریم.
اگر فلسفه زیر مجموعه علوم انسانی است چرا آنرا با پژوهشگاه علوم انسانی ادغام نمیکنید؟!!؟
چه کاری آن یکی انجام میدهد که دیگری از انجام آن عاجز است؟!؟ یا مثلا پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات داریم زیر نظر وزارت ارشاد. واقعا فرق این پژوهشگاه با پژوهشگاه علوم انسانی چیست؟ مگر ارتباطات و فرهنگ ، زیر مجموعه علوم انسانی نیست؟!؟ یا اساسا فرق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با سازمان تبلیغات اسلامی در چیست ؟ چه کاری دیگری میکند که آن یکی از عهده آن بر نمیاید ؟ در وزارت نیرو پژوهشگاه داریم در حالیکه مشابه فعالیتهای آنرا نیز در وزارت نفت داریم. چرا واقعا ؟!؟! انواع و اقسام این موزه ها و پژوهشکده ها و پژوهشگاه های موازی هم ، آیا جز اتلاف منابع و بودجه کشور چه دستاورد مهمی داشته اند ؟ یک نفر بیاید گزارش بدهد که مرکز پژوهشهای مجلس چه فرقی با مرکز آمار ایران دارد ؟.
اگر تهیه آمار نیاز به پژوهش دارد ؛ خوب مرکز پژوهشهای مجلس را بدهید به مرکز آمار یا بالعکس و اینها را ادغام کنید. چرا هر کس برای خود حیاط خلوت و سازمانی اندر سازمانی و ساختاری اندر ساختاری دیگرتنیده و درست کرده است و منابع کشور را به هدر میدهیم؟!؟ این همه مجله و ماهنامه و فصلنامه های مختلف علمی پژوهشی و تحقیقاتی زیر نظر سازمانها برای چیست ؟!؟! اینها چه حاصلی واقعا برای رشد و توسعه پایدار کشور داشته اند؟ صدها پایان نامه دوره دکتری تخصصی نگاشته و دفاع شده است .
چند تا از پیشنهادات آخر پایان نامه ها اجرایی و عملیاتی شده اند و چه کسی خریدار آنها بوده است ؟!!؟ واقعا آیا وقت آن نرسیده است که بساط موازی کاری ها را جمع کنیم ؟ آیا وقت آن نرسیده است که در راستای چابک سازی سیستم حکمرانی کشور ، معاونت حقوقی ریاست جمهوری یا نمایندگان محترم مجلس یا سازمان امور اداری کشور طرحی برای ادغام ساختارهای موازی بدهند؟ تا به کی باید شاهد این همه اتلاف منابع و بوروکراسی ناکارآمد باشیم؟!؟