تحلیل آثار ادبی بدون تفکیک واقعیت و داستان ممکن نیست

اقتصاد ایران: تفکیک بخش‌های واقعی و داستانی اهمیت بالایی دارد، زیرا اگر اثر کاملاً تخیلی باشد، برخورد منتقد متفاوت است و اگر مصالح واقعی در آن باشد، باید با اقتضائات مستند مواجه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، جلسه نقد و بررسی کتاب «پرتگاه پشت پاشنه» اثر مجید اسطیری، با حضور قاسمعلی فراست و احمد شاکری، در خبرگزاری مهر برگزار شد. بخش اول این میزگرد را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

مجید اسطیری در ابتدای نشست با اشاره به آغاز همکاری خود با انتشارات خط مقدم گفت: تیرماه ۹۹ از انتشارات با من تماس گرفتند و گفتند برای دیداری اولیه مراجعه کنم. در دفتر انتشارات توضیح دادند که در حوزه شهدای مقاومت کار می‌کنند و سوژه‌ای برای نگارش وجود دارد تا ببینم می‌نویسم یا نه.

وی افزود: در همان جلسه، حجت‌الاسلام کعبی که آشنایی بیشتری با شهید عبدالبصیر جعفری داشت، طی گفت‌وگویی حدود یک ساعت درباره ویژگی‌های شهید توضیح داد. هر سؤالی مطرح می‌شد، پاسخ می‌داد و جلسه از یک ساعت هم بیشتر شد.

نویسنده کتاب با اشاره به دشواری موضوع گفت: از همان ابتدا مشخص بود روایت زندگی شهید جعفری کار ساده‌ای نیست. نویسنده باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه به موضوعات حساس و آنچه به‌عنوان خطوط قرمز شناخته می‌شود نزدیک شود. این کار چالش‌های اخلاقی و فلسفه اخلاق دارد.

او درباره انتخاب سوژه اظهار کرد: در مجموع از ایده خوشم آمد و احساس کردم با تیپ کاری من همخوان است. یکی از دوستان قبلاً درباره مجموعه داستان اولم گفته بود شخصیت‌ها همه درگیر تنش درونی‌اند. همین ویژگی باعث شد این ایده برایم جذاب باشد.

اسطیری با اشاره به مراحل میدانی تحقیق گفت: برای جمع‌آوری اطلاعات دو سفر به اصفهان داشتم؛ یک‌بار برای گفتگو با خانواده شهید و یک‌بار برای دیدار با دوستان، هم‌مصرفان و همرزمان او. این گفتگوها و سفرها بخش قابل توجهی از داده‌های روایت کتاب را شکل داده و مسیر نگارش اثر را مشخص کرده است.

این نویسنده، درباره انتخاب نام آثار خود گفت: طبیعتاً در انتخاب اسم، فاکتورهایی مانند خوش‌آهنگی و اجمال مطرح است. برای مثال، رمان اول من با نام «رمق» منتشر شد که پیش از چاپ، به دوستی گفتم و او نیز از این نام استقبال کرد و آن را جذاب یافت. همچنین مجموعه داستانم با عنوان «تخران» منتشر شد که در آن نیز با آهنگ و موسیقی نام‌ها بازی کرده‌ام.

او ادامه داد: برای انتخاب نام پرتگاه پشت پاشنه، گزینه‌های مختلفی مدنظر داشتم و اگرچه برخی مخالف بودند، احساس کردم این اسم مضمون اثر را بهتر نمایندگی می‌کند. این نام به موقعیت پرتگاهی اثر اشاره دارد که نزدیکی آن به انسان، حد و مرزی دارد که تصورش فراتر از توان انسان است. علاوه بر این، نام انتخابی آهنگین و تا حدی شاعرانه است.

تحلیل آثار ادبی بدون تفکیک واقعیت و داستان ممکن نیست

ازدواج بین مذهبی، یکی از امتیازات کتاب است

قاسمعلی فراست، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «پرتگاه پشت پاشنه» با اشاره به ویژگی‌های روایی اثر گفت: مسائلی که در زندگی شخصیت اصلی وجود دارد، از جمله مشکلات و فرازوفرودهای زندگی، در کتاب به‌طور کامل روایت شده است. اما در بافت داستانی و ساختار روایت، نکاتی وجود دارد که می‌توانست پررنگ‌تر مطرح شود.

فراست، چالش‌های مطرح‌شده در آغاز رمان را از نقاط قوت اثر دانست و افزود: ازدواج یک مرد شیعه با دختری سنی یکی از چالش‌های جذاب رمان است و جزو امتیازهای کتاب محسوب می‌شود. پس از آن نیز سلسله اتفاقات شامل آوارگی، اعتیاد و مشکلات پی‌درپی، خط اصلی روایت را پیش می‌برد و خواننده را درگیر چرایی رخدادها می‌کند.

او درباره انتخاب تصویر طرح جلد کتاب اظهار کرد: به‌نظر من طرح جلد هوشمندانه طراحی شده است. در نگاه اول، شخصیت اصلی را می‌بینیم که پرواز و رهایی را جست‌وجو می‌کند، اما در ادامه متوجه می‌شویم این تصویر با مضمون کتاب و وضعیت شخصیت که در آتش اعتیاد گرفتار است، تناسب دقیق دارد. ای کاش این تصویر و عناصر بصری، مانند دو چشم شخصیت، روی جلد نیز استفاده می‌شد تا ارتباط اولیه خواننده با مضمون اثر تقویت شود.

فراست در بخش دیگری از سخنانش به کدهای روایی کتاب اشاره کرد و گفت: در کتاب عبارتی با عنوان «مردی که باران...» وجود دارد که نویسنده آن را هوشمندانه به‌کار برده و جزو امتیازهای اثر است.

او همچنین درباره انتخاب عنوان کتاب افزود: نویسنده سه واژه با حرف پ را پشت سر هم قرار داده است. بخشی از کتاب توضیح می‌دهد که شخصیت اصلی در نقطه‌ای ایستاده که پشت سر او پرتگاهی تمثیلی قرار دارد؛ پرتگاهی که به گذشته‌اش، اعتیاد و لغزش‌هایش اشاره دارد.

این منتقد ادبی سپس با اشاره به تجربه خود در تحلیل ادبیات توضیح داد: سال‌ها قبل درباره بیتی از حافظ که هشت حرف سین در آن به‌کار رفته، جست‌وجو کردم. ظاهر بیت زیباست، اما معنای باطنی آن بسیار متفاوت و عمیق‌تر است. این تجربه برای من یادآور این نکته است که ظاهر یک اثر همیشه همه چیز را نشان نمی‌دهد و همین نسبت را می‌توان برای کتاب "پرتگاه پشت پاشنه" نیز در نظر گرفت.

فراست با تشریح معنای ظاهری و درونی بیت حافظ «رشته تسبیح اگر بگسست، معذورم بداردستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود» گفت: ظاهر شعر درباره غفلت عاشقانه است، اما وقتی هشت سین کنار هم قرار می‌گیرد، معنا و عمق دیگری شکل می‌گیرد. این قدرت ادبیات کلاسیک است. اگر نمره را از بیست برای این دو در نظر بگیریم، معنای درونی آن بیت را می‌توان بیست دانست و عنوان کتاب را می‌توان به آن نمره ۱۲ داد. روایتی که هوشمندی و دقت در انتخاب‌ها را نشان می‌دهد.

تحلیل آثار ادبی بدون تفکیک واقعیت و داستان ممکن نیست

نقد ادبیات مستند داستانی، مواجهه با دشواری‌های ساختاری و اخلاقی

منتقد ادبی احمد شاکری به بررسی جایگاه ادبیات داستانی و رابطه آن با ادبیات مستند پرداخت و با تأکید بر اهمیت تعیین نوع و قالب آثار، توضیح داد: کار ادبیات داستانی چیست؟ آیا ادبیات صرفاً برای شناساندن است یا برای تجربه و چشیدن واقعیت؟ وقتی آقای اسطیری وارد ساحت داستان می‌شود، دیگر هدف شناخت صرف نیست، بلکه تجربه و دریافت ملموس اتفاقات مدنظر است. این تفاوت میان گزارش و نمایش است.

وی افزود: انتظارات مخاطب از یک اثر ادبی تنها پس از مشخص شدن قالب و نوع آن قابل طرح است. نمی‌توان به اثر عیب وارد کرد یا نواقص آن را برجسته ساخت، مگر آنکه نوع کار به صورت مشخص تعریف شده باشد. یکی از دشوارترین مسائل در این مسیر، همنشینی امر مستند و امر داستانی است؛ موضوعی که میان خاطره‌نویسان مستند و نگاران محل اختلاف بوده و هنوز تئوری جامع درباره آن ارائه نشده است.

شاکری با اشاره به آثار نشر «خط مقدم» گفت: من دو اثر از این ناشر خوانده‌ام؛ رخشو و پرتگاه پشت پاشنه. در مورد رخشو، متنی که ابتدا ۳۰۰ کلمه بود، به ۳۰ هزار کلمه تبدیل شد، اما متأسفانه در خبر منتشر نشد. تفاوت میان پرتگاه پشت پاشنه و رخشو بسیار است. رخشو جلوه‌ای از فکر آقای حنیف در مجموعه کارهایشان است و با بعضی زاویه‌های ایشان نسبت به جنگ و ادبیات دفاع مقدس موافق نیستم، اما با پرتگاه پشت پاشنه همدل هستم. متأسفانه آثار خوب در این حوزه کم هستند.

وی همچنین به نقد آثار دیگر اشاره کرد و گفت: حماسه سجادیه آقای سید مهدی شجاعی نمونه‌ای از آثار آیینی است که حضرت فاطمه را به خواننده شناسانده، اما در پرداخت به دوران معاصر برداشت‌های تاریخی ایشان دقیق نیست و با شبهات کلامی مواجه است که پاسخ به آن‌ها ساده است. کتاب دیگری که مطالعه کردم، سنگ اقبال مجید قیصری است که روایت نمادینی از اضمحلال جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد و جایزه جلال را نیز دریافت کرده است. متأسفانه در کشور ما اغلب چنین آثار نقد نمی‌شوند.

تحلیل آثار ادبی بدون تفکیک واقعیت و داستان ممکن نیست

شاکری درباره رابطه منتقد و نویسنده توضیح داد: نویسنده دارای علم حضوری به موضوع است، اما منتقد علم حصولی دارد. نویسنده در وجود خود می‌آفریند و داستان برای او ملموس است، اما نگاه منتقد بیرونی است و از طریق متن منتقل می‌شود. بنابراین نقد چنین آثاری دشوارتر از آثار صرفاً ادبیات تخیلی است، زیرا پشتوانه واقعی وجود دارد که درک دقیق داستان را پیچیده می‌کند.

او به تحولات ادبیات دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: حرکت ادبیات مستند و داستانی در طول ۴۰ سال گذشته به سمت هم بوده است و این دو جریان با یکدیگر تعامل داشته و بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند. بررسی این تأثیرگذاری می‌تواند نتایج جالبی به همراه داشته باشد و نشان می‌دهد چرا خاطرات دفاع مقدس از روایت صرفاً از خود، توسط خود و برای خود، به روایت از خود توسط خود و برای دیگری تبدیل شده‌اند.

شاکری افزود: در بررسی اثری مانند پرتگاه پشت پاشنه، نخستین پرسش این است که این اثر از جنس ادبیات مستند است که تلاش کرده داستانی شود یا رمانی است که از مصالح ادبیات مستند استفاده کرده است. این تفاوت بسیار مهم است. در ادبیات مستند، تخیل در چه مراحلی وارد می‌شود و چرا؟ هنگامی که مستندنگار به بررسی علل یک حادثه می‌پردازد، چه کارهایی می‌تواند انجام دهد و چه محدودیت‌هایی دارد که برای بیان بهتر، باید از داستان استفاده کند.

وی در ادامه توضیح داد: در این نوع آثار، نویسنده تلاش می‌کند جهان واقعی را به نحو کامل و با استفاده از تکنیک‌های داستانی به تصویر بکشد، اما رمان‌نویس صرفاً جهان داستانی خلق می‌کند. تفکیک بخش‌های واقعی و داستانی اهمیت بالایی دارد، زیرا اگر اثر کاملاً تخیلی باشد، برخورد منتقد متفاوت است و اگر مصالح واقعی در آن باشد، باید با اقتضائات مستند مواجه شد.

شاکری به چالش‌های نقد آثار مستند داستانی پرداخت و گفت: ورود به نقد رمان تاریخی و مستند نیازمند نزدیک کردن دو حوزه است. پرسش این است که نویسنده بر اساس مصالح تاریخی، بهترین روایت را ارائه کرده است یا خیر؟ بخش‌هایی که آورده و نیاورده چیست و ظرفیت داستانی آن‌ها چگونه است؟ یکی از ابزارها در این آثار ارجاع است که می‌تواند بخش مستند را از داستانی تفکیک کند، اما در عمل، ارجاعات معمولاً اجمالی هستند و تنها به گزینش‌های نویسنده اشاره دارند.

وی افزود: نقد چنین آثاری دشوار است، زیرا هم متن داستانی و هم متن اولیه مستند باید مورد توجه قرار گیرد. ارجاعات نمی‌توانند بخش مستند را به صورت کامل منتقل کنند و مخاطب نمی‌تواند با مراجعه به پا نوشت‌ها، صورت دقیق واقعه را دریابد.

در پایان شاکری با اشاره به اهمیت اخلاق در نقد آثار داستانی مستند گفت: کار نقد این نوع آثار تنها ساختاری نیست و بحث فلسفه و اخلاق نیز مطرح است. آثار مانند «ویولون زن روی پل» یا «اعتراف‌نامه» مثال‌هایی هستند که نقد آن‌ها نیازمند بررسی دقیق است. با کلیت کار موافقم و به نویسنده تبریک می‌گویم، همچنین به ناشر دستشان درد نکند، اما باید دانست که ورود به این حوزه آسان نیست و مستلزم دقت و شناخت عمیق است.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ