حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست

اقتصاد ایران: اصفهان- در نشست «اهل اصفهانم» مطرح شد:هر شهر شبیه اهل خود است،همان‌گونه که خانه‌ای آشفته نشان از حال بد ساکن خوددارد،سیمای امروز اصفهان آشکارا شهادت می‌دهد که حال اهل اصفهان دراهلیت خوب نیست

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- کوروش دیباج: در قلب اصفهان، شهری که روزگاری ناصرخسرو از آبادانی و شکوه آن ستایش می‌کرد، امروز پرسشی مهم و نگران‌کننده شنیده می‌شود: چرا آن اصفهان دیگر نیست؟ نخستین نشست از سلسله برنامه‌های «اهل اصفهانم»، به همت حوزه هنری اصفهان و با حضور هادی امامی، معمار و پژوهشگر، و سید محمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری، برگزار شد تا ریشه‌های اختلال در اهلیت و حال امروز شهر را واکاوی کند. این نشست، مخاطب را با نگاهی تاریخی و تحلیلی به اصفهان همراه می‌سازد و نشان می‌دهد چگونه گذر زمان، توسعه معاصر و کوتاه‌بینی‌های شهری، سیمای تاریخی و فرهنگی شهر را تهدید کرده است. ادامه سخنان این دو پژوهشگر، دریچه‌ای است به فهم دوباره اصفهان و راه‌های بازگرداندن شکوه و اهلیت آن.

حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست
هادی امامی، معمار

چرا نمی‌توانیم اصفهانی را باز یابیم که ناصرخسرو هزار سال پیش ستود؟

هادی امامی، معمار با مرور هزار سال روایت ثبت‌شده از اصفهان تأکید کرد: بازگشت به شناخت اهلیت شهر، یگانه راه عبور از بحران‌های امروز اصفهان است.

وی با اشاره به نخستین توصیف‌های مکتوب از اصفهان اظهار کرد: ماه فرخی ثانی در رساله محاسن اصفهان روایت می‌کند که این مدینه را پس از تسلط اسکندر، یهودیان مقدس یافتند و در این محل ساکن شدند. وی ادامه داد: دکتر محمد مهریار در مطالعات خود می‌نویسد شهرهای بزرگ زمانی بزرگ می‌شدند که آب و آذوقه در آنها فراهم باشد و اصفهان از دیرباز واجد این شرایط بوده است؛ تا آنجا که هرگاه چاهی حفر می‌شده، در عمق شش‌متری به آب می‌رسیده‌اند.

این معمار با بیان اینکه قدمت عناصر اصلی معماری و سکونت در اصفهان از ادوار کهن تا امروز استمرار یافته است، افزود: امروز ثابت شده که آتشگاه اصفهان به دست اردشیر ساسانی ساخته شده و این شهر در دوران مختلف پایتخت حکومت‌های ایران زمین بوده است.

اصفهان؛ شهری آبادتر از تمام پارسی‌گویان

وی با اشاره به گزارش‌های تاریخی سیاحان گفت: ناصرخسرو در سال ۴۴۴ هجری می‌نویسد که در همه سرزمین پارسی‌گویان شهری نیکوتر، جامع‌تر و آبادتر از اصفهان ندیده است. در دوران آل‌بویه، حسن رکن‌الدوله برای این شهر ۱۲ دروازه وسیع ساخت و هزاران سرا، بازار و مسجد در آن می‌درخشید.

امامی گفت: در ۴۷۳ هجری گنبد نظام‌الملک و در ۴۸۱ گنبد تاج‌الملک بر مسجد جامع اصفهان نشسته و این مجموعه را به الگوی معماری چهارایوانی در ایران بدل کرده است؛ الگویی که از دل اصفهان به تمامی ایران رسید.

اصفهان بارها غارت شد اما هر بار دوباره برخاست

وی درباره تهاجمات متعدد به شهر اضافه کرد: اصفهان در سال ۶۳۳ هجری پس از دوازده سال محاصره به دست مغول سقوط کرد و قتل عامی بزرگ رخ داد. در سال ۷۸۹ یورش تیمور بار دیگر مردم را به خاک و خون کشید و در سال ۱۳۳۵ نیز قحطی و مرگ دامنگیر شهر شد. شهری با چنین زخم‌های کهنه، بارها توانسته قد بکشد و به شکوه برسد.

این معمار، اصفهان را شهری دانست که کاشی‌های فیروزه‌ای و مقرنس‌هایش ستاره‌های آسمان را تداعی می‌کند. وی گفت: بازار هزارتوی آن، چهارباغ با درختان کهنسالش و پل خواجو، نه صرفاً سازه‌ای برای عبور، بلکه مکانی برای حضور و هم‌نشینی مردم بوده است؛ جایی که آوازی در کنار آب معنا داشت. امامی افزود: اصفهان شهر تاج و کسایی و جلیل شهنازی است و لهجه شیرین اصفهانی همچون کاشی‌های شیخ‌لطف‌الله زیبا و ماندگار است.

حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست

چرا توسعه معاصر از اصفهان دل کند؟

امامی با انتقاد از روند توسعه شهری معاصر اظهار کرد: اصفهان طی دهه‌های اخیر توسعه‌های شایسته‌ای داشت اما به‌محض آنکه صدای ماشین بلند شد و خیابان‌کشی‌ها آغاز شد، بافت‌ها و خانه‌های تاریخی قربانی شدند.

وی افزود: هر بار از خیابان عبدالرزاق عبور می‌کنم یا زیرگذر میدان امام علی را می‌بینم، با خود می‌پرسم آیا راهی نبود که این‌گونه پیکر شهر را پاره پاره نکنیم؟ آیا نمی‌شد خیابان استانداری از میانه باغ‌های سلطنتی صفوی عبور نکند؟

توسعه اصفهان مثل کراوات عکاسی عالیه بود؛ تقلیدی، بی‌اعتقاد و کاذب

بر اساس تشبیه کنایی امامی، وی توسعه معاصر اصفهان را شبیه به رابطه مجید با کراوات معروف داستان قصه‌های مجید دانست و گفت: مجید با آن کراوات اعتباری کاذب برای خود قائل بود؛ اعتباری که نه از پیرمردان مجلس، نه از دختر صغرا خانم و نه از خود او پذیرفتنی بود. وی افزود: توسعه تقلیدی ما نیز چنین است. به خودمان اعتبار می‌دهیم اما شهر از ما راضی نیست.

این معمار تصریح کرد: زمانی باید سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم ببخشید؛ باید کراوات توسعه تقلیدی را از یقه شهر باز کنیم تا بیش از این خفه‌اش نکند.

آن اصفهان کجاست؟

امامی با اشاره به سخن مشهور آتی‌محمد که می‌گفت با مدیریت گردشگری اصفهان می‌توان ایران را اداره کرد، اظهار کرد: چرا آن اصفهان را نمی‌بینیم؟ چرا شهری را که ناصرخسرو هزار سال پیش آبادان‌تر از همه شهرهای پارسی‌گوی معرفی کرد، نمی‌توانیم دوباره بیابیم؟ چرا وقتی لیخت جهان‌نما، مصلی یا اصفهان‌مال را می‌بینیم، حالمان بد می‌شود؟

وی خاطرنشان کرد: شاه عباس برای آب‌رسانی به باغ‌های سلطنتی، دو قطعه زمین در بالادست خرید تا از سهم آب آن برای بافت‌ها استفاده کند؛ امروز اما هزاران لوله برداشت از زاینده‌رود می‌بینیم که هیچ نسبتی با عقلانیت تاریخی ندارند.

اصفهان فقط یک پرده تا پایان نمایش تمدنی‌اش فاصله دارد

امامی هشدار داد: اصفهان بر لبه پرتگاه ایستاده است و طبیعت، یعنی خاک، آب و هوای پویای آن، رمق چندانی ندارد. شاید تنها یک پرده از نمایش تمدنی این شهر باقی مانده باشد.

وی با طرح پرسشی اساسی بیان کرد: چه باید کرد؟ چگونه می‌توان دوباره اهل اصفهان شد؟ چه دانایی‌هایی باید کسب کنیم تا شهر ما را اهل خود بداند و چگونه باید اختلال در اهلیت را برطرف کنیم؟

این معمار تأکید کرد: بازگشت به فهم اهلیت شهر، نخستین گام برای مانع شدن از نابودی اصفهان است.

ضرورت بازگشت به اهلیت

در ادامه نشست سید محمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور، در سخنانی مفصل به واکاوی مفهوم اهلیت، چرایی افول آن و نسبت این مفهوم با اصفهان در گذشته و امروز پرداخت.

وی با طرح پرسشی محوری مبنی بر این‌که اهلیت چیست و چرا در ساحت فرهنگ و زندگی امروز ما کم‌رنگ شده است، از اهمیت نوعی معرفت حضوری سخن گفت که در وجود انسان نهادینه می‌شود و بدون آن، هیچ جامعه‌ای قادر به تولید زیبایی، حکمت و آینده‌نگری نیست.

بهشتی اظهار کرد: یکی از مشکلات امروز ما این است که هر اصطلاح تازه‌ای که در حوزه فرهنگ و جامعه مطرح می‌شود، بدون درک عمیق از مفهومش یک شور ابتدایی نسبت به آن پیدا می‌کنیم و همان شور را به‌عنوان دانایی کافی می‌پذیریم.

وی بیان کرد: این رفتار محافظه‌کارانه منجر به پذیرش بی‌چون‌وچرای تعابیری شده که عملاً نه تنها شناختی دقیق برای ما نمی‌آورند، بلکه ما را از تفکر عمیق نیز دور می‌کنند.

حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست
سید محمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور

معرفت حضوری؛ پایه فهم اهلیت

عضو شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری کشور در توضیح معنای اهلیت، آن را نوعی شناخت حضوری دانست که با دانایی مبتنی بر مطالعه یا گردآوری اطلاعات تفاوت ماهوی دارد.

وی توضیح داد: همان‌طور که انسان بدون هیچ آموزشی معنای تشنگی را می‌فهمد و این فهم درونی است، اهلیت نیز چنین ماهیتی دارد. این نوع از معرفت، چیزی نیست که از بیرون تحمیل شود، بلکه در اثر زیستن، انس، و قرار گرفتن در معرض مظاهر فرهنگی در وجود انسان شکل می‌گیرد.

بهشتی برای توضیح این مفهوم با مثالی ملموس ادامه داد: در بسیاری از خانواده‌ها پیش آمده که مرد خانه از همسرش بپرسد چسب زخم کجاست و پاسخ بشنود که در کابینت کنار گاز سمت راست. اما وقتی شخص مورد نظر به سراغ همان کابینت می‌رود، چیزی پیدا نمی‌کند تا این‌که همسرش می‌آید و با لحنی گاه همراه با گلایه، به سادگی چسب زخم را از همان نقطه‌ای برمی‌دارد که قبلاً گفته بود. تفاوت اینجاست که زن اهل خانه است، یعنی خانه ادامه وجود اوست و او ادامه خانه. همه چیز به‌گونه‌ای در وجودش ثبت شده که کوچک‌ترین جابه‌جایی را تشخیص می‌دهد.

وی افزود: اهلیت، دستگاهی از اندازه‌گیری در ناخودآگاه انسان پدید می‌آورد؛ دستگاهی که به وی امکان می‌دهد مقدار، اندازه و زمان درست هر کاری را تشخیص دهد. وی اظهار کرد: وقتی اهلیت برقرار باشد، فرد حتی نمی‌تواند اشتباه کند. چون اراده‌ای برای خطا کردن ندارد؛ معیارها در وجودش نصب شده و خودبه‌خود حکم می‌کنند.

از آشپزخانه ایرانی تا هنر معماری؛ تجلی همیشگی اهلیت

رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور یکی از حوزه‌های آشکار بروز اهلیت ایرانی را آشپزخانه سنتی دانست. وی آشپزخانه ایرانی را نه کارگاه مکانیکی مشابه آشپزخانه‌های غربی، بلکه فضایی آکنده از حضور، توجه و انتظار توصیف کرد. به گفته وی، در آشپزی ایرانی، فرایند پخت غذا منوط به وقت‌شناسی دقیق است؛ معنایی که با زمان تحلیلی یا دقیقه و ساعت همخوانی ندارد، بلکه به زمان معنادار و لحظه وقوع اتفاق اشاره دارد.

بهشتی اضافه کرد: در پختن قورمه‌سبزی یا فسنجان، غوغایی در جریان است که آشپز باید مترصد بروز آن باشد؛ اتفاقی که اگر لحظه‌اش بگذرد، دیگر بازنمی‌گردد. این همان توانایی تشخیص وقت است که با اهلیت ارتباط مستقیم دارد.

وی در ادامه درباره نقش انتظار و صبر در شکل‌گیری اهلیت سخن گفت و مثالی از استادکاران سنتی آورد که شاگردان نوجوان را تنها به صبر کردن موظف می‌کردند تا دستگاهی درونی در وجودشان شکل گیرد.

بهشتی اظهار کرد: صبر کردن خودش یک کار است؛ کاری که فعل ندارد اما اثر دارد. فاصله بین دو وقت را طی کردن معنای صبر است و کسی که اهلیت دارد، این اوقات را تشخیص می‌دهد.

اهلیت و زیبایی‌شناسی؛ چرا ایرانی‌ها زمانی زشت نمی‌ساختند؟

وی به این نکته اشاره کرد: پیش از اختلال در اهلیت، ایرانی‌ها در حوزه معماری، صنایع‌دستی و هنر اساساً نمی‌توانستند چیز زشت یا غلط تولید کنند. مثل سازی که کوک باشد؛ حتی اگر نوازنده مبتدی زخمه‌ای بزند، صدایش آزاردهنده نیست. اما اگر کوک ساز به‌هم بخورد، بهترین نوازنده هم صدای ناهنجار تولید می‌کند. جامعه ایرانی در دوره‌هایی ساز کوک داشت و اهلیت اجازه نمی‌داد خطایی در آثار معماری یا قالیبافی رخ دهد.

این عضو پیوسته فرهنگستان هنر اظهار کرد: در گذشته، از کوچک‌ترین روستاها تا شهرهای بزرگ، همه بناها و اشیا با تناسب و زیبایی همراه بودند. بهشتی این توانایی را همان دستگاه ناخودآگاهی دانست که اهلیت در وجود افراد نصب می‌کرد.

آشپزخانه ایرانی؛ میراثی که هنوز از اختلال نجات یافته است

بهشتی اذعان کرد: در بسیاری از حوزه‌ها اختلال در اهلیت رخ داده، اما آشپزی ایرانی هنوز یکی از معدود عرصه‌هایی است که جوهره آن حفظ شده است.

وی با اشاره به ورود مواد غذایی جدید مانند سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی به ایران توضیح داد که این عناصر با وجود نامأنوس بودن، در آشپزخانه ایرانی مقهور سنت و ذائقه ایرانی شدند و به بخشی از فرهنگ غذایی بدل گردیدند.

این پژوهشگر گفت: ما گوجه فرنگی را رب کردیم و آن را به ابزار صلح‌بخشی میان اجزای غذا تبدیل نمودیم؛ همان‌طور که رب انار و دیگر فرآورده‌ها در گذشته نقش واسطه صلح داشتند.

وی افزود: غذاهای ایرانی یک پیکره واحد هستند و صلح اجزا، اساس هویت آنهاست. این نگاه به صلح و هماهنگی، همان اهلیت ایرانی است که در همه حوزه‌ها نمود دارد.

حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست

شعور؛ معرفتی وراتر از سواد

بهشتی بخش قابل توجهی از سخنان خود را به معنای شعور اختصاص داد و بیان کرد که شعور برخلاف سواد، نوعی دریافت ظریف و عمیق از جهان است که به انسان امکان تشخیص درست را می‌دهد.

وی اظهار کرد: اگر میان فرد باسوادِ بیشعور و فرد بی‌سوادِ باشعور قرار باشد انتخاب کنیم، مردم بی‌تردید دومی را انتخاب می‌کنند؛ چون شعور لایه‌ای از دریافت و تشخیص است که با هیچ دانشی جایگزین نمی‌شود. شعور با شعر نسبت نزدیکی دارد؛ زیرا شعر قادر است پیچیده‌ترین معانی را منتقل کند و دقیق‌ترین فهم را برانگیزد.

انتقال اهلیت؛ چگونه اصفهانی اصفهانی می‌شود؟

در ادامه، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور به شیوه انتقال اهلیت در جامعه پرداخت و آن را نه حاصل آموزش رسمی، بلکه نتیجه انس و تماس دانست.

وی اظهار کرد: همان‌طور که گویش یزدی یا رشتی را نمی‌توان غلط ادا کرد چون در ساختار وجودی افراد آن مناطق نشسته است، اهلیت نیز از طریق تماس بی‌واسطه با مظاهر فرهنگی منتقل می‌شود.

بهشتی تأکید کرد: زبان‌آموزی از مادر نمونه‌ای بارز از این نوع انتقال است؛ جایی که کودک نخست با خود پدیده مواجه می‌شود و سپس نام آن را می‌آموزد.

اهلیت اصفهانی امری ارادی نیست

وی با اشاره به ماهیت فرهنگی اهلیت در اصفهان اظهار کرد: اهلی شدن در اثر تماس با مظاهر فرهنگی شکل می‌گیرد. این‌گونه نیست که فرد بتواند اراده کند اهل اصفهان بشود یا نشود؛ اهلیت از محیط به انسان منتقل می‌شود و نوعی واگیری فرهنگی دارد. این واگیری در دوره‌های تاریخی اصفهان به دلیل استقرار کامل اهلیت، بسیار قوی عمل می‌کرده است.

بهشتی با اشاره به دوره‌های تاریخی شکوفایی اصفهان تأکید کرد: در زمانی که اهلیت در شهر مستقر بود، ویژگی‌های کیفی اصفهان به‌صورت طبیعی در زندگی جمعی جریان داشت.

وی با بیان اینکه ناصر خسرو در سفرنامه خود لطافت هوای اصفهان را ستوده و حتی ساخت حصار جدید را عاملی برای اختلال در لطافت هوا دانسته، اظهار کرد: طبع اصفهان آن‌قدر لطیف بوده که یک دیوار در حاشیه شهر بر کیفیت هوایش اثر می‌گذاشته است، اما امروز گسترش بی‌رویه کشاورزی در حاشیه زاینده‌رود از ۷۰ هزار هکتار در سال ۱۳۳۵ به بیش از ۵۰۰ هزار هکتار در سال‌های اخیر رسیده، در حالی که میزان آب زاینده‌رود همان است و صنایع بزرگ نیز بر مصرف آن افزوده‌اند. وی این وضعیت را نشانه روشن عدم دوراندیشی و غلبه نگاه کوتاه‌مدت دانست.

اصفهان؛ قله شهرسازی اسلامی

عضو شورای عالی میراث فرهنگی کشور در ادامه با مرور شواهد تاریخی، از یک تکاپوی پنهان در شهرسازی اسلامی یاد کرد: از حدود هزار سال پیش آغاز شده بود و هدف آن رسیدن به الگوی شهر ایرانی به‌عنوان یک دستاورد مستقل بود.

وی گفت: رد پای این تکاپو در تبریز، قزوین و هرات دیده می‌شود و در این شهرها میدان‌سازی‌ها و خیابان‌های محوری نقش تمرینی داشته‌اند، اما تحقق کامل این الگو تنها در اصفهان ممکن شد.

بهشتی افزود: میدان نقش جهان جایی است که شهر اسلامی به‌صورت کامل تحقق پیدا کرد. این میدان ادامه تمرین‌های شهرسازی در تبریز و لشکرگاه هرات است، اما در اصفهان موقعیت تاریخی خود را تثبیت می‌کند و از این نقطه به بعد به رکن ثابت شهرهای ایرانی بدل می‌شود.

وی تأکید کرد: پس از اصفهان، بسیاری از شهرها از جمله سنندج، شیراز دوره کریم‌خانی و تهران دوره قاجار و پهلوی، میدان و چهارباغ را به ارکان اصلی شهرسازی خود افزودند.

بهشتی خیابان چهارباغ را نمونه‌ای بی‌بدیل از تبدیل معبر به مقصد دانست و بیان کرد: چهارباغ تجربه‌ای است که در تبریز و قزوین آغاز شده بود، اما تنها در اصفهان به کمال رسید. این خیابان باغ‌مانند، ساختار ذهن ایرانی را درباره خیابان تغییر داد و خیابان از فضایی صرفاً عبوری به عنصری متعالی و شاعرانه تبدیل شد.

وی با اشاره به پیوند معماری اصفهان با شعر و خیال گفت: اصفهان صحنه‌ای است که ایرانیان در آن قله‌های هنر و صنعت و معماری را فتح کرده‌اند. همان‌طور که پل خواجو شعر بناست، چهارباغ نیز شعر معبر است؛ جایی که عبور به مقصدی زیباشناختی بدل می‌شود.

بهشتی در تشریح مسیر تاریخی تکامل مسجد ایرانی توضیح داد: از آل‌بویه تا سلجوقی، ایلخانی و تیموری، جریان پیوسته‌ای از تحول وجود داشته است که نهایتاً در اصفهان صفوی به شکوفایی کامل می‌رسد.

بهشتی در بخش دیگری از سخنان خود مفهومی کلیدی را مطرح کرد و گفت: ایران سرزمینی مستعد است، اما استعداد در ذات این سرزمین پنهان است و باید با زحمت از قوه به فعل درآورده شود.

وی روستاهای متروکه را مثال زد و اظهار کرد: هنگامی که روستاها رها می‌شوند، زمین‌هایشان دوباره به شورزار تبدیل می‌شود؛ یعنی استعداد بالقوه به‌دلیل فقدان پرستاری به همان حالت اولیه بازمی‌گردد. همین سازوکار در شهر نیز صادق است.

اصفهان از ارتفاع بسیار بلند در حال سقوط است

بهشتی هشدار داد: اصفهان که قله‌های هنر و شهرسازی را فتح کرده بود، امروز در خطرناک‌ترین وضعیت ممکن قرار گرفته است.

وی با بیان اینکه اختلال در اهلیت موجب پشت و رو شدن شهر می‌شود، اظهار کرد: اصفهان از ارتفاع بسیار بلندی در حال خوردن به زمین است و آثار این واژگونی در جای‌جای شهر دیده می‌شود.

حال اصفهانی‌ها خوب نیست چون اهلیت مختل شده است

عضو شورای عالی میراث فرهنگی افزود: هر شهر شبیه اهل خود است. همان‌گونه که خانه‌ای آشفته نشان می‌دهد حال ساکن آن خوب نیست، سیمای امروز اصفهان نیز آشکارا شهادت می‌دهد که حال اهل اصفهان در اهلیت خوب نیست.

وی با بیان اینکه دور اندیشی حاصل اهلیت است، افزود: اصفهانی‌ها زمانی بسیار دوراندیش بوده‌اند و همین دوراندیشی یکی از دلایل شکل‌گیری شهر اسلامی در این منطقه بوده است. اما امروز بسیاری از مردم به نزدیک‌بینی دچار شده‌اند و منافع کوتاه‌مدت را بر منافع بلندمدت ترجیح می‌دهند.

بهشتی با تاکید بر اینکه کوتاه‌بینی امروز، بزرگ‌ترین تهدید برای اصفهان است. اظهار کرد: وقتی منفعت کوتاه‌مدت معیار اصلی تصمیم‌گیری شود، خسارت‌های بلندمدت نادیده گرفته می‌شود؛ حال آنکه ساخت شهر ایرانی و زیست فرهنگی در آن نیازمند همت بلند و نگاه چندنسلی است.

چرا گردشگران کمتر به اصفهان می‌آیند؟

بهشتی در پاسخ به این پرسش که چرا حضور گردشگران در اصفهان کاهش یافته است، از مثالی ساده بهره برد و گفت: تصور کنید گوشه‌ای از خانه‌تان آتش گرفته و دود همه‌جا را پر کرده؛ آیا وقت پذیرایی از مهمان است؟ امروز نیز اصفهان در چنین وضعیتی قرار دارد. گردشگری زمانی رونق دارد که خانه میزبان حالش خوب باشد.

بازگشت به اهلیت، شرط نجات اصفهان

در پایان، بهشتی بار دیگر یادآور شد که اهلیت امری نیست که با اراده یا تصمیم‌گیری ایجاد شود؛ بلکه نتیجه زیستن، انس و تماس با مظاهر فرهنگی است. وی تأکید کرد که اگر سطح تماس مردم با فرهنگ اصیل اصفهان افزایش یابد و فرصت لمس دوباره آن فراهم شود، اهلیت بار دیگر در ناخودآگاه جامعه نصب شده و مسیر آینده شهر تصحیح خواهد شد.

نظرات کاربران

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نرخ ارز

عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار خرید 24759 0 (0%)
یورو خرید 28235 0 (0%)
درهم خرید 6741 0 (0%)
دلار فروش 24984 0 (0%)
یورو فروش 28492 0 (0%)
درهم فروش 6803 0 (0%)
عنوان عنوان قیمت قیمت تغییر تغییر نمودار نمودار
دلار 285000 0.00 (0%)
یورو 300325 0.00 (0%)
درهم امارات 77604 0 (0%)
یوآن چین 41133 0 (0%)
لیر ترکیه 16977 0 (0%)
ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ